افسانه غنیزاده در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه یکی از مهمترین معضلات در آموزش عالی ما نظام مدرکگرایی است، اظهار کرد: مدرکگرایی به ابزاری برای گرفتن شغل و ارتقای آن تبدیل شده و زمانی که مدرک اخذ میشود، دانشجو احساس میکند به پایان راه، یعنی داشتن شغل، دست یافته است و یادگیری متوقف میشود. واحدهای درسی دانشگاه با هم ارتباط و پیوستگی ندارند، پس یادگیری موقتی خواهد بود و بهصورت پیوسته و مادامالعمر پیش نمیرود.
غنیزاده افزود: بر اساس نظر بسیاری از اساتید علوم تربیتی، اگر هدف غایی سیستم تعلیم و تربیت ما از ابتدا مبتنی بر توسعه اندیشیدن، استدلال منطقی، تصمیمگیری مستقل و خودتنظیمی باشد، بسیاری از مسائل قطعاً خودبهخود حل خواهد شد. استفاده از روشهای خودارزیابی در سیستم آموزشی، بهخصوص در آموزش عالی، بهجای آزمون پایانی صرف، یکی از راهکارهای این مسئله است. میتوانیم به دانشجو آموزش دهیم که چگونه خودارزیابی داشته باشد و یادگیری تدریجی خود را در طول ترم بهصورت منطقی و واقعگرایانه ارزیابی کند و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد.
وی با اشاره به اینکه در بسیاری از سیستمهای آموزشی روز دنیا این روش یک روش ارزیابی محوری است، ادامه داد: به این معنا که خودارزیابی مقدم است بر آزمونی که استاد از دانشجویان میگیرد. راهحل دیگر، پروژههای مسئلهمحور است. باید سعی کنیم دانشجو را با مسائل واقعی جامعه درگیر کنیم تا احساس کند این یادگیری نه صرفاً برای کسب نمره، بلکه برای حل مسئله است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت چگونه اندیشیدن و تفکر انتقادی تصریح کرد: زمانی که از تفکر انتقادی بحث میشود، درواقع فقط هدف این نیست که دانشجو یا دانشآموز یاد بگیرد که چطور انتقاد کند؛ این موضوع اصلاً ارتباطی با انتقاد کردن ندارد، بلکه ما باید درست اندیشیدن و منطقی فکر کردن را به دانشجویان بیاموزیم. تأکید من بر یادگیری دانشآموزان است، چون این روشها باید از ابتدا به کار گرفته شوند. درست اندیشیدن مبتنی بر قدرت تحلیل و استدلال است.
وی ادامه داد: متأسفانه در مدارس ما بعضی از معلمان و بسیاری از دروس بر حفظیات متمرکز هستند. یادگیری سطحی نقطه مقابل تفکر انتقادی است. راهکارهای بسیار و تکنیکهای مدرنی وجود دارد که معلمان میتوانند در کلاسها از آن استفاده کنند تا بتوانند دانشآموزان را به استدلال کردن وادار کنند. حتی آزمونی که از دانشآموزان میگیرند میتواند نقش مهمی در کاهش یادگیری مبتنی بر حفظ کردن طوطیوار و حرکت به سمت استدلال، استنتاج و نتیجهگیری ایفا کند. اگر آزمونها متمرکز بر جزئیات باشد، دانشآموزانی تربیت میکنیم که مسائل را سطحی یاد میگیرند و قدرت تحلیل کمی دارند.
غنیزاده اظهار کرد: نظریهای در روانشناسی وجود دارد مبتنی بر اینکه اعمال و فعالیتهای ما شناختمان را شکل میدهند. پس اگر دانشآموزان و دانشجویان ما دائماً به مسائل جزئی بپردازند، خیلی جزئینگر باشند و بر تکرار و تمرین تمرکز کنند، کلینگری را از دست خواهند داد و تبدیل به افرادی میشوند که مانند یک ربات فکر و عمل میکنند و در نهایت خلاقیت و تفکر انتقادی از آنها دور میشود.
فضای رقابتی در دانشگاهها، مهمترین مانع برای یادگیری عمیق دانشجو است
عضو هیئت علمی دانشگاه امام رضا(ع) با انتقاد از به حاشیه رفتن هوش عاطفی و هیجانی دانشجویان در دانشگاهها گفت: دانشجویان مدام در فضای رقابت و قضاوت هستند که این مهمترین مانع برای یادگیری عمیق است. روانشناسان معتقدند در دنیای امروز، نقش و اهمیت هوش هیجانی کمتر از هوش شناختی در موفقیت فردی و اجتماعی افراد نیست.
این استاد دانشگاه، مشاورههای تحصیلی را از دیگر ضعفهای موجود در سیستم آموزشی کشور برشمرد و افزود: این مشاورهها بیشتر متمرکز بر هشدار افت تحصیلی است و برای سلامت روانی شخص و تقویت انگیزه او، برنامهریزی کمتری انجام دادهاند. برگزاری کارگاههای مهارتی هم اغلب بیتأثیر هستند.
غنیزاده در ادامه با ارائه راهکارهایی جهت رفع نقاط ضعف موجود، افزود: میتوان فضاهایی برای گفتوگوهای غیررسمی مثل جلسات کتابخوانی و کافههای علمی دانشجویی ایجاد کرد که در آنجا سؤال پرسیدن و خطا کردن هزینهای نداشته باشد و دانشجویان بتوانند راحت و غیررسمی تفکرات و احساسات خود را در جمع مطرح کنند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه امام رضا(ع) خاطرنشان کرد: راهحل دیگر، بازخورد کیفی بهجای کمی یاترکیبی از این دو است که صرفاً بر اساس نمره نباشد، بلکه بازخوردها توصیفی هم باشد تا نقاط قوت و مسیر بهبود دانشجو مشخص شود. با این کار میتوانیم امنیت روانی دانشجویان را بالا ببریم.
غنیزاده، تشکیل گروههای یادگیری همکار مثل یادگیری فعال از طریق همتایان را از دیگر راهکارهای مؤثر در یادگیری دانست و اظهار کرد: در این روش دانشجویان تشویق میشوند با هم درس بخوانند، به یکدیگر یاد بدهند و صرفاً یادگیری خودشان مهم نباشد، بلکه به همکلاسیهای خود نیز اهمیت بدهند. این روش باعث عمیقتر شدن یادگیری و تقویت تعلق اجتماعی دانشجو میشود.
وی اضافه کرد: همچنین روایتپذیری از شکستهای علمی راهکار دیگری در جهت بهبود مسیر یادگیری دانشجویان است. ما همیشه از فارغالتحصیلان موفق دعوت میکنیم تا مسیر موفقیتشان را توضیح دهند، اما گاهی میشود از آنها بخواهیم از اشتباهات و ضعفهای خود در این مسیر صحبت کنند. دانشگاه باید از کارخانه نمرهسازی به بستر رشد اجتماعی تبدیل شود.

خودآموزی یکی از ارکان اصلی یادگیری مادامالعمر است
این استاد دانشگاه با انتقاد از اینکه دانشگاهها پس از فارغالتحصیلی ارتباطشان را با دانشجو قطع میکنند و شبکههای حمایتی پسافارغالتحصیلی بهصورت سیستماتیک و جدی وجود ندارد، خاطرنشان کرد: از جمله راهکارهای کمهزینه این مشکل میتوان به ایجاد انجمنهای علمی مادامالعمر، دسترسی مادامالعمر به کتابخانه دیجیتال، برگزاری دورههای بازآموزی رایگان کوتاهمدت اشاره کرد، اما راهکار ریشهای باید از دوران اولیه تحصیل دانشآموزان آغاز شود.
وی با تأکید بر اینکه خودآموزی یکی از ارکان اصلی یادگیری مادامالعمر است، گفت: اگر تفکر انتقادی و قدرت استدلال و استنتاج در فرد وجود داشته باشد، بهطبع مدیریت یادگیری و رشد اجتماعی در فرد ایجاد خواهد شد. هر معلمی در دبستان و حتی پیشدبستانی میتواند خود را ملزم بداند به اینکه تفکر را در دانشآموزان خود رشد دهد. معلم با سؤالهایی که میپرسد و بحثهایی که در کلاس ایجاد میکند، میتواند به پرورش تفکر خلاق و تفکر انتقادی کمک کند.
غنیزاده اضافه کرد: گاهی میشود تکالیفی به دانشجو بدهیم که پاسخ از پیش تعیینشده ندارد. به این معنا که خود دانشجو منابع را پیدا کند و استدلال و مقایسه و نتیجهگیری را انجام دهد، بهنحوی که تفکر انتقادی او تقویت شود. البته اینکه یک فرایند، ضعفها و خطاهایی که در طول آن انجام شده را نیز مورد بررسی قرار دهیم، نه اینکه صرفاً بر محصول و خروجی آن تمرکز کنیم، در تقویت تفکر انتقادی در دانشجویان نقش مهمی ایفا میکند.
این استاد دانشگاه، درباره استفاده دانشجویان از هوش مصنوعی در فعالیتهای دانشگاهی اظهار کرد: اگر مواردی مثل اندیشه و تصمیمگیری مستقل و خودآموزی در دانشآموزان و دانشجویان ایجاد شود، دیگر مشکلی با تکنولوژی نخواهیم داشت، چون فناوری ذاتاً خوب یا بد نیست، بلکه نحوه استفاده از آن تعیینکننده است. اگر فرد سطحینگر باشد و تفکر انتقادی نداشته باشد، هوش مصنوعی و تکنولوژی صرفاً سطحیساز است و به یادگیری عمق نمیدهد. متأسفانه آنچه بین دانشجویان میبینیم این است که عمدتاً دانشجویان کارشناسی و حتی بعضاً دانشجویان ارشد و دکتری فناوری را در جهت مصرف سریع اطلاعات مورد استفاده قرار میدهند.
وی با اشاره به اینکه هوش مصنوعی در جهت تسهیل فعالیتها کمککننده است اما نمیتواند جانشین تفکر باشد، گفت: در استفاده از هوش مصنوعی، خودآگاهی و تفکر انتقادی بسیار مهم است. استادان میتوانند به دانشجویان تکالیفی بدهند؛ یکبار خود دانشجو و بار دیگر هوش مصنوعی آن تکلیف را انجام دهد و دانشجو بتواند عملکرد خود را با هوش مصنوعی مقایسه کند، نقد کند و از عملکرد خودش دفاع کند. با این روش، تفاوت عملکرد و ضعفهای هوش مصنوعی مشخص میشود. اگر دانشجوی ما به مرحلهای برسد که تفکر و خودآگاهی خود را با اطلاعاتی که از هوش مصنوعی میگیرد ترکیب کند، بسیار راهگشا است و به ارتقای سطح علمی دانشجو و دانشگاه کمک میکند.
انتهای پیام

