وقتی وارد برخی مدارس میشوی، پیش از هر چیز تضاد میان دنیای پرنشاط کودکی و فضای مدرسه به چشم میآید. دیوارهای رنگپریده، کلاسهای کوچک، نیمکتهای فرسوده و فضاهایی که سالها از عمرشان میگذرد، تصویری متفاوت از مدرسهای ارائه میدهد که قرار است محیطی امن و الهامبخش برای یادگیری باشد.
در کنار فرسودگی فضا، تراکم بالای دانشآموزان نیز بر این وضعیت افزوده است. کلاسهایی با بیش از ۳۷ دانشآموز، فرصت تعامل مؤثر میان معلم و دانشآموز را کاهش میدهد و رسیدگی به نیازهای فردی کودکان را دشوار میکند. در چنین شرایطی، آموزش بیش از آنکه فرآیندی پویا و مشارکتی باشد، به انتقال صرف مطالب درسی تبدیل میشود.
حسن پدر یکی از دانشآموزان، در گفتوگو با ایسنا میگوید کلاسهای کوچک و پرجمعیت باعث شده معلم فرصت کافی برای رسیدگی به همه دانشآموزان نداشته باشد. به گفته او، وقتی بیش از ۳۰ یا ۳۵ دانشآموز در یک کلاس حضور دارند، طبیعی است که برخی از کودکان کمتر دیده شوند و این موضوع بر کیفیت آموزش اثر میگذارد.
او ادامه میدهد خانوادهها هنگام اعتراض به تراکم کلاسها گاهی با این پاسخ روبهرو میشوند که در صورت نارضایتی، فرزند خود را به مدرسه غیردولتی منتقل کنند. در حالی که بسیاری از خانوادهها توان پرداخت شهریه را ندارند و انتخاب دیگری پیش رویشان نیست.
مریم، مادر یکی دیگر از دانشآموزان، نیز به ایسنا میگوید تصور میکرده مدارس غیردولتی شرایط بهتری داشته باشند اما در بسیاری از آنها نیز کلاسهای پرجمعیت وجود دارد و تفاوت محسوسی با مدارس دولتی احساس نمیشود.
به گفته او، شلوغی کلاسها و محدود بودن فضای آموزشی، شور و اشتیاق اولیه کودکان را برای حضور در مدرسه کاهش میدهد. او معتقد است مدرسه باید محیطی شاد، امن و متناسب با روحیه کودکان باشد تا دانشآموزان با انگیزه بیشتری آموزش را دنبال کنند.
آنچه والدین روایت میکنند، تنها گلایه از کمبود فضا نیست؛ بلکه نگرانی درباره کیفیت یادگیری و تجربهای است که کودکان هر روز در مدرسه از سر میگذرانند.
محیط مدرسه بیش از آنچه تصور میشود بر روحیه دانشآموزان اثر میگذارد
فاطمه جشنی معلم دوره ابتدایی میگوید پیش از آغاز هر کلاس، نظم و پاکیزگی محیط و آمادگی روحی و جسمی دانشآموزان اهمیت زیادی دارد. به گفته وی، کودکان شاید نتوانند فرسودگی محیط را بیان کنند اما زمانی که کلاسها رنگآمیزی یا بازسازی میشوند، شادی و اشتیاق آنها بهخوبی دیده میشود.
جشنی میافزاید فرسودگی سرویسهای بهداشتی، نامناسب بودن دمای کلاس و یکنواختی محیط آموزشی، تمرکز و انگیزه دانشآموزان را کاهش میدهد. با این حال، او معتقد است خلاقیت معلمان میتواند بخشی از این کاستیها را جبران کند.
این معلم ابتدایی همچنین میگوید دانشآموزانی که در محیطهای متنوعتر رشد میکنند، معمولاً قدرت بیان، تحلیل و تعامل اجتماعی بیشتری دارند. به باور او، در کلاسهای پرجمعیت سهم هر دانشآموز از توجه معلم کمتر میشود و همین موضوع میتواند بر اعتماد به نفس و مشارکت او در فعالیتهای آموزشی اثر بگذارد.
