سیدعلی موسویزاده که مدیرکلی ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، قائممقامی انتشارات بینالمللی الهدی، معاونت مرکز مطالعات فرهنگی و بینالمللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وابسته فرهنگی در کشورهای قطر، سوریه و روسیه و رایزنی فرهنگی ایران در کشور عمان را در کارنامه خود دارد، مدتی مدیر انتشارات بینالمللی آزفا در «بنیاد سعدی» بود و از فروردین ۱۴۰۳ در سمت معاونت امور بینالملل این بنیاد فعالیت دارد. او با حضور در ایسنا و در گفتوگویی تفصیلی درباره وضعیت آموزش زبان فارسی در دنیا و چالشهای آن سخن گفت.
مشروح گفتوگوی ایسنا با سیدعلی موسویزاده، معاون امور بینالملل بنیاد سعدی، در پی میآید:
کارهای ما برای مردم ناشناخته است
حدود دو سال است که شما در سمت معاونت امور بینالملل بنیاد سعدی هستید؛ وضعیت آموزش و گسترش زبان فارسی را در کشورهای دیگر چگونه ارزیابی میکنید؟
در ابتدا باید این نکته را بگویم که تقریباً گروههای فرهنگی و ادبی کشورمان با فعالیتهای بنیاد سعدی آشنایی پیدا کردهاند اما در میان عموم مردم تا حدی ناشناخته است که این موضوع در رویدادهایی مانند نمایشگاه کتاب نمود پیدا میکند؛ زمانی که مردم وارد غرفه بنیاد میشوند، اولین سؤالشان این است که کتاب گلستان یا بوستان سعدی را دارید؟ در واقع فکر میکنند «بنیاد سعدی» مؤسسهای در رابطه با سعدیپژوهی و انتشار آثار این شاعر است؛ در حالی که مؤسسه ما مسئولیت آموزش و گسترش زبان فارسی را بر عهده دارد.
پیش از تأسیس بنیاد، نهادی که در کشورمان به تنهایی متولی امر آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان و دارای استانداردی واحد برای آموزش زبان فارسی باشد، نداشتیم؛ هرچند کارهایی به صورت پراکنده انجام میشد. پیش از راهاندازی بنیاد سعدی، امر آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان بر عهده وزارت قرهنگ و ارشاد اسلامی بود و پس از تأسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در سال ۱۳۷۴ به این سازمان منتقل شد. بنیاد سعدی در سال ۱۳۸۹ بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تأسیس شد و کارش را به صورت جدی از سال ۱۳۹۳ آغاز کرد. با توجه به اینکه رایزنان فرهنگی نمایندگان رسمی بنیاد سعدی هستند، فعالیت ما محدود به جاهایی است که رایزنی فرهنگی داریم؛ البته در حدود ۱۰ کشور رایزنی فرهنگی نداریم اما سفیر در واقع نماینده بنیاد سعدی است و زحمت آموزش زبان فارسی را برعهده دارد.
استقبال از زبان فارسی بعد از جنگ
مسائلی چون شرایط اقلیمی کشورهایی که در آنجا نمایندگی داریم، جریانهای سیاسی و اتفاقاتی چون بحثهای ایرانهراسی و جنگهایی که علیه ایران صورت گرفته است در وضعیت آموزش زبان فارسی تأثیر گذاشته و در بررسی وضعیت آموزش زبان فارسی باید به این مسائل توجه کنیم. بعد از جنگهای تحمیلی اخیر، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، اقبال به زبان فارسی بیشتر شده است. البته منظورم این نیست که یکدفعه مثلا یک میلیون نفر متقاضی به ۱۰۰ میلیون نفر تبدیل شده باشد؛ بلکه اقبال به فراگیری زبان فارسی برایمان مشهود و ملموس شده است. دلیل این اقبال شاید این باشد که میخواهند اخبار مربوط به ایران را به صورت واقعی گوش کنند.

تخریب بنیاد سعدی برای جلوگیری از گسترش زبان فارسی
در کنار این اقبال برخی نیز در کشورهای غربی این تبلیغ را دارند که یکی از راههای نفوذ فرهنگی ایران در کشور خارجی میتواند بحث آموزش زبان فارسی باشد. حتی در مقطعی شبکه ایران اینترنشنال که نباید «ایران»اش را بگوییم، جریانی را راه انداخته و گفته بود که بنیاد سعدی پوششی برای کارهای امنیتی است. آنها بحث آموزش زبان فارسی را هدف قرار دادهاند؛ زیرا هرچه کمتر آموزش داده شود به نفعشان است. بالاخره فرهنگ و تمدن ایرانی در زبان فارسی موجود است و آنها میخواهند مانع گسترش آن شوند.
