صدای آژیر آمبولانس، برای بسیاری تنها نوایی است که در هیاهوی خیابانها شنیده میشود، اما پشت همین صدا، روایت انسانهایی نهفته است که هر بار با به صدا درآمدن تلفن مرکز فوریتهای پزشکی، زندگی خود را ناتمام رها میکنند تا شاید زندگی دیگری ناتمام نماند، انسانهایی که میان اشک و خون، فریاد و اضطراب، دود و آتش، جادههای مرگ و کوچههای حادثه، هر روز و هر شب با مرگ چشم در چشم میشوند تا به زندگی فرصت دوبارهای ببخشند.
کارکنان فوریتهای پزشکی، شب و روز، گرما و سرما، تعطیل و غیرتعطیل نمیشناسند، آنان برای نجات جان انسانها میدوند، اما گاه در همان صحنهای که برای کمک حاضر شدهاند، به جای قدردانی، هدف خشم، بیمهری و ناسزا قرار میگیرند.
آنان فرشته نیستند، اما فرشتهوار به یاری انسانها میشتابند، قهرمان نیستند، اما قهرمانانه از دل خطر عبور میکنند، لباس سفید بر تن دارند، اما بار سنگین درد، رنج و اندوه هزاران خانواده را بر دوش میکشند، شغل فوریتهای پزشکی، تنها یک حرفه نیست، بلکه پیمانی است با انسانیت، تعهدی است که ساعت، تقویم، تعطیلی، سرما، گرما، خستگی و حتی امنیت شخصی را به رسمیت نمیشناسد.
در آن سوی هر تماس با اورژانس، داستانی تلخ در جریان است، کودکی که نفسهایش به شماره افتاده، مادری که پشت در اتاق انتظار برای عزیزش اشک میریزد، جوانی که در پیچ جاده میان آهن پارههای خودرو گرفتار شده، سالمندی که قلبش دیگر توان ادامه دادن ندارد یا حادثهای که در یک چشم برهم زدن، آرامش یک خانواده را بر هم زده است، در چنین لحظاتی، نیروهای فوریتهای پزشکی نخستین کسانی هستند که خود را به میدان میرسانند، ثانیههایی که برای دیگران فقط زمان است، برای آنان مرز میان مرگ و زندگی محسوب میشود.
اما کمتر کسی میداند پشت لبخندهای آرام و چهرههای خونسرد این امدادگران، چه حجم عظیمی از فشارهای روحی، خستگیهای جسمی و زخمهای پنهان نهفته است، آنان هر روز با صحنههایی روبرو میشوند که دیدن حتی یکبار آن، شاید تا سالها ذهن هر انسانی را درگیر کند، پیکرهای بیجان، کودکان آسیبدیده، خانوادههای داغدار، تصادفهای دلخراش، غرقشدگی، سوختگی، سکته، سقوط و دهها حادثه تلخ دیگر که بخشی از روزمرگی شغلی آنان شده است.
تلختر آن که گاهی سختترین مأموریت این ناجیان، نه مقابله با مرگ، بلکه تحمل بیمهری انسانهایی است که برای نجاتشان آمدهاند، خانوادههایی که در التهاب و شوک حادثه، ناخواسته خشم و درماندگی خود را بر سر امدادگران خالی میکنند، فریاد میزنند، ناسزا میگویند، یقه میگیرند و حتی دست به خشونت فیزیکی میزنند، بیآنکه بدانند دستانی را میآزارند که تنها برای نجات عزیزانشان به سوی آنان دراز شده است.
نیروهای فوریتهای پزشکی، نه مسبب حادثهاند و نه قادر به انجام معجزه، آنان با تمام توان علمی، مهارت، تجهیزات و تجربه خود تلاش میکنند جان انسانها را نجات دهند، اما گاهی در میانه عملیات احیا، انتقال مصدوم یا امدادرسانی، خود قربانی خشونت، توهین و بیاحترامی میشوند.
این در حالیست که ساعتهای طولانی شیفت، کمبود نیرو، مأموریتهای پیدر پی، دوری از خانواده، حضور در شرایط سخت جوی، خطر ابتلا به بیماریهای واگیردار، احتمال تصادف در مسیر مأموریت و مواجهه مداوم با بحرانهای روحی، تنها بخشی از دشواریهای این حرفه است، حرفهای که شاید کمتر شغلی بتواند چنین حجم سنگینی از مسئولیت، استرس و خطر را همزمان بر دوش بکشد.
