پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۷:۳۸
"وسوسه" حلقه اصلی استفاده مشکل‌ساز از اینترنت

در یک تحقیق بین‌المللی مطرح شد

"وسوسه" حلقه اصلی استفاده مشکل‌ساز از اینترنت

استفاده از اینترنت همیشه به سرگرمی یا رفع نیازهای روزانه محدود نمی‌ماند و گاهی به رفتاری مداوم و ناسالم تبدیل می‌شود که روابط، کار، تحصیل و فعالیت‌های ضروری زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

به گزارش ایسنا، اینترنت امکان دسترسی سریع به بازی، شبکه‌های اجتماعی، خرید، محتوای خاص و حتی فعالیت‌هایی مانند قمار آنلاین را فراهم کرده است. بسیاری از افراد از این امکانات بدون ایجاد اختلال جدی در زندگی خود استفاده می‌کنند، اما برای بعضی کاربران، حضور در فضای آنلاین از حالت معمول خارج می‌شود. در چنین شرایطی، فرد ممکن است زمان زیادی را صرف یک یا چند فعالیت اینترنتی کند و با وجود آگاهی از پیامدهای منفی، همچنان نتواند استفاده خود را به‌خوبی کنترل کند. به این وضعیت «استفاده مشکل‌ساز از اینترنت» گفته می‌شود؛ یعنی استفاده بیش‌ازحد از برنامه‌ها و خدمات آنلاین تا جایی که موجب ناراحتی روانی یا اختلال در عملکرد روزانه شود.

بررسی این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا شدت استفاده مشکل‌ساز از اینترنت در همه افراد یکسان نیست. در موارد خفیف‌تر، ممکن است تنها بخشی از زمان فرد هدر برود، اما در حالت‌های شدید، روابط اجتماعی، مسئولیت‌های شغلی، درس و دیگر فعالیت‌های مهم زندگی نادیده گرفته می‌شوند. برخی دیدگاه‌های علمی بیان می‌کنند که افراد برای فرار از فشار روانی یا بهتر کردن حال نامساعد خود به اینترنت روی می‌آورند. اگر حضور آنلاین به‌طور موقت به آنها احساس لذت یا آسودگی بدهد، این رفتار می‌تواند به‌تدریج به یک عادت تکرارشونده تبدیل شود. در نتیجه، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن احساس ناخوشایند، میل به آنلاین شدن و پاداش کوتاه‌مدت حاصل از آن، یکدیگر را تقویت می‌کنند.

سیلکه ام. مولر از بیمارستان دانشگاهی اسن در آلمان و همکارانش در همین راستا تحقیقی درباره سازوکارهای روزمره مرتبط با استفاده مشکل‌ساز از اینترنت انجام دادند. آن‌ها بررسی کردند که آیا فشار روانی، خلق‌وخو و وسوسه لحظه‌ای می‌توانند میزان استفاده روزانه افراد از اینترنت را پیش‌بینی کنند یا خیر. پژوهشگران همچنین به دنبال آن بودند که روشن کنند استفاده روزانه از اینترنت چه ارتباطی با احساس لذت، آسودگی و نادیده گرفتن دیگر فعالیت‌های زندگی دارد.

برای انجام این پژوهش، ۹۰۰ بزرگسال آلمانی انتخاب شدند که دست‌کم یک بار در سال گذشته در یکی از چهار فعالیت بازی آنلاین، استفاده از محتوای خاص، حضور در شبکه‌های اجتماعی یا خرید اینترنتی شرکت کرده بودند. پژوهشگران ابتدا با شرکت‌کنندگان مصاحبه‌های تشخیصی انجام دادند و سپس، بر اساس میزان درگیری آنان با این رفتارها، استفاده اینترنتی آنها را در سه گروه «بیمارگونه»، «پرخطر» و «بدون مشکل» طبقه‌بندی کردند. منظور از استفاده بیمارگونه، شدیدترین سطح درگیری بود؛ در حالی که گروه پرخطر نشانه‌هایی نگران‌کننده داشت، اما وضعیت آن لزوماً به شدت گروه نخست نبود.

پس از مصاحبه‌ها، شرکت‌کنندگان به مدت ۱۴ روز، هر شب یک ارزیابی را تکمیل کردند. آنها در این ارزیابی درباره خلق‌وخو و میزان فشار روانی خود گزارش می‌دادند و مشخص می‌کردند تا چه اندازه برای رفتن به فضای آنلاین و انجام فعالیت مورد نظر وسوسه شده‌اند. مدت کل استفاده از اینترنت، میزان لذت یا آسودگی حاصل از آن و همچنین فعالیت‌هایی که به دلیل آنلاین بودن کنار گذاشته شده بود، از دیگر اطلاعات ثبت‌شده به شمار می‌رفت. این شیوه به پژوهشگران اجازه داد فرایندهای روانی را در زندگی واقعی و به‌صورت روزانه بررسی کنند، نه اینکه تنها به یک ارزیابی کلی و یک‌باره تکیه داشته باشند.

یافته‌ها نشان دادند هرچه استفاده مشکل‌ساز از اینترنت شدیدتر بود، افراد خلق نامساعدتر، فشار روانی بیشتر، زمان طولانی‌تر استفاده از اینترنت و غفلت بیشتری از دیگر بخش‌های زندگی را گزارش می‌کردند. این ارتباط نشان می‌دهد که استفاده افراطی از خدمات آنلاین صرفاً با افزایش مدت حضور در اینترنت تعریف نمی‌شود، بلکه پیامد آن برای وظایف و فعالیت‌های مهم فرد نیز باید در نظر گرفته شود. در شدیدترین وضعیت‌ها، آنلاین بودن می‌تواند جای کار، تحصیل، روابط و دیگر مسئولیت‌های روزمره را بگیرد.

نتایج همچنین نشان دادند که «وسوسه» یا میل لحظه‌ای به آنلاین شدن، مهم‌ترین عامل ادامه یافتن استفاده از اینترنت بود. احساس لذت و آسودگی پس از حضور در فضای آنلاین نیز نقش تقویت‌کننده داشت، به این معنا که پاداش کوتاه‌مدت، احتمال تکرار رفتار را افزایش می‌داد. محققان توضیح داده‌اند که بیش از فشار روانی یا خلق‌وخوی نامساعد به‌تنهایی، این میل فوری به آنلاین شدن است که تعیین می‌کند فرد وارد فعالیت‌های اینترنتی شود و پس از آن، هم پیامدهای خوشایند و هم آثار زیان‌بار را تجربه کند.

اهمیت این یافته‌ها که در نشریه دسترسی آزاد PLOS One منتشر شده‌اند، در آن است که برای کمک به افراد در معرض خطر، تنها تمرکز بر کاهش فشار روانی یا بهبود خلق‌وخو ممکن است کافی نباشد. بر اساس نتایج این بررسی، شناسایی لحظه‌ای که وسوسه آنلاین شدن شکل می‌گیرد و یادگیری شیوه مدیریت آن می‌تواند برای پیشگیری و درمان مؤثرتر باشد. برای مثال، فرد ابتدا باید بتواند میان احساس ناراحتی و میل فوری به استفاده از اینترنت تمایز قائل شود و متوجه شود که این میل، حلقه واسطی است که وضعیت عاطفی او را به رفتار آنلاین پیوند می‌دهد.

ارزیابی روزانه شرکت‌کنندگان همچنین نشان داد که نظریه‌های رایج درباره شکل‌گیری چرخه استفاده مشکل‌ساز از اینترنت، در زندگی واقعی نیز قابل مشاهده‌اند. فرد ممکن است با انتظار دستیابی به لذت یا رهایی موقت، به فضای آنلاین برود و همین تجربه خوشایند کوتاه‌مدت، بازگشت دوباره او را تقویت کند. با این حال، هم‌زمان امکان دارد فعالیت‌های ضروری زندگی نادیده گرفته شوند. شناخت زمان و دلیل شکل‌گیری این چرخه می‌تواند به طراحی راهبردهایی کمک کند که افراد را پیش از آغاز رفتار یا در همان لحظه ایجاد وسوسه، برای کنترل انتخاب خود آماده سازد.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی