پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۳
منبع: نمایندگی زنجان
از «نور» سهروردی تا تاریکیِ فراموشی؛ فیلسوفی که هنوز در زادگاهش غریب است

/گزارش/

از «نور» سهروردی تا تاریکیِ فراموشی؛ فیلسوفی که هنوز در زادگاهش غریب است

زنجان (ایسنا) - اگرچه اندیشه شیخ شهاب‌الدین سهروردی قرن‌هاست در تاریخ فلسفه ماندگار شده، اما استادان و پژوهشگران حاضر در نشست بزرگداشت او در جهاد دانشگاهی استان زنجان، معتقدند این فیلسوف هنوز در زادگاهش غریب است؛ غفلتی که بازخوانی اندیشه‌های او و استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی سهرورد را به ضرورتی برای امروز تبدیل کرده است.

هنوز عقربه‌های ساعت به ۱۰ صبح نرسیده بود که صندلی‌های سالن جلسات جهاد دانشگاهی استان زنجان یکی‌یکی پر می‌شد. اساتید دانشگاه و علاقه‌مندان فلسفه آمده بودند تا در روزی که به نام زنجان و شهاب‌الدین سهروردی گره خورده است، بار دیگر از فیلسوفی سخن بگویند که بیش از هشت قرن پیش، نور را به زبان فلسفه معنا کرد.

نشست تخصصی «از زنجان تا افق‌های فلسفه امروز؛ بازخوانی میراث فلسفی سهروردی» با هدف واکاوی اندیشه‌های شیخ اشراق و نسبت آن با مسائل روز به همت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در جهاددانشگاهی استان زنجان برگزار شد؛ نشستی که بیش از آنکه صرفاً بزرگداشتی برای یک فیلسوف باشد، تلاشی برای زنده نگه داشتن گفت‌وگویی بود که سهروردی قرن‌ها پیش آغاز کرد.

فضای نشست، از همان ابتدا رنگ‌وبوی گفت‌وگو داشت. هر سخنران از زاویه‌ای متفاوت به میراث سهروردی پرداخت؛ از جایگاه او در فلسفه اسلامی گرفته تا ظرفیت اندیشه اشراق برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های انسان معاصر و نقشی که زنجان می‌تواند در بازشناساندن این میراث ایفا کند.

اگر سهروردی امروز بود، چه می‌گفت؟

مدرس دانشگاه و مشاور سیاسی استاندار زنجان، سخنانش را با طرح یک پرسش آغاز کرد؛ اینکه اگر سهروردی امروز در میان ما بود، برای ایران و زنجان چه پیامی داشت؟

رسول بیات، با تأکید بر اینکه فلسفه امروز باید از انحصار دانشگاه‌ها خارج شود، گفت: رسالت فیلسوفان تنها تولید مفاهیم دشوار نیست، بلکه باید اندیشه‌های عمیق را به زبانی قابل فهم برای جامعه ترجمه کنند؛ چرا که نسل امروز بیش از آنکه اندیشه‌ستیز باشد، اندیشه‌گریز شده است.

بیات سهروردی را «ایرانی‌ترین فیلسوف» خواند و گفت: پروژه فکری او، احیای حکمت ایران باستان بود، اما این احیا هیچ‌گاه در تقابل با دین و قرآن قرار نداشت. به اعتقاد وی، سهروردی از معدود متفکرانی است که توانست میان هویت ایرانی و معارف اسلامی پیوندی استوار برقرار کند.

وی با اشاره به اینکه خود سهروردی نیز آثار و اندیشه‌های پیشینیان را بازخوانی کرد، افزود: امروز نیز باید آثار شیخ اشراق با زبان و نیازهای انسان معاصر بازخوانی شود و رمزها و استعاره‌های آثار او برای مخاطب امروز گشوده شود.

این مدرس دانشگاه، راز ماندگاری سهروردی را «حکیم بودن» او دانست و گفت: اگرچه از او به عنوان فیلسوف یاد می‌شود، اما جایگاه او فراتر از فلسفه است؛ زیرا در اندیشه او اخلاق، عرفان، تفسیر قرآن و حکمت در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و همین جامعیت، حکمت اشراق را به جریانی ماندگار در فلسفه اسلامی تبدیل کرده است.

بیات با اشاره به تأثیر عمیق سهروردی بر جریان فلسفه اسلامی اظهار کرد: پس از شیخ اشراق، بسیاری از حکمای بزرگ ایران از جمله ملاصدرا، فیض کاشانی، ملاهادی سبزواری و دیگران، مستقیم یا غیرمستقیم از حکمت اشراق تأثیر پذیرفتند و نمی‌توان تاریخ فلسفه ایران را بدون توجه به سهروردی فهمید.

وی در ادامه، توجه را از فلسفه به زنجان معطوف کرد و با انتقاد از کم‌توجهی به ظرفیت‌های فرهنگی استان، گفت: با وجود اینکه سهروردی یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های فرهنگی زنجان است، ولی هنوز در زادگاهش آن‌گونه که باید شناخته نشده و حتی برای برگزاری کنگره بین‌المللی سهروردی نیز سال‌ها تلاش و پیگیری لازم بود.

بیات خواستار ایجاد یک مرکز دائمی سهروردی‌پژوهی در زنجان شد و تأکید کرد: این استان تنها زادگاه شیخ اشراق نیست؛ ده‌ها اندیشمند، عارف و فیلسوف دیگر نیز از این سرزمین برخاسته‌اند و ظرفیت شکل‌گیری «مکتب زنجان» در حوزه اندیشه وجود دارد.

بیات با اشاره به اینکه خود سهروردی نیز با بازخوانی فلسفه مشاء، حکمت ایران باستان و اندیشه‌های پیشینیان، بنیان حکمت اشراق را بنا نهاد، گفت: امروز نیز باید با همین رویکرد، آثار و اندیشه‌های او را متناسب با نیازهای جامعه معاصر بازخوانی و تبیین کرد.

وی با اشاره به نقش هانری کربن در احیای اندیشه‌های شیخ اشراق اظهار کرد: اگرچه این شرق‌شناس فرانسوی سهم مهمی در معرفی و احیای فلسفه سهروردی داشت، اما در خود ایران و به‌ویژه زادگاه این حکیم، هنوز آن‌گونه که شایسته است به معرفی و ترویج اندیشه‌های او پرداخته نشده است.

مدرس دانشگاه و مشاور سیاسی استاندار زنجان با تأکید بر ظرفیت‌های فرهنگی شهر سهرورد، خواستار ایجاد زیرساخت‌های لازم برای توسعه گردشگری فلسفی، عرفانی و فرهنگی شد و گفت: این منطقه می‌تواند به مقصد علاقه‌مندان حوزه فلسفه، عرفان و اندیشه تبدیل شود.

بیات همچنین با انتقاد از فاصله گرفتن فلسفه و علوم انسانی از زندگی مردم، اظهار کرد: محدود شدن فلسفه به محیط‌های دانشگاهی و کم‌توجهی به علوم انسانی، موجب شده است این حوزه‌ها نتوانند نقش مؤثری در زندگی روزمره و حل مسائل جامعه ایفا کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به شهادت شیخ شهاب‌الدین سهروردی، اظهار کرد: به باور او، شیخ اشراق بیش از آنکه قربانی اختلافات صرفاً فلسفی باشد، به دلیل دگراندیشی فکری و سیاسی جان خود را از دست داد و تا سال‌ها حتی از به‌کار بردن عنوان «شهید» برای او پرهیز می‌شد.

پیوند عقل و شهود؛ میراث ماندگار حکمت اشراق

سپس یکی دیگر از اساتید حاضر در نشست که از اعضای هیئت علمی دانشگاه زنجان است، از منظر مبانی فلسفی به حکمت اشراق پرداخت و گفت: سهروردی مسیر معرفت را تغییر داد. او عقل را کنار نگذاشت، بلکه آن را با شهود پیوند زد و راه تازه‌ای برای شناخت حقیقت گشود.

سحر کاوندی، سهروردی را «فیلسوف پیوندها» توصیف کرد و افزود: او میان عقل و شهود، ایران و اسلام، شرق و غرب و حتی گذشته و آینده پیوند برقرار کرد. اندیشه او هرچند از زنجان آغاز شد، اما افق آن محدود به جغرافیا نماند و جهانی شد.

کاوندی با بیان اینکه سهروردی از میراث گذشتگان بهره گرفت اما در آن متوقف نشد، ادامه داد: او گذشته را به آینده پیوند زد و بر پایه سنت، اندیشه‌ای نو آفرید. همین ویژگی، حکمت اشراق را به جریانی زنده و پویا تبدیل کرده است.

وی تأکید کرد: در حکمت اشراق، شهود جایگزین عقل نیست، بلکه عقل زبان مشترک انسان‌ها برای تبیین تجربه‌های شهودی است. به گفته او، حقیقت ابتدا در جان انسان شهود می‌شود و سپس عقل آن را صورت‌بندی و تبیین می‌کند.

این استاد دانشگاه با اشاره به مفهوم «نور» در اندیشه سهروردی گفت: از نگاه شیخ اشراق، نور حقیقت همواره در وجود انسان حضور دارد، اما غفلت، آلودگی‌ها و فاصله گرفتن از خویشتن، مانع درخشش آن می‌شود. وظیفه انسان، پاک کردن این غبارها و بازگشت به درون خویش است.

کاوندی افزود: در جهانی که انسان در معرض شتاب، اطلاعات و هیاهوی دائمی قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری به سکوت، تأمل و خودشناسی نیازمند است و شاید مهم‌ترین پیام سهروردی برای جهان امروز نیز همین باشد.

او همچنین زبان نمادین و داستان‌های رمزی سهروردی را ابزاری برای تعمیق مفاهیم فلسفی دانست و گفت: این داستان‌ها برای ساده‌سازی فلسفه نوشته نشده‌اند، بلکه راهی برای بیان لایه‌های عمیق حقیقت هستند؛ لایه‌هایی که زبان استدلال به تنهایی توان انتقال آن‌ها را ندارد.

وی با تأکید بر اینکه در حکمت اشراق، تهذیب نفس و پالایش درون شرط ورود به عالم حکمت است، گفت: از نگاه سهروردی، انسان تا زمانی که درون خود را از غفلت و آلودگی‌ها پاک نکند، امکان مواجهه حقیقی با حقیقت را نخواهد یافت و به همین دلیل، سلوک درونی مقدم بر فلسفه‌ورزی است.

عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان ادامه داد: حکمت اشراق بر این باور است که نور حقیقت در وجود همه انسان‌ها نهفته است و وظیفه والدین، معلمان و مربیان آن است که این استعدادها و نور درونی را در کودکان و جویندگان علم کشف و شکوفا کنند، نه اینکه صرفاً ذهن آنان را با اطلاعات انباشته سازند.

وی با اشاره به نیازهای انسان معاصر افزود: در دنیایی که سرشار از شتاب، اطلاعات و هیاهوی مداوم است، بیش از هر زمان دیگری به سکوت، تأمل و رجوع به خویشتن نیاز داریم؛ زیرا حکمت از درون انسان می‌جوشد و تجربه‌های اصیل معنوی از مسیر خودشناسی و مواجهه درونی با حقیقت حاصل می‌شود.

کاوندی با بیان اینکه فلسفه در ذات خود چیزی جز دعوت به اندیشه‌ورزی نیست، اظهار کرد: تاریخ فلسفه نیز نشان می‌دهد که اندیشمندان بزرگی همچون سهروردی و ملاصدرا به دلیل نوآوری‌های فکری با مخالفت‌هایی روبه‌رو شدند، اما همین پویایی و جسارت در اندیشه، عامل ماندگاری آثار آنان شد.

