به گزارش ایسنا، در پی وقوع دو زمینلرزه پیاپی به بزرگای ۵.۴ و ۵.۸ در مقیاس امواج محلی (ML) در منطقه کوزران استان کرمانشاه، محققان پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله با انتشار گزارشی اعلام کردند که این دو رخداد در فاصله زمانی پنج دقیقه و بر روی یک گسل راستالغز رخ دادهاند و با وجود احساس شدن در چند استان غربی کشور، تاکنون خسارتها به ترکخوردگیهای سطحی منازل محدود بوده و هیچ تلفات جانی گزارش نشده است.
آرش اسلامی و علیرضا اشعری، از محققان پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، در گزارشی درباره زمینلرزههای ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ کوزران استان کرمانشاه اعلام کردند که در فاصله زمانی پنج دقیقه، دو زمینلرزه به بزرگای ۵.۴ و ۵.۸ در مقیاس امواج محلی (ML) این منطقه را لرزاند.
بر اساس این گزارش، نخستین زمینلرزه ساعت ۷:۱۳ صبح روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ (ساعت ۳:۴۳ به وقت جهانی) در ۲۳ کیلومتری باختر کوزران و ۴۲ کیلومتری خاور سرپل ذهاب رخ داد. رومرکز این زمینلرزه بر اساس دادههای ثبت شده در مرکز ملی شبکه لرزهنگاری باند پهن پژوهشگاه، در مختصات ۳۴.۴۷ درجه عرض شمالی و ۴۶.۳۵ درجه طول شرقی تعیین شده و عمق کانونی آن حدود ۱۲ کیلومتر برآورد شده است. در ادامه، دومین زمینلرزه ساعت ۷:۱۸ صبح همان روز، با بزرگای ۵.۸ در مقیاس امواج محلی، در ۲۲ کیلومتری باختر کوزران و ۳۷ کیلومتری جنوبباختری جوانرود به وقوع پیوست.
محققان پژوهشگاه با استناد به دادههای مراکز مختلف لرزهنگاری اعلام کردند که سازوکار کانونی هر دو زمینلرزه با یک گسل راستالغز مطابقت دارد؛ الگویی که با سازوکار کانونی بسیاری از زمینلرزههای گذشته در غرب ایران نیز همخوانی دارد. ضمن آنکه شدت این زمینلرزهها به اندازهای بود که ساکنان استانهای ایلام، همدان، کردستان، لرستان و مرکزی نیز آن را احساس کردند.
بررسیهای میدانی تیمهای ارزیاب از مناطق زلزلهزده کوزران نیز نشان میدهد خسارتهای ناشی از این دو زمینلرزه عمدتا به ترک خوردگیهای سطحی برخی منازل محدود بوده است. همچنین زیر ساختهای خدماتی منطقه پایدار مانده و تاکنون هیچگونه تلفات جانی گزارش نشده است.
محققان پژوهشگاه در ادامه گزارش، با تشریح ویژگیهای زمینشناسی استان کرمانشاه، اعلام کردند که محدوده کانون این زمینلرزهها در زیرپهنه زاگرس چینخورده و راندگیها قرار دارد. به گفته آنان، رشتهکوه زاگرس حاصل برخورد صفحه عربی با صفحه اوراسیاست و تغییرشکلهای ناشی از این برخورد، مهمترین عامل لرزهخیزی کنونی این پهنه به شمار میرود.
بیشتر زمینلرزههای زاگرس در زیر رسوبات چینخورده رخ میدهند و به دلیل وجود لایههای نمکی سری هرمز در مرز پیسنگ و پوششهای رسوبی، اغلب این زمینلرزهها بدون ایجاد گسلش سطحی هستند و ایجاد گسلش سطحی در این پهنه معمولا مستلزم وقوع زمینلرزههای کمعمق یا زمینلرزههایی با بزرگای بیش از ۷ است.
