به گزارش ایسنا، علی محمدی در یادداشتی در جماران نوشت: از عصر دوشنبه 29 تیرماه، یک خبر به یکباره جایی در میان خبرهای مهم کشور باز کرد. پلمپ چند کافه در خیابان های سنایی و ایرانشهر تهران به سرعت در شبکه های اجتماعی و سایت های خبری بازتاب یافت و به رسم معمول بلافاصله به صدر اخبار رسانه های فارسی زبان خارج از کشور نیز راه یافت. این رسانه ها هم با استقبال، بسته های تحلیلی آماده خود را روی آنتن بردند تا جایی که حتی به آن وزن بیشتری نسبت به اتفاقات مربوط به تنش های میان ایران و آمریکا دادند.
خبر پلمپ کافه ها، برای چند ساعتی اذهان عمومی مرتبط با فضای مجازی را درگیر خود کرد و اظهار نظرهای مرتبط با تیم ملی فوتبال و بگومگوهای موافقان و منتقدان را به عقب راند. چند ساعتی بیشتر نگذشته بود که یک خبر اجتماعی دیگر مثل بمب صدا کرد. برنامه اینترنتی «360 درجه» به تهیه کنندگی و اجرای عادل فردوسی پور، چهره شناخته شده عرصه رسانه و ورزش از دسترس خارج شده است. اظهار نظرها، تحلیل ها و گمانه زنی ها درباره این خبر سهم عمده ای از شبکه های اجتماعی و رسانه ها را به خود اختصاص داد. در غیاب هر گونه اطلاع رسانی شفاف و مسئولانه ای، خیلی طبیعی بود که تحلیل ها و گمانه زنی ها بتدریج از عرصه ورزشی و اجتماعی به حوزه سیاست و امنیت هم کشیده شود.
موافقان و مخالفان، بستر شبکه های اجتماعی را تبدیل به میدان نبردی لفظی کردند. دو گانه ای که در چند روز گذشته پیرامون تیم ملی فوتبال و سرمربی آن عمدتا حول مسایل ورزشی شکل گرفته بود، رنگ عوض کرد، تغییر جهت داد، پیشروی کرد و خیلی زود تبدیل به یک دو قطبی سیاسی شد. داستان دو قطبی های سیاسی هم معلوم است انتهایش به کجا می رسد. آسیب خواسته یا ناخواسته، برنامه ریزی شده یا نشده آن متوجه انسجام و همبستگی اجتماعی می شود که این روزها همه مسئولان کشور بر صیانت از آن تأکید موکد دارند و همگان را نسبت به هر گونه رفتار برهم زننده انسجام پرهیز می دارند. مشخصا این مهم، از جمله محورهای ثابت پیام های رهبر انقلاب اسلامی در چند ماه گذشته بوده است. ایشان در بخشی از پیام 26 تیرماه خود در همین مورد نوشتند: «همانگونه که پیش از این مکرّراً و مؤکّداً تذکر داده شد، صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفه همگانی است و البته نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباخته انقلاب و امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور، مهمتر و حسّاستر است.» آیت الله خامنه ای در این فراز از پیام خود اختلافات را حتی به موارد سیاسی که بیشتر مرسوم است محدود نکردند و همگان را به برجسته نکردن تفاوت های اجتماعی توصیه کردند.
همین مفهوم در پیام 7 خرداد ایشان هم مطرح شده بود: «طرح و نقشه کور دشمن پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصرهی تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیهی اجتماعی برای جبران شکستهای میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است و لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند، انشاءالله.» رهبر انقلاب اسلامی در این پیام نیز تأکید دارند که حتی اختلافات موجه نیز نباید به تنازع و تفرقه تبدیل شود. در بخشی از پیام 14 خرداد ایشان هم تأکید شده است: «هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب می گردد.»
سران قوا و بسیاری دیگر از مسئولان و چهره ها و شخصیت های محل توجه هم به پیروی از رهبری و به اقتضای شرایط کشور بر ضرورت تقویت وحدت و پرهیز از دو قطبی سازی های مخرب تاکید داشته اند.