وی شجاعت سهروردی در بیان حقیقت را یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی او دانست و گفت: شیخ اشراق با وجود آنکه می‌دانست بیان اندیشه‌هایش ممکن است به بهای جانش تمام شود، از اظهار حقیقت دست نکشید و همین روحیه، امروز نیز می‌تواند الگویی ارزشمند برای آزاداندیشی و حقیقت‌جویی باشد.

سهروردی؛ احیاگر فلسفه در روزگار افول

در ادامه جلسه، عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان با نگاهی تاریخی به شرایط ظهور شیخ اشراق پرداخت و گفت: سهروردی در روزگاری ظهور کرد که فلسفه اسلامی زیر فشار جریان‌های مخالف، به‌ویژه پس از نقدهای غزالی، در سخت‌ترین شرایط خود قرار داشت و فلسفه مشاء نیز از واقعیت فاصله گرفته بود.

فرزانه ذوالحسنی معتقد است: سهروردی درد فلسفه زمان خود را تشخیص داد و تلاش کرد آن را درمان کند؛ درمانی که در قالب حکمت اشراق ارائه شد و فلسفه را دوباره به واقعیت و حقیقت نزدیک کرد.

ذوالحسنی تأکید کرد: برخلاف برخی برداشت‌ها، سهروردی عرفان و فلسفه را در هم نیامیخت، بلکه تجربه شهودی را پشتوانه استدلال فلسفی قرار داد. حقیقت ابتدا با قلب دریافت می‌شود و سپس عقل آن را به زبان مفاهیم و برهان بیان می‌کند.

وی راز ماندگاری شیخ اشراق را در همین رویکرد دانست و گفت: او هم فیلسوف زمانه خود بود، زیرا مسئله عصرش را شناخت و برای آن راه‌حل ارائه داد، و هم فیلسوفی فرازمانی بود، زیرا روشی جهان‌شمول برای مواجهه با حقیقت پیشنهاد کرد.

این استاد دانشگاه همچنین بر ظرفیت داستان‌های فلسفی سهروردی تأکید کرد و گفت: زبان تمثیل و روایت می‌تواند پلی میان فلسفه و جامعه باشد؛ ظرفیتی که در فلسفه اسلامی کمتر ادامه یافت، اما در فلسفه غرب به یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال اندیشه تبدیل شد.

ذوالحسنی با اشاره به فضای فکری آن دوره افزود: مخالفت با فلسفه تنها به غزالی محدود نمی‌شد، بلکه با گسترش اندیشه اشعری و تأسیس نظامیه‌های خواجه نظام‌الملک، جریان مخالفت با فلسفه در سراسر سرزمین‌های اسلامی تقویت شد. با این حال، به گفته وی، باید تا حدودی به منتقدان فلسفه نیز حق داد، زیرا فلسفه مشاء در آن دوران بیش از اندازه در مباحث ذهنی و انتزاعی غرق شده و از شناخت واقعیت فاصله گرفته بود.

وی با بیان اینکه سهروردی صرفاً به بیان تجربه‌های شهودی اکتفا نکرد، گفت: تفاوت او با عارفان در این بود که شهود را به یک نظام فلسفی عقلانی تبدیل کرد؛ به این معنا که حقیقت را ابتدا از طریق شهود قلبی دریافت و سپس آن را با زبان مفاهیم، تعریف، استدلال و برهان فلسفی تبیین کرد و از این رهگذر، نظامی منسجم در حکمت اشراق بنیان نهاد.

ذوالحسنی ادامه داد: از نگاه سهروردی، سرچشمه حکمت برای همه حکیمان اشراقی واحد است و آنچه وی از آن با عنوان «رب‌النوع انسان» یاد می‌کند، منشأ افاضه حکمت به اهل آن است. به همین دلیل، حکمت اشراق ظرفیت گفت‌وگو میان سنت‌های فلسفی ایران، یونان، مصر، هند و چین را دارد و همین مبنا، راز جهان‌شمولی اندیشه شیخ اشراق به شمار می‌رود.

