علم، میراثی است بینهایت و گنجینهای پایانناپذیر که از دیرباز، بلندترین قلههای تمدن بشری بر پایه آن استوار بوده است. ارزش دانش نه در کاربردهای فوری و ملموس آن خلاصه میشود و نه در ثروت و قدرتی که بههمراه میآورد؛ بلکه حقیقت علم، در تواناییاش برای گشودن افقهای تازه، به چالش کشیدن جهل، و بخشیدن معنا به هستی آدمی است. علم، پل میان «آنچه هستیم» و «آنچه میتوانیم باشیم» است؛ نوری که مسیر جوامع را از تاریکی وابستگی به روشنایی خودباوری هدایت میکند.
در طول تاریخ، هر جامعهای که به دانش ارج نهاد، توانست از تنگنای روزمرگی عبور کند و به افقهای دورتری از تعالی دست یابد. علم، مرزهای جغرافیا را درمینوردد، زبان مشترک بشریت است و نیروی محرکهای که نهتنها صنعت و اقتصاد، که فرهنگ، اخلاق و هویت ملی را نیز دگرگون میسازد. بدون تردید، پیشرفت واقعی زمانی معنا مییابد که علم در خدمت آرمانهای انسانی، عدالت و عزت قرار گیرد؛ و اینجاست که دانش از یک ابزار صرف، به جوهره استقلال و اقتدار یک ملت تبدیل میشود.
از میان انبوه رهیافتهایی که به نقش علم در حیات اجتماعی پرداختهاند، نگاهی که در اندیشهی رهبر شهید جای گرفته، درخششی ویژه دارد. ایشان علم را نه یک کالای وارداتی یا زینتالمجالس روشنفکری، بلکه ریشه اصلی عزت و خوداتکایی میدانستند. از نگاه ایشان، دانش، سپری در برابر سلطه بیگانگان و کلید گشایش قفلهای توسعه همهجانبه است؛ اما این نگاه هرگز از پیوند علم با معنویت و مسئولیتپذیری انسانی غافل نمیماند. در حقیقت، آنچه اندیشه ایشان را از بسیاری رویکردها متمایز میکند، تأکید بر جهتدار بودن علم و نسبت آن با اخلاق، استقلال و امید به آیندهای روشنتر است.
بدین ترتیب، پرداختن به علم و فناوری در منظومه فکری رهبر شهید، نه گفتوگویی تخصصی، بلکه مروری بر یک جهانبینی عمیق است که در آن دانش، هم هدف است و هم وسیله؛ هم مایه نجات و هم رمز ماندگاری. تلاش خواهیم کرد تا این پیوند ناگسستنی را با دقت بیشتری ورق بزنیم؛ از اینرو با غلامرضا مالکی، رئیس دانشگاه جامع علمیکاربردی اصفهان به گفتوگو نشستیم که در ادامه آن را میخوانید:
ایسنا- «جهاد علمی» در اندیشه رهبر شهید انقلاب چه جایگاهی دارد؟ اگر بخواهید این مفهوم را برای نسل جوان و دانشگاهیان امروز تبیین کنید، مهمترین مؤلفهها و ویژگیهای آن چیست و چه تفاوتی با فعالیتهای معمول علمی دارد؟
هنگامی که ایشان از «جهاد علمی» سخن به میان میآوردند، در حقیقت یک منظومه فکری منسجم را ترسیم میکردند که ارکان متعددی در کنار یکدیگر داشت. اگر این ارکان اصلی را بهصورت یک مجموعه منسجم مورد توجه قرار دهیم، بیتردید نسل جوان و جامعه دانشگاهی امروز نیز جهتگیری متفاوتی نسبت به گذشته در فعالیتهای علمی خود خواهند داشت.