با وجود همه این سختیها، آنان باز هم با شنیدن نخستین زنگ مأموریت، بیدرنگ راهی میشوند، بیآنکه بدانند مقصد، صحنه یک تصادف مرگبار است یا احیای کودکی که هنوز فرصت زندگی نیافته است، بیآنکه بدانند سالم به خانه بازمیگردند یا نه و بیآنکه چشمانتظار تشویق یا قدردانی باشند، تنها امیدشان این است که بیماری دوباره نفس بکشد، قلبی دوباره بتپد و خانوادهای از داغدار شدن نجات پیدا کند.

کارشناسان اورژانس در صحنههای حادثه در معرض آسیبهای روحی و جسمی قرار دارند
احمد برجیان، کارشناس فوریتهای پزشکی با سابقه ۱۸ ساله فعالیت در اورژانس در گفتوگو با ایسنا در خصوص تفاوت این شغل با سایر مشاغل، اظهار کرد: مهمترین نکته در این شغل این است که کارشناسان فوریتهای پزشکی زمانی با مردم مواجه میشوند که مردم برای نجات جان خود و عزیزانشان در حال تلاش هستند و قطعا حضور کارشناسان اورژانس در صحنه برای یاری رساندن به مردم برای نجات جانشان، این شغل را با سایر مشاغل متمایز میکند.
وی افزود: کارشناسان فوریتهای پزشکی حق هیچگونه اشتباهی را در زمان ارائه خدمات ندارند، زیرا این اشتباه جبرانناپذیر است، در سایر مشاغل، اشتباه جبران میشود، اما این شغل مستقیم بر جان انسانها تاثیر دارد و کوچکترین اشتباه میتواند عوارضی را برای بیمار بجا بگذارد، کارشناس اورژانس باید در کنار علم، مهارت کافی برای نجات جان انسانها را داشته باشد و این مسئله چالشبرانگیز است، فردی که وارد این شغل میشود، باید در کنار علم و سواد، روحیه و اخلاق برای ادامه مسیر را نیز داشته باشد، زیرا این شغل سختیهای خاص خود را دارد
برجیان در ادامه در خصوص تاثیر کمبود نیرو و تجهیزات بر کیفیت خدمات اورژانس، توضیح داد: قطعا این دو مورد بر کیفیت ارائه خدمات اورژانس تاثیرگذار است، وجود نیروی کاری موجب میشود، تقسیم کار به درستی انجام شود و فرد بتواند در زمان استاندارد فعالیت خود را در شیفت کاری به اتمام برساند و استراحت کافی را نیز داشته باشد و همچنین دچار فرسودگی شغلی و جسمی نیز نشود، تجهیزات کافی و بروز نیز میتواند بر روند ارائه خدمات تاثیر بسزایی داشته باشد.
کارشناس فوریتهای پزشکی با اشاره به خطراتی که جان نیروهای اورژانس را تهدید میکند، گفت: گاهی امکان دارد در زمان حادثه افراد حاضر در صحنه شرایط روحی مناسبی نداشته باشد، برخی از این افراد جزو نزدیکان فرد حادثهدیده هستند، بنابراین رفتارهای پرخاشگرانه بهعلت فشارهای روحی ناشی از حادثه معقول است، اما برخی افراد هیچ نسبتی با فرد مصدوم و حادثهدیده ندارند و پس از وقوع حادثه در صحنه حاضر شدهاند و در روند خدماترسانی اختلال ایجاد میکنند، گاهی بهعلت کمبود نیرو، از سایر پایگاهها اعلام کمک میشود و امکان دارد، دلیل تاخیر در رسیدن نیروهای فوریتهای پزشکی به محل حادثه، فاصله پایگاه تا محل حادثه باشد، همچنین بیاطلاعی مردم از ماموریت اورژانس و نحوه خدمات، باعث ایجاد تنش در محل میشود، آمبولانس اورژانس درمانگاه نیست و نمیتواند تمام خدمات درمانی را در محل ارائه دهد، عمدتا تجمع افراد در زمان ارائه خدمات باعث بروز اختلال در ارائه خدمات میشود.
وی بیان کرد: کارشناسان اورژانس در صحنههای حادثه در معرض آسیبهای روحی و جسمی قرار دارند، گاهی شاهدیم در صحنه به نیروهای اورژانس و آمبولانس با پرتاب اشیا، سنگ و ... آسیب وارد میشود و در برخی موارد تجهیزات اورژانس نیز در ماموریت مورد سرقت قرار میگیرد.
برجیان در ادامه با بیان اینکه کارشناسان فوریتهای پزشکی جزو اولین نفراتی هستند که در زمان حادثه برای امدادرسانی به محل میرسند، گفت: در این مواقع برخی صحنهها بسیار ناگوار هستند، اما چیزی به نام کنار آمدن با صحنههای ناگوار وجود ندارد، تمام این صحنهها با جزئیات در ذهن یک کارشناس اورژانس تا سالیان سال باقی میماند، اما این شغل افرادی را میخواهد که بتواند ذهن خود را قوی کند، در غیر این صورت دچار فرسودگی روحی و جسمی خواهد شد، همچنین فرد باید توانایی به چالش کشیدن خود را نیز داشته باشد، دانشگاهها در پذیرش نیروهای اورژانس با چالش مواجه هستند، برخی افراد پس از مدتی از شغل خود کنارهگیری کردهاند، زیرا نتوانستهاند خود را با این شغل وفق دهند.
شرایط کاری نیروهای اورژانس در مناطق صعبالعبور دشوارتر است
عیسی ابراهیمیفر، رئیس فوریتهای پزشکی شهرستان کوهرنگ در گفتوگو با ایسنا در خصوص چالشهای این شغل، اظهار کرد: این شهرستان یکی از شهرستانهای کمبرخوردار و کوهستانی در چهارمحال و بختیاری محسوب میشود، بنابراین شرایط کاری نیروهای اورژانس ۱۱۵ نسبت به سایر شهرستانها تا حدودی متفاوتتر و دشوارتر است.
وی با بیان اینکه شهرستان کوهرنگ شرایط شهرستان کوهرنگ در نیمه اول سال و نیمه دوم سال کاملا متفاوت است، توضیح داد: در نیمه اول سال، بهعلت آبوهوای مطبوع و وجود مراکز توریستی و تفریحی، گردشگران بسیاری به این منطقه سفر میکنند، بنابراین در این بازه زمانی نیروهای اورژانس با حوادثی مانند غرقشدگی، حوادث جادهای، حوادث کوهستان، حمله خرس، امدادرسانی به مادران باردار و ... روبرو هستند، صعبالعبور بودن مناطق موجب شده تا امدادرسانی نیروهای فوریتهای پزشکی با دشواری روبرو شود و فرسودگی ناوگان اورژانس نیز در این شهرستان بالا است، در نیمه دوم سال نیز بارش شدید برف و باران نیز برای امدادرسانی چالشهای فراوانی را ایجاد میکند.
ابراهیمیفر با اشاره به فشارهای روحی و جسمی وارده به کارشناسان فوریتهای پزشکی در انجام ماموریتها، بیان کرد: اورژانس ۱۱۵ دارای مقررات پیچیده و زیادی است، در حوادثی مانند نیاز به احیای قلبی، ریوی، غرقشدگی، مسمومیتها، تصادفات و .... نیروها تحت فشار روحی و روانی قرار میگیرند و برای ادامه فعالیت نیاز به بازتوانی دارند که دورههایی در این راستا برگزار میشود.
رئیس فوریتهای پزشکی شهرستان کوهرنگ افزود: کارشناسان اورژانس ۱۱۵، عمدتا در ماموریتهای خود با صحنههای ناگوار مواجه میشوند، بنابراین افراد قبل از ورود به این شغل، باید تستهای روانشناختی را پشت سر بگذارند، افراد در کنار آمادگی جسمی، مهارت علمی، باید آمادگی روحی لازم را برای ورود به این شغل داشته باشند تا بتوانند تابآوری بالایی در ارائه خدمت داشته باشند.
وی در خصوص تاثیر کمبود نیرو و تجهیزات اورژانس بر کیفیت ارائه خدمات به بیماران، بیان کرد: قطعا این موارد بر افزایش راندمان و کیفیت خدمات تاثیرگذار است، کارشناسان اورژانس بدون تجهیزات نمیتوانند خدمات مناسبی ارائه دهند، خوشبختانه ناوگان اورژانس در چهارمحال و بختیاری، وضعیت مناسبتتری نسبت به استانهای همتراز دارد، نواقص مرحله به مرحله رفع شده و سایر نواقص نیز باید با همدلی رفع شود.