وی با تأکید بر اینکه سهروردی بنیان‌گذار یک نظام فلسفی بود، اظهار کرد: کاربردی شدن این نظام بر عهده پیروان حکمت اشراق است. به گفته وی، فلسفه اسلامی در حوزه حکمت نظری رشد قابل توجهی داشته، اما در حکمت عملی با ضعف‌هایی مواجه بوده و امروز، برای تحقق تمدن‌سازی، بیش از گذشته به توسعه حکمت عملی مبتنی بر فلسفه اسلامی نیاز است؛ مسیری که به صورت تدریجی و با استمرار پژوهش‌های علمی محقق خواهد شد.

این استاد دانشگاه همچنین درباره کارکرد اجتماعی فلسفه گفت: پس از آنکه فیلسوف حقیقت را تبیین کرد، نوبت اندیشمندان حوزه‌های مختلف از جمله جامعه‌شناسان، هنرمندان، نویسندگان، فیلم‌سازان و سیاست‌گذاران است که این مبانی را به عرصه عمل وارد کنند و از ظرفیت فلسفه برای ایجاد تحول در جامعه بهره بگیرند.

ذوالحسنی با اشاره به وضعیت فلسفه در سال‌های پس از انقلاب اسلامی گفت: پس از انقلاب، حمایت‌های مؤثری از فلسفه صورت گرفت و این حوزه رشد قابل توجهی را تجربه کرد. هرچند همچنان در برخی سطوح مدیریتی چالش‌هایی وجود دارد، اما در مجموع جایگاه فلسفه نسبت به گذشته تقویت شده و حمایت از این حوزه نقش مهمی در تداوم و گسترش اندیشه فلسفی داشته است

سهرورد؛ خاستگاهی که باید دوباره شناخته شود 

در ادامه پژوهشگر تاریخ و زنجان‌شناس با مرور پیشینه تاریخی منطقه سهرورد، به ریشه‌های شکل‌گیری این میراث فکری پرداخت.

حسن حسین‌علی با اشاره به اینکه شهر تاریخی سهرورد با آنچه امروز به این نام شناخته می‌شود تفاوت دارد، گفت: شهر باستانی سهرورد تا قرن دهم هجری وجود داشت و بعدها تغییرات جغرافیایی و جمعیتی موجب شد بخش‌هایی از هویت تاریخی آن به فراموشی سپرده شود

او با ارائه آماری از رجال علمی زنجان، سهرورد و دیگر شهرهای منطقه، تأکید کرد که این خطه در طول تاریخ، اندیشمندان فراوانی را پرورش داده است، اما بسیاری از آنان برای ادامه فعالیت علمی ناچار به مهاجرت به بغداد، دمشق، خراسان و دیگر مراکز علمی جهان اسلام شدند.

وی بر ضرورت بازخوانی مستمر آثار سهروردی تأکید کرد و گفت: با کشف نسخه‌های خطی جدید و پژوهش‌های تازه، هر نسل باید دوباره به سراغ اندیشه‌های شیخ اشراق برود و خوانشی متناسب با نیازهای زمان خود ارائه دهد.

این پژوهشگر تاریخ، یکی از آسیب‌های جدی حوزه فرهنگ را ناشناخته ماندن مفاخر استان حتی برای برخی مدیران فرهنگی دانست و افزود: معرفی شخصیت‌هایی چون سهروردی نباید به برگزاری مراسم‌ مناسبتی محدود شود، بلکه نیازمند پژوهش مستمر، نقد علمی و روایت‌های تازه است.

حسین‌علی همچنین پیشنهاد کرد که گروهی علمی و دائمی برای پژوهش درباره سهروردی و دیگر مفاخر زنجان تشکیل شود تا ضمن جلوگیری از موازی‌کاری، زمینه معرفی علمی و عمومی این شخصیت‌ها فراهم شود.

