یدالله ایزدی در گفتوگو با ایسنا، به مناسبت چهلمین سالگرد آغاز عملیات «کربلای ۱ » و آزادسازی مهران، این عملیات را از جنبههای گوناگون تحلیل و بررسی کرد. ایزدی میگوید: عملیات را باید در بستر تحولات جنگ در آن مقطع زمانی بررسی کرد تا اهمیت واقعی این رویداد بهدرستی شناخته و تبیین شود.
سال سرنوشت جنگ/ وقتی فاو به تصرف درآمد
در ششمین سال جنگ تحمیلی، یعنی سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵، جبهههای نبرد شاهد عملیاتی بزرگ و سرنوشتساز بودند؛ عملیاتی که بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شناخته میشود و آن، عملیات «والفجر ۸ » بود. پس از دورهای از ناکامیها که بعد از عملیات رمضان در سال ۱۳۶۱ و همچنین عملیاتهای والفجر مقدماتی و «والفجر ۱ » رخ داد، شیوه نبرد تغییر کرد. میدان عملیات از مناطق خشکی به هور منتقل شد و عملیاتهای آبی ـ خاکی شکل گرفت. اوج این تجربهها در جنوبیترین نقطه عراق، یعنی منطقه فاو، به ثمر نشست. در این عملیات، رزمندگان ما، بهویژه رزمندگان سپاه، موفق شدند از رودخانه عبور کنند، شبهجزیره فاو را به تصرف درآورند و مواضع خود را در آن تثبیت کنند.
پس از این موفقیت، حدود ۷۵ شبانهروز نبردی سنگین در منطقه جریان داشت. رژیم بعث عراق با بهکارگیری زبدهترین یگانهای خود، بارها برای بازپسگیری فاو حمله کرد، اما هیچیک از پاتکهایش به نتیجه نرسید و این منطقه همچنان در اختیار نیروهای ما باقی ماند. اهمیت فاو برای عراق تا آن اندازه بود که بیشترین سرمایهگذاری نظامی خود را برای بازپسگیری آن انجام داد، اما در نهایت ناکام ماند. از زمان آغاز عملیات در روز ۲۰ بهمن و تقریبا همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، تا پایان فروردین سال ۱۳۶۵، پاتکهای عراق ادامه داشت، اما هیچکدام نتوانست معادلات میدان نبرد را تغییر دهد.
در همان روزهایی که نبرد در فاو ادامه داشت، عراق برای نخستین بار پس از آغاز جنگ، دست به اقدامی زد که از جنبههای مختلف اهمیت زیادی داشت. در ماههای نخست جنگ، ارتش عراق با حمله گسترده به مرزهای ایران، بخشهای وسیعی از خاک کشور، بهویژه در خوزستان، را اشغال کرده بود، اما پس از آن در موضع دفاعی قرار گرفت. این وضعیت تا عملیات «والفجر ۸ » ادامه داشت. در تمام آن سالها، این ایران بود که زمان، مکان و شیوه نبرد را تعیین میکرد. رزمندگان ما تصمیم میگرفتند در چه منطقهای و در چه زمانی عملیات انجام دهند؛ همانگونه که در عملیاتهای آزادسازی شمال خوزستان یا عملیات بیتالمقدس که به آزادسازی خرمشهر انجامید، ابتکار عمل کاملاً در اختیار ایران بود.
اما پس از عملیات والفجر ۸، یا دقیقتر بگوییم در میانه آن، رفتار عراق تغییر کرد. این تغییر در ادبیات نظامی با عنوان «استراتژی دفاع متحرک» شناخته میشود. عراق از حالت دفاع صرف خارج شد و طی بیش از دو ماه، در یازده نقطه از خطوط دفاعی ایران دست به حمله زد؛ از جزایر گرفته تا جبهههای میانی، شمال خوزستان و مناطق شمالغرب کشور. تا آن زمان، بهجز ماههای ابتدایی جنگ، چنین رفتاری از سوی عراق سابقه نداشت و این اقدام، نوعی غافلگیری برای ما به شمار میرفت.
