مصطفی خوشنویس در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به موضوع تولید و کاشت نهال در کشور اظهار کرد: حتی اگر بتوانیم چند میلیارد نهال تولید کنیم، این اقدام باید بر اساس اصول و چارچوبهای فنی و جنگلداری انجام شود، چراکه تولید نهال به خودی خود هدف نیست، بلکه باید مقدمهای برای احیای درست عرصههای طبیعی باشد.
وی افزود: پیش از آنکه برنامه تولید نهال آغاز شود، باید عرصههای مناسب برای جنگلکاری در قالب طرحهای جنگلداری و احیای جنگل مشخص، گونههای مناسب هر منطقه انتخاب و زمانبندی اجرای عملیات نیز تعیین شود.
این پژوهشگر محیط زیست ادامه داد: هر گونه گیاهی دوره رشد مشخصی دارد؛ برخی نهالها پس از یک سال قابلیت انتقال به عرصه را پیدا میکنند، برخی دیگر به دو، سه یا حتی چهار سال زمان نیاز دارند. بنابراین باید از چند سال قبل، متناسب با برنامههای احیای هر منطقه، تولید نهال آغاز شود تا در زمان مناسب در اختیار طرحهای جنگلکاری قرار گیرد.
خوشنویس با بیان اینکه تولید نهال بدون تعریف جایگاه نهایی آن، اقدامی فنی و اصولی نیست، گفت: اگر ابتدا نهال تولید شود و بعد به دنبال پیدا کردن محل کاشت آن باشیم، ممکن است نهالهایی تولید شوند که با شرایط طبیعی منطقه سازگار نباشند یا امکان استقرار موفق آنها وجود نداشته باشد.
وی با تأکید بر اهمیت استفاده از گونههای بومی در عرصههای طبیعی اظهار کرد: نگاه اصلی در جنگلکاری باید بر استفاده از گونههایی باشد که هزاران سال در زیستبوم ایران پایدار ماندهاند و با شرایط اقلیمی و خاک هر منطقه سازگاری دارند.
وی افزود: در کشور گونههای بسیار ارزشمندی وجود دارد که ظرفیت بالایی برای احیای طبیعی دارند، اما در بسیاری از نهالستانها کمتر تولید میشوند. در مناطق جنوبی کشور گونههایی مانند برخی انواع آکاسیاهای بومی، استبرق و اسکنبیل، در مناطق زاگرسی گونههای ارزشمند بلوط، بنه و ارژن و در مناطق ایرانتورانی نیز گونههایی مانند سماق و طوس از جمله ظرفیتهای طبیعی کشور هستند که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند.
خوشنویس با اشاره به تولید برخی گونههای غیر بومی در نهالستانها گفت: گونههایی مانند زیتون تلخ، آکاسیا و برخی گونههای دیگر ممکن است در فضای سبز شهری، حاشیه جادهها یا محیطهای انسانساخت کاربرد داشته باشند، اما در عرصههای طبیعی نمیتوانند جایگزین گونههایی شوند که طی هزاران سال با شرایط محیطی ایران سازگار شدهاند.
وی در ادامه به اهمیت روش بذرکاری در احیای جنگلها اشاره کرد و گفت: در بسیاری از برنامههای جدید جنگلکاری، متخصصان ترجیح میدهند در برخی مناطق به جای تولید نهال و انتقال آن به عرصه، از بذرکاری مستقیم استفاده شود؛ زیرا نهالی که از بذر در طبیعت رشد میکند، معمولاً ساختار ریشهای قویتر و سازگاری بیشتری با شرایط محیطی دارد.
این فعال محیط زیست افزود: گونههایی مانند انواع بادامها، بادامک، بادامچه، تنگرس و بسیاری از گونههای بلوط میتوانند با بذرکاری مستقیم احیا شوند. این روش علاوه بر کاهش هزینهها، دخالت انسانی در طبیعت را نیز کمتر میکند.
وی ادامه داد: در برخی موارد، هزینه تولید نهال، انتقال، کاشت و مراقبت از آن چندین برابر بذرکاری است، ضمن اینکه برای نگهداری نهالهای کاشتهشده ممکن است نیاز به آبرسانی باشد که خود میتواند فشار مضاعفی بر منابع طبیعی وارد کند.
خوشنویس با اشاره به وضعیت منابع طبیعی استان البرز و سایر مناطق کشور اظهار کرد: تمام پهنههای منابع طبیعی کشور نیازمند حفاظت و حمایت بیشتری است و این موضوع محدود به یک استان خاص نیست.
وی یکی از عوامل مهم تخریب مراتع را چرای بیش از ظرفیت دام عنوان کرد و گفت: ورود زودهنگام دام به مراتع و افزایش تعداد دام نسبت به توان طبیعی مرتع، علاوه بر آسیب به گیاهان علفی، به درختچهها و گونههای بومی نیز آسیب میزند.
وی توضیح داد: زمانی که خاک بر اثر چرای شدید دام فشرده میشود، نفوذ آب کاهش پیدا میکند و رطوبت مورد نیاز گیاهان و درختچههای بومی تأمین نمیشود؛ در نتیجه گونههایی که سالها در این مناطق پایدار بودهاند، به تدریج ضعیف شده و روند زوال و خشکیدگی آنها آغاز میشود.
خوشنویس با تأکید بر ضرورت مدیریت علمی مراتع گفت: تعادل دام و مرتع باید با یک برنامه جامع انجام شود. در بسیاری از کشورهای دیگر، دامداری در مراتع بر اساس برنامههای مدیریتی انجام میشود و دام برای مدتی از یک عرصه خارج میشود تا پوشش گیاهی فرصت بازسازی پیدا کند.
وی در پایان تأکید کرد: آینده منابع طبیعی کشور به تصمیمهای علمی و مدیریتی امروز وابسته است و باید در کنار حفاظت از عرصهها، الگوی جنگلکاری نیز به سمت استفاده از گونههای بومی، شناخت دقیق زیستبومها و روشهایی حرکت کند که بیشترین هماهنگی را با طبیعت دارند.
انتهای پیام
