به گزارش ایسنا، به نقل از مدیریت ارتباطات و اطلاع رسانی معاونت امور بین الملل قوه قضائیه و ستاد حقوق بشر، ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران در یادداشتی با عنوان «حقوق بشر آمریکایی؛ روایتی از استانداردهای دوگانه و قربانیان فراموششده» نوشت:
هر سال با فرارسیدن هفته بازخوانی و افشای حقوق بشر آمریکایی، فرصتی فراهم میشود تا بار دیگر فاصله میان ادعاهای پرطمطراق ایالات متحده آمریکا در دفاع از حقوق بشر و عملکرد واقعی این کشور در عرصه بینالمللی مورد واکاوی قرار گیرد. کشوری که دهههاست خود را پرچمدار آزادی، عدالت و حقوق بشر معرفی میکند، در عمل بارها نشان داده است که این مفاهیم را نه به عنوان ارزشهایی جهانشمول، بلکه به مثابه ابزاری برای تأمین منافع سیاسی و راهبردی خود به کار میگیرد.
واقعیّت آن است که حقوق بشر در سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه یک اصل ثابت باشد، تابعی از ملاحظات سیاسی است. هر جا منافع واشنگتن اقتضا کند، نقض گسترده حقوق انسانها نادیده گرفته میشود و هر جا لازم باشد بر کشوری فشار وارد شود، پرونده حقوق بشر به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل میگردد. همین رویکرد دوگانه موجب شده است که مفهوم «حقوق بشر آمریکایی» در افکار عمومی جهان به نمادی از تبعیض، گزینشگری و بهرهبرداری سیاسی از ارزشهای انسانی تبدیل شود.
ملّت ایران نیز طی دهههای گذشته از قربانیان این سیاست بوده است. از حمایت آمریکا از رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی و سکوت در برابر بمباران شیمیایی سردشت گرفته تا حادثه دردناک ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو وینسنس، اعمال تحریمهای گسترده اقتصادی، ترور دانشمندان هستهای و فرماندهان نظامی کشور و دهها اقدام دیگر، همگی در کارنامه کشوری ثبت شده است که مدعی دفاع از حقوق بشر است.
امروز اما ابعاد این تناقض بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. در حالی که آمریکا در مجامع بینالمللی خود را مدافع حقوق ملّتها معرفی میکند، از یک سو با اعمال تحریمهای یکجانبه، دسترسی میلیونها انسان به دارو، تجهیزات پزشکی و نیازهای اولیه زندگی را محدود میسازد و از سوی دیگر با حمایت سیاسی، نظامی و مالی از رژیم صهیونیستی، در برابر نقض گسترده حقوق بشر سکوت اختیار میکند.
جنایات صورت گرفته در غزه طی ماههای اخیر، بارزترین نمونه این استاندارد دوگانه است. هزاران زن و کودک فلسطینی در حملات بیوقفه جان خود را از دست دادهاند، زیرساختهای حیاتی، بیمارستانها، مدارس، اردوگاههای آوارگان و مراکز امدادرسانی هدف حملات قرار گرفتهاند و میلیونها انسان در معرض گرسنگی، آوارگی و بحران انسانی قرار دارند. با این حال، آمریکا نه تنها اقدامی مؤثر برای توقف این فاجعه انجام نداده، بلکه با حمایتهای سیاسی و نظامی خود، زمینه تداوم این جنایات را فراهم کرده است. وتوی قطعنامههای آتشبس در شورای امنیت و استمرار ارسال تسلیحات به رژیم صهیونیستی، گواه روشنی بر این واقعیّت است.
این وضعیت تنها به فلسطین محدود نمیشود. در لبنان نیز حملات مکرّر به مناطق مسکونی، شهادت شهروندان غیرنظامی و تخریب زیرساختهای عمومی در سایه حمایت آشکار قدرتهای غربی ادامه یافته است. در چنین شرایطی، ادعای دفاع از حقوق بشر و کرامت انسانی از سوی آمریکا بیش از هر زمان دیگری با تردیدهای جدّی مواجه شده است.
در همین چارچوب، تجاوزات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران نیز جلوه دیگری از همین رویکرد متناقض را به نمایش گذاشت. حملاتی که به شهادت و مجروحیت شماری از شهروندان غیرنظامی انجامید و بار دیگر نشان داد که جان انسانها در محاسبات سیاسی مدعیان حقوق بشر جایگاه یکسانی ندارد.
یکی از تلخترین نمونههای این جنایات، حمله به مدرسه «شجره طیبه» در میناب بود؛ حادثهای دردناک که به شهادت و مجروحیّت جمعی از کودکان و غیرنظامیان انجامید و احساسات ملّت ایران را جریحهدار کرد. همچنین حمله به سالن ورزشی لامرد و هدف قرار دادن اماکنی که محل حضور شهروندان عادی بود، نمونهای آشکار از بیاعتنایی به اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و مصونیّت غیرنظامیان در زمان درگیریها به شمار میرود.
در کنار این اقدامات، ترور دانشمندان و نخبگان علمی کشور نیز از جمله مصادیق آشکار نقض حق حیات و امنیّت انسانی است. دانشمندانی که نه در میدان جنگ، بلکه صرفاً به دلیل نقش علمی و تخصّصی خود هدف عملیات تروریستی قرار گرفتند. این اقدامات علاوه بر نقض حقوق بنیادین افراد، تعرض به حق توسعه علمی ملّتها و تلاش برای جلوگیری از پیشرفت کشورهای مستقل محسوب میشود.
از سوی دیگر، کارنامه حقوق بشری آمریکا در داخل مرزهای این کشور نیز چندان قابل دفاع نیست. تبعیض نژادی ساختاری علیه سیاهپوستان و اقلیّتها، خشونت گسترده پلیس، بحران مهاجران، شرایط نامناسب زندانها، خشونت مسلحانه، نقض حقوق زنان و محدودیّتهای اعمال شده علیه آزادی بیان و تجمعات مسالمتآمیز، تنها بخشی از واقعیتهایی است که سالهاست مورد انتقاد نهادهای حقوق بشری قرار دارد. برخوردهای خشن با دانشجویان و استادان معترض به جنایات غزه نیز نشان داد که آزادی بیان در آمریکا تا جایی پذیرفته میشود که با سیاستهای رسمی دولت در تعارض نباشد.
هفته حقوق بشر آمریکایی فرصتی برای یادآوری این واقعیت است که معیار سنجش پایبندی دولتها به حقوق بشر، عملکرد آنهاست نه شعارهایشان. امروز از غزه و بیروت تا تهران، میناب و لامرد، قربانیان بسیاری وجود دارند که نامشان در گزارشهای رسمی مدعیان حقوق بشر کمتر دیده میشود. قربانیانی که نشان میدهند حقوق بشر در نگاه قدرتهای سلطهگر، نه یک اصل انسانی، بلکه ابزاری برای اعمال فشار و تأمین منافع سیاسی است.
تجربه دهههای گذشته ثابت کرده است که تا زمانی که معیارهای دوگانه بر نظام بینالملل حاکم باشد، نمیتوان انتظار تحقق عدالت و حمایت واقعی از کرامت انسانی را داشت. دفاع حقیقی از حقوق بشر زمانی معنا پیدا میکند که جان انسانها، فارغ از ملیّت، مذهب، نژاد و موقعیّت جغرافیایی، ارزشی برابر داشته باشد؛ اصلی که متأسفانه در سیاستهای آمریکا و متحدانش کمتر نشانی از آن دیده میشود.
انتهای پیام
