۱۴۰۵-۰۴-۲۳ | ۱۱:۱۶
محرم در آیینه شعر ملک‌الشعرای بهار

محرم در آیینه شعر ملک‌الشعرای بهار

خراسان رضوی (ایسنا) - محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعرا شاعر، ادیب، نویسنده و روزنامه‌نگاری بود که پرویز ناتل خانلری، از بزرگان ادبیات فارسی وی را آخرین ادیب بزرگ ایران می‌نامید. این شاعر مستعد و خلاق به کمک تخیل قوی و تصویرسازی به افق‌های تازه‌ای از زبان و اندیشه دست یافته بود، از همین رو منتقدان ادبی خیال را خمیرمایه و عنصر اصلی شعر می‌دانند و بر این اعتقاد هستند که در پرتو خیال است که می‌توان بیان شاعرانه داشت.

در اصل تازگی و خیال‌بندی و تصویرسازی شعر سنت‌گرای معاصر عمدتا مرهون تلاش‌های فراوان و بی‌دریغ بهار است، چراکه تصویر، یکی از شاخصه‌های سبکی شعر او است که وی برای القای معانی مدنظر خویش از عناصر هنری علم بیان شامل تشبیه و استعاره بهره گرفته و این امر قطعا نشانگر احاطه کامل او در علوم ادبی و فنون شاعری است.

ملک‌الشعرای بهار در شعر و اندیشه، صدای بیداری یک عصر بود؛ شاعری که کلامش از دل سنت می‌آمد، اما در جان زمانه می‌تپید. در قصاید و غزلیات او آزادی، قانون، استقلال، وطن‌دوستی، اعتراض به استبداد و درد مردم حضوری پررنگ و مداوم دارند و همین مضامین به شعرش رنگ اجتماعی و تاریخی بخشیده‌اند و در اصل همین روحیه آزادی‌خواهی و ظلم‌ستیزی سبب شده است که در برخی سروده‌های او، رد روشن مضامین عاشورایی نیز دیده شود و در جهان شعری بهار، عاشورا نه صرفا یاد یک واقعه؛ بلکه تجلی همیشگی ایستادگی در برابر ظلم باشد.

بهار در یکی از سروده‌هایش درباره واقعه عاشورا می‌نویسد:

ای فلک، آل‌علی را از وطن آواره کردی

زان سپس در کربلاشان بردی و بیچاره کردی

تاختی از وادی ایمن، غزالان حرم را

پس اسیر پنجه ی گرگان آدمخواره کردی

چشم پاک شیرمردان را نمودی پاره‌پاره

هم دل شیر خدا را زین مصیبت پاره کردی

گوشواره عرش رحمان را بریدی سر، پس آنگه

دخترانش را ز کین بی‌گوشوار و یاره کردی

جبهه فرزند زهرا را ز سنگ کین شکستی

تو مگر ای آسمان! دل را ز سنگ خاره کردی

بهار در این شعر از فلک و روزگار به سبب ماجراهای کربلا شکایت می‌کند و در انتها به وقایعی که برای دختران امام حسین(ع) رخ می‌دهد، اشاره می‌کند.

شاعر در ادامه می‌نویسد:

کودکی دیدی صغیر اندر میان گاهواره

چون نکردی شرم و از کین قصد آن گهواره کردی

چاره می‌جستند در خاموشی آن طفل گریان

خود تو در یک لحظه از پیکان تیرش چاره کردی

چون بدیدی مسلم اندر کوفه بی‌یار است و یاور

از چه رو، او را در آن بی‌یاوری، یاور نگشتی!

ملک‌الشعرای بهار همچنین در جایی دیگر بیان می‌کند:

خون پاکان را نریزد روزگار بی‌ثمر

هر شهیدی را بود در سینه تاریخ، اثر

در جهان‌بینی ملک‌الشعرای بهار، محرم نه موسم اندوه که زمان بیداری، دعوت به آزادی و مبارزه با ستم است و این یعنی نهضت حسینی نه فقط یک واقعه مذهبی که سرمایه‌ای فرهنگی برای همه کسانی است که در طول تاریخ به آزادی می‌اندیشند و در این مسیر از دادن جان نیز دریغ نخواهند کرد چنانکه فرخی یزدی می‌گوید:

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را

می‌دوم به پای سر در هوای آزادی

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها