محمد طاهری خسروشاهی، رئیس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی، در این نشست که عصر سهشنبه ششم مرداد برگزار شد، با تسلیت ایام ماه صفر، با بیان گزارشی از برنامه ها و نشست های بنیاد ایرانشناسی در تبریز، برگزاری نشست تخصصی پرده خوانی را در راستای اجرای برنامه های پژوهشی بنیاد دانست و گفت: یکی از هنرهای نمایشی عامه در آذربایحان که قدمت دیرینه ای دارد، هنر پرده خوانی است. این هنر به نقل واقعه عاشورا و دیگر وقایع مذهبی به وسیله نقاشی های روی پرده می پردازد.
وی افزود: با بررسی های انجام شده در مورد ارتباط این هنر اصیل تصویری با اسطورهها و نیز داشتن ارزشهای ماورایی و مذهبی و نیز توجه به نقوشی که در سفالینهها و پردههای افراد اساطیری مانند سوگ سیاوش وجود دارد، بعضی از کارشناسان، سابقه این هنر تصویری را به زمان قبل از تاریخ نسبت می دهند. با همه اینها بیشترین تصاویر دیده شده از پردهخوانی به وقایع کربلا برمیگردد و این احتمال را قوی تر میکند که این هنر به طور رسمی از اواخر حکومت آل بویه در ایران و آذربایجان رایج شده است.
وی گفت: در دوره صفوی مصادف با رسمی شدن مذهب شیعه، توجه ویژه ای به نقاشیهای مذهبی و سوگنامهها شد و تصویرنگاری بر روی دیوار، پرده، کتاب و شیشه انجام میگرفت. اساس این هنر بر پایه داستان های تاریخی و افسانهای الهام گرفته از نقالان و مداحان و تعزیه خوانان مذهبی و نیز بهره گیری از احساس هنری و تخیل تصویرگران آنها و باورهای مردم عادی شکل گرفت. بعضی از پژوهشگران مذهبی شکوفایی این هنر را تاثیر گرفته از هنر نقاشان اروپایی در قرون ۱۶، ۱۷ و ۱۸ میلادی میدانند. بعضی از افراد شمایل خوانی و پرده خوانی را هنری ترکیب شده از هنر کلامی نقالی که همان روضه خوانی و تعزیه خوانی است و هنر تجسمی نقاشی دانسته و آن را مقدم بر تعزیه خوانی و مؤثر در شکوفایی آن میدانند.
رئیس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: در دوره قاجار، هنر پرده خوانی رونق بیشتری در آذربایجان پیدا کرد و به مجموعه ای جدانشدنی از رسوم سوگواری مذهبی درآمد که در اماکن مذهبی همچون زیارتگاهها و امامزادهها برگزار میشد. با گذشت زمان، همه ایام سال افراد پرده خوان در محل تجمع و رفت و آمد مردم پرده را میگشودند و به اجرای پرده خوانی می پرداختند.
بررسی پرده معروف به موزه حرم
در ادامه، عاطفه فاضل، دکترای هنرهای اسلامی، با بررسی یکی از پردههای عاشورایی معروف به «پرده موزه محرم» اظهار کرد: این اثر امضای محمد مدبر را دارد، اما با توجه به ویژگیهای اجرایی و کیفیت قلم، احتمال میدهم اثر یکی از شاگردان وی باشد، چرا که قلم محمد مدبر از قدرت بیشتری برخوردار بوده است.
وی با بیان اینکه این پرده که اکنون در مالکیت میراث فرهنگی قرار دارد، به احتمال زیاد متعلق به دوره قاجار است، افزود: نقاشی قهوهخانهای در دوره قاجار و در بستر قهوهخانهها شکل گرفت و هنرمندان بدون آموزش آکادمیک، داستانهای شاهنامه و روایتهای مذهبی را با رنگ روغن به تصویر میکشیدند.
فاضل با اشاره به پیشینه پردهخوانی گفت: این هنر ریشه در دوران پیش از اسلام دارد و پس از اسلام، بهویژه در دوره صفویه، تکامل یافته است. برخلاف تصور رایج، پردهخوانی از نقاشیهای قهوهخانهای قدیمیتر است و بر اساس برخی پژوهشها، ابتدا روایتهای شاهنامهای را دربر میگرفت و بعدها به داستانهای مذهبی و آیینی گسترش یافت.
