به گزارش ایسنا، مراسم رونمایی از کتاب «شاهدی از جهنم نسلکشی» نوشته «وسیم سعید» با ترجمه جمیله کدیور و سید عطاءالله مهاجرانی عصر روز دوشنبه (هشتم تیرماه) در پایگاه «حرفی نو» برگزار شد.
جمیله کدیور - مترجم و همسر عطاالله مهاجرانی - با بیان اینکه عنوان کتاب به اندازه کافی گویای موضوع آن است، گفت: کتاب «شاهدی از جهنم نسلکشی»، کتابی موجز اما عمیق و پرمحتوا است که به خوبی جنایتها و مصیبتهایی که به مردم غزه وارد شده را در روایتهای کوتاه شرح داده است.
او با بیان اینکه این کتاب شامل مستنداتی از جنگ غزه است، افزود: کتابهای دیگری درباره غزه نوشته شده است اما چندان کامل نیستند، این کتاب یک بازه زمانی یک سال و هفتماهه را پوشش میدهد و نویسنده گفته است اگر زنده بمانم آن را ادامه خواهم داد. روایتهای کتاب عینی است، کلمات بوی سرب و باروت میدهند و مخاطب حسی را که نویسنده در بمباران داشته، دریافت میکند و گاه دچار هراس میشود.
کدیور خاطرنشان کرد: این کتاب روایت یک ملت از حذفشدگی از تاریخ است.
او با اشاره به جنگهایی که نواره غزه از سال ۲۰۰۸ شاهد آن است، ادامه داد: دوران کودکی، نوجوانی و جوانی «وسیم سعید» در این دوران شکل میگیرد. کتاب بیان جنایتهای اسرائیل و فریبکاری دولتهای غربی است. او همچنین از سکوت کشورهای جهان انتقاد میکند. وسیم سعید سعی کرده است، قلم خود را به سلاح تبدیل کند و نوشتن برای او نوعی مقاومت است و این مقاومت در کتاب کاملا مشهود است. وسیم سعید تجربه زیستهاش را روایت کرده و این موضوع، کتاب را برای ما خوانندگان، ملموس و قابل درک کرده است.
او یادآور شد: اگر این کتاب قبل از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان منتشر میشد، آنقدر برای ما قابل لمس و درک نبود و فکر میکردیم بزرگنمایی شده است.
جمیله کدیور همچنین از سلطهطلبی اسرائیل که جنگ با ایران را به عنوان مانعی برای توسعهطلبیشان ناگزیر میکرد، سخن گفت.
ماشاالله شمس الواعظین - روزنامهنگار پیشکسوت - نیز با اشاره به موجز بودن این کتاب گفت: نویسنده در این کتاب به توصیف فضاهای مشاء یک سوژه نپرداخته است و معمولا نویسنده هنر نویسندگی خود را برای توصیف فضاهای مشاء به کار میاندازد و توانایی خود را آنجا بروز میدهد. برای اینکه وسیم سعید فضا را توصیف کند، باید چیزی را در ذهن خود مجسم میکرده تا آن را به فرآورده توصیفی تبدیل کند و بعد به قلم بیاورد اما بدتر از چیزی که وسیم سعید میبیند، وجود ندارد. در واقع غلبه فضای واقعی بر فضای ذهنی باعث میشود که نویسنده تسلیم شده و نوشتهاش کوتاه شود؛ در این موقعیت شما چیزی را که لمس میکنید به قلم میآوردید و مینویسید.
او تأکید کرد: وسیم در سراسر کتاب میگوید «اگر زنده بودم و... » و این جمله وضعیت عجیبی را ایجاد کرده است. او خیلی روشن زخمها را باز کرده و میگوید «نبش قبر کردهام که چه اتفاقی افتاده است.»
این روزنامهنگار پیشکسوت سپس بیان کرد: توصیه میکنم که این کتاب مطالعه و در ذهنها سپرده شود. به نظرم از فاجعهای که در غزه اتفاق افتاد، حالاحالا و خیلیخیلی فرآورده داستانی و رمان باقی مانده است که باید نوشته شود و به نگارش دربیاید.
شمسالواعظین در ادامه سخنان خود با طرح این پرسش که چرا حمله به باریکه غزه بعد از هفت اکتبر فراگیر و وجدان بشری را تکان داد، اظهار کرد: در اینجا شغل ما یعنی رسانه مطرح میشود؛ اینکه همزمان با بمباران بیمارستان «شفا»، رسانهها آن را به نمایش میگذارند. این درحالی است که در دهه ۱۹۴۰ میلادی بسیاری حتی در فلسطین بعد از چندین روز از کشتار «دیر یاسین» خبردار شدند. نقش رسانه و اهمیت و سرعت رسانندگی آن موجب شد وقایع باریکه غزه در لحظه ثبت شود و در افکار عمومی اثر خود را برجای بگذارد؛ درحالی که رهبران اسرائیل با توجه به تجربه پیشینی گمان میکردند، هیچ وجدانی تکان نخواهد خورد. اگر به منظومه فکری که در افکار عمومی جهان شکل گرفته است، توجه کنید و حتی سخنان ترامپ درباره اسرائیل را گوش دهید، متوجه این موضوع خواهید شد. سابقه نداشته است، مقامات ایالات متحده به صورت عریان به اسرائیل بتازند و انتقاد کنند.