وقتی عراق وارد فاز هجومی شد/ مهران اشغال میشود
با این حال، هر جا که عراق حمله کرد، ما نیز بلافاصله واکنش نشان دادیم و بخش مهمی از اقدامات دشمن را خنثی کردیم. آخرین نقطهای که عراق به آن حمله کرد، شهر مهران بود. اگر بخواهیم بر اساس اسناد به ترتیب این حملات اشاره کنیم، نخستین حمله در ۲۵ اسفند ۱۳۶۴، یعنی حدود یک ماه پس از عملیات والفجر ۸، در منطقه عملیاتی والفجر ۹ انجام شد. پس از آن نیز حملات در تاریخهای ۲۹ اسفند، ۱۵ فروردین، ۱۸ فروردین، ۲۲ فروردین، ۴ اردیبهشت، ۶ اردیبهشت، ۱۰ اردیبهشت، ۱۹ اردیبهشت، ۲۴ اردیبهشت و سرانجام در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ ادامه یافت؛ روزی که عراق شهر مهران را بار دیگر اشغال کرد.
در این باره بیشتر بدانید
مروری بر نقش مهران در تحولات جنگ ایران و عراق
این ارتفاع سرنوشت مهران را رقم زد
چرا عراق بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به مهران حمله کرد؟
البته مهران پیش از این نیز در آغاز جنگ تحمیلی و هنگام هجوم سراسری عراق، به اشغال درآمده بود و اکنون برای دومین بار به تصرف دشمن درآمد. بنابراین، از ۲۵ اسفند ۱۳۶۴ تا ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۵، عراق در یازده محور مختلف حمله کرد. هرچند در برخی از این حملات به موفقیتهایی دست یافت، اما در مجموع اجرای این راهبرد هزینههای سنگینی برای آن به همراه داشت. مهمترین دستاورد عراق در این میان، اشغال دوباره مهران بود.
عملیات کربلای ۱ چگونه شکل گرفت؟/ پیام دوستی ایران
عملیات «کربلای ۱ » در شرایط و فضایی شکل گرفت که در آن، عراق پس از، از دست دادن فاو، تلاش میکرد با اشغال مهران، شکست خود را جبران کند و از نظر سیاسی و روانی ابتکار عمل را دوباره به دست آورد. پس از اشغال مهران، رژیم بعث عراق تبلیغات گستردهای را پیرامون این رخداد آغاز کرد. رسانههای عراقی، رسانههای کشورهای منطقه و حتی بسیاری از رسانههای بینالمللی، این اقدام را بهطور گسترده پوشش دادند و فضای روانی سنگینی علیه جمهوری اسلامی ایران به وجود آوردند. این جنگ روانی برای ایران بسیار پرهزینه بود.
صدام حسین نیز شخصاً وارد این میدان تبلیغاتی شد. او مهران را همسنگ فاو معرفی کرد و با لحنی تبلیغاتی اعلام کرد حاضر است مهران را با فاو معاوضه کند؛ به این معنا که اگر ایران از فاو عقبنشینی کند، عراق نیز مهران را تخلیه خواهد کرد. همین سخنان نشان میداد که فاو تا چه اندازه برای عراق اهمیت راهبردی دارد.
تصرف فاو مسیر ارتباطی عراق با خلیج فارس را با چالش جدی روبهرو کرده بود. حضور نیروهای ایرانی در این منطقه و تسلط بر آبراه خورعبدالله، که آبراه مشترک عراق و کویت به شمار میرفت، برای بغداد و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بسیار سنگین و نگرانکننده بود. در آن زمان، جمهوری اسلامی ایران در تبلیغات خود اعلام میکرد که با تصرف فاو با کویت همسایه شده است، اما همزمان تأکید داشت که پیامش، پیام دوستی با همسایگان است و قصدی برای درگیری با کویت ندارد.
خدمات شورای همکاری خلیج فارس به صدام
با این حال، این دستاورد سیاسی برای عراق و حامیان عرب آن قابل پذیرش نبود. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که در آن مقطع از رژیم بعث حمایت میکردند، علاوه بر پشتیبانی سیاسی، نقش مهمی در تأمین نیازهای اقتصادی و نظامی عراق نیز داشتند. در شرایطی که عراق با محدودیت صادرات نفت روبهرو بود، این کشورها نفت خود را به فروش میرساندند و درآمد حاصل از آن را صرف خرید تجهیزات نظامی برای خودشان میکردند؛ تجهیزاتی که در عمل برای ادامه جنگ عراق علیه ایران به کار گرفته میشد.
لازم است به جایگاه مهران هم اشاره کنیم. در طول جنگ تحمیلی، برخی شهرهای مرزی ایران به نماد مقاومت تبدیل شدند. خرمشهر، با مقاومت تاریخی مردم و آزادسازیاش در سوم خرداد ۱۳۶۱، برجستهترین نمونه این مقاومت است. دزفول نیز بهعنوان شهر مقاومت در برابر حملات موشکی شناخته میشود.
مهران نیز یکی از مهمترین شهرهای نمادین دوران دفاع مقدس است. این شهر در طول هشت سال جنگ چهار بار به اشغال دشمن درآمد و هر چهار بار نیز آزاد شد؛ اتفاقی که در میان شهرهای ایران کمنظیر است و نشاندهنده اهمیت فوقالعاده مهران در معادلات نظامی جنگ است.
امروزه مهران، بیشتر بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای زائران عتبات عالیات شناخته میشود، اما در دوران جنگ، اهمیت آن به دلیل نزدیکی به بغداد و موقعیت راهبردیاش بسیار فراتر از یک شهر مرزی بود. عراق تلاش میکرد با اشغال این منطقه، هم امنیت بیشتری برای پایتخت خود ایجاد کند و هم نیروهای ایرانی را از مرز دور نگه دارد تا امکان اجرای عملیات در داخل خاک عراق کاهش یابد.
مرور چهار بار اشغال مهران
مهران نخستین بار در دوم مهر ۱۳۵۹، همزمان با آغاز جنگ، به اشغال ارتش عراق درآمد و این وضعیت تا زمان آزادسازی خرمشهر ادامه داشت. پس از شکست عراق در خرمشهر، رژیم بعث اعلام کرد که قصد عقبنشینی تا مرزهای بینالمللی را دارد، اما این ادعا با واقعیت فاصله داشت. هرچند نیروهای عراقی شهر مهران را تخلیه کردند، اما ارتفاعات مشرف بر شهر را همچنان در اشغال نگه داشتند؛ ارتفاعاتی که از نظر نظامی بر منطقه تسلط کامل داشت و اجازه استقرار امن نیروهای ایرانی و بازگشت مردم را نمیداد.
در تابستان سال ۱۳۶۲، رزمندگان ما در عملیات «والفجر ۳ » موفق شدند این ارتفاعات را نیز آزاد کنند و امنیت نسبی را به منطقه بازگردانند.
اشغال دوم مهران در جریان اجرای استراتژی دفاع متحرک عراق و در اردیبهشت سال ۱۳۶۵ رخ داد؛ همان اشغالی که زمینهساز عملیات کربلای ۱ شد و با آزادسازی دوباره شهر پایان یافت.
سومین اشغال مهران در نهم خرداد سال ۱۳۶۷ و در عملیات مشترک ارتش عراق و سازمان منافقین، با نام «چلچراغ»، اتفاق افتاد. هرچند دشمن توانست برای مدت کوتاهی شهر را اشغال کند، اما ظرف کمتر از ۷۲ ساعت با واکنشی سریع، مهاجمان عقب رانده شدند و شهر بازپس گرفته شد؛ هرچند منافقین تلاش کردند از این رخداد بهرهبرداری تبلیغاتی کنند.