این محققان همچنین با اشاره به ویژگیهای زمینشناسی استان کرمانشاه خاطرنشان کردند که بخش عمده این استان در حوضه رسوبی ـ ساختاری زاگرس قرار دارد و تنها بخش شمالشرقی آن ویژگیهای زمینشناسی زون سنندج ـ سیرجان را دارا است. به گفته آنان، مرز این دو زیرپهنه با گسلهای جوان و لرزهزای مروارید و صحنه مشخص میشود.
گسل پیشانی کوهستان زاگرس؛ یکی از فعالترین ساختارهای لرزهزای غرب کشور
در ادامه گزارش پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله درباره زمینلرزههای ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ کوزران، محققان به تشریح مهمترین گسلهای فعال منطقه پرداخته و «گسل پیشانی کوهستان زاگرس Mountain Front Fault یا (MFF)را یکی از اصلیترین ساختارهای زمینساختی مؤثر بر لرزهخیزی این پهنه معرفی کردهاند. گسل پیشانی کوهستان زاگرس از مجموعهای از قطعات گسلی با طولهای ۱۵ تا ۱۱۵ کیلومتر تشکیل شده و در مجموع حدود ۱۳۵۰ کیلومتر در محدوده ایران امتداد دارد. این گسل با راستای کلی شمالباختر–جنوبخاور و شیب به سمت شمالخاور، دارای سازوکار راندگی (فشاری) است.
میزان جابهجایی قائم در امتداد این گسل حدود ۶ کیلومتر برآورد میشود؛ بهگونهای که سنگهای آهکی کرتاسه در فرادیواره گسل حدود ۶ کیلومتر بالا آمدهاند، در حالی که میزان جابهجایی پیسنگ کمتر از ۱.۵ کیلومتر بوده است. این گسل در منطقه خورگو به گسل زاگرس مرتفع (HZF) متصل میشود و این گسل پس از جدایی از MFF، به موازات گسل معکوس زاگرس (MZRF) ادامه مییابد. همچنین همانند گسل پیشانی زاگرس (ZFF)، بر اثر فعالیت گسل کازرون حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ کیلومتر جابهجایی راستبر را تجربه کرده است.
گسل MFF به موازات گسلهای ZFF و HZF امتداد دارد و در عمق به بخشهای زیرین پوسته و پهنه برشی خمیری متصل میشود. فعالیتهای شیبلغز این گسل همراه با فرسایش، نقش مهمی در تغییر مسیر و بریدگی رودخانههایی همچون کارون داشته و بسیاری از توالیهای سنگی و ساختارهای چینخورده را قطع کرده است.
قطعات گسل MFF در عمق با چینهای نامتقارن در سطح زمین مرتبط هستند و به دلیل نبود شواهد آشکار ریختشناسی در سطح، هندسه این گسل به صورت قطعهقطعه در اعماق زمین تفسیر میشود. همچنین این گسل با مجموعهای از چینهای پیشروی گسل، از جمله تاقدیس گیسکان همراه است.
گسل پیشانی کوهستان زاگرس مرز جنوبباختری پهنه چینخورده ساده زاگرس و مرز شمالشرقی حوضه پیش ژرفای زاگرس را مشخص میکند و در واقع مرز جدایش این دو پهنه رسوبی به شمار میرود. شکلگیری حوضه پیشژرفای زاگرس نیز نتیجه فعالیت این گسل و فرسایش پهنه چینخورده زاگرس است.
در بخش دیگری از این گزارش، به سابقه لرزهخیزی این گسل اشاره شده و آمده است که شماری از زمینلرزههای تاریخی و دستگاهی مهم کشور، از جمله رخدادهای سالهای ۴۳۱، ۴۶۴، ۱۲۶۲، ۱۳۰۸، ۱۳۲۸، ۱۳۵۵، ۱۳۵۶، ۱۳۵۷، ۱۳۶۷ و ۱۳۷۰ هجری شمسی، به فعالیت گسل پیشانی کوهستان زاگرس نسبت داده میشوند.
