۱۴۰۵-۰۴-۱۵ | ۰۰:۴۵
تابوت کوچک، فریاد بزرگ

تابوت کوچک، فریاد بزرگ

در حالی که فضای مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب با حزن و شکوه ملی درآمیخته بود، در میان جمعیت، نگاه‌ها به سوی حقیقتی کوچک و بی‌دفاع خیره شد؛ تابوت کوچک «زهرا محمدی گلپایگانی».

به گزارش ایسنا، تماشای تابوت کوچک این نوزاد ۱۴ ماهه که پیش از آنکه اولین کلماتش را بر زبان بیاورد، برای بسیاری از حاضران، شوکی عمیق بود؛ گویی در آن لحظه، تمام آداب و رسوم رسمی فرو ریخت و تنها یک حقیقت بر صحنه حاکم شد: بی‌دفاع بودنِ معصومیت در برابر بی‌رحمی.

آنچه نگاه هر بیننده‌ای را – از نزدیک‌ترین نزدیکان تا غریبه‌ترین مهمان خارجی – به خود خیره کرد، تابوت کوچک «زهرا محمدی گلپایگانی» بود. این ، که به وضوح نشان از سن ۱۴ ماهه‌ی این طفل معصوم داشت، در میان جمعیت، مانند قطبی متمایز و دردناک می‌درخشید.
بسیاری از حاضران، با نگاهی متأثر، به این تابوت کوچک خیره شده بودند؛ گویی در آن لحظه، تمام تفاوت‌های سیاسی و جغرافیایی از میان رفته بود و تنها یک حقیقت عریان باقی مانده بود: «جنایت علیه معصومیت». این تابوت، نه تنها نشانه‌ پایان عمر یک نوزاد نیست، بلکه نشانه‌ی سقوط اخلاقی دشمنانی بود که مرزهای انسانیت را با هدف قرار دادن کودکانِ بی‌دفاع، پشت سر گذاشتند. این صحنه، یادآورِ تکرار چندین باره‌ی بیانیه‌های سازمان‌های حقوق بشر است که با تأکید بر «حق حیات کودکان» و «عدم مشارکت آن‌ها در منازعات مسلحانه»، فریاد می‌زنند که کودکان نباید در جنگ‌ها کشته شوند. اما وقتی نگاه به این تابوت کوچک می‌افتد، مشخص می‌شود که میان «قوانین نوشته شده» و «واقعیت‌های تلخ انسانی»، شکافی عمیق و دردناک وجود دارد.

شهادت این خردسال، یادآور زخمی عمیق بر پیکره‌ انسانیت است. زهرا، تنها با ۱۴ ماه زندگی، درس بزرگی به جهان داد: اینکه حقیقت، حتی در کوچک‌ترین و ظریف‌ترین کالبدها جاری است. او رفت، اما زخمی بر وجدان جهانیان بر جای گذاشت که نشان می‌دهد تا زمانی که کودکان در آتش جنگ‌ها کشته می‌شوند، هیچ صلح و حقیقتی در جهان معنا نخواهد داشت.

و هیچ جنایتی نمی‌تواند حقیقتِ این جان‌های پاک را از حافظه‌ی تاریخ پاک کند. و هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را  فراموش کند. این خون، راه را برای رسیدن به مقصد هموارتر می‌کند و نشان می‌دهد که ایستادگی، یک انتخاب است نه یک سرنوشت.
انتهای پیام
 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری