حجتالاسلام والمسلمین هادی سروش- استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم- در مراسم شهادت امام حسین(ع) که در یادواره شهدای آبباریک ورامین برگزار شد، با بیان اینکه شهادت رهبر نظام اسلامی غیرقابل باور است، اظهار کرد: تاسوعا و عاشورا فرصتی است که من معتقدم ما سخنرانان و روضه خوانها، و مداحها، فرصت بسیار نابی از شما در اختیار میگیریم و باید بتوانیم از این فرصت مهم، چیزی به شما تحویل دهیم؛ وگرنه باید پاسخگو باشیم. در این فرصت محدود، بنا دارم به یک سوال پاسخ بدهم و آن سوال این است که ما ارادتمندان به حضرت اباعبدالله کجا ایستادهایم؟ در چه نقطه ای قرار داریم و نسبت به چه نقطهای باید فکر، تلاش و اراده کنیم و همت خود را جمع ببندیم؟
این استاد حوزه علمیه قم خطاب به عزاداران گفت: اولاً قدر خودتان را بسیار بدانید. شما در نقطهای ایستاده اید که امام صادق(ع) برایتان دعا کرده؛ و میفرماید: این آه تان، این نالهتان، مورد دعای ماست و دعای ما این است: «خدایا، اینهایی که برای جد ما حسین ابن علی نالهای دارند، خدایا رحمت خود را شامل شان بفرما؛ و ارحم تلک الصرخه التی کانت لنا». (کامل الزیارات ب ۴۰ ح۲) بهرهمندی از رحمت الهی؛ این نقطهای است که ما الان ایستادهایم. بدانیم کجاییم و در چه فضای پر فضیلتی نفس میکشیم. متأسفانه گاهی از جایگاه خودمان غفلت میکنیم.
اگر متوجه لطف خدا باشیم گله نمیکنیم
وی با اشاره به روایتی از شیخ کلینی ادامه داد: شیخ کلینی نقل میکند که یکی و دو نفر آمدند خدمت امام هشتم حضرت علی بن موسیالرضا علیهالسلام رسیدند. سخن شان با امام رضا علیهالسلام این بود - تعبیر سادهای که بین خودمان در محاورات داریم - که این چه وضعی است ما داریم؟ امام هشتم علیهالسلام به این شیعیان فرمودند: شما مگر از خدا چه میخواهید؟ ... میخواهید کجا باشید؟ شیعه باید غافل باشد؟ شیعه نباید متوجه باشد چه فضیلتی دارد؟ اینکه مثل طاهر بن حسین -سردار بزرگ حکومت مامون- باشید؟ "ایسرک ان تکون مثل طاهر"؛ یعنی همه قدرت و ثروت را داشته باشید و کنار خلیفه باشید؟ دنبال این هستید؟ شیخ کلینی در ادامه حدیث نقل میکند که اینهایی که آمده بودند پیش امام رضا تا از خودشان و روزگارشان گله کنند، سرشان را پایین انداختند و شرمنده شدند. (روضه کافی، ح۵۴۶) اصلاً ما فضائلی را که خداوند تبارک و تعالی در باورها و اعتقادات و محبتی که به اهل بیت داریم برای ما رقم زده، نباید به ما اجازه دهد از عمر و زندگیمان گله کنیم. این ناسپاسی و ناشکری است. امشب سخن من روی با کسانی است که قانع نیستند. متأسفانه این مشکل امروز بچهها، جوانها و جامعه ماست؛ قانع نیستند.
عدهای پیش معاویه رفتند و ما خدمت شما رسیدیم
این استاد فقه و فلسفه با نقل حدیثی از مرحوم محدث برقی در کتاب محاسن که علامه مجلسی نیز در بحار آورده، اظهار کرد: جمعی پیش حضرت اباعبدالله الحسین آمدند و جور دیگری درخواست و التماس داشتند -خداکند آدم اگر اهل بیت را دوست دارد، معرفت داشته باشد. عزاداری اگر بدون معرفت باشد، نمونهاش همین است که عرض میکنم. به حضرت حسین (ع) گفتند: «یابن رسول الله، ان اصحابنا و فدوا الی معاویه...». بعضی از رفقای ما رفتند پیش کاخ سبز معاویه در شام و به او پیوستند و خدمت شما آمدیم! امام حسین فرمود: «خب حالا یک عده از دوستان شما رفتند پیش معاویه، شما آمدید اینجا. چه میخواهید من به شما بدهم؟ همانی که معاویه به رفقای شما داده، راضی هستید من هم به شما بدهم!؟»
سروش ادامه داد: در ادامه روایت است، این عده متوجه سخن ناپسند خود شدند و ادبیات خود را عوض کردند. و حرف از جانفدا بودن زدند؛ «قالوا جعلنا فداک»؛ متوجه شدند و گفتند: «انما جئنا مرتادین لدیننا»؛ صحبت و ادبیاتشان را تغییر دادند. به امام حسین علیهالسلام عرض کردند: ببخشید، ما آمدیم تا از شما دین یاد بگیریم، معنویتمان را با شما تقویت کنیم. حضرت اباعبدالله مقداری مکث کردند و تأمل فرمودند، سپس سر مبارکشان را بلند کردند و فرمودند: «من احبنا لم یحبنا لقرابةبیننا و بینه و لا لمعروف اسدیناه الیه انما احبنا لله و رسوله، فمن احبنا جاء معنا یوم القیمه کهاتین». (المحاسن / ح۵۱۷، بحار ج ۲۷ص۱۲۷) سخن حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام در این شب تاسوعا، اولین درسی که گرفتیم، در زمزمه و صحبت خود با اهل بیت، بخصوص در این ایام با حضرت اباعبدالله، مراقب باشیم حریم ادب و احترام را نگه داریم.