به باور بنده، در مباحث رهبر شهید انقلاب درباره جهاد علمی میتوان چهار رکن اساسی را مشاهده کرد. نخست آن که علم بهتنهایی ارزش ذاتی نداشت، بلکه زمانی ارزشمند تلقی میشد که بتواند مسئلهای از مسائل جامعه را حل کند. از همین رو، هدفگرایی یکی از مهمترین ویژگیهای جهاد علمی به شمار میآید. جهاد علمی، به معنای علمآموزی و پژوهش هدفمند است. رهبر شهید بارها تأکید میکردند که علم باید در خدمت حل مشکلات کشور قرار گیرد و تنها در چنین صورتی سودمند خواهد بود. از نگاه ایشان، علم زمانی به جایگاه واقعی خود میرسد که آثار آن در زندگی مردم نمایان شود؛ در غیر این صورت، نمیتوان حرکت شکلگرفته را جهاد علمی نامید.
رکن دوم، روحیه تلاش خستگیناپذیر و غیرت علمی بود. هنگامی که در کنار واژه «علم»، از تعبیر «جهاد» استفاده میکردند، در واقع میخواستند آن را با سختکوشی، ایثار و تلاش مضاعف پیوند بزنند. جهاد علمی به معنای عبور از مرزهای شناختهشده، پذیرش ریسک شکست و تسلیم نشدن در برابر موانع است. دانشجو یا پژوهشگر باید برای دستیابی بهحقیقت یا خلق یک فناوری بومی، از هیچ تلاشی فروگذار نکند و در برابر ناکامیها احساس خستگی و ناامیدی به خود راه ندهد.
سومین رکنی که در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب بهخوبی جلوهگر است، خودباوری و استکبارستیزی علمی است. این مؤلفه پاسخی روشن به تفکر «ما نمیتوانیم» به شمار میرود؛ تفکری که گاه در بخشهایی از جامعه خود را نشان میداد.
جهاد علمی، نفی جبرگرایی را نیز در بر میگیرد؛ زیرا ایشان همواره با شعار «ما میتوانیم» وارد میدان میشدند و اعتماد عمیقی به ظرفیت نیروی انسانی کشور داشتند. به شیوههای مختلف تأکید میکردند که نیروی انسانی ایران از توانمندی بالایی برخوردار است و نباید چشمانتظار کمک یا فناوری کشورهای دیگر باشیم؛ کشورهایی که گاه در انتقال فناوری نیز رویکردی انحصارگرایانه دارند و همه ظرفیت علمی خود را در اختیار دیگران قرار نمیدهند تا در شرایط لازم از آن بهعنوان ابزار فشار استفاده کنند. تجربه دوران کرونا نیز نشان داد که اگر این خودباوری و اعتقاد راسخ به «ما میتوانیم» وجود نداشت، شاید آمار تلفات کشور بهمراتب بیش از ارقام ثبتشده میشد.
چهارمین رکن، اخلاقمداری و تعهد دینی و ملی است. ایشان همواره تخصص را در کنار تعهد مطرح میکردند و دانشمند متعهد را کسی میدانستند که علم خود را در مسیر حفظ منافع ملی و ارزشهای اسلامی به کار گیرد. از این منظر، جهاد علمی به معنای پرهیز از همکاری با دشمن در جهت تضعیف کشور و بهرهگیری از علم برای سربلندی امت اسلام است؛ رویکردی که علم را از یک ابزار خنثی به ابزاری اخلاقی و مبتنیبر آرمانهای اعتقادی تبدیل میکند.
جهاد علمی از دید رهبر شهید به معنای علمآموزی و پژوهش همراه با غیرت است. هنگامی که از غیرت سخن گفته میشود، مقصود آن است که برای حل مسائل کشور، روحیهای مجاهدانه و جنگنده داشته باشیم، با تکیه بر توان داخلی حرکت کنیم، هدف را حل مشکلات جامعه قرار دهیم و در تمامی این مسیر، اخلاق اسلامی را همواره مدنظر داشته باشیم.
