سالار فرامرزی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: آموزش از راه دور یا همان آموزش مجازی، هم پیامدهای مثبت دارد و هم پیامدهای منفی؛ ازاینرو، لازم است تمامی این ابعاد بهصورت همزمان مورد توجه و بررسی قرار گیرند و صرفاً بررسی یک پیامد، برای قضاوت درباره آن کافی نیست.
وی افزود: در زمینه پیامدهای مثبت، باید گفت که این شیوه آموزشی در شرایطی که امکان آموزش حضوری وجود ندارد، فرصت ارزشمندی برای استمرار فرایند آموزش فراهم میکند. در نتیجه، آموزش متوقف نمیشود و روند یادگیری همچنان ادامه مییابد. در مواقعی مانند نامساعد بودن شرایط جوی، وقوع جنگ یا بروز شرایط خاصی همچون همهگیری کرونا، آموزش مجازی این امکان را ایجاد میکند که فرایند تعلیم و تربیت در بستر فضای مجازی تداوم پیدا کند. با این حال، مسلم است که آموزش مجازی از نظر کارکردی، ظرفیتها و قابلیتهایی را که آموزش حضوری فراهم میکند، در اختیار ندارد.
رئیس دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان بیان کرد: به هر ترتیب، شکلگیری و تکامل شخصیت انسان در تعامل با دیگران صورت میگیرد؛ به عبارت دیگر، شخصیت در بستر جامعه شکل میگیرد. فردی که آموزش خود را صرفاً در فضای مجازی دنبال میکند، از نظر شکلگیری شخصیت و کسب مهارتهای لازم برای زندگی در جامعه امروز، با محدودیتهایی مواجه خواهد شد. انسان دارای ابعاد مختلفی از جمله بعد اجتماعی، عاطفیروانی، جسمی، معنوی و اخلاقی است و آموزش مجازی نمیتواند پاسخگوی تمامی این نیازها باشد.
فرامرزی ادامه داد: از منظر برخی کارکردهای تحصیلی نیز آموزش مجازی از اعتبار، روایی و پایایی لازم برخوردار نیست، در حالی که آموزش حضوری میتواند این ویژگیها را تأمین کند. نمرهای که فرد در آموزش حضوری کسب میکند، دقیقتر و واقعیتر است؛ به عبارت دیگر، عملکرد فرد در آموزش حضوری عینیتر، رواتر و معتبرتر از آموزش مجازی ارزیابی میشود، زیرا در آموزش مجازی، عوامل و شرایط متعددی بر عملکرد فرد تأثیر میگذارند و ممکن است مانع از بروز توانمندیهای واقعی او شوند. نمرات کسبشده در آموزش مجازی واقعی نیستند، زیرا این نوع آموزش تحت تأثیر عواملی قرار دارد که موجب سوگیری شده و مانع از دستیابی به ارزیابی دقیق میشوند.
وی تصریح کرد: هیچیک از مهارتهای نرم، از جمله سواد دیجیتال، خودمدیریتی و یادگیری مستقل، در شرایط کنونی کشورمان بهدرستی شکل نگرفته است. دانشآموزان ما ابتدا سواد و مهارتهای دیجیتالی را فرا نمیگیرند و بهصورت آزمون و خطا وارد فضای آموزش مجازی میشوند. از همان ابتدا، استفاده صحیح و بهینه از این فضا نه به معلمان آموزش داده شده و نه به دانشآموزان؛ در حالی که این نیز یک بستر آموزشی است که دانشآموز میتواند در آن به یادگیری بپردازد و معلم نیز فرایند تدریس را دنبال کند. حتی بسیاری از معلمان نیز مهارتهای لازم برای تولید محتوای آموزشی در فضای مجازی را هنوز در اختیار ندارند.
رئیس دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، زیرساختهای فضای مجازی نیز بسیار ضعیف است و مدارس بهصورت سلیقهای عمل میکنند؛ بهگونهای که هر مدرسه مطابق شیوه و الگوی موردنظر خود فعالیت دارد. برخی آموزش را بهصورت آفلاین در فضای شاد و برخی دیگر بهصورت آنلاین در بسترهای موجود ارائه میکنند و هر مجموعه، روش متفاوتی را در پیش گرفته است. بنابراین، ضروری است که ابتدا دانشآموزان را آموزش دهیم، سواد دیجیتال آنان را ارتقا بخشیم و مهارتهای دیجیتالیشان را تقویت کنیم. البته باید توجه داشت که کودکان و نوجوانان امروز، از همان دوران کودکی، بهاصطلاح «بیبی دیجیتال» هستند.
فرامرزی اظهار کرد: در آموزش مجازی، گروههای آسیبپذیر، از جمله افراد بیشفعال، افراد دارای اختلالات یادگیری، دانشآموزان مدارس خاص، دانشآموزان مناطق روستایی و محروم که ممکن است از امکانات دیجیتال برخوردار نباشند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارند؛ همچنین کودکانی که نظارت خانوادگی مناسبی دریافت نمیکنند و والدین آنان کنترل و مدیریت کافی بر فرایند آموزشی فرزندان خود ندارند، آسیبپذیری بیشتری خواهند داشت.
وی افزود: به هر ترتیب، آنچه بیش از همه در آموزش مجازی آسیب میبیند، فرایند شکلگیری شخصیت است. این شیوه آموزشی نمیتواند نیازهای گوناگون انسان را که آموزش حضوری قادر به تأمین آنهاست، برآورده سازد. بنده آموزش مجازی را بهمثابه «خورش ماست اصفهان» که خود بهتنهایی غذا محسوب نمیشود در نظر میگیرم، زیرا ایم سبک ارتباطی هرگز جای عنصر اصلی، یعنی آموزش حضوری و ارتباط چهرهبهچهره را نمیگیرد. بر این اساس، آموزش حضوری باید همواره بهعنوان بستر اصلی آموزش حفظ شود و آموزش مجازی تنها در شرایط خاص و بهصورت محدود مورد استفاده قرار گیرد.
انتهای پیام