حال در میانه انبوه مسایل مبتلا به کشور از جنگ و تحریم گرفته تا ناترازی انرژی و تورم و ... این سوال برای خیلی ها پیش آمده که موارد یاد شده پلمپ برخی کافه ها و از دسترس خارج کردن یک برنامه اینترنتی مورد توجه، همراستا با کدام اولویت کشور است؟ این تصمیم ها که هنوز هیچ کسی مسئولیت آن را هم نپذیرفته، قرار است کدام مشکل مردم را حل کند؟ آیا تصمیم گیران به پیامدهای آن هم توجه داشته اند؟ با کدام منطق و چرا، سیر طبیعی بگو و مگو و نقد و بررسی درباره یک موضوع ورزشی که در همه جای جهان مرسوم است را با فیلتر کردن یک برنامه ورزشی به طرفه العینی به مسیری با پیامدهای سیاسی هدایت کرده اند؟ با کدام استدلال یک پرونده جدید به پرونده های مفتوح جامعه اضافه شده که قاعدتا باید بخشی از وقت و تمرکز مسئولان و نهادها را به خود مشغول دارد؟
پاسخ این سوالات را ما نمی دانیم چون اطلاعی از چند و چون آن نداریم کما اینکه هنوز توضیح رسمی هم درباره آنها ارائه نشده است. با این حال می توان پیش بینی کرد که هر کدام از مخاطبان بر اساس اطلاعات یا بسته به زاویه دید و نگاه خود پاسخی برای این سوالات داشته باشند. پاسخ هر چه باشد، نمی توان منکر پیامد های مخرب آن و آسیب های مترتب به وحدت و انسجام اجتماعی شد.
بنابراین، بدون هر گونه پیش داوری تنها بخشی از سخنان روز دوشنبه رئیس قوه قضائیه را یادآوری می کنیم. قاضی القضات در نشست شورای عالی قوه قضائیه که رئیس جمهوری هم میهمان آن بود گفته بود: «قطعاً باید بیش از گذشته مراقبت کنیم تا مبادا وحدت و انسجام ملی ما مخدوش شود. نباید اجازه دهیم شیاطین جن و انس در صفوف مستحکم مردم ما رخنه کنند و به ایجاد افتراق و انشقاق بپردازند. باید بیش از گذشته مراقب مُرجفون، شایعهپراکنان، منافقین و نفوذیها باشیم. هم خودمان مراقبت کنیم و هم زیرمجموعه هایمان را هوشیار کنیم و نهیب دهیم.»
محسنی اژه ای با اشاره به شگردهای عناصر نفوذی و منافق، افزوده بود: «بدیهی است که یک فرد نفوذی و منافق با تابلوی دشمن به میدان نمیآید، بلکه او با پوشش و عنوان خودی، در داخل صفوف مؤمنین و ملت قرار میگیرد و تلاش میکند با نشر شایعات و طرح مسائل سست و بیپایه، مردم را به جان هم بیندازد و یا ناامید کند. تلاش نفوذی و منافق، معطوف بر سرگرم کردن مردم و مسئولان به مسائل بیاهمیت و غافل ساختن آنها از مسائل مهم است.»
یک روز قبل تر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه هم در گفت و گویی مبسوط از وجود حفره امنیتی مرتبط با بمباران دفتر کار رهبر شهید در اولین روز جنگ خبر داده بود. نکته قابل تر اما این بود که وزیر خارجه گفته بود: «من معتقدم این حفره امنیتی صرفاً به نفوذ و دستیابی به اطلاعات محدود نمیشود، بلکه در جهتدهی به تصمیمسازیها و حتی فضای روانی کشور نیز نقش ایفا میکند.»
با این اوصاف، آنچه این روزها بیش از هر تصمیم موردی میتواند انسجام ملی را بیمه کند، پاسخگویی صریح نهادهای ذیربط و پرهیز از اقدامات سلیقهای است که فقط زمینۀ دوقطبیهای سیاسی را هموار میسازند. اگر قرار است از حفرههای امنیتی و نفوذ سخن بگوییم، هوشمندی آن است که با اولویتبندی مسائل واقعی کشور از معیشت و جنگ تا انرژی و اعتماد عمومی اجازه ندهیم موضوعات حاشیهای، اهرمی برای تخریب همبستگی ملی شوند؛ چرا که دشمن دقیقاً از همین روزنهها به دنبال تغییر روایت از «مشکلحلکردنی» به «چالشهای غیرقابلمدیریت» است.
انتهای پیام