ابراهیمیفر خاطرنشان کرد: اصطحلاک ناوگان حمل و نقل اورژانس ۱۱۵ در شهرستان کوهرنگ، بهعلت صعبالعبور بودن منطقه بالا است، قطعا همراهی از مرکز چهارمحال و بختیاری موجب شده تا خدماترسانی به مردم متوقف نشود.
رئیس فوریتهای پزشکی شهرستان کوهرنگ در خصوص برخورد مردم در صحنههای حوادث با نیروهای اورژانس، یادآور شد: از قدیمالایام خدمات اورژانس برای مردم به درستی تبیین نشده بود، در سالهای اخیر با آگاهیرسانی مقبولیت سازمان اورژانس بالاتر رفته است، اما کماکان نیروها با چالشهایی مواجه هستند، برای مثال در یک اعزام، اگر تعداد مصدومان بالا باشد، آمبولانس نیز به تعداد کافی نباشد، امکان دارد نیروهای اورژانس ۱۱۵، در اولویتبندی مصدومان و ارائه خدمات با چالش مواجه شوند، زیرا مردم عمدتا در این حوادث شرایط روحی مناسبی ندارند و امکان دارد در صحنه شرایط را برای امدادرسانی دشوار کنند.
وی خاطرنشان کرد: کارشناسان اورژانس عمدتا با چالشها و ماموریتهای دشواری در طول دوره خدمت خود مواجه شدهاند که همواره امکان دارد این خاطره ناگوار در ذهن آنها باقی بماند، در سالجاری اعضای یک خانواده در یک استخر کشاورزی که به صورت غیرقانونی در شهر چلگرد احداث شده بود، دچار حادثه غرقشدگی شدند، در این حادثه پنج نفر از اعضای یک خانواده جان خود را از دست دادند که این حادثه بسیار متاثرکننده بود و قطعا این حادثه تا سالها در ذهن کارشناسان حاضر در محل باقی خواهد ماند.
ابراهیمیفر در پایان تاکید کرد: شهرستان کوهرنگ دارای آبهوای متعدل، چشمههای خروشان و طبیعت بکر است، از شهروندان دعوت میشود به این شهرستان سفر کنند، اما در خواهشمندیم در زمان سفر نکات ایمنی را در کوهنوردی، استقرار در حاشیه رودخانهها و چشمهها رعایت و از ظرفیت مردم بومی برای مسیریابی استفاده کنند، همچنین به رودخانههای خروشان نزدیک نشوند.

به گزارش ایسنا، فوریتهای پزشکی، شغلی است که ارزش واقعی آن را تنها کسانی درک میکنند که در سختترین لحظات زندگی، صدای آژیر آمبولانس را شنیده و رسیدن بهموقع آن را معجزهای برای ادامه حیات عزیزانشان دانستهاند، با این حال، این قهرمانان خاموش همچنان در سایه ماندهاند، ناجیان گمنامی که هر روز برای نجات جان دیگران از جان، آرامش، سلامت و حتی امنیت خود مایه میگذارند، اما سهمشان از این همه ایثار، گاه تنها بیتوجهی، قضاوتهای ناعادلانه و زخمی است که نه بر جسم، بلکه بر قلبشان نقش میبندد.
در لحظاتی که خانوادهها از شدت نگرانی، داغدار یا آشفتهاند، فشار روانی حادثه گاهی به خشونت کلامی و حتی فیزیکی علیه امدادگران ختم میشود، مردان و زنانی که نه مقصر حادثهاند و نه توان معجزه دارند، اما باید همزمان با تلاش برای احیای جان یک انسان، ضربههای زبان و گاهی مشت و لگد کسانی را تحمل کنند که اندوه و اضطراب، تاب و توانشان را ربوده است.
بنابراین باید به این نکته توجه داشت که کارشناسان اورژانس در صحنه و برای نجات بیمار، نیازمند آرامش و تمرکز هستند و ایجاد تنش میتواند جان عزیزانمان را به خطر بیاندازد، همچنین ضرورت دارد قانون برای حمایت از نیروهای اورژانس قوانین سختگیرانهتری را وضع کند.
انتهای پیام
