جهانبخش محبینیا در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه تأثیر رادیکالیسم، افراطگرایی و غلو، همه سطوح حیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را در بر میگیرد و متأسفانه امروز با افراطگرایی در مقیاس جهانی، منطقهای و ملی مواجه هستیم، اظهار کرد: ایران عزیز، ارزشمند و گرانبهای ما نیز همواره در طول تاریخ از این بیماری سیاسی و روانی رنج برده و اکنون نیز به آن مبتلاست.
وی ادامه داد: اگر اندیشمندان، نخبگان، حوزویان، دانشگاهیان و حتی نهادهای اطلاعاتی برای مهار این پدیده، راهکار اساسی ارائه نکنند، در آینده بخش وسیعی از محیط زندگی ما از جمله دانشگاهها، حوزههای علمیه، مساجد، حسینیهها، محلات، شهرها، استانها و در نهایت کل ایران به این بیماری مبتلا خواهد شد. این پدیده بسیار خزنده، کشنده، خطرناک و هراسآور است و برای جلوگیری از گسترش آن باید هرچه سریعتر چارهاندیشی کرد.
نماینده پیشین مجلس با بیان اینکه افراطگرایان هم بستر زندگی خود را تخریب میکنند و هم بر پیشوایان عصر خود خنجر میکشند، تصریح کرد: این قاعده تغییرناپذیر، ساختار سیاسی افراطگرایی و رادیکالیسم است. در تاریخ اسلام وقتی این جریان احترام حضرت علی(ع) را حفظ نکرد و ائمه اطهار را هدف گرفت، مصلحان، بزرگان و رهبران اصلاحگر را هم هدف هجمه قرار داد. در دوران امام راحل، رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب نیز میتوان بهوضوح آثار خطرناک و نفسهای ناپاک جریانهای افراطی را مشاهده کرد.
محبینیا گفت: این جریانها به شکلی خطرناک درصدد برهم زدن خیمه وحدت هستند و هیچ موضوعی را در عرصه ولایت، عقلانیت سیاسی و وحدت برنمیتابند. از وحدت سخن میگویند اما وحدت را از بین میبرند، از توسعه صحبت میکنند اما متحجرانه عمل میکنند و از پیشرفت سخن میگویند در حالی که هیچ اعتقادی به تحولات مثبت و دگرگونی ندارند. در عین حال، سرمایه ایمانی، دینی، سوابق جهادی، دانش سیاسی و تقوای سیاسی آنان نیز دچار انسداد و جمود شده است.
وی در پاسخ به این پرسش که با توجه به پیامدهای منفی اختلافنظرها و تنشهای سیاسی و اجتماعی در سالهای اخیر، ریشههای روانی گرایش به رادیکالیسم و تشدید اختلافات چیست، گفت: رادیکالیسم را نباید پدیدهای یکبعدی دانست، این پدیده بهصورت چندوجهی عمل میکند. نخستین بُعد، روانی است. رادیکالیسم ریشه در ذهنیتهای سطحی و توهماتی دارد که نه آنقدر شدید است که بتوان آن را بیماری روانی نامید، نه آنقدر کماهمیت است که بتوان از کنار آن گذشت. ریشه روانی این پدیده در توهمات و وهمیات روانشناختی قرار دارد که شکل حاد آن را میتوان در اختلالات شخصیت مشاهده کرد.
نماینده پیشین مجلس یادآور شد: ریشه عقیدتی این جریان به انحرافات فکری، تکنگریها و برداشتهای ذهنی و نادرست بازمیگردد، انحرافاتی که در طول تاریخ وجود داشته و تاریخ نیز هرگز نتوانسته چهره آنان را از این انحرافات عقیدتی و سیاسی پاک کند. خوارج از خطرناکترین جریانهای افراطی بودند که حتی امام علی (ع) را برنتافتند یا در دوران امامت امام رضا(ع) نیز همین جریان، زمانی که آن حضرت با حکمت الهی و نبوی و به هر دلیلی مسئله ولایتعهدی را پذیرفتند، علیه ایشان شمشیر کشیدند و قصد جان امام را داشتند که در نهایت دستگیر شدند.
عضو هیئت رئیسه مجالس هفتم و هشتم با اشاره به ریشههای شکلگیری رادیکالیسم در نخستین روزهای پیروزی انقلاب، گفت: در نخستین روزهای انقلاب گروه فرقان و سایر جریانهای انحرافی را شاهد بودیم. همچنین بخشی از این جریانها با سرویسهای اطلاعاتی خارجی ارتباط دارند و نباید در این موضوع تردید کرد. رادیکالها و افراطگرایی در بسیاری از موارد به بازیچه سرویسهای اطلاعاتی خارجی تبدیل میشود و آنها برای این جریانها هزینههای قابلتوجهی میکنند و ساختارهای مشخصی برای حمایت آنان در نظر میگیرند. نمونه تاریخی آن در وهابیت قابل مشاهده است. در تاریخ معاصر ایران نیز جریانهایی وجود داشتند که در برابر امام امت، شهید بهشتی، شهید مطهری، امام شهید انقلاب و دیگر علمای بزرگ شیعه ایستادند و عدالت و ولایت را به گونهای دیگر تفسیر کردند. بعدها نیز مشخص شد پشت این جریانها سازمانهای مخفی داخلی و خارجی قرار داشتند.
وی با بیان اینکه فرمان جریانهای افراطی از جای دیگری صادر و نگاهشان از محافلی تغذیه میشود که از سوی دشمنان و عوامل خارجی شکل گرفته است، تصریح کرد: عوامل روانی، سیاسی، عقیدتی، فعالیتهای جاسوسی و جریانسازی دشمنان ایران و اسلام، هنگامی که در کنار یکدیگر قرار میگیرند، پدیدهای به وجود میآورند که نه اقتصاد را در مسیر طبیعی خود میپذیرد، نه سیاست را در چارچوب منطقی آن دنبال میکند و نه در حوزه دین و مذهب برداشت صحیحی ارائه میدهد.
نماینده ادوار مجلس در پاسخ به این پرسش که تشدید اختلافات و ایجاد دوقطبی در سالهای اخیر تا چه اندازه در تعمیق شکافهای اجتماعی موثر است و راه مقابله با آن چیست، گفت: دوقطبیسازی از بیماریهای سیاسی و اخلاقی جوامع است. رهبر معظم انقلاب نیز بارها نسبت به پولاریزه شدن جامعه هشدار دادهاند. برخی تصور میکردند این هشدارها بهمعنای مخالفت با آزادی بیان، نقد یا اعتراض است، در حالی که هرگز چنین برداشتی مدنظر رهبر معظم انقلاب نبوده است.
عضو هیئت رئیسه مجالس هفتم و هشتم ادامه داد: دوقطبی شدن حالتی است که میتواند تمام اندوختههای یک ملت را نابود کند، کینههای عمیق سیاسی و فرهنگی به وجود آورد و امکان حرکت بر مدار عقلانیت را از دولت، ملت، نخبگان و گروههای اجتماعی سلب کند. دوقطبی شدن جامعه به منزله فرو بردن خنجر در قلب همراهان و هممسیران است؛ اقدامی که آنان را از حرکت بازمیدارد و زمینه بروز واکنشهای افراطیتر و خطرناکتر را فراهم میکند. آثار و خسارتهای دوقطبیسازی به مراتب از جنگ داخلی خطرناکتر است، زیرا جنگ داخلی ممکن است قابل کنترل باشد، اما زخمهای ناشی از دوقطبی شدن به آسانی ترمیم نمیشود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای کاهش آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ناشی از افراطگرایی، اظهار کرد: گفتوگوی ملی بستری است که میتوان از طریق آن به اصلاح حکمرانی، سیاستگذاری عمومی، تدبیر و عقلانیت دست یافت. باید اتاقهای فکر و مراکز تصمیمسازی کشور از افراطگرایان پاک شود. افراطگرایان فاقد درک، ادب و انصاف هستند و هر اندازه در اتاقهای فکر، مسئولیتهای مختلف حتی در سطوح محلی و گروههای مردمی و احزاب نفوذ پیدا کنند، به همان میزان آسیب بیشتری به جامعه وارد میشود.
عضو هیئت رئیسه مجالس هفتم و هشتم ادامه داد: افراطگرایان در نهایت در مسیر خودنابودی حرکت میکنند و به دنبال ایجاد وضعیتی هستند که سرانجام خود نیز قربانی آن خواهند شد. اگر با افراطگرایان مدارا کنیم، مطمئن باشیم که به اسلام و ایران ظلم کردهایم و اگر به این جریانها میدان بدهیم، توسعه، عقلانیت، برادری، همزیستی، رفاه، صمیمیت، آسایش و آرامش را از دست خواهیم داد.
محبینیا یادآور شد: در شرایط حساس کنونی که ایران با تهدیدات خارجی مواجه است و دغدغه اصلی ما مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی است، باید بیش از هر چیز مراقب باشیم که جامعه با عقلانیت اداره شود. این همان دغدغهای است که پیامبر اسلام(ص) نسبت به آینده امت اسلامی داشتند، امام راحل نیز نسبت به چنین پدیدهای احساس خطر میکردند و امروز نیز بخش مهمی از پیامها، توصیهها و تذکرات حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب معطوف به حفظ وحدت است.
وی با بیان اینکه رهبر انقلاب حفظ وحدت را صرفا در حد شعار مطرح نکردهاند، بلکه بهعنوان پروژه، فرآیند و مسیر مستمر مورد تأکید قرار دادهاند، اظهار کرد: به همین میزان که دولت، قوه قضاییه، دستگاههای اطلاعاتی، نیروهای نظامی، حوزههای علمیه، دانشگاهها و نخبگان بتوانند وحدت را به معنای واقعی، عینی و عملی آن تقویت کنند، به همان اندازه جامعه در مسیر فهم صحیح از ولایت، حفظ انسجام ملی و صیانت از تمامیت ارضی کشور گام برخواهد داشت.
انتهای پیام

