به گزارش ایسنا، در معرفی این کتاب عنوان شده است: «دوبلینیها» از جمله آثار جهان ادبیات است که چند ترجمه در ایران دارد. نادر شیخزادگان مترجم این کتاب میگوید این کتاب را در سالهای نوجوانی در قفسه کتابهای کتابخانه پدری پیدا و مطالعه کرده است. از همان زمان هم عشق و علاقه به ترجمه آن در وجودش شکل گرفته و چندسال بعد که مطلع شده پرویز داریوش آن را به طور ناقص ترجمه کرده، تصمیم گرفته است ترجمه این مجموعه داستان را به سرانجام برساند. او ترجمه «بعد از مسابقه» را برای چاپ به مجله سروش داده بود که ترجمه محمدعلی ظصفریان از «دوبلینیها» بیرون آمد و شیخزادگان هم از ادامه کار ترجمه منصرف شد.
انصراف از ترجمه «دوبلینیها» باعث شد شیخزادگان، تحقیقاتش را درباره این نویسنده در قالب کتاب «زندگی جیمز جویس» در سال ۱۳۷۵ منتشر کند. ۲۰ سال بعد هم به این نتیجه رسید که ترجمه صفریان، نقد و بررسی چندعنوان از داستانهای کتاب را به همراه دارد نه همه آنها را. به همین دلیل تصمیم گرفت، داستانهای نقدنشده جیمز جویس در آن ترجمه را با ترجمه خود در قالب کتاب «مادر و شش داستان کوتاه» به چاپ برساند.
در سالهای شیوع کرونا بود که شیخزادگان به لغتنامه اختصاصی کتاب «دوبلینیها» دست پیدا کرد و تصمیم گرفت ابتدا داستان «مردگان» را همراه خلاصه زندگی نویسنده و نقد و بررسی داستان و سپس ترجمه کل کتاب را چاپ کند.
جیمز جویس نویسنده ایرلندی و یکی از پیشگامان ادبیات مدرن غرب، متولد ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت ایرلند جنوبی است که آن زمان بخشی از امپراتوری بریتانیا بود. کتاب «دوبلینیها»یش هم دربرگیرنده داستانهای کوتاه او درباره دوبلین است. جویس سال ۱۹۴۱ در زوریخ درگذشت.
سبک نوشتاری جویس به گفته نادر شیخزادگان، شاید چیزی مانند رئالیسم اجتماعی باشد اما مثل رئالیسم قرن نوزدهم نیست. در داستانهای جویس، اتفاق خاصی نمیافتد، شخصیت برجسته خوب یا بد ظو سیاه و سفید وجود ندارد و نویسنده سعی نمیکند با احساسات خوانند بازی و او را مجذوب داستان کند. شخصیتها هم همگی معمولی و خاکستری با خصوصیات مثبت و منفیاند.
مترجم «دوبلینیها» میگوید: جیمز جویس در داستانهایش، نتیجهگیری نمیکند و خواننده را به سمت نتیجه دلخواه خود سوق نمیدهد؛ بلکه مانند یک دوربین فیلمبرداری، بخشی از زندگی را به تصویر میکشد.
عناوین داستانهای مندرج «دوبلینیها؛ مجموعهای از پانزده داستان کوتاه» به این ترتیب است: مواجهه، ایولین، دو زن باره، پارهای ابر، گل، روز یادبود در ستاد انتخابات، رحمت، خواهران، بازار عربها، بعد از مسابقه، پانسیون، رونوشت، حادثهای دردناک، مادر، مردگان.
در قسمتی از داستان «رونوشت» از این کتاب میخوانیم: «در حالی که از کوچه تنگ تِمپلبار به سرعت عبور میکرد، زیر لب میگفت از لج همه، شب خوبی را خواهم گذراند. کارمند بنگاه تریکلی یک کرون پیشنهاد کرد، ولی تحویلدهنده حاضر شد شش شیلینگ بدهد. در حالی که با سکهها بازی میکرد، شادمان از بنگاه بیرون آمد. پیادهروهای خیابان وِستمورلند مملو از مردان و زنان جوانی بود که از سر کار برمیگشتند. پسربچههای ژندهپوش، این سو و آن سو روزنامههای عصر را فریاد میزدند. او با رضایتی غرورآمیز از میان جمعیت میگذشت و استادانه به زنان کارمند نگاه میکرد. صدای واگنهای اسبی و زنگ ترامواها در سرش میپیچید و بوی پانچ مشامش را پر کرده بود. همچنان که راه میرفت، جملات خود را برای تعریف ماجرا به دوستانش تمرین میکرد...»
این کتاب از مجموعه «قصههای کوتاه» در ۲۸۰ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۷۹۰ هزار تومان در انتشارات امیرکبیر عرضه شده است.
انتهای پیام

