حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی علیگو در گفتوگو با ایسنا با اشاره به کتاب «در خیمه حسین(ع)» اظهار کرد: همراهی با امام حسین(ع) یک اتفاق تصادفی نیست، در واقعه کربلا افرادی با پیشینهها و گرایشهای مختلف در کنار حضرت قرار گرفتند که هر کدام دارای ویژگیهای خاصی بودند و برای نمونه، وهب پیشینهای نصرانی داشت و زهیر بن قین نیز از عثمانیان بود؛ یعنی سه خلیفه نخست را قبول داشت و نسبت به امیرالمؤمنین علی(ع) همراهی نداشت، اما در کربلا به یکی از برجستهترین یاران سیدالشهدا(ع) تبدیل شد و فرماندهی جناح چپ سپاه حضرت را بر عهده گرفت که این نشان میدهد ویژگیهایی در وجود این افراد بود که با وجود پیشینههای متفاوت، آنان را حول محور امام حسین(ع) جمع کرد.
پژوهشگر علوم دینی افزود: امروز اگر حضرت ولی عصر(عج) را ولی خود میدانیم، در عصر غیبت باید از ولایت فقیه تبعیت کنیم، اگر بخواهیم در مسیر امام حسین(ع) حرکت کنیم و به اهدافی برسیم که انسانهایی مانند شهید حاج قاسم سلیمانی به آن دست یافتند، باید ویژگیهای یاران اباعبدالله(ع) را در خود تقویت کنیم. در کتاب «در خیمه حسین(ع)» پنج ویژگی اساسی برای همراهی با ولی الهی شمرده شده است که شامل معرفت، محبت، طاعت، تسلیم و سبقت میشود. تسلیم یک مرحله بالاتر از طاعت است و ممکن است انسان فرمان ولی را اجرا کند، اما در درون خود نسبت به آن گلایه یا نارضایتی داشته باشد و این یعنی طاعت، اما هنوز به مقام تسلیم نرسیده است.
علیگو ادامه داد: البته طاعت نیز مراتبی دارد و بالاترین مرتبه آن «احسان» است و در مقام تسلیم، انسان علاوه بر انجام فرمان، بهدرستی تصمیم ولی نیز اعتماد دارد و در دل خود اعتراضی ندارد، البته این به معنای تعطیل شدن عقل یا ممنوع بودن پرسش نیست، قرآن کریم و سیره اهل بیت(ع) بر فهم و بصیرت تأکید دارند و انسان باید با شناخت و آگاهی مسیر ولایت را انتخاب کند، نه از روی تقلید کورکورانه، کسی که به مقام تسلیم میرسد، افق نگاهش آنقدر ارتقا یافته که هرچند ممکن است همه جزئیات یک تصمیم را نداند، اما کلیت و حکمت آن را درک میکند و به ولی خدا اعتماد دارد.
معاون پژوهشی مؤسسه فرهنگی و تحقیقاتی لیلةالقدر با اشاره به ماجرای مالک اشتر و امیرالمؤمنین(ع) گفت: مالک اشتر، با وجود جایگاه والای خود، درباره انتصاب برخی از بستگان حضرت علی(ع) به مسئولیتها سؤال کرد؛ زیرا گمان میکرد این اقدام با اصل شایستهسالاری منافات دارد و امیرالمؤمنین(ع) نیز نهتنها او را بهدلیل پرسش سرزنش نکردند، بلکه با توضیح معیارهای شایستهسالاری، ابهام او را برطرف کردند. ملاک در حکومت اسلامی، نسبت خانوادگی نیست، بلکه شایستگی افراد است و اگر فردی شایسته باشد، حتی اگر از بستگان حاکم باشد، میتواند مسئولیت بگیرد و اگر شایستگی نداشته باشد، نباید صرفاً بهدلیل نسبت خانوادگی منصوب شود.
تکلیف نهایی جامعه اسلامی با ولی فقیه است
علیگو بیان کرد: همانگونه که مردم موظف به تبعیت از ولی هستند، ولی جامعه نیز مأمور به مشورت با مردم است و قرآن کریم نیز بر اصل «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» تأکید کرده است که این موضوع بهویژه در تبیین نسبت مردم با ولایت فقیه، اهمیت ویژهای دارد و برای فهم درست تصمیمهای ولی فقیه، باید مبانی تصمیمگیری در حکومت دینی را شناخت. در حکومتهای غیردینی، تصمیمها معمولاً بر پایه منافع گروهی، حفظ قدرت یا منافع ملی اتخاذ میشود، اما در حکومت دینی، محور اصلی تصمیمگیری، رشد و تعالی انسان و جامعه در مسیر تقرب الهی است.
وی تصریح کرد: چنین حکومتی با این هدف؛ رفاه، امنیت و پیشرفت را به همراه دارد، اما همه این اهداف در خدمت حرکت جامعه بهسوی خدا معنا پیدا میکنند و از همینرو، معیار تصمیمگیری در حکومت اسلامی، احکام الهی و آموزههای دینی است، نه منافع شخصی یا گروهی. آیتالله جوادی آملی معتقدند حقیقت ولایت فقیه، ولایت فقاهت و حاکمیت احکام الهی است؛ زیرا این دین و فقه است که مسیر حرکت جامعه بهسوی خدا را تعیین میکند.
علیگو با اشاره به جایگاه فقاهت در نظام تصمیمگیری اسلامی اظهار کرد: فقه به خودی خود مجموعهای از احکام است و سخنی از اجرای آنها در شرایط مختلف نمیگوید و این فقیه است که باید با شناخت دقیق احکام و شرایط زمان، تشخیص دهد کدام حکم در موقعیت فعلی قابلیت اجرا دارد. بنابراین، تشخیص اینکه در یک مسئله خاص کدام حکم باید مبنای عمل قرار گیرد، نیازمند اجتهاد و شناخت دقیق شرایط است که همین مسئله درباره روابط بینالملل نیز صادق است. همچنین در قرآن کریم دستور به صلح با دشمن در شرایطی خاص و نیز دستور به مقابله و جنگ در شرایط دیگر وجود دارد، بنابراین فقیه باید به احکام الهی و شرایط روز جامعه آگاه باشد تا بتواند تشخیص دهد که در وضعیت فعلی، تکلیف چیست.
وی افزود: ولی فقیه علاوه بر آگاهی از احکام شرعی، باید واقعیتهای موجود را نیز بشناسد و برای شناخت دقیق این واقعیتها، از نظر کارشناسان بهره بگیرد و از همینرو قرآن کریم بر اصل «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» تأکید کرده است. در جنگ بدر، یکی از اصحاب از پیامبر(ص) پرسید که محل استقرار سپاه براساس وحی تعیین شده یا یک تصمیم نظامی است، هنگامی که حضرت فرمودند این تصمیم، وحی الهی نیست، پیشنهاد جابهجایی به منطقهای مناسبتر را مطرح کرد و پیامبر(ص) نیز آن را پذیرفتند و این نشان میدهد که در موضوعات اجرایی و تشخیص شرایط، مشورت جایگاه ویژهای دارد.
علیگو ادامه داد: در جنگ احد نیز نظر شخصی پیامبر(ص) این بود که نبرد در داخل شهر انجام شود، اما پس از مشورت با مسلمانان و بررسی شرایط، تصمیم نهایی بر این شد که جنگ در خارج از شهر انجام شود و این نمونهها نشان میدهد که مشورت، مربوط به تشخیص موضوع و شرایط است، نه تغییر حکم الهی. همچنین در جنگ خندق با پیشنهاد سلمان فارسی، راهبرد حفر خندق برای دفاع از مدینه انتخاب شد، یعنی جامعه نیز به مرور زمان در پرتو تجربه و هدایت رهبران الهی، به درک عمیقتری از مسائل دست پیدا میکند.
مهمترین مسئولیتهای حکومت اسلامی
وی با بیان اینکه رهبران الهی وظیفه ارتقای بصیرت جامعه را بر عهده دارند، گفت: بسیاری از تصمیمهای کلان، بر پایه تجربههای تاریخی و شناخت رفتار دشمن اتخاذ میشود. بهطور نمونه، تجربه عهدشکنی آمریکا در ماجرای آزادی گروگانها و نمونههای مشابه، نشان داد که اعتماد به دشمن بدون در نظر گرفتن سوابق او، تصمیمی عقلانی نیست. در نظام ولایت فقیه، ارائه نظر کارشناسی و حتی مخالفت کارشناسان با دیدگاه اولیه رهبر، تا پیش از تصمیم نهایی، نه تنها اشکالی ندارد بلکه بخشی از فرآیند مشورت است، اما پس از جمعبندی نظرات و صدور حکم، مرحله اطاعت و سپس تسلیم آغاز میشود و همه موظف به تبعیت از تصمیم نهایی هستند.