چهارمین و آخرین اشغال مهران نیز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ رخ داد. در فاصله میان پذیرش قطعنامه و برقراری رسمی آتشبس، عراق حملات گستردهای را از شمال خوزستان تا استان ایلام و بخشهایی از کرمانشاه آغاز کرد و در جریان این عملیات بار دیگر مهران را اشغال کرد. اما این بار نیز نیروهای ایرانی در مدت حدود یک هفته موفق شدند شهر را آزاد کنند.
این چهار بار اشغال و چهار بار آزادسازی، نشان میدهد که مهران یکی از مهمترین شهرهای راهبردی دوران دفاع مقدس بوده است؛ شهری که هم برای عراق اهمیت ویژهای داشت و هم برای جمهوری اسلامی ایران، و به همین دلیل بارها به صحنه نبردهای سرنوشتساز تبدیل شد.
آنچه در مسیر آزادسازی مهران گذشت
پس از اشغال مهران، این پرسش مطرح شد که چرا عملیات آزادسازی این شهر در تابستان سال ۱۳۶۵ انجام شد و چه عواملی موجب شد فرماندهان ایرانی، به جای ادامه عملیات در جبهه جنوب، مهران را در اولویت قرار دهند.
برای پاسخ به این پرسش باید به عملیات والفجر ۸ بازگردیم. در کنار عملیات اصلی تصرف فاو یعنی والفجر ۸، یک عملیات فرعی نیز در غرب خرمشهر و در جزیره «امالرصاص» طراحی و اجرا شد. در این عملیات، یکی از قرارگاههای سپاه با عبور از رودخانه اروند، وارد جزیره امالرصاص شد. این اقدام بیش از آنکه با هدف تصرف منطقه انجام شود، نقشی فریبدهنده داشت و سبب شد ارتش عراق در ساعات نخست گمان کند حمله اصلی ایران در همین محور صورت گرفته است. همین اشتباه، حدود دو شبانهروز فرماندهان عراقی را از محور اصلی نبرد، یعنی فاو، غافل کرد.
هرچند رزمندگان ما پس از اجرای مأموریت خود از امالرصاص عقبنشینی کردند، اما این عملیات یک نتیجه مهم برای فرماندهان سپاه داشت؛ اینکه خطوط دفاعی عراق در جنوب بصره قابلیت نفوذ دارد و میتوان در آینده عملیات بزرگتری را در آن منطقه طراحی کرد.
بر همین اساس، تصمیم گرفته شد در فروردین سال ۱۳۶۵ و همزمان با ادامه نبردهای فاو، عملیات تازهای در منطقه امالرصاص و جنوب بصره طراحی شود. این منطقه از نظر راهبردی اهمیت ویژهای داشت، چون بصره در تمام سالهای جنگ، مهمترین هدف عملیاتی ایران به شمار میرفت و عملیاتهای بزرگی همچون «رمضان، کربلای ۴، کربلای ۵ » و دیگر نبردهای مهم در شرق بصره با همین هدف طراحی شده بودند.
در حالی که نیروهای سپاه خود را برای این عملیات آماده میکردند، اشغال مهران توسط عراق رخ داد. تبلیغات گسترده دشمن و بازتاب سیاسی این رخداد، فضای جدیدی را به وجود آورد. اکنون فرماندهان باید میان ادامه عملیات در جنوب یا آزادسازی مهران یکی را انتخاب میکردند.
