علی سلامات در گفت و گو با ایسنا، درباره تغییر در راس کادرفنی نفت آبادان در فاصله چهار هفته مانده به پایان لیگ یک، اظهار کرد: در تحلیل رخدادهای اخیر باشگاه صنعت نفت آبادان، نباید صرفاً به یک تصمیم مدیریتی یا تغییر در کادر فنی پرداخت، بلکه ضروری است این تحولات در چارچوب نظام حکمرانی فوتبال ایران، بهویژه ساختار مدیریتی باشگاههای دولتی و وابسته، مورد واکاوی و تحلیل قرار گیرد.
او ادامه داد: واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از باشگاههای فوتبال ایران همچنان با رویکردی اداری، بروکراتیک و غیرتخصصی اداره میشوند و هنوز فاصله قابل توجهی با الگوهای نوین حکمرانی و مدیریت حرفهای باشگاهداری دارند. در چنین ساختاری، گاه حفظ موقعیتهای مدیریتی، ملاحظات سازمانی و الزامات اداری، بر منافع راهبردی باشگاه، مطالبات هواداران و ضرورتهای فنی و ورزشی تقدم پیدا میکند. طبیعی است که در این شرایط، بخشی از تصمیمات کلان باشگاهها نیز الزاماً بر پایه منطق حرفهای فوتبال اتخاذ نشود.
این پیشکسوت فوتبال خوزستان بیان کرد: از سوی دیگر، ارزیابی عملکرد کادر فنی در باشگاههای حرفهای، فرآیندی مستمر، نظاممند و مبتنی بر شاخصهای علمی و تخصصی است. عملکرد سرمربی و کادر فنی باید از ابتدای فصل، توسط کمیتههای فنی مستقل و متخصص، بر اساس شاخصهای از پیش تعیینشده مورد پایش و ارزیابی قرار گیرد. چنین فرآیندی، ضمن ایجاد شفافیت سازمانی، امکان تحلیل دقیق عملکرد را برای مدیران، هواداران، رسانهها و کارشناسان فراهم میآورد و از تبدیل تصمیمات مدیریتی به اقدامات ناگهانی و شوکآور جلوگیری میکند.
او همچنین عنوان کرد: در شرایطی که تصمیم به تغییر سرمربی در نفت آبادان اتخاذ میشود، انتظار میرود مدیریت باشگاه بهصورت شفاف و مسئولانه اعلام کند که این تصمیم بر اساس کدام شاخصهای فنی، مدیریتی و راهبردی اتخاذ شده است. افکار عمومی، هواداران و جامعه کارشناسی فوتبال حق دارند بدانند که آیا این تصمیم حاصل یک فرآیند ارزیابی علمی و کارشناسی بوده است یا عوامل و ملاحظات دیگری در آن نقش داشتهاند. شفافیت در فرآیند تصمیمگیری، علاوه بر افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، از شکلگیری شایعات، برداشتهای احساسی و تنشهای غیرضروری نیز جلوگیری خواهد کرد.
سلامات در ادامه گفت: نکته قابل تأمل آن است که عملکرد کلی تیم صنعت نفت آبادان تحت هدایت آقای پورموسوی، در بخش عمده فصل، از منظر نتایج کسبشده، حفظ تیم در چرخه رقابت و مدیریت شرایط مسابقات، قابل قبول ارزیابی میشود و نمیتوان صرفاً بر اساس نتایج چند هفته پایانی، درباره عملکرد یک فصل کامل قضاوت قطعی و نهایی انجام داد. در صورتی که تیم در مقاطع پایانی با افت عملکرد مواجه شده باشد، وظیفه مدیریت حرفهای، پیش از هرگونه تصمیمگیری، ریشهیابی علمی و دقیق عوامل فنی، مدیریتی، روانشناختی و ساختاری این افت است.
او بیان کرد: با توجه به سوابق، تجربیات و دانش فنی آقای پورموسوی در فوتبال ایران، انتظار میرود تصمیمات مدیریتی نیز بر پایه اصول حرفهای، مطالعات کارشناسی، برنامهریزی راهبردی و نگاه بلندمدت اتخاذ شود.
این پیشکسوت با بیان اینکه تجربه فوتبال حرفهای جهان نشان داده است که شفافیت در فرآیند ارزیابی، اطلاعرسانی تدریجی، بهرهگیری از نظامهای کارشناسی و پاسخگویی مدیریتی، از مهمترین مؤلفههای حکمرانی مطلوب در باشگاههای ورزشی محسوب میشوند، ادامه داد: در مقابل، تصمیمات ناگهانی و فاقد اقناع افکار عمومی، بهویژه در باشگاههای پرهوادار، معمولاً منجر به تشدید بحرانهای مدیریتی و افزایش تنشهای اجتماعی میشود.
او عنوان کرد: همانگونه که بسیاری از صاحبنظران، کارشناسان و پیشکسوتان فوتبال آبادان نیز بارها تأکید کردهاند، باشگاهی که با سازوکارهای صرفاً اداری و غیرحرفهای اداره شود، ناگزیر با چالشهای متعدد مدیریتی، فنی و ساختاری مواجه خواهد شد. از این رو، مسئله اصلی، صرفاً تغییر یک مدیر یا یک سرمربی نیست، بلکه ضرورت اصلاح نظام حکمرانی، استقرار مدیریت حرفهای و اولویتبخشی به منافع باشگاه و هواداران است.
سلامات تاکید کرد: تا زمانی که باشگاههای فوتبال ایران، بهویژه باشگاههای دولتی، از مدیریت سنتی، اداری و غیرپاسخگو به سمت حکمرانی حرفهای، شفاف، پاسخگو و مبتنی بر شایستهسالاری حرکت نکنند، تکرار چنین بحرانهایی، امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
انتهای پیام