رهبر شهید انقلاب بارها جهاد علمی را پیششرط و از الزامات پیشرفت و اقتدار کشور معرفی کردهاند. این نگاه بر چه مبانی استوار است و چرا بدون جهاد علمی، تحقق پیشرفت همهجانبه ممکن نیست؟
جهاد علمی از نگاه رهبر شهید، موتور محرکهای است که چرخهای اقتصاد، امنیت، فرهنگ و سیاست کشور را به حرکت درمیآورد. بدون این موتور قدرتمند، کشور دچار رکود خواهد شد و ممکن است با عقبگرد مواجه شود. از این منظر، جهاد علمی انتخابی لوکس برای نخبگان نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقا و پیشرفت ملت ایران به شمار میرود. اگر این جهاد محقق نشود، کشور بیتردید در برابر چالشهای داخلی آسیبپذیر خواهد بود و دستیابی به پیشرفت همهجانبه بهتقریب ناممکن میشود. بنابراین، از نگاه ایشان، علم و فناوری موضوعی صرفاً تخصصی نیست، بلکه مسئلهای کلان و راهبردی است که سرنوشت کشور به آن گره خورده است. این نگاه، مسئولیت نخبگان را از سطح فردی به سطحی ملی ارتقا میدهد. اگر با چنین نگاهی به موضوع بنگریم، کشوری که در عرصه علم و فناوری عقب بماند، نهتنها در اقتصاد و صنعت بازنده خواهد بود، بلکه در سیاست خارجی نیز نخواهد توانست مستقل عمل کند. از این رو، جهاد علمی به معنای حضوری فعال، مستمر و پرتلاش در این عرصه است تا کشور از جایگاه مصرفکننده فناوری به جایگاه تولیدکننده آن ارتقا یابد.
در نامگذاری سالهای گذشته، بهطور معمول سهم اقتصاد بسیار پررنگتر از سایر موضوعات بوده است. عبور به سمت اقتصاد دانشبنیان، نیازمند نوآوری، نیروی انسانی ماهر و فناوریهای پیشرفته است. جهاد علمی یعنی بتوانیم از طریق دانش، ارزش افزوده خلق کنیم و به جایگاهی برسیم که وابستگی ما به منابع طبیعی کاهش یابد. بدون جهاد در عرصه علم و فناوری، تولید صنایع با فناوریهای پیشرفته امکانپذیر نخواهد بود و اقتصاد مقاومتی نیز در چنین شرایطی به موفقیت نخواهد رسید. در نتیجه، پیشرفت همهجانبه بدون برخورداری از پشتوانه اقتصادی قوی و مستقل، چیزی جز یک تصور دستنیافتنی نخواهد بود.
موضوع دیگری که اهمیت جهاد علمی را بهعنوان زیربنای اقتدار ملی آشکار میسازد، ماهیت تهدیدهایی است که امروز کشور با آنها مواجه است. بخش قابلتوجهی از این تهدیدها از مسیر علم و فناوری شکل میگیرد و تحت هیچ شرایطی نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت. حملات سایبری، جنگ نرم و تحریمهای فناورانه، همگی امنیت ملی و استقلال سیاسی کشور را هدف قرار میدهند. جهاد علمی، توسعه فناوریهای دفاعی، سایبری و امنیتی برای مقابله با این تهدیدها را ضروری میداند. کشوری که در فناوریهای حساس به خودکفایی نرسیده باشد، در شرایط بحرانی بهطور قطع دچار آسیب خواهد شد. از این رو، جهاد علمی نهتنها ضامن پیشرفت، بلکه حافظ استقلال و امنیت کشور نیز به شمار میرود؛ زیرا بدون امنیت، تحقق پیشرفت اجتماعی و فرهنگی نیز امکانپذیر نخواهد بود.
هنگامی که بیانیه گام دوم را بررسی میکنیم، بهدنبال شکلگیری جامعهای علمی و فراهم شدن زمینههای ایجاد تمدن نوین اسلامی هستیم. جهاد علمی محدود به پژوهشگران نیست و نباید بار این مسئولیت را صرفاً بر دوش دانشگاهیان گذاشت. علمآموزی عمومی، فرهنگسازی علمی و تربیت نسل دانشپژوه، باید بهصورت جدی در دستور کار نهادهای تربیتی قرار گیرد.
در دیدارهایی که رهبر شهید با دانشآموزان و دانشجویان برگزار میکردند، همواره بر این نکته تأکید داشتند که اگر جوانان به سمت علماندوزی حرکت نکنند و نخبگان نیز در مسیر حل مسائل جامعه گام برندارند، جامعه دچار انحطاط فکری خواهد شد. تحقق پیشرفت همهجانبه، نیازمند بستری فرهنگی است که در آن عقلانیت و دانش، ارزش محوری محسوب شود. در چنین شرایطی است که جهاد علمی میتواند آثار و نتایج واقعی خود را نمایان سازد.
برای تبدیل دانشگاه به کانون جهاد علمی، چه تغییراتی در نظام آموزش، پژوهش، مدیریت و ارتباط با جامعه و صنعت ضروری است؟
وقتی منظومه فکری رهبر شهید مورد بررسی قرار میگیرد، روشن میشود که راهکار ایشان برای اصلاح دانشگاه، ایجاد تحول بنیادین در سیاستگذاری و فرهنگسازی است. این دو مؤلفه، دانشگاه را به نهادی مسئولیتپذیر تبدیل میکند. دانشگاه مسئولیتپذیر، خروجیهای خود را بهطور مستقیم با سرنوشت اقتصادی و اجتماعی کشور پیوند میزند و در نتیجه، دانشگاهی در تراز انقلاب اسلامی شکل میگیرد که نسبت به مسائل صنعت، اقتصاد، فرهنگ و کشاورزی احساس دغدغه دارد و برای یافتن راهحل آنها تلاش میکند.
با بررسی دیدگاههای رهبر شهید میتوان به این نتیجه رسید که برای تبدیل دانشگاه به یک کانون جهادی، باید دگرگونیهای اساسی در آن ایجاد شود. به اعتقاد بنده، سه راهبرد برای تحقق این هدف وجود دارد. نخست، حرکت از مدرکگرایی به سمت توانمندسازی است. خوشبختانه تب مدرکگرایی در میان جوانان تا حدی کاهش یافته و با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه، امروز کسی میتواند در بازار کار موفق باشد که از مهارت و توانمندی لازم در یک حوزه تخصصی برخوردار باشد. به بیان دیگر، در فضای کسبوکار، مهارت بیش از دانش نظری اهمیت یافته است. یکی از مجموعههایی که این رویکرد را بهصورت جدی دنبال کرده، دانشگاه علمیکاربردی است. این دانشگاه بهعنوان بازوی مهارتآموزی بخش خصوصی و همچنین دانشگاه ملی مهارت بهعنوان بازوی دولتی مهارتآموزی، در این مسیر گام برداشتهاند.
رهبر شهید نگاه ویژهای به توسعه مراکز آموزشی علمیکاربردی، مراکز فنیحرفهای و هنرستانها داشتند و این مسئله، بیانگر نگاه عمیق ایشان به مقوله مهارتآموزی بود. در کنار مهارتهای شغلی، ایشان توجه ویژهای نیز به مهارتهایی همچون ترویج تفکر انتقادی و اخلاقمحوری در آموزش داشتند. اگر این مؤلفهها بهدرستی در دانشگاهها و مراکز آموزشی نهادینه شوند، زمینه پرورش روحیه پرسشگری در میان دانشآموزان و دانشجویان فراهم خواهد شد. هنگامی که اخلاقمحوری در کنار آموزش و تخصص قرار گیرد، مسئولیتپذیری اجتماعی و تعهد ملی نیز در متن فرایند آموزش جای خواهد گرفت.
راهبرد دوم برای تحول در فرهنگ دانشگاه، حرکت از تئوریپردازی صرف به سمت کاربردیسازی علوم است. به این معنا که علم را نه برای خود آن، بلکه برای حل مسائل جامعه به کار بگیریم. اگر چنین نگاهی شکل بگیرد، دانشگاهیان بهجای آن که منتظر باشند صنعت مشکلات خود را مطرح کند، خود بهدنبال شناسایی مسائل جامعه خواهند رفت و برای آنها راهحل ارائه خواهند کرد.
راهبرد سوم، گذار از رقابت ناسالم به سوی همافزایی ملی است. ضروری است دانشگاهها به دروازهای برای ارتباط با صنعت تبدیل شوند و استادان و دانشجویان حضوری فعال در محیطهای صنعتی و کارخانهها داشته باشند. در چنین شرایطی، دانشگاه خود را در برابر نیازهای مردم مسئول خواهد دانست و پاسخگویی به این نیازها را وظیفه خویش تلقی خواهد کرد.
به نظر شما مهمترین موانع تحقق جهاد علمی در کشور چیست؟ برای عبور از این چالشها چه اصلاحاتی باید در سیاستگذاری و حکمرانی علم صورت گیرد؟
این موضوع بهطور دقیق به پاشنهآشیل نظام علمی کشور اشاره دارد و نشان میدهد که رهبر شهید انقلاب، با نگاهی واقعبینانه، موانع پیشرفت علمی را نهتنها در عوامل بیرونی، بلکه در ساختارها و فرهنگ داخلی نیز جستوجو میکردند. از منظر ایشان، تحقق جهاد علمی مستلزم استقرار حکمرانی هوشمند است. حکمرانی هوشمند به معنای آن است که حکومت، بهجای ایفای نقش مانع، در جایگاه میانجی و تسهیلگر قرار گیرد. دولت نباید راننده حرکت علمی باشد، بلکه باید مسیر را هموار سازد تا نخبگان بتوانند با شتاب بیشتری در این مسیر گام بردارند. از همین رو، مهمترین اصلاح، تغییر نقش دولت از مجری به حامی است.
اصلاح این مسیر برای عبور از بحرانهای آینده، ضرورتی انکارناپذیر دارد و تأکید بر حکمرانی داده و شفافیت نیز از جمله موضوعات مهمی است که رسانهها باید با جدیت بیشتری به آن بپردازند.
از منظر رهبر شهید، چالشهای پیشروی جهاد علمی را میتوان در دو دسته کلی، یعنی موانع ساختاری و حکمرانی و موانع فرهنگی و انگیزشی تقسیمبندی کرد. اگرچه تحریمها و فشارهای خارجی از جمله موانع جدی جهاد علمی به شمار میروند، اما موانع داخلی، اغلب کندکنندهتر و در عین حال خطرناکتر هستند. بوروکراسی پیچیده، تصمیمگیریهای سلسلهمراتبی و کند، نظام ارزیابی نادرست که بیشتر بر تولید مقاله بهجای تولید اثر متمرکز است، بیثباتی در سیاستگذاری و استمرار نداشتن حمایتها، شکاف عمیق میان دانشگاه و صنعت که فرار مغزها را بهدنبال داشته است، از مهمترین موانعی هستند که جهاد علمی با آنها مواجه است.
برای عبور از این چالشها، باید اصلاحات اساسی در دستور کار قرار گیرد. تغییر پارادایم ارزیابی، یکی از مهمترین این اصلاحات است؛ به این معنا که از کمیت عبور کنیم و کیفیت و میزان اثرگذاری را محور ارزیابی قرار دهیم. یکی از آسیبهای جدی آن است که با تغییر دولتها، سیاستهای مرتبط با تولید علم و فناوری نیز دستخوش تغییر میشود. از این رو، ایجاد ثبات راهبردی و برنامهریزی بلندمدت، از جمله راهکارهایی است که میتواند جهاد علمی را پویاتر و اثربخشتر سازد.
تقویت حکمرانی داده و شفافیت اطلاعات نیز نقش تعیینکنندهای در این مسیر دارد. بخش قابلتوجهی از تکرار پژوهشها، ناشی از دسترسی نداشتن نخبگان به اطلاعات موجود است. هرچه شفافیت اطلاعات بیشتر باشد، از هزینههای اضافی کاسته خواهد شد و در نتیجه، سرعت جهاد علمی نیز افزایش خواهد یافت.
رهبر شهید پیشرفت علم و فناوری را به یک گفتمان ملی تبدیل کردند. برای آنکه این گفتمان در میان دانشگاهیان، نخبگان، مدیران و حتی افکار عمومی به یک باور و مطالبه عمومی تبدیل شود، چه اقداماتی باید انجام داد؟
رهبر شهید معتقد بودند جهاد علمی از سوی مردم و نخبگان، حرکتی از پایین به بالا است و حمایت مدیران، نقشی مکمل و از بالا به پایین دارد. برای تبدیل این گفتمان به یک باور عمومی، با توجه به بیانات ایشان در مقاطع مختلف، سه اقدام اساسی باید صورت گیرد. نخست، عاطفیسازی علم؛ به این معنا که مردم به علم علاقهمند شوند. دوم، عادیسازی پیشرفت؛ بهگونهای که پیشرفت علمی به یک انتظار طبیعی و عمومی در جامعه تبدیل شود. سوم، مسئولیتپذیری همگانی؛ به این معنا که هر فرد بداند اگر نخبه جامعه امکان پیشرفت نداشته باشد، آثار و پیامدهای آن متوجه کل جامعه خواهد شد.