اسناد موجود نشان میدهد که در همین مقطع، حضرت امام خمینی(ره) نیز در جریان شرایط قرار گرفتند و بر ضرورت آزادسازی مهران تأکید کردند. همین موضوع باعث شد آزادسازی مهران، با وجود آنکه از نظر صرفاً نظامی شاید به اندازه نبردهای جنوب تأثیر راهبردی نداشت، اما باید در اولویت قرار میگرفت. اهمیت این عملیات بیش از هر چیز، در پیام سیاسی و روانی آن نهفته بود؛ زیرا عراق تلاش کرده بود اشغال مهران را همسنگ تصرف فاو جلوه دهد و آن را به یک پیروزی بزرگ تبلیغاتی تبدیل کند.
فرماندهان سپاه طی حدود دو تا سه ماه، طراحی عملیات را آغاز کردند. از آنجا که مهران پیشتر نیز یکبار اشغال و آزاد شده بود، شناخت دقیقی از منطقه وجود داشت و تجربههای گذشته در طراحی عملیات به کار گرفته شد.
مهران در دشتی گسترده قرار دارد که از شمال و جنوب غرب به ارتفاعات مهمی مانند قلاویزان، کانیسخت و دیگر ارتفاعات راهبردی محدود میشود. هر نیرویی که این ارتفاعات را در اختیار داشته باشد، بر دشت مهران و مسیرهای ارتباطی آن تسلط کامل خواهد داشت. بنابراین، در طرح عملیات، آزادسازی این ارتفاعات به اندازه آزادسازی خود شهر اهمیت داشت.

در همین زمان،عراق همچنان جنگ روانی خود را ادامه میداد و تلاش میکرد با تبلیغات گسترده، اشغال مهران را نشانه برتری نظامی خود معرفی کند. در مقابل، فرماندهان ایرانی با تأکید بر ضرورت اجرای عملیاتی موفق، همه توان خود را برای طراحی دقیق و اجرای حسابشده عملیات به کار گرفتند.
البته اجرای عملیات با دشواریهای فراوانی همراه بود.برآوردهای اولیه نشان میداد که برای اجرای کامل عملیات، حدود ۹۰ گردان نیرو مورد نیاز است، اما امکانات موجود بسیار کمتر از این میزان بود. در نهایت حدود ۱۰ یگان برای حضور در عملیات فراخوانده شدند. همزمان، برنامهریزی برای بهکارگیری نیروهای زرهی در دشت، آموزش نیروها برای نبرد در ارتفاعات، تأمین مهمات، سازماندهی پشتیبانی و سایر نیازهای عملیاتی انجام شد، اما مجموعه امکانات فراهمشده همچنان کمتر از برآوردهای اولیه بود.
با وجود این محدودیتها، فرماندهان تصمیم گرفتند عملیات را اجرا کنند؛ چون معتقد بودند شرایط سیاسی و روانی کشور ایجاب میکند که مهران هرچه سریعتر آزاد شود و تبلیغات گسترده دشمن بیپاسخ نماند.
پس از تکمیل مراحل طراحی و آمادهسازی، زمان اجرای عملیات فرا رسید. رمز عملیات «یا ابوالفضلالعباس(ع) ادرکنی» انتخاب شد و در شب نهم تیرماه سال ۱۳۶۵، عملیات کربلای ۱ آغاز شد.
با وجود برآوردهای اولیه، تنها ۳۳ گردان از یگانهای سپاه پاسداران در این عملیات حضور یافتند. لشکر ۲۵ کربلا، لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص)، لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع)، لشکر ۴۱ ثارالله، تیپ ۱۰ سیدالشهدا، لشکر ۵ نصر، تیپ ۲۱ امام رضا(ع)، تیپ امام حسن مجتبی(ع)، تیپ ۳۸ ذوالفقار و ۹ گردان توپخانه، نیروهای اصلی عملیات را تشکیل میدادند.
