شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۱۲
«هنر» آیینه‌ای برای بازنمایی واقعیت یا دریچه‌ای برای خلق واقعیتی تازه؟

یک نویسنده و کارگردان تئاتر پاسخ داد

«هنر» آیینه‌ای برای بازنمایی واقعیت یا دریچه‌ای برای خلق واقعیتی تازه؟

خراسان رضوی (ایسنا) - یک نویسنده و کارگردان تئاتر با اشاره به تحول نگاه انسان به هنر در طول تاریخ، اظهار کرد: هنر همواره میان بازنمایی واقعیت و خلق معنا در حرکت بوده و نمی‌توان آن را صرفاً بازتابی از جهان بیرونی دانست، چراکه هنر در هر دوره، متناسب با نگاه انسان به حقیقت، راهی برای شناخت عمیق‌تر جهان و تجربه انسانی فراهم کرده است.

محمد ملتجی در گفت‌وگو با ایسنا درباره نسبت هنر با واقعیت، اظهار کرد: یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌هایی که همواره ذهن فیلسوفان و هنرمندان را به خود مشغول کرده، این است که آیا هنر آیینه‌ای برای بازنمایی واقعیت است یا دریچه‌ای برای خلق واقعیتی تازه؟ این پرسشی است که پاسخ به آن را باید در نقطه تلاقی فلسفه و تاریخ هنر جست‌وجو کرد.

وی با اشاره به پژوهش چند ماهه‌اش در این زمینه، ادامه داد: بررسی منابع تاریخی و فلسفی مرا به این نتیجه رساند که برای پاسخ به این پرسش، می‌توان سیر تحول هنر را در سه مرحله کلی بررسی کرد، مراحلی که هر یک بازتاب‌دهنده نوع نگاه انسان به جهان، حقیقت و جایگاه خود در هستی هستند.

این نویسنده درباره نخستین مرحله این تحول، بیان کرد: در بخش بزرگی از تاریخ هنر، به‌ویژه در تمدن‌های شرقی و دوران قرون وسطی، هنر هرگز برای خود هنر نبود، بلکه در خدمت حقیقت قرار داشت. هنرمند در آن دوران، خود را واسطه‌ای برای تجلی حقیقتی برتر می‌دانست و هدفش صرفاً خلق یک اثر زیبا یا بازنمایی جهان مادی نبود.

هنر؛ تجلی حقیقت در قالب امر قدسی

ملتجی خاطرنشان کرد: هنر در این دوره، نمادی از امر قدسی محسوب می‌شد. هنرمندان می‌کوشیدند نظم و تناسب موجود در عالم مثال را در جهان ماده بازآفرینی کنند. از این منظر، نقاشی، معماری و دیگر شاخه‌های هنری، وسیله‌ای برای نزدیک شدن به حقیقتی متعالی بودند.

وی اضافه کرد: اگر به معماری مساجد با کاشی‌کاری‌های هندسی پیچیده یا نگارگری‌های ایرانی نگاه کنیم، درمی‌یابیم که هدف هنرمند بازنمایی واقعیت فیزیکی نبوده است، بلکه تلاش داشته نظم الهی، تکرار بی‌پایان کمال و هماهنگی جهان هستی را از طریق هندسه، رنگ و فرم به تصویر بکشد. بنابراین هنر در این دوره، راهی برای تجلی امر قدسی و انتقال مفاهیم معنوی محسوب می‌شد.

این کارگردان با اشاره به مرحله دوم تحول هنر، ادامه داد: با آغاز رنسانس و سپس عصر روشنگری، نگاه انسان به هنر دگرگون شد. انسان از جایگاه تماشاگر تجلی الهی، به خالق و محور اصلی جهان تبدیل شد و همین تغییر نگرش، مسیر تازه‌ای را در تاریخ هنر رقم زد.