طرح شهید عجمیان یکی از مهمترین برنامههای آمادهسازی مدارس برای آغاز سال تحصیلی جدید است
رشیدی آلهاشم مدیرکل آموزش و پرورش استان اردبیل در پاسخ به این دغدغهها میگوید: امسال ۳۵۷ مدرسه و بیش از ۱۵۰۰ کلاس درس در استان زیر پوشش این طرح قرار گرفتهاند و اقداماتی مانند رنگآمیزی کلاسها، زیباسازی حیاط مدارس، بهسازی سرویسهای بهداشتی، تعمیر تجهیزات آموزشی، ساماندهی فضای سبز، مرمت نیمکتها و آمادهسازی محیطهای آموزشی در حال اجراست.
وی تأکید میکند رویکرد آموزش و پرورش تنها به زیباسازی ظاهری محدود نیست و اصلاح چیدمان کلاسها، ایجاد فضاهای فرهنگی، ورزشی و بازی و تقویت محیطهای دوستدار کودک نیز متناسب با ظرفیت مدارس دنبال میشود.
سید اردشیر رشیدی آلهاشم درباره تراکم کلاسها نیز میگوید توسعه فضاهای آموزشی، تکمیل پروژههای نیمهتمام، مدیریت ثبتنام و احداث کلاسهای جدید برای کاهش تراکم در دستور کار قرار دارد و شادابسازی مدارس، مکمل توسعه زیرساختهای آموزشی است.
وی همچنین از ارزیابی مستمر نتایج اجرای طرح خبر میدهد و میگوید بازخورد مدیران مدارس، دانشآموزان و والدین در برنامهریزیهای آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
مدرسه تنها یکی از عوامل اثرگذار بر رشد کودک است و خانواده همچنان مهمترین نقش را در سلامت روان او ایفا میکند
حسین جلیلزادگان روانشناس و کارشناس علوم تربیتی میگوید: خانواده میتواند بخشی از آثار منفی محیط آموزشی را کاهش دهد، به شرط آنکه کودک را درگیر تعارضهای شدید نکند. به گفته وی، قرار گرفتن کودک میان ارزشهای متفاوت خانه و مدرسه، ممکن است احساس گناه، شرم و اضطراب ایجاد کند و در بلندمدت به مشکلات رفتاری و روانی بینجامد.
جلیلزادگان با اشاره به نظامهای آموزشی کشورهای اسکاندیناوی میگوید در این کشورها کلاسهای درس تعاملی است، تعداد دانشآموزان کنترل میشود و معلمان دورههای ابتدایی از تخصص بالایی در حوزه روانشناسی رشد برخوردارند.
وی معتقد است؛ کودکان در سالهای نخست زندگی بیش از حفظ حجم زیادی از مطالب درسی، به آموزش مهارتهایی مانند مدیریت هیجان، تنظیم احساسات، حل مسئله و تعامل اجتماعی نیاز دارند.
این روانشناس میافزاید: سالها تمرکز نظام آموزشی ایران بر انتقال محفوظات بوده و آموزش مهارتهای هیجانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نتیجه این روند، کاهش انگیزه، ضعف مهارتهای ارتباطی و افت کیفیت یادگیری است.
او همچنین هشدار میدهد تنبیه، تحقیر یا تجربههای ناخوشایند در مدرسه میتواند آثار روانی ماندگاری بر جای بگذارد و حتی سالها بعد نیز در ذهن افراد باقی بماند.
روایت والدین، تجربه معلمان، دیدگاه روانشناسان و برنامههای اعلام شده از سوی آموزش و پرورش، همگی نشان میدهد کیفیت آموزش تنها به کتاب درسی و محتوای آموزشی وابسته نیست. محیط مدرسه، تراکم کلاسها، سلامت روان دانشآموزان، توانمندی معلمان و مشارکت خانوادهها، حلقههای یک زنجیره هستند که هر کدام بر دیگری اثر میگذارند.
نوسازی مدارس و اجرای طرحهای عمرانی گامی ضروری است اما کافی نیست. آنچه میتواند مدرسه را به محیطی امن، پویا و الهامبخش برای کودکان تبدیل کند، توجه همزمان به کیفیت فضاهای آموزشی، کاهش تراکم کلاسها، آموزش مهارتهای زندگی، ارتقای دانش معلمان در حوزه روانشناسی رشد و شنیدن صدای دانشآموزان و خانوادههاست. شاید تنها در چنین شرایطی بتوان فاصله میان دنیای رنگارنگ کودکی و واقعیت برخی مدارس را کمتر کرد و مدرسه را به جایی تبدیل ساخت که کودکان با شوق به آن قدم بگذارند.
انتهای پیام