در مقابل، ارتش عراق با ۴۲ گردان پیاده، ۶ گردان زرهی و ۱۵ گردان توپخانه در منطقه مستقر بود؛ یعنی از نظر تعداد نیرو، برتری با دشمن بود. این در حالی بود که در اصول کلاسیک نظامی، نیروی مهاجم معمولاً باید دستکم سه برابر نیروی مدافع توان داشته باشد. با این وجود، فرماندهان ایرانی با اتکا به شناخت دقیق منطقه، تجربه رزمندگان و روحیه بالای نیروها تصمیم گرفتند عملیات را آغاز کنند.
آنچه بیش از هر عامل دیگری به رزمندگان انگیزه میداد، تأکید حضرت امام خمینی(ره) بر آزادسازی مهران بود. هنگامی که این موضوع در میان فرماندهان و نیروها مطرح شد، عملیات از یک مأموریت نظامی معمولی فراتر رفت و به مأموریتی ملی و اعتقادی تبدیل شد. همه احساس میکردند که باید با تمام توان برای تحقق این هدف تلاش کنند.
در کنار این موضوع، آیتالله هاشمی رفسنجانی، که در آن زمان فرمانده عالی جنگ بود، نیز بر ضرورت اجرای عملیاتی موفق تأکید داشت. هدف تنها انجام یک عملیات نبود؛ بلکه باید پیروزی قاطعی به دست میآمد. چون اگر عملیات با شکست روبهرو میشد، عراق میتوانست از آن برای تقویت جنگ روانی و تبلیغات گسترده خود بهرهبرداری کند.
در روزهای منتهی به آغاز عملیات، حادثهای طبیعی نیز به کمک نیروهای ایرانی آمد. گردوغبار گستردهای که منطقه را فرا گرفته بود، دید دشمن را محدود کرد. این پدیده که امروز نیز گاه مناطق مرزی ایران و عراق را تحت تأثیر قرار میدهد، در آن روزها فرصتی ارزشمند برای نیروهای ایرانی فراهم کرد تا بدون جلب توجه دشمن، نیروها، تجهیزات و امکانات خود را به خطوط مقدم منتقل کنند.
عملیات در سه محور اصلی، شامل جبهه مقابل مهران، ارتفاعات قلاویزان و ارتفاعات کانیسخت و دیگر بلندیهای منطقه آغاز شد. برخی از نامهایی که در اسناد عملیات دیده میشود، نامهای جغرافیایی منطقه و برخی دیگر، نامهای قراردادی بودند که برای سهولت فرماندهی و جلوگیری از آگاهی دشمن در مکالمات بیسیم مورد استفاده قرار میگرفتند.
نبرد حدود ۶ روز ادامه یافت. در این مدت، نیروهای ایرانی موفق شدند علاوه بر آزادسازی شهر مهران، بخش مهمی از ارتفاعات راهبردی منطقه را نیز به تصرف خود درآورند. با از دست رفتن این ارتفاعات، ارتش عراق برتری خود را در منطقه از دست داد و ناچار به عقبنشینی شد. عراق برای جلوگیری از این شکست، همه توان خود را به میدان آورد. حتی یگانهای گارد جمهوری، که از زبدهترین نیروهای ارتش عراق بودند، وارد نبرد شدند، اما هیچیک از تلاشها نتوانست مانع پیشروی رزمندگان ایرانی شود.
در مجموع، حدود ۴۰ هزار رزمنده، شامل نیروهای خطشکن، فرماندهان، نیروهای پشتیبانی، خدمات رزمی و واحدهای مهندسی، در این عملیات نقشآفرینی کردند.

در جریان عملیات کربلای ۱، ۹۱۳ نفر از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند که در میان آنان، فرماندهان برجستهای همچون حبیبالله داوودآبادی و محمدرضا دستواره، جانشین لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص)، نیز حضور داشتند. ، حدود چهار هزار و پانصد نفر از نیروهای ایرانی نیز مجروح شدند و یکی از دلایل این تعداد شهید و مجروح حجم گسترده آتش دشمن بود. اما هنگامی که ارتش عراق دریافت دیگر امکان حفظ مهران را ندارد، با اجرای آتش سنگین توپخانه و بمبارانهای شدید هوایی تلاش کرد نیروهای ایرانی را عقب براند، اما این اقدامات نیز نتوانست روند عملیات را متوقف کند.