در هیچ کشوری همه چیز گل و بلبل نیست؛ ممکن است اتفاقاتی برای گردشگران بیفتد. ما چقدر شنیدهایم که در ترکیه برای فلان گردشگر این اتفاق افتاده و این موضوع چقدر بر گردشگری این کشور تأثیر داشته است؟ ولی مخالفان ایران و تمدن ایرانی حسادت میکنند و دنبال این هستند که ایران را تخریب کنند و یکی از جاهایی که میتوانند این کا را انجام دهند، زبان فارسی است. آنها میترسند اگر زبان فارسی گسترش پیدا کند، ارتباط با ایران بیشتر شود. زبان فارسی فقط برای ایران نیست؛ برای حوزه تمدنی ایران است و این ترس را دارند که با گسترش زبان فارسی، این حوزه تمدنی را منسجم کنیم و به واسطه این موضوع، ایران را بزرگ بشمارند یا بحث اعتقادی را مطرح میکنند که از طریق زبان فارسی به دنبال شیعهگری هستند. اینها موضوعاتی است که بارها مطرح کردهاند.
آقای دکتر حدادعادل در روز پاسداشت زبان فارسی در مصاحبهای پیرامون پیام رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در رابطه با موضوع فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی به نکتهای اشاره کردند و مثالی از بنیاد کنفوسیوس چین زدند که میتواند درباره بنیاد سعدی نیز صدق کند. او یادآور شد چند سال پیش آمریکا بدهی زیادی به چین داشت، نزدیک ۱۶ تریلیون دلار، ولی اصلا نگران بدهیاش نبود و معتقد بود باید جلو بنیاد کنفوسیوس را گرفت، زیرا در جهان روی آموزش زبان چینی کار میکند و فرهنگ چینی را رواج میدهد. بنیاد سعدی تقریباً همان وظیفه بنیاد کنفوسیوس را برعهده دارد و مثالی که زدند از این باب بود که زبان را ستون هویتی یک کشور میدانند و بهترین جایی که بخواهند هویت کشور را خدشهدار کنند، این است که زبان آن را از بین ببرند. پس از این حیث، این مشکلات را داریم.
با توجه به اینکه چند دوره وابسته و رایزن فرهنگی بودم و از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به بنیاد سعدی رفتم، احساس میکنم امر آموزش زبان فارسی نسبت به سالهایی که متولی آن سازمان فرهنگ بود، به خوبی پیش میرود؛ زیرا پیش از راهاندازی بنیاد سعدی منابع آموزشی استانداردشده نداشتیم و هر کس بر اساس روش شخصی خود، این کار را انجام میداد. در دورهای که رایزن بودم کتابهایی که برای آموزش زبان فارسی برایمان میفرستادند، دو کتاب بیشتر نبود؛ یکی مجموعه کتابهای «آزفا» از مرحوم دکتر یدالله ثمره و دیگری کتاب مرحوم دکتر صفار مقدم.
حدادعادل و زبان فارسی؛ فارغ از نگاه سیاسی
از این باب که آقای حدادعادل رئیس من است این را نمیگویم، انصافاً جناب دکتر حدادعادل برای صیانت و گسترش زبان فارسی کارهای بسیاری کردهاند؛ فارغ از نگاه سیاسیشان که البته بر اصول سیاسیشان به شدت پایبند هستند، در بحثهای علمی و به خصوص در حوزه گسترش زبان فارسی کارهای زیادی کردهاند. این را بعدها تاریخ ثابت خواهد کرد که ایشان چه خدمات ارزندهای انجام دادهاند و چه همتی داشتهاند؛ با همتی که ایشان داشتند، سه یا چهار سال بعد از تأسیس بنیاد سعدی توانستند بیش از ۴۰ عنوان کتاب بر اساس سطحبندی مختلف و استاندارد آموزش زبان فارسی تألیف و منتشر کنند.

در واقع بعد از تأسیس و راهاندازی بنیاد سعدی اولین کاری که کردند، تعیین سیاستها و راهبردها بود؛ اینکه در خارج از کشور چه کاری انجام دهند. او از استادان زبان فارسی که به خارج از کشور اعزام شده بودند، سفرا، رایزنان فرهنگی و کارشناسان منطقهای دعوت کرد و بعد از مشورت با آنها در عرض یک سال راهبردها را تعیین کرده و بر اساس آن استانداردی را برای آموزش زبان فارسی تدوین کرد. سپس بر اساس آن استانداردها، کتابها را تألیف کردند. در حال حاضر برای همه سطوح، از سطح نوآموز تا سطح ماهر کتابهایی تألیف شده است. کتاب گام اول به عنوان کتاب مقدماتی برای نوآموزی به بیش از ۱۵ زبان واسط ترجمه و منتشر شده و کار برای رایزنان فرهنگی از این جهت که استاندارد آموزش وجود دارد، راحتتر شده است. البته برای آنها نیز طرحی با عنوان پنج گام در آموزش تدوین کردیم و گام به گام به آنها توضیح داده میشود که چطور شروع کنند، چند ساعت و با چه کتابی و چه منبعی تدریس داشته باشند.
