به گزارش ایسنا، شش سال قبل در سال ۹۹ ناباورانه بیماری کرونا،خسرو سینایی را از سینمای ایران گرفت و امروز ۱۱ مردادماه در سالروز درگذشت خالق «عروس آتش» یادی میکنیم از این هنرمند که نسبت به حرفهاش و تعصب به آن، اینگونه صحبت کرده بود.
سینایی شهریور سال ۹۷ در برنامهای گفته بود: خدا را شکر میکنم که زندگی خوبی داشتم اما یک حسرتی همیشه به همراهم بود؛ آن زمانی که وقتش بود، نتوانستم بعضی از فیلمنامههایم را بسازم.
سینمای ایران برای من جز یک ابزار نبوده است. با آن توانستم افکارم را به مخاطب عرضه کنم. سینما جاده زیبا و پر از سنگلاخ است و باید استوار باشی. من هرگز برای پول درآوردن فیلم نساختهام. من همیشه باید عاشق یک فیلم باشم تا آن را بسازم؛ عاشق تکتک عوامل سازنده آن.
خدا را شکر می کنم که زندگی خوبی داشتم اما یک حسرتی همیشه به همراهم بود؛ آن زمانی که وقتش بود، نتوانستم بعضی از فیلمنامههایم را بسازم.
خسرو سینایی در اظهارنظر دیگری از سناریوی فیلمهایی چون « دادگاه تلویزیونی»، « دوروی سکه»، « قطار زمستانی» و .... نام برده بود که سالهاست نوشته شده اما امکان مالی آن برای ساخت فراهم نشده است.
او گفته بود: من مرتب فیلم میسازم و اگر فیلم داستانی نمیسازم به خاطر آن است که پول نیست. برای اینکه سینما طراوت خودش را برای من حفظ کند در بین کارهای داستانی بلند، فیلم کوتاه یک ربع میسازم که همین فیلمهای کوتاه را بسیار دوست دارم چون شوق را در من زنده میکند.
ابزار دیجیتال امکان استفاده راحت به ما را میدهد که در نتیجه موجب تنبل شدن ذهن میشود، تکنولوژی آنقدر پیشرفت کرده است که دوربینها صدا را همزمان با تصویر ضبط میکنند، ضبط صدا و تصویر همزمان با هم نعمت بزرگی است اما در عین حال این خطر وجود دارد که شما را تابع صدا میکند و موجب میشود که تصویر را فراموش کنید.
اگر یک فیلمساز واقعی هستید به این حرفه تعصب داشته باشید و اجازه ندهید حرفههای دیگر وارد این رشته شوند. اگر هر کدام از ما برای هر کاری که انجام می دهیم احترام قائل باشیم، دیگران هم برای آن احترام قائل میشوند و آن را میپذیرند.
آنچه که در انجام هر کار سفارشی مطرح است، کیفیت سینمایی است. ما به عنوان فیلمساز، اجراکننده کار سفارشی کسی نیستیم و در برابر اثری که خلق میکنیم مسئول هستیم.
تربیت ذهنی سینمایی مهم است. اگر شما ذهنیت فیلمسازی خود را ساختهاید باید با خیال آسوده فیلم خود را بسازید. من آدم ماجراجو و کنجکاوی در فیلمسازی هستم، به غیر از فیلم «عروس آتش» که سعی کردم آن را سر به راه بسازم اغلب فیلمهای دیگرم طور دیگری است.
دوربینهای دیجیتال با هزینه بسیار کم اما با امکانات رفتار و با ابزار، این امکان را برای شما فراهم میکنند تا زبان سینما را تجربه کنید.

در سال ۹۶ در جشن مستندساران خسرو سینایی روی صحنه آمد و تندیس شیر ایرانی را به ارد عطارپور تقدیم کرد.
خسرو سینایی که معلم ارد عطارپور نیز بوده است، در بخشی از سخنانش گفته بود: میخواهم به جوانان بگویم خارج از ایران چیزی نیست، فرهنگ و وطن ما به شما جوانان نیاز دارد.
او با بُغض گفته بود: اگر صبر کنیم خیلی از مسایل حل میشود.
ارد عطارپور مستندساز و یکی از شاگردانش پس از درگذشت خسرو سینایی، این هنرمند را یک ثروت بزرگ دانست که پنجاه سال تجربیات تازه و متفاوتی را عرضه کرده و همچنین نسلهایی را تربیت کرد.
علیرضا رئیسیان هم از درگذشت خسرو سینایی اظهار تاسف کرده بود و گفته بود:وقتی به یاد میآوریم ایشان چقدر علاقهمند بود فیلم سینمایی درباره حضور مهاجران لهستانی در ایران در زمان جنگ جهانی بسازد اما هیچ نهادی از او حمایت نکرد و این آرزویش ناکام ماند،بیشتر ناراحت میشوم
آقای سینایی جزو معدود فیلمسازانی بود که فقط فیلمسازی نمیکرد بلکه هنر را به معنای اصیل کلمه خوب میشناخت و ایشان درباره هنرمندان دیگر بویژه در حوزه هنرهای تجسمی، آثاری ماندگار ساخت و در کنار آن در کارنامه هنریاش مستندهای بسیار اثرگذاری درباره اتفاقات مهم تاریخی دیده میشود.
جای او بسیار خالی است و مانند برخی دیگر از بزرگان نسل اول سینمای ایران در نوع کار خود، هیچ جایگزینی ندارد.
این مستند ساز و کارگردان سینما متولد سال ۱۳۱۹ است که فیلسازی خود را از سال ۱۳۴۶ آغاز کرد.
او سال ۶۲ مستند «مرثیه گمشده» با روایت مهاجرت هزاران لهستانی به ایران را ساخت که جایزهای از رییس جمهور کشور لهستان هم گرفت. یکی از مطرح ترین فیلمهای سینمایی این کارگردان «عروس آتش» بود که ساال ۷۸ ساخته شد و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را در جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.
یکی از آخرین مستندهای خسرو سینایی «جزیره رنگین» بود که سال ۹۳ با محوریت جزیره هرمز و خاکهای رنگی این منطقه ساخته شد. او این فیلم را یک اثر توریستی نمیدانست بلکه معتقد بود این فیلم یک پیشنهاد است که میتواند تلنگرهای ظریفی به اذهان بزند تا بدانیم مملکت زیبایی داریم و خوب است آن را بشناسیم تا همه چیز فقط در تهران متمرکز نباشد.
«کویر خون»، «مثل یک قصه»، «گفتوگو با سایه» و «هیولای درون» از دیگر آثار این فیلمساز هستند.
یادش گرامی.