عملیاتی که استراتژی دفاع متحرک عراق را با شکست روبهرو کرد
اهمیت واقعی عملیات کربلای ۱ تنها در آزادسازی یک شهر خلاصه نمیشد. ارزش اصلی این عملیات در آن بود که استراتژی دفاع متحرک عراق را با شکست روبهرو کرد. راهبردی که بغداد برای تغییر موازنه جنگ برگزیده بود، با آزادسازی مهران عملاً پایان یافت و عراق دیگر نتوانست آن را با همان شکل و گستردگی ادامه دهد.
آزادسازی مهران تنها به بازپسگیری یک شهر محدود نمیشد؛ این عملیات نقطه پایان استراتژی «دفاع متحرک» عراق بود. راهبردی که بغداد با امید تغییر موازنه جنگ و در هم شکستن ابتکار عمل ایران طراحی کرده بود، با پیروزی رزمندگان اسلام در مهران به شکست انجامید و عملاً پرونده آن بسته شد.
البته من اطلاع ندارم که آیا عراق از همان ابتدا قصد داشت این راهبرد را تنها در قالب یازده عملیات اجرا کند یا برنامه داشت آن را در ابعاد گستردهتری ادامه دهد، اما آنچه مسلم است این است که آزادسازی مهران، این مسیر را متوقف کرد و اجازه نداد عراق به اهداف راهبردی خود دست یابد. اگر این روند ادامه پیدا میکرد، میتوانست سرنوشت جنگ را در آن مقطع به شکلی متفاوت رقم بزند.
اسناد و خاطراتی که سالها بعد منتشر شد، بهویژه روایت برخی از افسران ارشد ارتش عراق که پس از سقوط رژیم بعث در کشورهای مختلف از جمله سوریه، اردن و حتی برخی کشورهای اروپایی و آمریکا خاطرات خود را بازگو کردند، نشان میدهد که طراحی استراتژی دفاع متحرک تنها محصول اندیشه فرماندهان عراقی نبود. آنان تأکید کردهاند که این راهبرد با بهرهگیری از مشاورههای نظامی برخی کشورهای خارجی شکل گرفت. در میان این کشورها از مصر، اتحاد جماهیر شوروی و دیگر حامیان عراق نام برده شده است.
بر اساس این روایتها، مشاوران نظامی به فرماندهان عراق هشدار داده بودند که اگر ارتش عراق همچنان در موضع دفاع باقی بماند و اجازه دهد ایران زمان و مکان نبرد را تعیین کند، در نهایت جنگ به زیان عراق پایان خواهد یافت. از همین رو، تغییر راهبرد از دفاع به هجوم را پیشنهاد کردند؛ راهبردی که عراق آن را در قالب حمله به یازده محور مختلف به اجرا گذاشت.
این حملات، هرچند در برخی مناطق برای عراق دستاوردهایی به همراه داشت و حتی بیش از دو هزار کیلومتر مربع از مناطق تحت کنترل ایران را به تصرف این کشور درآورد، اما در نهایت با آزادسازی مهران ناکام ماند و عراق ناچار شد دوباره به موضع دفاعی بازگردد.
بسیاری از پژوهشگران و صاحبنظران جنگ ایران و عراق معتقدند که عملیات کربلای ۱ از دو جنبه اهمیت ویژهای دارد. نخست، پیروزی بزرگ نظامی و پایان دادن به استراتژی دفاع متحرک عراق؛ و دوم، تجربهای که بعدها مشخص شد در دل خود یک غفلت راهبردی نیز به همراه داشته است.