غیر از بحث آموزش زبان فارسی در خارج از کشور، در داخل کشور رشته «آزفا» برای دانشگاهها تعریف و ایجاد شده است. همانطور که در رشته زبان انگلیسی چند شاخه مثل آموزش زبان انگلیسی، ترجمه زبان انگلیسی و ادبیات انگلیسی داریم، برای رشته زبان فارسی نیز رشتهای به نام آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان (آزفا) در مقطع ارشد و دکتری در دانشگاههای کشورمان مانند دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه امام خمینی (ره) داریم و سایر دانشگاهها نیز این رشته را شروع کردهاند و دارد گسترش پیدا میکند. کسانی که برای بنیاد سعدی تولید محتوا میکنند، عمدتاً فارغالتحصیلان رشته آزفا و یا رشتههای زبانشناسی و چندنفری هم فارغالتحصیل رشته تکنولوژی آموزشی هستند.
همچنین موضوع آموزش به دانشجویان خارجی دانشگاههای ایرانی نیز مطرح است؛ تا قبل از جنگ تحمیلی اخیر، بیش از ۱۰۰ هزار دانشجوی خارجی داشتیم - برخی فعلا به خاطر جنگ به کشور خود رفتهاند - که آنها نیاز به آموزش زبان فارسی دارند و باید دوره بسندگی زبان فارسی را حتماً طی کنند و موفق شوند تا بتوانند وارد دانشگاه ایران شوند. تا آنجایی که من میدانم قبلاً فقط مرکز آموزش زبان فارسی(آزفا) در موسسه دهخدا (وابسته به دانشگاه تهران) و دانشگاه امام خمینی (ره) قزوین بود. بعد دانشگاه علامه طباطبایی اضافه شد اما الان نزدیک به ۶۰ مرکز دیگر در دانشگاهها در شهرهای مختلف برای آموزش زبان فارسی بهویژه به دانشجویان خارجی راهاندازی کردهاند؛ زیرا تعداد دانشجویان زیاد است و صرفا محدود به تهران نیست. یکی از مهمترین منابع درسی آنها منابع درسی بنیاد سعدی است و از شیوه و استانداردی که این بنیاد تدوین کرده است، استفاده میکنند.
چقدر فارسیآموز داریم؟
آماری از تعداد فارسیآموزان در کشورهای مختلف دارید؟
آخرین آمار از فارسیآموزانی که تحت حمایت مراکز آموزش زبان فارسی بنیاد سعدی هستند، مربوط به سال ۱۴۰۴ است. بیش از ۲۰ هزار فارسیآموز داشتیم؛ البته به دلیل محدودیتهای اینترنتی بهویژه در ایام جنگ تحمیلی، فعلا آمار دقیقی از فارسیآموزان برخط و برخط غیرهمزمان (برنامههایی که از پیش ضبط شدهاند) نداریم.
در برخی از مدارس در خارج از کشور مانند کشور ارمنستان، گرجستان و لبنان، یادگیری زبان فارسی اجباری است که کار پشتیبانی آموزشی (اعم از تألیف کتاب و سایر خدمات آموزش زبان فارسی) توسط بنیاد سعدی انجام میشود. البته در این مدارس فقط یک ساعت در هفته آموزش زبان فارسی دارند.

تاثیر قطعی اینترنت بر آموزش زبان فارسی
قرار بود بنیاد سعدی با همکاری وزارت علوم، بانک اطلاعاتی از فارسیآموزانی که فارغالتحصیل زبان فارسی هستند، داشته باشند که بتوان وضعیت آنها را رصد کرد. نمیدانم این بانک اطلاعاتی تأسیس شد یا نه. اما خود بنیاد پیگیر وضعیت فارسیآموزان است که تا کجا پیش رفتهاند و چه میکنند؟ آیا آموزش زبان فارسی با توجه به تحولات زبانی که در کشور داریم بهروزرسانی میشود یا نه؟
در بنیاد سعدی «کانون فارغالتحصیلان زبان فارسی» بهویژه در کشورهای ترکمنستان و ترکیه که تعداد فارسیآموزان بیشتر است، راهاندازی شده است. البته بیشتر نمایندگیها به صورت مجزا گروههایی را برای برقراری ارتباط ایجاد کردهاند. دکتر حداد عادل همواره بر این مسئله که راهی برای ارتباط دائم داشته باشیم، تأکید دارد اما هنوز به آن مرحله نرسیدهایم. ما گروههای تلگرامی و واتساپی درست کردهایم اما قطع و وصلی اینترنت و عدم تداوم تماس، باعث شد که بخشی از ارتباطات خودمان را از دست بدهیم.