علیگو بیان کرد: آحاد جامعه نیز در شکلگیری شرایط نقش دارند و رفتار، مطالبهگری و حضور آنان میتواند بر فضای تصمیمگیری اثرگذار باشد، بنابراین وظیفه مردم آن است که با افزایش آگاهی، حفظ اخلاق، پرهیز از توهین و حرکت در چارچوب ارزشهای اسلامی، زمینه اتخاذ بهترین تصمیمها را فراهم کنند. حرکت عمومی جامعه، انتخاب مسئولان و شکلگیری فضای تصمیمگیری، همگی تحتتأثیر میزان آگاهی مردم است و از اینرو، رهبر انقلاب با تبیین و گفتوگو، زمینه فهم بهتر مسائل را برای جامعه فراهم میکند تا تصمیمها بر پایه بصیرت عمومی اتخاذ شود.
وی تصریح کرد: در نظام اسلامی، فرآیند تصمیمگیری بر پایه مشورت و دریافت اطلاعات دقیق از مسئولان و کارشناسان انجام میشود و مسئولان اجرایی، وضعیت واقعی کشور، امکانات، ظرفیتها و محدودیتها را به رهبر گزارش میدهند و ایشان پس از بررسی همه شرایط، حکم مناسب را براساس موازین شرعی و مصالح جامعه صادر میکنند. امام خمینی(ره) نیز پس از دریافت گزارشهای مسئولان و فرماندهان درباره شرایط کشور، تصمیم به پذیرش آتشبس گرفتند که این تصمیم بر پایه اطلاعات کارشناسی و در نظر گرفتن مصالح نظام اسلامی اتخاذ شد و رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر درستی این تصمیم تأکید کردند.
علیگو افزود: هدف اصلی حکومت دینی، رساندن جامعه به تقرب الهی است و اگر این هدف بهدرستی شناخته نشود، حتی حکومت حضرت ولی عصر(عج) نیز برای برخی قابل درک و تحمل نخواهد بود؛ زیرا محور حکومت ایشان نیز هدایت انسانها بهسوی خداوند و فراهم کردن زمینه رشد و تعالی جامعه است. وظیفه رهبران الهی، فراهم کردن بستر هدایت و رشد انسانهاست، اما انتخاب مسیر بر عهده خود افراد است و از همینرو، آگاهیبخشی، تبیین، تربیت و ایجاد زمینههای مناسب برای انتخاب آگاهانه، از مهمترین مسئولیتهای حکومت اسلامی محسوب میشود.
جامعه اسلامی عزت خود را از خداوند میگیرد
وی ادامه داد: پس از معرفت، محبت، طاعت و تسلیم، به «سبقت» میرسیم. سبقت به این معناست که انسان تنها منتظر دستور نماند، بلکه در انجام کار خیر و یاری ولی الهی پیشگام باشد و مسئولیت را به دیگران واگذار نکند. روحیه پیشگامی، یکی از ویژگیهای مهم یاران حقیقی اولیای الهی است و جامعهای که افراد آن در انجام مسئولیتها از یکدیگر سبقت بگیرند، مسیر رشد و تعالی را سریعتر طی خواهد کرد و این ویژگی در یاران امام حسین(ع) مشاهده میشود.
علیگو درباره شخصیت مسلم بن عقیل(ع) گفت: مهمترین ویژگی مسلم بن عقیل، استقامت در مسیر حق است، کسی که در راه حق قدم برمیدارد، نباید با کاهش همراهان، طولانی شدن مسیر یا مشاهده نشدن سریع نتایج، دچار سستی شود. استقامت به این معناست که انسان چه در زمان استقبال و همراهی مردم و چه در زمان تنهایی، مسیر خود را تغییر ندهد و مسلم بن عقیل زمانی که هزاران نفر با او بیعت کردند و زمانی که تنها ماند، در انجام مأموریت خود هیچ تغییری ایجاد نکرد و تا آخرین لحظه بر عهد خود با امام حسین(ع) پایبند ماند.
وی بیان کرد: حتی مهمترین دغدغه حضرت مسلم در آخرین لحظات زندگیاش، رساندن پیام به امام حسین(ع) و جلوگیری از حرکت ایشان به سمت کوفه بود که این نشان میدهد تمام توجه او به انجام مأموریت الهی معطوف بود و هیچگاه شرایط سخت، تهدیدها یا تنهایی، او را از انجام وظیفه بازنداشت. اگر انسان میخواهد در زمره یاران حقیقی امام حسین(ع) و حضرت ولی عصر(عج) قرار گیرد، باید روحیه استقامت را در خود تقویت کند و در همه شرایط، بدون وابستگی به تشویق دیگران یا مشاهده نتایج فوری، در مسیر حق ثابتقدم بماند.
علیگو با اشاره به شخصیت هانی بن عروه تصریح کرد: هانی نماد عزت، اقتدار و غیرت در مسیر حق است، انسان مؤمن نباید در برابر جبهه باطل احساس حقارت یا ضعف کند، بلکه باید عزت خود را از خداوند بگیرد؛ زیرا قرآن کریم میفرماید: «وَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ و گفتار بیاساس و تبلیغات ناروای مخالفان، تو را غمگین نکند؛ زیرا همه عزت و توانمندی برای خداست؛ او شنوا و داناست.» (سوره یونس/ آیه ۶۵)؛ متأسفانه در طول سالهای گذشته، بهویژه تحتتأثیر برخی جریانهای فکری و رسانهای، نوعی خودکمبینی در بخشی از جامعه شکل گرفته است؛ در حالیکه فرهنگ اسلامی بر عزت، استقلال و ایستادگی در برابر باطل تأکید دارد.
پنج ویژگی مشترک یاران سیدالشهدا(ع)
وی افزود: رهبر الهی در درجه نخست بهدنبال هدایت انسانها و رساندن جامعه به تقرب الهی است و همه اهداف دیگر، از جمله رفاه و امنیت، در همین چارچوب معنا پیدا میکند و اگر این هدف بهدرستی شناخته شود، انسان دیگر عزت خود را از قدرتهای مادی و دنیوی جستوجو خواهد کرد، بهطور نمونه با وجود آنکه هانی در اسارت عبیدالله بن زیاد قرار داشت، کوچکترین نشانهای از ضعف یا خواری در رفتار او دیده نمیشد، او با اقتدار با ابن زیاد سخن گفت و حتی زمانی که حقیقت ماجرا آشکار شد، با صلابت اعلام کرد که اگر فرصت داشته باشد، خود از کوفه خارج خواهد شد و حاضر به تسلیم در برابر ظلم نیست.
علیگو ادامه داد: نمونههایی مانند هانی بن عروه و میثم تمار ثابت میکند که ممکن است انسان از نظر ظاهری در اسارت دشمن باشد، اما میتواند از نظر روحی و معنوی در اوج اقتدار و آزادی قرار داشته باشد، همچنین داستان حر بن یزید ریاحی نیز بر امکان بازگشت و توبه انسان تأکید میکند و نشان میدهد که هیچگاه راه بازگشت بهسوی حق بسته نیست. درباره زهیر بن قین نیز مهمترین نکته، تحول درونی و رسیدن به مرتبهای از معرفت، محبت، طاعت، تسلیم و سبقت در یاری ولی خداست که این پنج ویژگی، محور مشترک شخصیت یاران برجسته سیدالشهدا(ع) بهشمار میرود.
وی تصریح کرد: ریشه این ویژگیها در معرفت صحیح نسبت به خدا و اولیای الهی است، هنگامی که انسان به چنین معرفتی دست یابد، نگاهش به دنیا تغییر میکند و دیگر وابستگی اصلی او به امور مادی نخواهد بود و آنچه دشمنان میخواستند از مسلم بن عقیل یا هانی بن عروه بگیرند، یعنی جان آنان، چیزی نبود که این بزرگان به آن دلبستگی داشته باشند و در مقابل، آنچه برای آنان ارزش حقیقی داشت، یعنی قرب الهی و وفاداری به امام، در اختیار دشمن نبود و امکان سلب آن وجود نداشت.
علیگو بیان کرد: انسان زمانی به عزت واقعی میرسد که مهمترین سرمایه خود را رضایت خداوند و تقرب الهی بداند که در چنین حالتی، تهدیدهای مادی، از دست دادن مال، موقعیت یا حتی تهدید جانی، نمیتواند او را دچار ذلت یا عقبنشینی کند.
انتهای پیام