پس از شکست عراق در مهران، این تصور در میان مسئولان و فرماندهان ایرانی شکل گرفت که ارتش بعث دیگر توان بازگشت به راهبرد تهاجمی را ندارد و برای همیشه به دفاع صرف روی خواهد آورد. اما حوادث سال ۱۳۶۷ نشان داد که این برداشت، چندان دقیق نبوده است.
عراق در فاصله دو سال، فرصت یافت تا نقاط ضعف استراتژی پیشین خود را بررسی کند، سازمان رزمش را گسترش دهد، آموزش نیروهایش را ارتقا بخشد، تجهیزات جدید دریافت کند و توان رزمی خود را افزایش دهد. این اقدامات نیز در چارچوب سیاست قدرتهای بزرگ صورت گرفت؛ قدرتهایی که پس از عملیات والفجر ۸ و بهویژه پس از عملیات کربلای ۵، به این جمعبندی رسیده بودند که باید جنگ بدون پیروزی قاطع هیچیک از دو طرف پایان یابد.
در این باره بیشتر بدانید
وقتی وزیر وقت دفاع مصر عملیات «کربلای ۱ » را تحلیل کرد
اتفاقی که «استراتژی دفاع متحرک» صدام را درهم شکست
روزی که لشکر امیرالمؤمنین (ع) برابر بعثیها و منافقین ایستاد
هدف منافقین از حمله به مهران چه بود + سند
پس از شکسته شدن خطوط دفاعی عراق در شرق بصره طی عملیات کربلای ۵، حمایتهای نظامی، اطلاعاتی و سیاسی از بغداد به شکل چشمگیری افزایش یافت. نتیجه این روند، تصویب قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در تیرماه سال ۱۳۶۶ و افزایش فشارهای بینالمللی بر جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش آن بود.
در همین فاصله، عراق توانست توان تهاجمی خود را بازسازی کند. از ۲۸ فروردین سال ۱۳۶۷ با حمله دوباره به فاو، موفق شد این منطقه را بازپس بگیرد. پس از آن نیز شلمچه، جزایر مجنون و بخشهایی از جبهههای دیگر یکی پس از دیگری از دست ایران خارج شد و موازنه جنگ به سود رژیم بعث تغییر کرد. این تحولات، در نهایت به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منجر شد.
البته با وجود این موفقیتهای نظامی، عراق در پایان جنگ مرتکب اشتباه بزرگی شد. حمایت از حمله سازمان منافقین به خاک ایران و پیشروی آنان به سمت کرمانشاه، زمینهساز عملیات غرورآفرین مرصاد شد؛ عملیاتی که با شکست سنگین منافقین و حامیان عراقی آنان همراه بود و تلخی برخی از موفقیتهای نظامی عراق در ماههای پایانی جنگ را تا حد زیادی تحتالشعاع قرار داد.
در مجموع، عملیات کربلای ۱، تنها یک پیروزی تاکتیکی یا آزادسازی یک شهر نبود؛ این عملیات از یک سو، راهبرد دفاع متحرک عراق را با شکست روبهرو کرد و روحیه و ابتکار عمل را به جبهه ایران بازگرداند و از سوی دیگر، تجربهای ارزشمند در حوزه تحلیل راهبردی جنگ بر جای گذاشت. تجربهای که نشان داد در میدان نبرد، هیچ دشمنی را نباید ناتوان یا فاقد قدرت بازسازی تصور کرد و موفقیتهای نظامی، هرچند بزرگ و سرنوشتساز، نباید موجب غفلت از تحولات آینده و تغییرات توان دشمن شوند.
جنگ تحمیلی نیز سرانجام با پذیرش «قطعنامه ۵۹۸ » و برقراری آتشبس به پایان رسید، اما عملیات کربلای ۱ و آزادسازی مهران همچنان بهعنوان یکی از درخشانترین نمونههای تلفیق موفقیت نظامی، مدیریت سیاسی و شکست راهبردی دشمن، جایگاه ویژهای در تاریخ دفاع مقدس ایران دارد.
انتهای پیام
