اشکناز اورعی، در گفتوگو با ایسنا، با تاکید بر ضرورت بازنگری در الگوهای مدیریت منابع انسانی، اظهار کرد: نقطه آغاز هر نظام بهرهور، طراحی شاخصهای دقیق و شفاف برای ارزیابی عملکرد نیروی انسانی است. تا زمانی که معیارهای کمی و کیفی مشخصی وجود نداشته باشد، سنجش عملکرد کارکنان از چارچوب حرفهای خارج شده و به قضاوتهای فردی و سلیقهای تقلیل مییابد. نیروی انسانی باید بهروشنی بداند پاداشی که دریافت میکند، حاصل چه عملکردی و بر پایه کدام شاخصها است؛ چراکه شفافیت، زیربنای اعتماد سازمانی و انگیزهبخشی پایدار است.
وی با انتقاد از ساختار سنتی پاداشدهی در بسیاری از واحدهای صنعتی کشور گفت: هنوز در بخش قابلتوجهی از صنایع، پاداش نه بر مبنای بهرهوری، بلکه بر اساس نگاه و سلیقه مدیران توزیع میشود. چنین رویکردی، شایستهسالاری را تضعیف کرده، انگیزه نیروهای متخصص را کاهش میدهد و در نهایت به افت بهرهوری منجر میشود.
اورعی در تشریح مزایای نظامهای نوین جبران خدمت افزود: نظام پاداش کارمزدی، رابطهای مستقیم میان عملکرد و پاداش برقرار میکند و به نیروی انسانی این پیام را میدهد که هر میزان افزایش در کیفیت و کمیت عملکرد، بازتاب مستقیمی در درآمد او خواهد داشت. این تغییر نگرش، فرهنگ حقوق ثابت را به فرهنگ پاداش مبتنی بر عملکرد تبدیل میکند و انگیزهای درونی برای ارتقای راندمان ایجاد میکند.
وی در عین حال هشدار داد: موفقیت این نظام، در گرو طراحی دقیق آن است. اگر شاخصهای ارزیابی بهدرستی تعریف نشوند، ممکن است نیروی انسانی برای دستیابی به پاداش بیشتر، تنها بر بخشی از تولید تمرکز کند و سایر بخشها را نادیده بگیرد؛ موضوعی که به کاهش کیفیت، افزایش ضایعات و برهم خوردن تعادل زنجیره تولید خواهد انجامید.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: بهرهوری، صرفا محصول انگیزههای مالی نیست؛ بلکه حاصل معماری هوشمندانهای است که در آن اهداف فردی کارکنان با اهداف راهبردی سازمان همسو شود. تنها در چنین شرایطی است که نظام پاداش میتواند به ابزاری برای ارتقای بهرهوری، بهبود کیفیت و رشد پایدار تولید تبدیل شود.
اتوماسیون؛ ارتقای جایگاه نیروی انسانی، نه حذف آن
اورعی با اشاره به نقش فناوریهای نوین در تحول صنایع اظهار کرد: اتوماسیون، رباتیک، نرمافزارهای یکپارچه و هوش مصنوعی، دیگر یک انتخاب نیستند، بلکه ضرورتی برای رقابتپذیری صنایع به شمار میروند. این فناوریها با کاهش خطاهای انسانی، افزایش دقت و کنترل بهتر فرآیندها، زمینهساز جهشی قابل توجه در بهرهوری خواهند بود.
وی افزود: تصور اینکه اتوماسیون به معنای حذف نیروی انسانی است، برداشتی نادرست محسوب میشود. در واقع، فناوری قرار است کارهای تکراری، فرساینده و خطاپذیر را بر عهده بگیرد تا نیروی انسانی به فعالیتهای تخصصیتر همچون کنترل کیفیت، تحلیل دادهها، برنامهریزی و مدیریت فرآیندها بپردازد. به این ترتیب، جایگاه نیروی انسانی از یک اپراتور صرف به یک ناظر و تصمیمگیر هوشمند ارتقا مییابد.
وی با اشاره به عوامل بیرونی موثر بر عملکرد صنایع تصریح کرد: بهرهوری تنها به فناوری و نظامهای مدیریتی وابسته نیست، بلکه به شرایط اجتماعی و روانی نیروی انسانی نیز گره خورده است. حتی پیشرفتهترین تجهیزات و عادلانهترین نظام پاداش نیز در شرایطی که کارکنان با دغدغههای معیشتی و فشارهای روانی مواجه باشند، نمیتواند بهرهوری مطلوب را رقم بزند.
اورعی خاطرنشان کرد: کارفرما میتواند محیط داخلی سازمان را به بهترین شکل مدیریت کند، اما نتیجه نهایی تحت تاثیر فضای عمومی جامعه قرار دارد. بهرهوری پایدار زمانی محقق میشود که فناوری در خدمت دقت، نظام پاداش در خدمت عدالت و شرایط اجتماعی در خدمت آرامش روانی نیروی انسانی قرار گیرد.
امنیت انرژی؛ حلقه مفقوده بهرهوری صنعت
این استاد دانشگاه، ناپایداری زیرساختهای انرژی را یکی از مهمترین موانع رشد بهرهوری در صنعت ایران دانست و گفت: هیچ بنگاه تولیدی بدون تداوم انرژی قادر به حفظ راندمان نیست. قطعیهای مکرر برق، تنها به توقف تولید محدود نمیشود، بلکه سرمایهگذاریهای انجامشده را نیز با کاهش بازدهی مواجه میکند. خاموشیها، زمانهای مردهای را به فرآیند تولید تحمیل میکنند که شامل توقف خطوط، راهاندازی مجدد تجهیزات و آمادهسازی دوباره ماشینآلات است. این وقفهها علاوه بر افزایش استهلاک تجهیزات، بهرهوری نیروی انسانی و بازده اقتصادی بنگاه را نیز بهشدت کاهش میدهد.
اورعی تصریح کرد: بسیاری از طرحهایی که در مرحله مطالعاتی از توجیه اقتصادی برخوردارند، در عمل و به دلیل ضعف زیرساختها، از صرفه اقتصادی خارج میشوند. از اینرو، اصلاح زیرساختهای انرژی، پیششرط هرگونه جهش در بهرهوری است. صنعت ایران زمانی میتواند به استانداردهای جهانی نزدیک شود که ثبات در تامین انرژی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی تولید، تضمین شود؛ چراکه بدون امنیت انرژی، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز کارایی خود را از دست خواهند داد.
انتهای پیام

