به گزارش ایسنا، روزنامه اطلاعات نوشت: سخن گفتن از درس و بحث و آموزش و فرهنگ در شرایط دشوار مقاومت و جنگ آسان نیست. اما برای کسی که ایران و تاریخ پرنشیب و فراز آن را بداند و رمز تناوریِ این درخت بیهمال و ریشهدار را بفهمد، راز ماندگاری و ایستادگی را در دفتر فرهنگ خواهد یافت. این مسئله را نوشتم زیرا به نیمه دوم شهریور و اوایل مهرماه نزدیک میشویم و باید تکلیف دبستان و دبیرستان و دانشگاه را روشن کنیم.
این بخشی از گردونه عظیم فرهنگ ماست. آموزش و پرورش و آموزش عالی در کنار سنت دیرینه حوزههای علمیه که امروزه به امکاناتِ روشمند و رایانه و هوش مصنوعی هم مجهز شدهاند؛ نقطه قوت کشور پهناور و جامعه پیچیده ایران است. مردمی که در قدرت یادگیری و انطباق با شرایط و تلفیق و بومیسازی، به یک معنا سرمشق دیگراناند.
شک نکنید که یکی از علل حملات مستقیم و توطئههای غیر مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا و مزدورانش در منطقه، برای به تأخیر انداختن یا نابود کردن همین رشد و پویش علمی و مدنی، و اعتلای فرهنگی و اجتماعی بود. حالا با سختی و در نبردی دوران ساز باید نشان دهیم که ایران چه امتیازاتی دارد و کمترین ثروت ایران نفت و منابع معدنی است. مردم و فکر و دانش و اراده و اتحاد آنان قدرت و ثروت حقیقیاند و حکومت و دولت باید با همین پشتوانه از کشور دفاع و به دشمن حمله کند.
جامعهای پیچیده و بسیار قدرتمند که به رغم آشوبهای متعدد و توطئه ها و کنشهای ضد نظم و حتی از یک جانب دیگر گاهی با وجودِ رفتارها و تعصبات ضد زن که طی سالها و دهههای گذشته شاهد بودیم، پویاترین جوامع مدنی و انسانی در خاورمیانه را در بدترین شرایط و زیر فشار تحریم و جنگ به وجود آورده است. این جامعه نه مثل برخی همسایگان شرقی است که دختران را از تحصیل و آموزش محروم و زنان را از متن جامعه حذف و در خانه حبس کند و نه مانند کشورهای نوخاسته در پی الگوهای غربی است که از خودبیگانهاند و آمار نادرست ارائه میکنند و به تبلیغات نازل و بیهوده پناه بردهاند.
ایران نیازی به این رفتارها و تبلیغات و محدودیتها ندارد. جامعه، قدرت عظیم تنظیمگری و خودآگاهی دارد. به شرط آن که دستگاههایی نیز که صدای رسمی محسوب میشوند و جزوی از اموال ملتاند نیز بتوانند کیفیت خود را بالا ببرند و به سطح فکر و ندای وجدان عمومی و خواست جامعه گوش فرا دهند. آنها باید در ظاهر و باطن و در نگاه و سخن، نماینده فرهنگ ایران اسلامی و اسلام ایرانی باشند. نه چنان که رئیس جمهور مسعود پزشکیان به انتقاد گفت و من از تکرار سنان تلخ او خودداری می کنم.
در آستانه سال تحصیلی جدید با کمبودهای بسیار مواجهایم و لازم نیست با تکرار آنها بر حجم نوشته افزوده شود. اما نمیتوان جامعه بزرگ آموزش و فرهنگ را تعطیل کرد یا حتی به تأخیر انداخت. مخصوصاً دانشگاه را که حساسیت زیاد دارد. در سال ۱۴۰۴ التهابات سخت و دردناکی رخ داد که به محوطه دانشگاههای سراسری کشیده شد. همان زمان در یادداشتی نوشتم که درهای دانشگاه را به روی غیردانشگاهیان ببندید تا از ورود و هر برخوردی، خاصه از سوی لباس شخصیها که نمیدانیم و میدانیم چه کسانیاند، جلوگیری کنید. بگذارید مدیران و استادان و حراست دانشگاه تدبیر کنند. نهایتاً با تعطیل کردن محدود دانشگاهها یا ایجاد محوطهای بیخطر برای داد و فریاد جماعت دانشجویان، از ایجاد صحنه خشونت برای تبلیغات بیگانگان در رسانههای صهیونیستی باید پرهیز کنیم.
آن شرایط گذشته، حالا وضع خطیری داریم. دانشگاه اگر تعطیل شود خسارت عظیم به فرهنگ و علم و تخصص و آینده ادارات و بنگاههای کاری و نیاز تخصصی زده خواهد شد. به ویژه حالا که به مدد هوش مصنوعی و سرعت تحولات علمی، برخی کشورها ممکن است از گردونه تاریخ حذف شوند و یا جا بمانند.
از طرف دیگر نباید التهابات تازه دربگیرد و جامعه دانشگاهی از درون ضربه بخورد. هیچ توطئه و تبلیغات ضد میهن و به سود دشمن قابل تحمل نیست. لذا بهترین راه، تشکیل کمیتههای مشترک گروههای علمی و نمایندگان دانشجویان در هر دانشکده و ابلاغ برخی خط قرمزها میهنی و حقیقی و قانونی بویژه در وضعیت جنگی است تا ضمن حفظ حریم و احترام استاد و دانشجو و دانشگاه، امنیت محیط آموزشی نیز تأمین شود.
بازگردیم به شرایط سخت محاصره اقتصادی و جنگ نامتقارن و بلکه نامتعارفی که نظیرش در تاریخ دیده نشده است. ایران چارهای جز پیروزی یا گرفتن ضمانت معتبر و امتیازات ضروری برای امنیت درازمدت و رشد ضروری اقتصاد مملکت و حفظ هژمونی ایران در منطقه ندارد و هرکه جز این گفت، سادهاندیش یا ساده لوح است. هرچند انعطاف و مذاکره و چشم در چشم حریف شدن هم جزو همین جنگ است و وای بر آن که به دیپلمات و سیاستمدار خبیر بگوید سازشکار! چه رسد به خائن خطاب کردن، و یا ناسزا گویی و سنگ زدن!
پس جنگ و دفاع از کشور و مردم همچنان در اولویت است. این موضوع را هیچگاه نباید از ذهن و فکرمان دور کنیم. در همین روزهای اخیر، برخی نقاط کشور بمباران شد و خبری دردناک پیچید که جمعی از هموطنان مظلوم وطن در مجلس عروسی به دست دژخیمان آمریکایی به شهادت رسیدند. کدام جنایتکاری چنین میکند؟ این همه سقوط و سبعیت، باورکردنی نیست.
کشورهای غربی که پس از عصر روشنگری، دم از اومانیسم و انسانگرایی میزدند و در ادوار اخیر، حقوق بشر و برابری طلبی و فلسفه اخلاق و حتی بالا بردن سطح آموزش و شادی و آرامش را برای خانوادهها موعظه میکردند، حالا خفقان گرفتهاند و مانند افعی و خفاش خون آشام بر بیگناهان هجوم کرده، کشتار میکنند. سکوت و توجیه میکنند. اگر در اوکراین و لهستان و منچستر و تگزاس و نیویورک و پاریس و لندن بمبی منفجر شود و یک نفر کشته شود یا چند نفر زخمی شوند، رسانههای جهان پوشش گسترده به آن میدهند و روزهای متمادی به آن دامن میزنند و تفسیر خواهند کرد.
در حیفا و تل آویو و شهرکهای اسرائیل هم با هزار رنگ و لعاب دروغین و چرکین همچنین است و این قاعدۀ غیرمنصفانه تاکنون تغییری نکرده است. اما اگر مردم گرامی و بزرگ میهن ما یا شیعیان لبنان کشتار شوند و به شهادت برسند، تلفات جانبی است و در سکوتی وَهم آلود گُم خواهد شد. آیا خون شهرک نشینان تندرو اسرائیل و بلوندهای چشم آبی اروپا و آمریکا را باید سوا کرد و مهم پنداشت؟! این قاعده را به هم خواهیم زد.
شما ریاکاران در جنگهای جهانی و پس از آن خونهای بسیار بر دستانتان جاری شده و قاتلان سنگدلی بودهاید. چه کسی این خون را از دستان جنایتکارتان خواهد شست؟ در کدام محکمه، و با کدام وجدان به پرسش کشیده خواهید شد؟ روز واقعه خواهد رسید. باید برسد.
آن به که ز دل محو کنی معنی بیداد/اظهار به خون می تپد از دادرس اینجا-(بیدل)
انتهای پیام