سروش تأکید کرد: حالا که حریم و حرمت را حفظ کردیم، سخن امام حسین علیهالسلام این است؛ اگر کسی ما را دوست داشته باشد، دوستیاش با ما کاسبکارانه نباشد و دوستی متعصبانه هم نباشد. بلکه «انما احبنا لله و رسوله»؛ ما را به خاطر خدا دوست داشته باشد. آنگاه در روز قیامت با ماست و کنار ما، مانند دو انگشتی که کنار هم هستند.
"رفتهها و جدا شدههای از معنویت" را الگوی موفق ندانیم
وی خطاب به جوانان گفت: جوان عزیز، یک وقت در دلمان و در خفایای ذهنمان هم نگوییم فلانی و فلانی از اهل بیت و مسجد و هیئت جدا شدند و رفتند و ما نرفتیم. خوب روشن است؛ او لیاقت نداشته که نمانده. شما که ماندی پای این معنویت، لطفاً خودت را کنار او نگذار. چون امام حسین(ع) همین امشب به شما میگوید: خب آنهایی که رفتند چه به دست آوردند؟ هرچه به دست آوردند ما به شما میدهیم!.. آقا چرا گله میکنیم؟ چرا منت میگذاریم؟ اصلاً چرا حسین(ع) را با معاویه مقایسه میکنیم؟ ببینید چقدر زیبا حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام این جمع شیعیان را به یک نقطه بالایی در محبت و معرفت رهبری فرمود و محبت کاسبکارانه و یا محبت متعصبانه را نقطه مثبت در رابطه با اهل بیت(ع) ندانست. ما در زمینه حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام یک آموزه مهمی دریافت کردیم و آن این بود که در ارتباط با امام حسین(ع) توقع نداشته باشیم، منت نگذاریم و ادب را در مواجهه با اهل بیت(ع) حفظ کنیم و در محبت، با امام حسین(ع) داد و ستد نکنیم و خالص باشیم.

امام حسین(ع) وسیله کمالیابی و پرواز معنوی است
سروش در بخش دیگری از سخنان خود گفت: حال اگر بخواهیم بوسیله حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام یک مقدار رتبه پیدا کنیم و ارزش بیشتری کسب کنیم، راهش چیست؟ ببینید ما یک روایتی داریم که میفرماید: «بالحسین تسعدون»؛ به واسطه حسین علیهالسلام سعادتمند شوید، پرواز کنید و ارتقا روحی پیدا کنید. مفاد این روایت این است که اگر بخواهیم ارتقا پیدا کنیم و به حضرت اباعبدالله نزدیکتر شویم و قرب وجود مبارک آن حضرت را بیابیم، باید دو درس از امام حسین(ع) بگیریم. خیلی خلاصه و فشرده عرض میکنم. درس اول امام حسین(ع) به همه عزادارانش این است؛ هویت و شخصیت معنوی خود را حفظ کنید. بیش از آن تعداد موشکی که اسرائیل زد تا مملکت ما را تجزیه کند، دهها برابر آن دارد تلاش میکند تا هویت و شخصیت شما را بگیرد.
سروش خطاب به جوانان گفت: جوان عزیز شخصیت و هویت خود را حفظ کن. دیگر لازم نیست توضیح بدهم شخصیت شما چطور میتواند پایمال شود، توضیح واضحات است. امام حسینی که شما برایش عزاداری میکنید و به سر و سینه میزنید، وقتی در معرض حمله به هویت و شخصیت قرار گرفت، فرمود: «شما نمیتوانید هویت و شرافت و شخصیت مرا آسیب برسانید؛ لاتقدرون علی هدم مجدی و محو عزی و شرفی». (موسوعه/ ۴۳۶از اعیان الشیعه، ج۱ص۵۸۱)آمدید به من حمله کردید، خیلی چیزها را گرفتید، اما توانش را ندارید، مرد این میدان نیستید که بخواهید شخصیت حسین(ع) را بگیرید.
از کمک به معنویت در جامعه غفلت نکنیم و در راه خدا در تمام زندگی پر تلاش باشیم
سروش در ادامه با بیان اینکه درس دوم و آموزه دیگر از حضرت امام حسین(ع) همان سخن حضرت در مسیر کربلا است که شخصیت خود را بر دو محور معرفی کرد، اظهار کرد: «من بپا خاستم تا دین یاری کنم و در مسیر خدا تلاش و مجاهده کنم؛ قام بنصرة الدینالله و الجهاد فی سبیله»؛ (موسوعه / ۴۰۸ از تذکرةالخواص/۲۱۷)
کمک کار دین و دور از دین فروشان باشیم
وی تأکید کرد: دوستان، سخن حضرت امام حسین(ع) این است؛ من حسین اینگونهام: هر کجا دین نیاز به کمک داشته باشد، من هستم. نه دینفروشان، نه دروغگویان به نام دین. دین، هر کجا نیاز داشته باشد من هستم. «و جاهد فی سبیله»؛ و در مسیر حضرت حق تعالی چیزی کم نمیگذارم. خلاصه کلام؛ اگر میخواهیم با حضرت اباعبدالله(ع)، نزدیک و صمیمی شویم، راهش این است که باید هویت خود را حفظ و در مسیر الهی مجاهد باشیم. مسیر الهی هم فقط جهاد و روزههای مستحبی و زیارت اربعین و اینها نیست. اینها هست ولی فقط اینها نیست. دوست عزیز من، احترام به پدر و مادر، احترام به خانواده، توجه به خواستههای خانواده، توجه به فامیل، توجه به نیازمندان و مانند آن همه و همه مجاهده در راه خداست.
انتهای پیام