امروز دانشگاههای ما تا چه اندازه در حل مسائل واقعی کشور نقشآفرین هستند و برای نزدیک شدن به این الگو چه باید کرد؟
از دیدگاه رهبر شهید، دانشگاههای ایران از ظرفیت بسیار بالایی برخوردارند؛ اما دانشگاه باید با اتکا به نبوغ علمی خود، راهحلهایی ارائه کند که صنعت و بازار کار هنوز به آنها نیندیشیدهاند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، آنگاه میتوان گفت جهاد علمی بهمعنای واقعی تحقق یافته است. هرگاه تعامل سازنده، ثبات در سیاستگذاری و اصلاح فرهنگ ارزیابی فراهم شود، دانشگاهها خواهند توانست به موتور محرک پیشرفت همهجانبه کشور تبدیل شوند.
شرکتهای دانشبنیان چه نقشی در تحقق پیشرفت علمی و اقتصادی کشور دارند؟
شرکتهای دانشبنیان، حلقه اتصال میان دانش نظری و نیازهای عملی صنعت هستند و اگر بهدرستی ساماندهی شوند، میتوانند زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی را فراهم کنند. این شرکتها ضمن تجاریسازی علم، اشتغال کیفی را به معنای واقعی کلمه ایجاد میکنند و به حفظ نخبگان نیز کمک خواهند کرد. هنگامی که این فرایند در یک زیستبوم اقتصادی پویا شکل گیرد، نتیجه آن افزایش رقابتپذیری اقتصاد و شکسته شدن انحصار شرکتهای سنتی و دولتی خواهد بود.
البته در بیانات رهبر شهید، به چالشهای این حوزه نیز اشاره شده است. مشکلات ناشی از نظام بوروکراتیک حاکم بر دولت، کمبود سرمایهگذاری خطرپذیر و مواردی از این دست، از جمله موانعی هستند که اجازه ندادهاند شرکتهای دانشبنیان اثرگذاری واقعی خود را در نظام اقتصادی کشور داشته باشند. با این حال، سیاستهای حمایت مالی مستقیم و تسهیل قوانین میتواند نقش مؤثری در فعالسازی ظرفیتهای این شرکتها ایفا کند.
به بیان ساده، از نگاه رهبر شهید، شرکتهای دانشبنیان روحی تازه در کالبد اقتصاد ایران دمیدهاند و نشان دادهاند که ایران نهتنها توان مصرف فناوری را دارد، بلکه میتواند به قطب تولید و صادرات دانش و نوآوری نیز تبدیل شود. موفقیت این شرکتها، ضامن بقا و پیشرفت کشور در دوران تحریم و فشارهای اقتصادی خواهد بود.
شرکتهای دانشبنیان صرفاً ابزاری اقتصادی نیستند، بلکه اگر بهدرستی سامان یابند، میتوانند نقش مهمی در تثبیت استقلال سیاسی کشور و تولید قدرت نرم ایفا کنند. جامعهای که از قدرت نرم برخوردار باشد، هیچ قدرتی نخواهد توانست مسیر پیشرفت آن را متوقف سازد.
برای تحقق منظومه فکری رهبر شهید در حوزه ارتباط میان پژوهش، فناوری و صنعت، چه باید کرد؟
از منظر رهبر شهید، گسست میان سه ضلع پژوهش، فناوری و صنعت، همواره یکی از مهمترین موانع پیشرفت کشور بوده است. برای شکلگیری یک اکوسیستم یکپارچه نوآوری، باید در سطوح مختلف اقداماتی اساسی صورت گیرد. در سطح کلان، اصلاح سیاستگذاری و حکمرانی ضرورتی اجتنابناپذیر است. تدوین نقشه راه ملی، ایجاد بازار تضمینشده برای محصولات دانشبنیان و بازاندیشی اساسی در زیرساختهای انتقال فناوری، از جمله اقداماتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. در کنار آن، تقویت پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر، کنسرسیومهای فناوری و سایر زیرساختهای مشابه نیز در زمره موضوعات مهمی قرار دارد که نباید از آنها غفلت شود.
در نهایت، آنچه از اهمیت ویژهای برخوردار است، ترویج فرهنگ مسئولیتپذیری مشترک است. ما در حوزه کار تیمی با ضعفهایی مواجه هستیم و لازم است در این زمینه مهارت و تجربه بیشتری کسب کنیم. همچنین باید اعتماد متقابل میان استادان دانشگاه و مدیران صنعت را تقویت کنیم؛ زیرا تا زمانی که این همافزایی و تعامل سازنده میان دانشگاهیان و متولیان صنعت شکل نگیرد، این چالش همچنان پابرجا خواهد ماند.
به اعتقاد رهبر شهید، پیوند میان پژوهش، صنعت و فناوری، پیوندی ارگانیک است، نه صرفاً یک رابطه قراردادی. اگر قرار باشد این فرایند ارگانیک بهدرستی شکل بگیرد، باید انگیزهها در مسیر یک هدف ملی همسو شوند. هر اندازه ارتباط میان دانشگاه و صنعت مستحکمتر باشد، توان کشور در خنثیسازی تحریمهای دشمن نیز افزایش خواهد یافت.
دو محور دیگر نیز وجود دارد که لازم میدانم به آنها اشاره کنم؛ دیپلماسی علمی و عدالت علمی. در حوزه دیپلماسی علمی، رهبر شهید انقلاب علم و فناوری را فراتر از یک ابزار اقتصادی میدانستند و آن را بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی و گسترش قدرت نرم معرفی میکردند. در این چارچوب، باید به جایگاهی برسیم که بتوانیم دانشمندان و متخصصان خود را به کشورهای همسایه و منطقه اعزام کنیم تا زمینه آموزش، انتقال تجربه و مشارکت در پروژههای مشترک فراهم شود. چنین رویکردی، ضمن تقویت نفوذ نرم جمهوری اسلامی ایران، تصویر کشور را از یک تهدید به کشوری پیشرو، توانمند و همکار تغییر خواهد داد. از سوی دیگر، بهرهگیری از دستاوردهای علمی و فناورانه بهعنوان اهرم بازدارندگی نیز از دیگر کارکردهای دیپلماسی علمی است؛ به این معنا که توانمندیهای دفاعی و فناوری کشور بتواند نقش مؤثری در کاهش تهدیدات خارجی ایفا کند. جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان نیز بهخوبی نشان داد که با وجود خسارتهای واردشده، ظرفیتهای علمی و فناورانه کشور توانست نقش بازدارنده خود را حفظ کند.
عدالت در توزیع فرصتهای علمی، از دغدغههای همیشگی رهبر شهید بود. ایشان همواره بر این مسئله تأکید داشتند که چگونه میتوان از شکلگیری شکاف طبقاتی در دسترسی به علم و فناوری جلوگیری کرد و دانش را در خدمت محرومان قرار داد. از نگاه ایشان، علم نباید به گنجینهای اختصاصی برای ثروتمندان تبدیل شود.
عدالت علمی دو بعد اساسی دارد؛ نخست، دسترسی برابر همگان به آموزش باکیفیت و دوم، استفاده از علم برای حل مشکلات اقشار محروم جامعه. ضروری است هر دو بعد بهصورت همزمان در جامعه تحقق یابد. حمایت از نخبگان مستعد مناطق محروم و هدایت پژوهشها به سمت محرومیتزدایی از مناطق کمبرخوردار، از جمله اقداماتی است که باید در این مسیر مورد توجه قرار گیرد و باید شرایط بهگونهای فراهم شود که همه افراد جامعه بتوانند به منابع علمی دسترسی عادلانه داشته باشند.
انتهای پیام
