امروز، با فاصلهای چند دهساله از آن روزها، هنگامی که به گذشته مینگریم، احساس میکنیم ارزش واقعی آن تجربهها، نه در رنجهایی است که تحمل شد، بلکه در درسهایی است که برای همیشه در جان انسان باقی ماند.
همزمان با فرارسیدن ۲۶ مرداد، سالروز بازگشت قهرمانان وطن و آزادگان به میهن به همین مناسبت خبرنگار ایسنا با پرفوسور علی حقیقی اصل، رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه سمنان و استاد تمام این رشته و از آزادگان قهرمان ایران اسلامی گفتگو انجام داده است که بخش اول آن را امروز می خوانیم.
وی با اشاره به سالروز آزادی خود در سوم شهریور۱۳۶۹ گفت: میخواهم امروز در این گفتگو از خاطرات فاصله بگیرم و از آموزههایی سخن بگویم که اسارت به من هدیه داد، درسهایی که باور دارم میتوانند برای هر انسانی، در هر زمان و هر شرایطی، الهامبخش باشند.
نخستین درس؛ امید را هیچگاه از دست ندهید
پرفسور علی حقیقی اصل گفت: اگر از من بپرسند بزرگترین سرمایه یک اسیر چه بود،میگویم امید، در اردوگاه، هیچکس نمیدانست آزادی چه زمانی فرا خواهد رسید. روزها، ماهها و سالها میگذشت و آینده در هالهای از ابهام بود. اما امید، نیرویی بود که اجازه نمیداد انسان تسلیم شود. آموختم که امید، انتظار منفعلانه نیست؛ بلکه تصمیم آگاهانه برای ادامه دادن است، حتی زمانی که افق روشن نیست.
دومین درس؛ ایمان، تکیهگاه روزهای سخت است
وی افزود: در لحظههایی که هیچ راه ظاهری وجود نداشت، ایمان به خداوند، آرامشی به انسان میبخشید که با هیچ نیروی دیگری قابل مقایسه نبود، نماز، دعا، تلاوت قرآن و یاد خدا، تنها اعمال عبادی نبودند؛ بلکه سرچشمه آرامش، استقامت و حفظ تعادل روحی بودند، امروز نیز هرگاه با دشواری روبهرو میشوم، همان آرامش را در توکل به خداوند جستوجو میکنم.
سومین درس؛ آزادی، پیش از آنکه بیرونی باشد، درونی است
این استاد تمام دانشگاه اضافه کرد: سالها از آزادی گذشته است، اما هنوز باور دارم که انسان میتواند در زندان، آزاده باشد و در اوج آزادی ظاهری، گرفتار اسارت درونی شود. ترس، حرص، غرور، نفرت و ناامیدی، زندانهایی هستند که دیوار ندارند، اما انسان را از درون اسیر میکنند، اسارت به من آموخت که آزادگی، پیش از هر چیز، یک شیوه زندگی است.
چهارمین درس؛ خانواده، بزرگترین نعمت زندگی است
پروفسور حقیقی اصل ادامه داد: دوری از خانواده، ارزش حضور آنان را به من آموخت، در اردوگاه، بارها آرزو میکردیم که تنها چند دقیقه در کنار پدر، مادر، همسر، فرزندان یا خواهر و برادران خود باشیم، پس از آزادی فهمیدم که بسیاری از نعمتهای زندگی، زمانی شناخته میشوند که انسان برای مدتی از آنها محروم شود، از آن روز به بعد، هیچ موفقیتی را بالاتر از آرامش خانواده ندانستهام.
پنجمین درس؛ انسان با دیگران معنا پیدا میکند
وی اضافه کرد: در اسارت، اگر همدلی نبود، تحمل آن سالها بسیار دشوارتر میشد، گاهی تقسیم یک تکه نان، گفتن یک جمله امیدبخش یا مراقبت از بیماری یک همرزم، ارزشی فراتر از هر دارایی مادی پیدا میکرد، همان روزها آموختم که انسان، بدون محبت و همکاری دیگران، زندگی کاملی نخواهد داشت.
ششمین درس؛ صبر، به معنای سکون نیست
رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه سمنان با تأکید بر اینکه بعضی گمان میکنند صبر یعنی دست روی دست گذاشتن، گفت: اما اسارت به من آموخت که صبر، یعنی ادامه دادن، حتی وقتی نتیجه فوری دیده نمیشود، صبر یعنی حفظ امید، انجام وظیفه و نباختن روحیه، این درس، بعدها در مسیر تحصیل، پژوهش و تدریس، بارها به کمک من آمد.
هفتمین درس؛ دانش، راهی برای ساختن آینده است
پروفسور حقیقی اصل همچنین گفت: پس از آزادی، نخستین تصمیم مهم زندگیام، ادامه تحصیل بود، در آن زمان، بیش از همیشه باور داشتم که آینده کشور، نه فقط با قدرت نظامی، بلکه با قدرت علم و اندیشه ساخته میشود، همین باور سبب شد که دانشگاه، ادامه طبیعی مسیر زندگی من باشد، تدریس، پژوهش و تربیت دانشجو، برای من ادامه همان مسئولیتی بود که روزی در دفاع از میهن بر عهده داشتم.
هشتمین درس؛ کرامت انسان، از هر چیز ارزشمندتر است
وی با بیان اینکه در شرایط اسارت، گاهی انسان همه چیز خود را از دست میدهد، گفت: اما اگر عزت نفس و شرافت خود را حفظ کند، هنوز بزرگترین سرمایه را در اختیار دارد، دیدم که چگونه برخی از آزادگان، با وجود همه فشارها، حاضر نشدند از اصول اخلاقی خود دست بکشند، آن روزها فهمیدم که شخصیت انسان، در سختترین شرایط شناخته میشود، نه در روزهای آسایش
نهمین درس؛ هر روز، فرصتی تازه است
این عضو هیئت علمی و استاد تمام دانشگاه سمنان خاطرنشان کرد: وقتی سالهایی از عمر انسان در اسارت سپری میشود، ارزش زمان را بهتر درک میکند، امروز، هر صبح را هدیهای از جانب خداوند میدانم، آموختهام که نباید روزها را در حسرت گذشته یا نگرانی آینده از دست داد، هر روز، فرصتی تازه برای یاد گرفتن، خدمت کردن، دوست داشتن و بهتر شدن است.
دهمین درس؛ خدمت، زیباترین معنای زندگی است
پروفسور حقیقی اصل اذعان داشت: اگر همه سالهای زندگی مرا در یک جمله خلاصه کنند، دوست دارم آن جمله این باشد:"او تلاش کرد هر جا که بود، برای دیگران مفید باشد" چه در جبهه، چه در اردوگاه، چه در دانشگاه و چه در زندگی روزمره، همواره کوشیدهام سهم کوچکی در بهتر شدن زندگی دیگران داشته باشم، امروز باور دارم که ارزش واقعی انسان، به اندازه خدمتی است که به دیگران میکند.

وی خطاب به جوانان فرزندان این سرزمین گفت: شما شاید هرگز صدای آژیر جنگ را نشنیده باشید و سیمهای خاردار اردوگاههای اسارت را ندیده باشید و من از صمیم قلب امیدوارم که هیچگاه نیز چنین تجربهای نداشته باشید، اما زندگی، برای هر نسل، آزمونهای خاص خود را دارد، آزمون شما، شاید نه در میدان جنگ، بلکه در میدان علم، اخلاق، مسئولیت، نوآوری، صداقت و خدمت به مردم باشد، اگر بتوانید در این میدانها سربلند باشید، شما نیز ادامهدهنده همان راهی خواهید بود که نسل ما در روزگار خود پیمود.
رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه سمنان اظهار کرد: احساس میکنم اسارت، اگرچه سالها پیش پایان یافت، اما درسهای آن همچنان با من زندگی میکنند، آن روزها به من آموختند که انسان، میتواند در اوج سختی نیز امید داشته باشد، میتواند در میان رنج، مهربان بماند، میتواند در محدودیت، آزاد بیندیشد و میتواند پس از هر شکست ظاهری، دوباره برخیزد و آیندهای تازه بسازد.
پروفسور حقیقی اصل ادامه داد: اگر این گفتگو، تنها یک پیام برای خواننده داشته باشد، دوست دارم آن پیام این باشد: زندگی، انسان را بارها میآزماید، اما آنچه سرنوشت او را میسازد، نه شدت سختیها، بلکه شیوه ایستادن او در برابر آنهاست و من، همه آنچه را که از سالهای جنگ، اسارت، آزادی و زندگی آموختهام، در یک جمله خلاصه میکنم "ایمان، امید، علم، اخلاق و خدمت به مردم، پنج ستون اصلی یک زندگی شرافتمندانه و ماندگار هستند.
بخش دوم این گفتگو در روزهای آینده منتشر می شود...
انتهای پیام