وی با اشاره به ساختار پرده مورد بررسی، اظهار کرد: پردههای استاندارد معمولاً ۷۲ مجلس دارند، اما این اثر از نوع «نیمپرده» و شامل ۳۰ مجلس است. دو روایت اصلی در مرکز پرده قرار گرفته و سایر روایتها بهصورت دورانی از گوشه پایین سمت چپ آغاز میشوند.
این پژوهشگر هنرهای اسلامی با بیان اینکه همه روایتهای این پرده مستقیماً به واقعه عاشورا مربوط نیستند، افزود: بسیاری از صحنهها در دورههای زمانی متفاوت رخ دادهاند و در کنار روایتهای مذهبی، مضامین اخلاقی را نیز منتقل میکنند. همچنین بخش زیادی از این داستانها بر پایه سنت شفاهی شکل گرفته و منابع مکتوب محدودی برای آنها وجود دارد.
وی درباره ویژگیهای بصری این پرده نیز گفت: در بردهها اشقیا با رنگ قرمز، اولیا با رنگ سبز و هالهای زرد به تصویر کشیده شدهاند. در این نیمپرده از مهمترین صحنهها میتوان به نبرد حضرت عباس(ع) با یزید، در آغوش گرفتن حضرت علیاکبر(ع) توسط امام حسین(ع)، انتقام مختار، طفلان مسلم، دیر راهب، جوانمرد قصاب، شهدای سر بر نیزه، اماننامه شمر برای حضرت عباس(ع)، شهادت امام حسین(ع) و دیگر روایتهای آیینی و اخلاقی اشاره کرد.
در ادامه نشست، بهرام آجورلو، دکترای باستانشناسی، با طرح پرسشهایی درباره نسبت میان هویت ملی و مذهبی در هنر ایران، گفت: باید بررسی شود که آیا رونق همزمان پردههای شاهنامهای و پردههای مذهبی شیعی در دوره قاجار صرفاً یک همزمانی تاریخی بوده یا اینکه پردهخوانی مذهبی جایگزین و رقیب پردهخوانی شاهنامهای شده است.
وی همچنین با تأکید بر ضرورت انجام پژوهشهای بیشتر افزود: این پرسش نیز مطرح است که آیا باید پردهخوانی را صرفاً در چارچوب هنر دوره قاجار بررسی کرد یا اینکه این هنر از پیشینهای تاریخی و کهنتر برخوردار است.
میرداوود هاشمی، دکترای جامعهشناسی هنری، نیز با نگاهی جامعهشناختی به این آثار، اظهار کرد: پردههای قاجاری نشان میدهند که در کنار مؤلفههای هویتی برگرفته از شاهنامه، شخصیتهای مقدس اسلامی نیز جایگاه ویژهای در فرهنگ عمومی جامعه داشتهاند و این موضوع بیش از آنکه سیاسی باشد، ریشه در ساختار اجتماعی آن دوران دارد.
وی افزود: جامعه زمانی با چالش هویتی مواجه میشود که یک مؤلفه فرهنگی درصدد حذف مؤلفه دیگر باشد، در حالی که در دوره قاجار میان هویت ملی و هویت دینی نوعی تعادل اجتماعی برقرار بوده است. برای کاهش چالشهای هویتی نیز باید به مؤلفههایی توجه کرد که مردم خود را با آنها تعریف میکنند و از پررنگ کردن یک هویت به بهای حذف هویت دیگر پرهیز کرد.
به گزارش ایسنا، در بخش دیگری از این نشست، ندا خالقی، دانشجوی دکترای باستانسنجی، با اشاره به نقش مطالعات علمی در شناخت آثار تاریخی، گفت: بررسی و شناسایی رنگهای معدنی، طبیعی و گیاهی بهکاررفته در پردهها، همچنین مطالعه دسترسی هنرمند به مواد اولیه، میتواند در تعیین محل تولید اثر، دوره تاریخی و تاریخگذاری دقیقتر آن نقش مهمی ایفا کند.
انتهای پیام