قرار بود در سال ۱۴۰۴ دورههای دانشافزایی با عنوان مدرسه تابستانی و مدرسه زمستانی داشته باشیم اما به خاطر جنگ تحمیلی این اتفاق نیفتاد. ارتباط ما هم با این علاقهمندان قطع شد. درحالی که عدهای ثبتنام کرده بودند و برخی نیز به دنبال کسب اطلاعات بیشتر بودند. راه ارتباطی ما الان به این شکل است ولی بانک اطلاعاتی مد نظر شما را نداریم. ارتباط ما به اینگونه نیست که دائم با آنها در تماس باشیم اما برای آنها فراخوانهای عمومی را میفرستیم ولی چیزی که مطلوب ما باشد، نیست و داریم تلاش میکنیم که این کار صورت بگیرد. البته این ارتباطات به صورت پراکنده توسط رایزنهای فرهنگی به عنوان نمایندگان بنیاد سعدی وجود دارد.
بستر آموزش زبان فارسی به صورت برخط یکی از تمهیداتی است که بنیاد سعدی برای علاقهمندان یادگیری زبان فارسی که امکان حضور در کلاسهای حضوری ندارند، اندیشیده است و خب قطعی اینترنت در مقاطع مختلف در سال گذشته ارتباط با فارسیآموزان را مختل کرده و این موضوعی است که اشاره شد و فاصلهای میاندازد و شاید اتفاقهایی که نباید، بیفتد. آیا درباره مسیری برای استمرار ارتباط فکر شده است؟
تقریبا دو سال پیش بود که جناب دکتر حدادعادل به عنوان رئیس بنیاد در جلسه کارشناسی که داشتیم، تأکید داشتند حداقل ۷۰ درصد فعالیتهای آموزشی بنیاد سعدی باید در فضای مجازی انجام شود. ما تا جایی که توانستهایم تولید محتوا را بر اساس سطحبندیها در این بستر انجام دادهایم و تمرکزمان در دو، سه سال اخیر همین موضوع بوده است؛ از جمله آموزش برخط و برخط غیر همزمان که اگر در مرورگر، آموزش زبان فارسی را جستوجو کنید، بنیاد سعدی برایتان میآید و اگر وارد سایت بنیاد سعدی شوید، میتوانید در بخش آموزش، دسترسی پیدا کنید. معاونت آموزشی و پژوهشی بنیاد سعدی در حال حاضر بر روی تولید محتوای چندرسانهای برای کتابها کار میکند که بهزودی آماده خواهد شد.
برای کودکان بهویژه کودکان نسل سوم و چهارم ایرانیان در خارج از کشور که کاملاً از زبان فارسی و هویت ایرانی دور هستند، منبعی برای آموزش زبان فارسی نداریم که در حال حاضر بر روی این موضوع کار میشود. فعلاً جلد اول آماده شده است. البته همزمان بر روی تولید محتوای چندرسانهای آن نیز کار میشود.
همانطور که در پرسش خود گفتید، قطعی اینترنت تأثیر دارد و ما باید کاری کنیم که نیازی به اینکه آموزش حتما از ایران صورت بگیرد، نباشد. در واقع علاقهمندان میتوانند از تولیدات چندرسانهای استفاده کنند. البته بخش زیادی از این تولیدات انجام شده و در حال تکمیل است.

تأکید بر گسترش زبان فارسی در شبه قاره
به کشورهایی چون ترکیه و ترکمنستان اشاره کردید که تعداد فارسیآموزان در این کشورها زیاد است و ممکن است مسائل سیاسی و اقتصادی بر این موضوع تأثیرگذار باشد. آیا خودمان کشورهایی را به عنوان کشورهای هدف داریم که سیاست آموزش زبان فارسی را در این کشورها دنبال کنیم؟ در واقع عمق راهبردیای را مثلا در کشورهای همسایه یا آسیای شرقی تعیین کردهایم؟
کشورهایی چون افغانستان و تاجیکستان خودشان فارسیزبان هستند اما در کشور افغانستان زبان «پشتو» نیز اجباری شده و در تاجیکستان خطشان متفاوت است. در ارمنستان و گرجستان آموزش زبان یکی از کشورهای همسایه اجباری است و دانشآموزان باید یکی از زبانها را انتخاب کنند و زبان فارسی از جمله آنهاست. در ارمنستان در بیش از ۲۲ مدرسه زبان فارسی تدریس میشود؛ البته رایزنی فرهنگی ایران نیز در آنجا کلاسهای آزاد دارد و بنیاد سعدی نیز کتابهایی را آماده کرده است. دکتر حدادعادل - رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی - همواره بر کشورهای شبهقاره به صورت عام و کشور هند و پاکستان به صورت خاص تأکید دارد. در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، یک گروه مطالعاتی ویژه شبه قاره دارند و در بنیاد سعدی، اداره شبه قاره داریم.