ملتجی بیان کرد: در اندیشه فیلسوفانی همچون کانت، زیبایی‌شناسی از وابستگی به مذهب و سیاست فاصله گرفت و زیبایی به‌عنوان تجربه‌ای ذهنی و انسانی تعریف شد. در چنین شرایطی، هنر دیگر الزاماً در خدمت بازنمایی حقیقتی بیرونی یا دینی نبود، بلکه می‌توانست بر اساس قواعد و منطق درونی خود شکل بگیرد.

از بازنمایی طبیعت تا اصالت تجربه فردی

وی خاطرنشان کرد: از همین نقطه است که هنرمند دیگر صرفاً نقاش طبیعت نیست، بلکه نگاه خود به طبیعت را ترسیم می‌کند. به بیان دیگر، ادراک شخصی هنرمند بر حقیقت عینی غلبه می‌کند و تجربه زیسته، احساسات و جهان ذهنی او به مهم‌ترین منبع خلق اثر هنری تبدیل می‌شود. چنین تحولی زمینه‌ساز شکل‌گیری جریان‌هایی همچون سوررئالیسم شد، جریانی که حقیقت را نه در جهان بیرونی، بلکه در لایه‌های پنهان ذهن، ناخودآگاه، رؤیا و تخیل انسان جست‌وجو می‌کند.

ملتجی با اشاره به وضعیت هنر در جهان امروز، ادامه داد: اکنون در مرحله‌ای قرار گرفته‌ایم که هنر دیگر الزاماً به دنبال خلق زیبایی محض نیست، بلکه بیش از هر چیز به دنبال معناست. هنرمند معاصر با جهانی روبه‌رو است که از منظر او، حقیقت آن گسسته، پیچیده و آکنده از بحران است.

وی با استناد به دیدگاه شهید مرتضی آوینی، بیان کرد: همان‌گونه که آوینی می‌گوید «حقیقت این عالم فناست و انسان را نه برای فنا، بلکه برای بقا آفریده‌اند» هنر امروز نیز می‌کوشد از دل همین جهان ناپایدار، معنایی ماندگار استخراج کند.

هنر مقاومت؛ تلاشی برای کشف حقیقت در جهان معاصر

این نویسنده خاطرنشان کرد: هنر مقاومت، چه در قالب ادبیات، تئاتر، سینما یا هنرهای تجسمی، دیگر به دنبال ارائه تصویری آرام، کامل و بی‌نقص از جهان نیست، بلکه تلاش می‌کند با استفاده از نمادها، استعاره‌ها، فرم‌های شکسته و حتی عناصر سوررئال، رنج‌های انسانی، بی‌عدالتی‌ها و ساختارهای قدرت را به چالش بکشد.

ملتجی اضافه کرد: همان‌گونه که شاعر با عبور از معنای مستقیم و بهره‌گیری از استعاره، مخاطب را به لایه‌های عمیق‌تر معنا هدایت می‌کند، هنر معاصر نیز از ابهام و نماد برای کشف حقیقت بهره می‌گیرد. در این نگاه، فرم نه مانعی برای رسیدن به حقیقت، بلکه پلی برای کشف آن است.

وی تصریح کرد: اگر تاریخ هنر را به صورت یک مسیر پیوسته بنگریم، درمی‌یابیم که هنر همواره در جست‌وجوی حقیقت بوده است، با این تفاوت که در هر دوره، تعریف انسان از حقیقت تغییر کرده است. روزگاری حقیقت در امر قدسی معنا می‌شد، سپس در ذهن و ادراک فردی جست‌وجو شد و امروز در مقاومت، پرسشگری و تلاش برای کشف معنا در دل پیچیدگی‌های جهان معاصر دنبال می‌شود. به همین دلیل، هنر را نمی‌توان صرفاً آیینه واقعیت یا آفریننده واقعیتی تازه دانست، بلکه هنر همواره شیوه‌ای برای فهم عمیق‌تر حقیقت انسان و جهان بوده است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها