به گزارش ایسنا، متن پیش رو، بخش کوچکی از خاطرات آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب است که از گنجینه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی استخراج شده است. این روایت زنده و گفتوگوهای صمیمی در نیمه نخست دهه ۶۰ توسط سیدحمید روحانی ثبت و ضبط و در ششمین شماره مجله «به گواهی اسناد» بازنشر شده است.
حسرت بزرگ
من در کودکی خیلی اهل عبادت بودم، اهل نماز مستحبی، اهل دعا، اهل گریه، اهل اعمال امداود، دعای عرفه و... بودیم. از بچگی به این موارد علاقه داشتیم... با مادرم، روز عرفه که میشد از قبل تصمیم گرفته بودیم، معلوم کرده بودیم که با هم شروع کنیم. میرفتیم مادرم منتظر من بود، بعد از نماز ظهر مشغول عبادت میشدیم تا نزدیک غروب... از اعمالی که خیلی مقید بودیم اعمال لیلهالرغائب بود. من دعاهای ماه رجب را از بچگی حفظ بودم. با پدرم هر شب حرم مشرف میشدیم. پدرم میرفت حرم من هم هر شب میرفتم. آن وقت حرم که میرفتیم پدرم هر شب زیارت امینالله را میخواند، زیارت جامعه کبیره را میخواند، و مکرر میخواند، زمان حضور در حرم طول میکشید. من هم جامعه را از روی مفاتیح میخواندم. آنقدر خواندم که حفظ شدم. یک شب که از حرم بیرون میآمدیم به پدرم گفتم آقا من امشب جامعه را حفظ شدم. خیلی پدرم خوشحال شد و من را نوازش کرد.
در کودکی کم آیات قرآن را حفظ کردم. بعدها در بزرگی مقداری حفظ کردم، جزء سیام را حفظ کردم، مقداری هم از جزء بیستوهفتم را حفظ کردم... بعضی از سورهها را حفظ هستم ولیکن نه! نمیتوانستم خودم را حافظ بخشی از قرآن بدانم. این امر یکی از تأسفهای بزرگ من در زندگی است.
انتهای پیام