او فضای فکری قرن ششم هجری را فضایی آکنده از تنش‌های مذهبی و فکری توصیف کرد و گفت: سهروردی تنها قربانی این فضا نبود، اما بی‌تردید یکی از برجسته‌ترین چهره‌هایی است که هزینه دگراندیشی خود را پرداخت.

وی علت از میان رفتن سهرورد تاریخی را تغییر ساختار اجتماعی و جمعیتی منطقه دانست و افزود: غلبه نظام عشایری در دو قرن اخیر و دگرگونی شیوه زندگی، موجب از بین رفتن ساختار شهری و کشاورزی این منطقه شد و بسیاری از نشانه‌های تمدنی آن به مرور زمان از میان رفت.

این پژوهشگر تاریخ با ارائه آماری از رجال علمی منطقه اظهار کرد: تا قرن دهم هجری نام ۸۶۵ تن از رجال زنجان، ۴۳۲ نفر از سهرورد، ۴۳ نفر از سجاس و چهار نفر از طارم در منابع تاریخی ثبت شده است. وی تأکید کرد که این آمار نشان‌دهنده جایگاه مهم این منطقه در پرورش اندیشمندان، وزیران، عالمان و شاعران است، هرچند بسیاری از آنان برای ادامه مسیر علمی خود ناچار به مهاجرت به بغداد، دمشق، خراسان و دیگر مراکز علمی بودند.

حسینعلی با اشاره به پیشینه عرفانی و فلسفی زنجان پیش از شیخ اشراق گفت: پیش از سهروردی، زنجان دارای پایگاه مهم عرفانی شیخ فرج زنجانی بود که به روایت منابع تاریخی، روزانه صدها نفر در خانقاه او اطعام می‌شدند.

وی همچنین از ابوالحسن علی بن هارون زنجانی به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته فلسفی منطقه یاد کرد و گفت که برخی او را از وابستگان مکتب اخوان‌الصفا می‌دانند.

وی تأکید کرد: نباید سهروردی را تنها در چارچوب حکمت اشراق شناخت و افزود: یکی از ابعاد مغفول اندیشه شیخ اشراق، جایگاه او در «مکتب عشق» است. به گفته او، رساله «فی حقیقةالعشق» سهروردی تأثیر عمیقی بر اندیشمندانی همچون عراقی و کاشانی گذاشته و بررسی نسبت «عقل و عشق» از اخوان‌الصفا تا شیخ اشراق، از موضوعاتی است که همچنان به پژوهش‌های جدی نیاز دارد.

این زنجان‌شناس با بیان اینکه فلسفه باید به زبان قابل فهم برای عموم مردم معرفی شود، اظهار کرد: آثار سنگینی همچون «حکمةالاشراق» برای مخاطب عمومی به‌راحتی قابل درک نیست و لازم است اندیشه‌های سهروردی با روایت‌های ساده‌تر و متناسب با نیاز جامعه امروز عرضه شود. وی همچنین از ضعف شناخت برخی مدیران و متولیان فرهنگی، رزومه‌محوری، موازی‌کاری و مانع‌تراشی در حوزه معرفی مفاخر فرهنگی انتقاد کرد.

نشست «از زنجان تا افق‌های فلسفه امروز» در نهایت بر یک نکته مشترک تأکید داشت، اینکه سهروردی تنها متعلق به تاریخ نیست. اندیشه او زمانی زنده خواهد ماند که از کلاس‌های تخصصی فلسفه فراتر رود، با زبان امروز بازخوانی شود و بتواند در گفت‌وگوی جامعه، آموزش، فرهنگ و حتی زیست روزمره انسان معاصر حضور پیدا کند؛ همان نوری که شیخ اشراق قرن‌ها پیش از آن سخن گفته بود و هنوز بسیاری آن را راهی برای پیوند عقل، حقیقت و زندگی می‌دانند.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان ها