سازوکار کانونی بیشتر این زمینلرزهها از نوع راندگی بوده و صفحات گرهی آنها با روند ساختارهای زمین شناسی و امتداد گسل پیشانی کوهستان زاگرس همخوانی دارد.
سابقه هزاران ساله فعالیت گسل پیشانی کوهستان زاگرس
محققان پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله در ادامه گزارش خود با استناد به مطالعات بربریان (۱۹۹۴)، به پیشینه فعالیت گسل پیشانی کوهستان زاگرس (MFF) اشاره کرده و اعلام کردند که این گسل در طول هزاران سال گذشته منشأ وقوع شماری از مهمترین زمینلرزههای تاریخی ایران بوده است.
بر اساس این گزارش، یکی از قدیمیترین رخدادهای منتسب به این گسل، زمینلرزهای با قدمت حدود ۱۱ هزار سال در منطقه سیمره است که با بزرگای برآوردی ۷ در مقیاس گشتاوری (Mw) و شدت IX در مقیاس اصلاحشده مرکالی، موجب وقوع ابرزمینلغزش سیمره شده است.
زمینلرزه دوم تیرماه سال ۲۵۱ هجری شمسی (۸۷۲ میلادی) در درهشهر با بزرگای برآوردی ۶.۷، زمینلرزه بهار سال ۳۳۷ هجری شمسی (۹۵۸ میلادی) در سرپل ذهاب با بزرگای ۶.۳ و زمینلرزه ۲۷ خرداد سال ۳۵۷ هجری شمسی (۹۷۸ میلادی) در سیراف با بزرگای ۵.۳ از دیگر رخدادهای مهم منتسب به این گسل هستند.
همچنین زمینلرزه بهار سال ۳۸۷ هجری شمسی (۱۰۰۸ میلادی) در سیراف با بزرگای برآوردی ۶.۴، زمینلرزه سال ۴۳۱ هجری شمسی (۱۰۵۲ میلادی) در ارجان با بزرگای ۶.۷ و زمینلرزه سال ۴۶۴ هجری شمسی (۱۰۸۵ میلادی) در همان منطقه با بزرگای ۵.۷ نیز به فعالیت گسل پیشانی کوهستان زاگرس نسبت داده میشوند.
زمینلرزه ۱۲ فروردین سال ۵۲۹ هجری شمسی (۱۱۵۰ میلادی) در حلوان با بزرگای برآوردی ۵.۸، زمینلرزه هشتم اردیبهشت سال ۵۵۸ هجری شمسی (۱۱۷۹ میلادی) در اربیل با بزرگای ۶.۵، زمینلرزه حدود سال ۹۵۲ هجری شمسی (۱۵۷۳ میلادی) در شهرزور با بزرگای برآوردی ۶.۸ و همچنین زمینلرزه سال ۱۲۴۴ هجری شمسی (۱۸۶۵ میلادی) در مقام با بزرگای ۵.۵ نیز از دیگر رخدادهای تاریخی منتسب به این گسل به شمار میروند.
توالی این زمینلرزههای تاریخی، نشان دهنده فعالیت دیرینه و توان لرزهزایی قابل توجه گسل پیشانی کوهستان زاگرس است؛ گسلی که یکی از مهمترین ساختارهای فعال زمینساختی در پهنه زاگرس و غرب ایران محسوب میشود.
گسل زاگرس مرتفع؛ مرز لرزهزمینساختی زاگرس
گسل زاگرس مرتفع با طولی حدود ۱۳۷۵ کیلومتر، در راستای شمالباختر ـ جنوبخاور امتداد دارد و با شیب به سمت شمالخاور، از نوع گسل راندگی (فشاری) است. این گسل در سراسر کمربند زاگرس امتداد یافته و بر پایه موقعیت کنونی سنگهای پالئوزوئیک، میزان جابهجایی قائم در امتداد آن بیش از ۶ کیلومتر برآورد میشود.
