محققان مرکز پزشکی دانشگاه آمستردام در سال ۲۰۲۶، نمونههای خون ۳۰۲ بازیکن فوتبال آماتور سطح بالا را در ۱۱ مسابقه تجزیهوتحلیل و ۶ پروتئین خاص را قبل، بلافاصله و ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از هر بازی ردیابی کردند؛ ابزار آنان در این تحقیق، دوربینهایی برای ثبت فراوانی و تخمین شدت فیزیکی هر ضربه سر بود.
زمانی که بازیکنان با شدت بیشتری با سر به توپ ضربه میزدند یا بیشتر از سر برای ضربه به توپ استفاده میکردند، دو پروتئین مجزا افزایش بیشتری مییافتند. این سطوح افزایش، طی دو روز به حالت اولیه بازگشتند، با این حال، محققان هشدار دادند که این افزایشهای موقت هنوز هم میتوانند باعث آسیب تجمعی و طولانیمدت شوند.
جورت ویجوربرگ، محقق اصلی این تحقیق و متخصص مغز و اعصاب اظهار کرد: هنوز نمیدانیم نتایج درباره ماندگاری یا دائمی بودن آسیبهای مغزی چه چیزی را نشان میدهد. در این تحقیق پیامدهای اولیه آسیب را بررسی کردیم؛ چیزی شبیه به ابری از غبار که پس از یک حادثه در هوا پخش میشود. فرو نشستن این غبار به معنای از بین رفتن خود آسیب نیست؛ بلکه فقط نشان میدهد آثار اولیه آن دیگر به چشم نمیآید.
دو نشانگر زیستی استرس عصبی
محققان تفاوت آشکاری بین بازیکنانی که ضربه سر میزدند و ورزشکارانی از رشتههای ورزشی غیرتماسی پیدا کردند. برای بازیکنانی که ضربه سر میزدند، دو هشدار شیمیایی خاص در خون افزایش یافت که شامل تولید «اس ۱۰۰ بی» (S۱۰۰B) بود؛ این پروتئین در درجه اول توسط سلولهای مغزی ستارهای شکل بهنام آستروسیتها تولید میشود. پزشکان بهطور گسترده از «اس ۱۰۰ بی» برای غربالگری آسیبهای تروماتیک مغزی (TBI) استفاده میکنند، زیرا سطح آن اغلب طی یک ساعت پس از ضربه به سر افزایش مییابد.
مورد بعدی پروتئین «پی تاو ۲۱۷» (p-tau۲۱۷) بود، بازیکنانی که بیش از دو ضربه سر زدهاند یا چندین ضربه سر با شدت بالا را تحمل کردهاند، افزایش فوری در این پروتئین نشان دادهاند. نشانگر «پی تاو ۲۱۷» بهعنوان یکی از مشخصههای اولیه مبتنی بر خون برای شناسایی بیماری آلزایمر استفاده میشود.
در بافت سالم مغز، پروتئینهای تاو، داربست ساختاری داخلی کابلهای انتقال بهنام نورونها را تثبیت میکنند. فشار فیزیکی و مکانیکی ناشی از برخورد توپ فوتبال به سر میتواند این پروتئینها را جدا کند. سپس آنزیمها پروتئین تاو سست را اصلاح کرده و آن را قبل از نشت به جریان خون به «پی تاو ۲۱۷» تبدیل میکنند.
مقدار، ضربه و فیزیک زیربنایی آن
این تحقیق رابطه مستقیم دوز-پاسخ را برجسته کرد. ضربات مکررتر و ضربات سختتر، غلظت نشانگرهای زیستی بیشتری را در خون افزایش داد. شدیدترین افزایشها در طول ضربات سر با شدت بالا رخ داد؛ به مواردی گفته میشود که توپ بیش از ۲۰ متر (۲۲ یارد) در هوا مانند یک ضربه بلند رو به پایین از دروازهبان، قبل از برخورد به سر بازیکن حرکت کرده است.
مارش کونیگز، محقق همکار این تحقیق در مورد مکانیک اساسی آن توضیح داد: شتابگیری و کاهش سریع شتاب جمجمه، اثری در مقیاس میکرو و «شبیه ضربه مغزی» ایجاد میکند. این توضیح با تحقیقات بیوفیزیکی مستقل که نشان میدهد ضربات توپ به سر، موج فشار قابل اندازهگیری را بهطور مستقیم از طریق بافت مغز ارسال میکنند، همسو است.
جهشهای تحت بالینی و ایمنی ساختاری
جهشهای پروتئینی مشاهدهشده از آستانههای بالینی مورد استفاده در اورژانسها برای تشخیص ضربه مغزی حاد یا آسیب شدید مغزی عبور نکردند. با این حال، این حد آستانههای پزشکی برای تشخیص آسیبهای آشکار و فوری به جای استرسهای نامحسوس و تکراری تنظیم شدهاند.
پیتر تئوبالد، مهندس پزشکی که رهبری تحقیقات بیومکانیک مغز را در دانشگاه کاردیف انگلستان بر عهده دارد و در این پژوهش مشارکتی نداشته است، گنجاندن ورزشکاران غیر تماسی را یکی از نقاط قوت اصلی این طرح میداند. وی تاکید کرد که سر زدن، نه خستگی عمومی ناشی از ورزش، باعث تغییرات پروتئین شده است.
بر اساس گزارش سایت فیوچر ساینس، سازمانهایی مانند انجمن فوتبال انگلستان و انجمن فوتبال سلطنتی هلند، پیش از فصل ۲۰۲۵/۲۰۲۶، کاهش حجم مجاز تمرینات سر زدن، بهویژه برای لیگهای جوانان را آغاز کردهاند. از آنجا که هنوز آستانه ایمن اثباتشده علمی برای سر زدن وجود ندارد، محققان هشدار دادند که تکرار این عمل هزاران بار در طول دوران آماتوری یا حرفهای، همچنان یک متغیر مهم برای خطر تخریب عصبی طولانیمدت است.
نتایج این تحقیق در مجله «عصبشناسی» (JAMA Neurology) منتشر شده است.
انتهای پیام