انتقاد از میزان بودجه
البته باید این را درنظر گرفت که مسائل بسیاری بر سیاستگذاریها تأثیرگذار است؛ هرجا میخواهیم بحث را شروع کنیم ناچاریم از کمبود بودجه بگوییم که متأسفانه آنقدر درباره این موضوع گفته شده است که امر عادی تلقی میشود. بنیاد سعدی درآمدی ندارد. در ترکیه مؤسسه «یونس امره» موضوع گسترش زبان ترکی را دنبال میکند؛ کاری که بنیاد سعدی برای زبان فارسی انجام میدهد، اما این مؤسسه مانند بسیاری از موسسههای مشهور دنیا مثل موسسه گوته آلمان و آلیانس فرانسه حامیان بسیاری دارد و یکی از خطوط هوایی کشور ترکیه حامی این مؤسسه یعنی آموزش زبان ترکی است که متاسفانه ما چنین حامیانی نداریم.
زمانی که در سوریه به عنوان وابسته فرهنگی بودم، چهار استاد اعزامی در دانشگاههای سوریه داشتیم که بیشترین تعداد استادان اعزامی ما بود. در جلسهای میخواستم استادان اعزامیمان را به رئیس دانشکده ادبیات حلب معرفی کنم که رئیس گروه زبان و ادبیات ترکی استانبولی هم بود که در میان صحبتها گفت ققط در دانشگاه حلب، ۹ استاد اعزامی داریم! میتوانم بگویم این موضوع نیز حکایت مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر همه هجمهها است. با امکاناتی که داریم، در واقع به شکلی در حوزه آموزش زبان فارسی مقاومت میکنیم؛ یعنی با بودجه بسیار ناچیز!
با همه اینها، زبان فارسی بهقدری غنا و جذابیت دارد که رایزنان فرهنگی و سایر نهادها راههایی را برای آموزش پیدا میکنند اما در کل وضعیتمان وضعیت خوبی نیست. یکی از مسائل ما بودجه است که متأسفانه جدی گرفته نمیشود و باید برای سازمانها روضه بخوانیم که به ما پول بدهند و بعد درگیر چیزهای خیلی جزئی میشویم. متأسفانه بنیاد سعدی با دستگاههای دیگر مقایسه میشود. درحالی که مثلا ورازتخانهای با هشتهزار نیرو و کارهای مختلف آن وزارتخانه را نمیتوان با یک نهاد با ۷۰ نیرو مقایسه کرد و به همان نسبت بودجه بدهند. در حالی که کار ما صرفا آموزش زبان فارسی است و کار دیگری نداریم که بگوییم بودجه فلان کار را کمتر میکنیم یا فلان کار را انجام نمیدهیم که بودجه آموزش را تأمین کنیم.
برای ما فاجعه است که بگویند مردم نان برای خوردن ندارند و شما میگویید زبان فارسی! در حالی که زبان فارسی میتواند بستری برای گسترش تعاملات اقتصادی و جذب گردشگر باشد و آوردههای بسیاری برای کشورمان داشته باشد. بسیاری را میشناسم که میخواهند در این کلاسها شرکت کنند تا کلمات ساده را برای رفع نیازهای خود یاد بگیرند یا از ما میخواهند جزوه و کتابهایی را به آنها در این زمینه معرفی کنیم.
متأسفانه دیدگاههای مسئولان برای تأمین بودجه و حمایتها از فرهنگ به صورت عام و زبان فارسی به صورت خاص، دیدگاه خوبی نیست.

افول زبان فارسی در مراکز علمی شبه قاره
جدا از موضوع بودجه، ما مسئله ایرانهراسی را داریم که تاثیر زیادی بر گسترش زبان فارسی در جهان گذاشته است. به طور مثال زبان فارسی در شبه قاره متأسفانه رو به افول است. یکی از وظایف ما به عنوان بنیاد سعدی آسیبشناسی این موضوع است؛ ما در مقطعی تعداد بسیار زیادی دانشجوی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای پاکستان داشتیم. در دانشگاههای این کشور گروه زبان و ادبیات فارسی داشتیم و داریم ولی الان در بعضی از دانشگاهها، تعداد دانشجویان این گروه به صفر رسیده و یا با دیگر گروهها در حال ادغام شدن است. اخیرا برای بررسی این موضوع سفری به پاکستان داشتیم و واقعاً افسوس خوردیم. چه باید کرد؟ البته در کنار افول در مراکز علمی، شاهد رشد آموزش زبان فارسی در حوزههای دینی و حوزوی در کشورهای شبه قاره هستیم و آنها نیز به فراگیری زبان فارسی روی آوردهاند اما در هرصورت باید ببینیم که به چه دلیلی زبان فارسی در دانشگاههای مثلا پاکستان رو به افول است. در حال حاضر شورای راهبردی شبه قاره در بنیاد سعدی به ریاست جناب دکتر حداد عادل راهاندازی شده است که رایزنان فرهنگی، پژوهشگران و استادان ادبیات فارسی که در شبه قاره کار کردهاند و مدیران مرکز تحقیقات زبان فارسی در هند و پاکستان عضو این شورا هستند و از آنها دعوت کردیم تا نظرات خود را در این زمینه ارائه دهند و نظرات را جمعبندی میکنیم تا ببینیم چه میشود و چه باید کرد.
اگر ممکن است درباره چرایی این افول میگویید؟ بالاخره شما رفت و آمد داشتید و در این جلسات هستید.
عوامل مختلفی در این زمینه تأثیر دارد؛ از بحثهای ایرانهراسی و فشار دشمنان خارجی گرفته تا عدم امکان حمایت از فعالان و مراکز دانشگاهی که در حوزه آموزش زبان و ادبیات فارسی فعالیت دارند.
در حوزه تمدنی زبان فارسی کشور افغانستان وضعیت مشخصی دارد، تاجیکستان هم با توجه به خطشان چالشهایی دارند، در دانشگاه بنگلادش یک طبقه برای گروه زبان فارسی داریم اما سن اعضای هیئت علمیشان خیلی بالا است. در سراسر هند بیش از ۱۰هزار دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی در مقاطع مختلف در حال تحصیل هستند که نیاز به حمایت دارند. آموزش زبان فارسی در برخی از مدارس هند اجباری است اما در کنار این موضوع معذوریتها و محدودیتهایی را نیز ایجاد کردهاند.
در واقع آموزش زبان فارسی در این کشورها فراز و نشیب داشته است. آیا بررسی شده چه اتفاقاتی در این موضوع تأثیر داشته است؟ مثلا در سالهایی کمتر شده و یا در سالهایی افزایش داشته است؟
فراز نبوده، فقط نشیب بوده است. ما مدتی است که این احساس خطر را داشتیم و با تأکید جناب دکتر حدادعادل به پاکستان رفتیم و در جلسات به آسیبشناسی به این موضوع پرداختیم تا درباره آن تصمیمی گرفته شود یکی از مسائل، بودجه است. ببینید کشورهای دیگر مانند چین و کره برای گسترش زبان خود چه کارهایی انجام میدهند.
یکی از انگیزههای یادگیری زبان، موقعیت شغلی است. باید انگیزهها را ایجاد کنیم. مثلا از طریق یادگیری زبان فارسی، امکان ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران فراهم شود. یکی از کارکردهای گسترش و آموزش زبان فارسی میتواند معرفی جمهوری اسلامی ایران به صورت کلی و به صورت خاص معرفی مراکز دانشگاهی یا علمی ایران باشد. در واقع در حین آموزش زبان فارسی بگوییم هزینه دانشگاههای ایران فلان قدر است و میتوانید در بهترین دانشگاه ایران با این هزینه پزشک شوید؛ در حالی که در فلان کشور هزینهها چندبرابر است. خب فهمیدن این موضوع میتواند انگیزه ایجاد کند. درباره بحثهای اعتقادی، پیروان اهل بیت (ع) و طرفداران انقلاب اسلامی هم میتوانیم کار کنیم. خیلیها به خاطر این مسائل در کلاسها شرکت میکنند و یا فیلمهای ایرانی را میبینند تا زبانشان راه بیفتد که البته اینگونه یادگیری غیراصولی است.

ممکن است بگویند رئیس بنیاد وصل است!
یکی از مسائل ما این است که انگیزه آموزش زبان فارسی به درستی ایجاد نمیشود و این موضوع به خود ما برمیگردد که در این زمینه کمکاری کردهایم.
از طرفی دستگاههای دیگر نیز باید از ما حمایت کنند. مثلاً زبانآموزی که دورههای مختلف را گذرانده، برای تشویق و دوره دانشافزایی حداقل یک سفر به ایران باید بیاید که مستلزم هزینه است. باید انگیزههایی را ایجاد کنیم؛ مثلا وقتی المپیاد زبان فارسی برگزار میکنیم، خروجی آن این باشد که برندگان، سفری به ایران داشته باشند و یک تور گردشگری داشته باشیم که دیگر فارسیآموزان نیز تشویق شوند تا رتبه بالایی بیاورند و حداقل یک سفر به ایران بیایند. البته دورههایی برای دانشافزایی در ایران و امر گردشگری فارسیآموزان را داشتیم اما برنامه منظم و مستمری نبوده است. اینها همه مستلزم داشتن حداقل بودجه است که متاسفانه مشکل داریم. ممکن است خیلیها بگویند رئیس بنیاد دکتر حدادعادل است و ایشان وصل است و خیالشان از بودجه راحت است اما یکی از ظلمها به بنیاد سعدی همین است که همه آن را به این دلایل رها کردهاند.
تحریمها علیه زبان فارسی
به مؤسسه «یونس امره» و حمایتهایی که ترکیه از زبان ترکی دارد اشاره کردید. کره نیز همینطور است و یک تب کُرهای راه افتاده است و در کشورمان نیز شاهد این تب بودیم. بهنظر رقابتی میان کشورها برای گسترش زبان وجود دارد اما با توجه به توضیحات شما میتوانیم بگوییم در این رقابت، ما برای گسترش زبان فارسی عقب هستیم؟
زبان فارسی ظرفیت بالایی دارد و باید برای آن برنامهریزی داشته باشیم. برای نمونه از حمایت شرکت «ترکیشایر» گفتم. ما نیز یعنی زبان فارسی نیز باید حامی داشته باشد. اما به دلیل تحریم، شرکتهایی مثل یک شرکت هواپیمایی که با ما همکاری دارد و مثلا کتابهای ما را رایگان جابهجا میکند، اجازه نمیدهد نامی از آنها آورده شود؛ این موضوع در چنین جاهایی بروز پیدا میکند. انشاءالله از شر این تحریمهای ظالمانه خلاص شویم؛ چراکه بخشی از این تحریمها، علیه فرهنگ و تمدن و زبان فارسی است.
در مصاحبهای که با آقای ناظمی رایزن فرهنگی ایران داشتیم، ایشان اشارهای داشتند به اینکه بسیاری از استادان زبان فارسی در ترکیه، آموزشهایشان بهروز و کاربردی نیست و به درد فارسیآموزان نمیخورد و یکی از دلایل این موضوع را نبود مهارتهای دانشافزایی برای استادان خارجی و قطع ارتباط این استادان با دانشگاههای ایران عنوان کردند. فکر میکنم این را میتوان به سایر کشورها هم تعمیم داد. بنیاد سعدی در این زمینه چه کاری میتواند انجام دهد؟
اعزام استاد با وزارت علوم و تحقیقات است؛ در این وزارتخانه، شورای اعزام برای استادان داریم که یکی از گلههای بنیاد سعدی این است که چرا بنیاد سعدی در این شورا نمایندهای ندارد. یکی از ابزارهای اینکه تشخیص دهیم در فلان کشور به استاد نیاز داریم، این شورا است. به طور مثال در همان سوریه ما چهار استاد اعزامی متخصص ادبیات فارسی داشتیم که واقعاً استادان خوبی بودند ولی استاد ادبیات الزاماً نمیتواند زبان فارسی را آموزش دهد. خروجی دوره کارشناسی دانشگاه دمشق را میدیدم، اصلا نمیتوانست فارسی حرف بزند و یا فارسی را بفهمد و یکی از دلایل این موضوع این است که باید استاد آزفا (فارغالتحصیلان رشته آموزش زبان فارسی) نیز اعزام شود. این گله چندین بار به وزارت علوم گفته شده است و امیدوارم در آینده نزدیک، عضویت بنیاد سعدی در شورای اعزام اساتید نیز اتفاق بیفتد.
یکی از اشکالات این شورا این است برای کشوری که اصلا نیازی نیست استاد بفرستند، استاد میفرستند اما در جایی که نیاز به چند استاد اعزامی داریم، استاد نمیفرستند. موردی که آقای دکتر ناظمی میگویند در کشورهای دیگر هم هست؛ بهطور مثال در پاکستان که ما یک رایزنی فرهنگی و هفت خانه فرهنگ داریم و دانشگاههای زیادی هستند که دارای گروه و کرسی زبان فارسی هستند، در حال حاضر فقط یک استاد اعزامی از وزارت علوم ایران داریم آن هم در کراچی! البته در پاکستان استادان بومی زبان فارسی داریم یا در مصر و الجزایر و خیلی از کشورهای دیگر همینطور، اما این استادان الزاماً بهروز نیستند و اصطلاحات بهروز را نمیدانند و لهجهشان در نوع آموزش، تأثیر میگذارد. آنها نیاز دارند یک استاد اعزامی از ایران در کنارشان باشد اما این اتفاق نمیافتد و ظاهراً بودجه وزارت علوم نیزمشکل دارد و این اصلاً خوب نیست.