او در بخش دیگر سخنان خود تأکید کرد: بیسوادی عجیب و غریبی در رابطه با اسرائیلشناسی در کشورمان وجود داد. ما اسرائیل را سرجای خودش نمیشناسیم که دکترینشان چیست و ویترین کدام تمدن است؟

این روزنامهنگار، جنگ اسرائیل با ایران را بر اساس دکترین آنها ناگزیر خواند و گفت: بر اساس دکترین اسراییل قدرتهای بزرگ در منطقه خطرناک هستند، به ویژه ایران؛ بنابراین برای آنها نوع حکومت ایران فرقی نمیکند، از نظر آنها ایران کشور بزرگی است و بنابراین یا باید اسرائیل بزرگ و یا ایران کوچک شود. بیش از آنکه جنگ با ایران برایشان مسئله عقیدتی باشد، مسئله ژئوپولتیک است.
او تاکید کرد: خود من باور نمیکردم که در این جنگ ایران مقاومت سرسختانهای در مقابل دو قدرت اتمی بکند و باید به احترام نیروهای مسلح ایستاد و بعدها خواهید دید که چه اتفاقاتی افتاده است؛ فعلا گرم هستیم و هنوز نمیدانیم. آمریکا و اسرائیل جایی نمیروند که پیروز برنگردند و نخستینبار با یک ناکامی نسبتا مطلق برگشتند و جنگ متوقف شد. البته عامل جغرافیا و عنصر زمان در اختیار ایران بود.
شمسالواعظین در بخش دیگری از سخنانش نیز درباره دکترین دفاعی ایران و اسرائیل گفت که در جنگ اخیر شاهد تغییراتی در آن بودیم و تأکید کرد: ما یک شبه جنگ اتمی را از سر گذراندیم و باید دکترین دفاعی خود را تعقیب کنیم و ببینیم دکترین دفاعی حریف چیست؟ ما اگر موشک نداشتیم، حسابی آسیب میدیدیم و حالا که توانستهایم موازنه وحشت را برقرار کنیم که کسی جرأت پیدا نکند، اندیشه کودکانه تصرف و تجزیه ایران را دنبال کند، دکترین خودمان را برای آینده ترسیم کنیم.
شمسالواعظین در پایان اظهار امیدواری کرد تا شناخت حریف تبدیل به فرهنگ شود و بدانیم ایدهپردازیهای دشمن یک مسئله جدی است.
اکبر نبوی - روزنامهنگار و منتقد - نیز «شاهدی از جهنم نسلکشی» را کتاب عجیبی خواند و گفت: قسمتهایی از کتاب یک روضه سنگین است؛ خیلی سنگین که نفس آدم بند میآید. نویسنده خیلی کوشیده است تا عاطفه خواننده را درگیر نکند؛ بلکه عقل، خرد و وجدانش را در معرض تماشای وقایع ببرد و در نوشتن این تلاش را انجام داده که باعث شده است که کتاب در جاهایی سنگین و سخت شود.
او با بیان اینکه نمیدانیم نویسنده کتاب با اصول داستاننویسی آشناست یا نه؟ گفت: به گمانم چه خودآگاه و چه ناخودآگاه نویسنده فرصتی فراهم میکند تا مخاطب تخیل خود را به کار انداخته و بقیه روایت را خودش بسازد.
نبوی سپس درباره اینکه آیا اسرائیل نمایندهای از جهان معرفتی غرب است یا باید آن را از جهان فرهنگی غرب تفکیک کنیم، توضیحاتی ارائه کرد.
اکبر نبوی همچنین از دریغهای ۳۰ ساله خود گفت که ما استراتژیک ملی و پیرو آن استراتژیک فرهنگی و رسانهای نداریم و اینکه بیشتر کسانی که مسئولیت فرهنگی میگیرند، نسبتی با فرهنگ ندارند.
قاسمعلی فراست - داستاننویس - هم با اشاره به سخنان ویکتور فرانکل، پزشک و نویسنده آلمانی گفت: باید دقت کنیم که چه بخوانیم به علممان اضافه شود و چه بگوییم که به کار دیگران بیاید.
انتهای پیام