محققان با استناد به مطالعات بربریان (۱۹۹۴) اعلام کردند که شماری از زمینلرزههای تاریخی و دستگاهی ایران به فعالیت این گسل نسبت داده میشود؛ از جمله زمینلرزه شهرزور در سال ۶۰۵ هجری شمسی (۱۲۲۶ میلادی) با بزرگای برآوردی ۶.۴، زمینلرزه دیگری در شهرزور در سال ۶۸۹ هجری شمسی (۱۳۱۰ میلادی) با بزرگای ۵.۳، زمینلرزه مرودشت در سال ۱۰۰۲ هجری شمسی (۱۶۲۳ میلادی) با بزرگایی بیش از ۵.۵، زمینلرزه داریان در سال ۱۲۴۴ هجری شمسی (۱۸۶۵ میلادی) با بزرگای ۵.۹، زمینلرزه خرامه در سال ۱۳۶۲ با بزرگای ۵.۸ و زمینلرزه فورگ هرمزگان در سال ۱۳۶۹ با بزرگای ۵.۷.
در این گزارش آمده است که گسل زاگرس مرتفع، مرز میان کمربند راندگی زاگرس در شمالشرق و کمربند چینخورده ساده زاگرس در جنوبغرب را تشکیل میدهد.
به اعتقاد پژوهشگران، تمرکز زمینلرزههای کمعمق در پهنه چینخورده ساده و نبود رخدادهای لرزهای قابل توجه در زاگرس مرتفع، بیانگر آن است که در طول زمان، دگرشکلی فعال و لرزهخیزی از زاگرس مرتفع به سمت پهنه چینخورده ساده منتقل شده است.
مرکز لرزهخیزی کرمانشاه در نیمه شرقی استان
این محققان به پیشینه لرزهخیزی استان کرمانشاه پرداختند و اعلام کردند که بیشترین تمرکز زمینلرزههای سطحی استان در بخشهای شرقی و شمالشرقی آن قرار دارد؛ مناطقی که از مستعدترین پهنههای استان برای وقوع زمینلرزههای مخرب در آینده به شمار میروند، به گونهای که ۱۰۰ درصد مساحت شهرستانهای صحنه و کنگاور، ۷۷ درصد شهرستان هرسین، ۷۰ درصد شهرستان سنقر و حدود ۲۰ درصد شهرستان کرمانشاه در پهنه با خطر بسیار زیاد وقوع زمینلرزه قرار دارند.
نتایج مطالعات پهنهبندی خطر نشان میدهد بیش از ۲۴ درصد آبادیهای استان، معادل حدود ۲.۴ درصد مساحت کرمانشاه، در محدوده خطر بسیار زیاد قرار گرفتهاند. همچنین حدود ۷۱ درصد مساحت استان در پهنه خطر زیاد و بیش از ۲۶ درصد آن در محدوده خطر متوسط واقع شده است. از نظر پهنهبندی خطر زمینلرزه، نیمه شرقی استان کرمانشاه در محدوده خطر بسیار زیاد، بخش مرکزی در محدوده خطر زیاد و نیمه غربی استان در پهنه خطر متوسط قرار دارد.
در شعاع یک درجه در یک درجه پیرامون کانون زمینلرزههای اخیر، طی حدود ۱۰۰ سال گذشته تا ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، در مجموع یکهزار و ۶۴۷ زمینلرزه ثبت شده است که از این میان، ۴۴ زمینلرزه دارای بزرگای ۵ و بیشتر بودهاند. این آمار بیانگر لرزهخیزی بالای منطقه است. بزرگترین زمینلرزه ثبتشده در این محدوده، زمینلرزه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ازگله–سرپلذهاب با بزرگای ۷.۳ بوده که از مخربترین زمینلرزههای دهههای اخیر کشور به شمار میرود.
زلزله ۷.۳ ازگله–سرپلذهاب؛ شاخصترین رخداد لرزهای یک قرن اخیر منطقه
محققان پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله در ادامه گزارش خود درباره زمینلرزههای دوگانه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ کوزران، به بررسی مهمترین زمینلرزه دستگاهی منطقه پرداخته و زمینلرزه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ازگله–سرپلذهاب را شاخصترین رخداد لرزهای یک قرن اخیر این پهنه معرفی کردند. این زمینلرزه ساعت ۲۱ و ۴۸ دقیقه روز ۲۱ آبان ۱۳۹۶ (۱۲ نوامبر ۲۰۱۷) با بزرگای ۷.۳ در مقیاس امواج گشتاوری (Mw) در نزدیکی ازگله و در فاصله ۴۳ کیلومتری شمال سرپلذهاب، در مرز ایران و عراق رخ داد.
رومرکز این زمینلرزه بر اساس دادههای ثبت شده در مرکز ملی شبکه لرزهنگاری باندپهن پژوهشگاه، در مختصات ۳۴.۸۵ درجه عرض شمالی و ۴۵.۸۹ درجه طول شرقی تعیین شده است. کانون این رخداد نیز در فاصله حدود ۱۶ کیلومتری گسل زاگرس مرتفع (HZF) و ۲۵ کیلومتری گسل پیشانی کوهستان زاگرس (MFF) قرار داشته است.
بررسی پراکندگی زمینلرزههای دستگاهی در محدوده این رخداد نشان میدهد منطقه پیش از وقوع زلزله سال ۱۳۹۶، سابقه لرزهخیزی قابل توجهی نداشته است و به جز فوج زمینلرزههای قصرشیرین در آذرماه ۱۳۹۲، فعالیت لرزهای شاخصی در این پهنه ثبت نشده بود.
بر اساس نقشه گسلهای فعال کشور، زمینلرزه ازگله–سرپلذهاب احتمالا با جنبایی گسل پیشانی کوهستان زاگرس (MFF) مرتبط بوده است. وقوع زمینلرزهای با بزرگای ۷.۳ در این بخش از زاگرس، رخدادی کمسابقه محسوب میشود؛ چرا که پیش از آن، احتمال وقوع زمینلرزههایی با بزرگای بیش از ۷ در زاگرس، به جز در امتداد گسل اصلی و جوان زاگرس، از سوی بسیاری از پژوهشگران پایین ارزیابی میشد.
این زمینلرزه حدود ۳۰ ثانیه به طول انجامید و علاوه بر استانهای غربی کشور، در بسیاری از استانهای مرکزی و حتی در ساختمانهای بلند شهر تهران نیز احساس شد. این زمینلرزه همچنین در برخی کشورهای همسایه نیز به ثبت رسید. شهرستانهای سرپلذهاب، قصرشیرین، ثلاث باباجانی، جوانرود و گیلانغرب بیشترین خسارت را از این زمینلرزه متحمل شدند.
زمینلرزه ازگله–سرپلذهاب ۶۳۰ کشته، بیش از ۸۱۰۰ مجروح و حدود ۷۰ هزار بیخانمان بر جای گذاشت و بیشترین شمار جانباختگان و مصدومان مربوط به شهرستانهای سرپلذهاب، قصرشیرین و ثلاث باباجانی بود.
مطالعه این رخدادها نقش مهمی در شناخت الگوی بلندمدت لرزهخیزی استان کرمانشاه و برآورد احتمال وقوع زمینلرزههای آینده دارد. هرچند اطلاعات مربوط به زمینلرزههای تاریخی از منابعی مانند کتابهای تاریخی، اسناد و متون علمی گردآوری شده و به همین دلیل بزرگی، شدت و موقعیت رومرکز این رخدادها با عدم قطعیت همراه است، اما این دادهها، به ویژه برای زمینلرزههای پیش از سال ۱۹۰۰ میلادی، در شناخت دوره بازگشت زمینلرزههای بزرگ و ارائه مدلهای لرزهخیزی بلندمدت اهمیت فراوانی دارند.
بر اساس این گزارش، بررسی توزیع مکانی زمینلرزههای تاریخی نشان میدهد شهرهای کنگاور، صحنه و سرپلذهاب از مهمترین کانونهای دارای سابقه لرزهخیزی تاریخی در استان کرمانشاه به شمار میروند.
انتهای پیام