البته اخیرا دکتر احسان قبول که دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی است و از قضا ایشان یکی از فعالان آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان بوده و دارای تألیفاتی در این زمینه است، خوشبختانه مسئولیت ریاست مرکز همکاریهای علمی بینالمللی وزارت علوم را برعهده گرفته است و ما امیدواریم ایشان عنایت ویژهای به این امر داشته باشد.

به آینده خوشبین هستیم
با همه مشکلات ارزی و بودجهای و مسائلی که بنیاد دارد، افق دیدتان درباره بنیاد سعدی چیست؟
زمانی که بنیاد سعدی تأسیس و کار آموزش زبان فارسی از مرکز گسترش زبان فارسی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به این بنیاد واگذار شد، بنده از مدیران سازمان فرهنگ بودم. در آن مقطع همه ما عزادار بودیم. زیرا مهمترین ابزار ورودی رایزن فرهنگی به فعالیت فرهنگی در خارج از کشور، زبان فارسی است و به قول عوام، ما با این زبان میتوانیم پُز بدهیم و درباره فرهنگ و تمدن ایرانی صحبت و افتخار کنیم. از زمانی که خود من در بنیاد سعدی مستقر شدم، دیدم در بنیاد در این مدت چه کارهای زیاد و زیربنایی انجام شده است. نمیگویم کارها اشکال ندارد، قطعا ایراد هم دارد و هیچ شکی در آن نیست. در مقطعی بنیاد سعدی خیلی مشارکت دانشگاهها را نداشت اما در دو سه سال اخیر رویکردش به سمت جذب مشارکت استادان دانشگاههای مختلف رفته است. در بنیاد سعدی شورایی به نام شورای نشر داریم و هر کتابی که بخواهد تألیف شود، قبل از تألیف و انتشار در این شورا بررسی میشود؛ این شورا اعضای علمی دارد که از استادان دانشگاههای مختلف کشور هستند. در این شورا شروع به آسیبشناسی کتابهایی کردهاند که در این چند سال منتشر شده است. برای آسیبشناسی کتابها از نظرات مخاطبان کتاب و مدرسان داخل و خارج از کشور نیز استفاده میشود و نظرات آنها قرار است در کتابها اعمال شود. در گذشته چنین چیزی نداشتیم.
واقعیت این است که خیلی خوشبین هستم، کاری که چندین سال معطل مانده و انجام نشده بود، الان شروع شده است. ما به سمتی میرویم که احساس میکنم داریم خوب جلو میرویم. اما نیاز به حمایت دستگاههای دیگر داریم. نمیخواهم مدام بگویم پول، پول، پول! همهچیز با پول و بودجه جلو نمیرود. مشارکت دیگر دستگاهها و نهادهای علمی برای برگزاری دورههای دانشافزایی ویژه مدرسان و فارسیآموزان، میتواند کمک شایانی به بنیاد سعدی برای ایجاد انگیزه برای فارسیآموزی کند. تلاش بنیاد سعدی در حال حاضر این است که زیرساختهای لازم برای گسترش زبان فارسی از طریق آموزش در فضای مجازی را فراهم کند. بیش از سه ماه است که نتوانستهایم کتاب چاپ کنیم و این برای بنیاد سعدی فاجعه است؛ ما نهاد دولتی هستیم و هزینه فروش کتابهایمان ابتدا به حساب خزانه دولت میرود و اگر آنها پول را به حساب ما بریزند، میتوانیم کتاب چاپ کنیم. اینها چیزهای جزئی است که گفتنش شاید جالب نباشد. امیدوارم شرایط بهتر شود. ما تمام تلاش خودمان را میکنیم تا شاید حمایتی بگیریم.
برداشتم از صحبتهای شما این است که سازمانها و نهادها نسبت به تعریفی که از بنیاد سعدی دارند، نیاز به بازنگری دارند.
باید بدانید اساسنامه بنیاد سعدی خوب تدوین شده و وظایف زیادی در حوزه زبان و ادبیات فارسی در آن پیشبینی شده اما اجرای همه آن وظایف برای بنیاد سعدی بسیار سنگین است. هنوز آن ظرفیت ایجاد نشده است اما امکانش وجود دارد.
بنیاد سعدی اولین موسسه و تنها موسسه تخصصی است که آموزش زبان فارسی در جهان را استانداردسازی کرده است؛ بنابراین باید به آن یک نگاه هویتی و ملی داشته باشیم و حداقل همان وزارتخانهها و نهادهایی که عضو هیئت امنای بنیاد سعدی هستند، بنیاد سعدی را در امر آموزش و گسترش زبان فارسی در جهان حمایت کنند.
انتهای پیام
