امین فرجی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه اربعین آزمایشگاهی زنده برای مشاهده مؤلفههای سرمایه اجتماعی است، اظهار کرد: این تعبیر در ادبیات فناوری و نوآوری، به فضایی شبیهسازیشده اطلاق میشود که پلتفرمهای جدید، پیش از اجرای گسترده، در آن آزموده میشوند تا خطاهایشان در محیطی کنترلشده برطرف شود؛ از این منظر، پیادهروی اربعین بهعنوان عرصهای عظیم انسانی حائز اهمیت است، چراکه میتوان بسیاری از چالشهای شهری را بهصورت نمونه اولیه در آن سنجید.
دانشیار دانشگاه تهران تصریح کرد: اما وقتی از اربعین به عنوان «شهر موقت» یاد میکنیم و به تحقق رفاه جمعی بدون ساختارهای بوروکراتیک در آن اشاره داریم، بلافاصله این دغدغه مطرح میشود که پس از بازگشت به کلانشهرهایی مثل تهران، چه مکانیسمهایی میتوانند مانع «شوک بازگشت» شوند و زائر را در حفظ رفتارهای نوعدوستانهاش یاری دهند.
وی با بیان اینکه برای پاسخ، ابتدا باید مختصات یک شهر پایدار را بشناسیم، ادامه داد: محور اصلی در یک مدینه فاضله، تعامل سازنده میان سه عنصر انسان، محیط ساختهشده و محیط طبیعی است؛ هرگاه این تعامل دچار بحران شود، شهر با چالشهایی نظیر سیلابهای ناشی از ساختوساز در حریم رودخانهها، مصالح غیراستاندارد، یا بافتهای نامتجانس روبهرو میشود که زیستن در آن ملغمه شلوغ و ناهماهنگ، خود بحرانآفرین است.
فرجی بیان کرد: در این میان، اربعین استعارهای از یک شهر موقت آرمانی است که تمام المانهای یک شهر را از مبدأ تا مقصد در خود دارد، در حالی که فرد بر اساس اندیشههای عرفانی، گویی فرایند صعود و عروجی را طی میکند؛ آنچه شوک بازگشت را میآفریند، بازگشت ناگهانی به اندیشههای مادی و رقابتهای ناسالمی است که ممکن است در زندگی شهری تا مرز کلاهبرداری و انحراف پیش رود.
وی در ادامه افزود: راه مقابله با این شوک، صرفاً تکیه بر روایات و تجربیات فردی زائرانی نیست که در جغرافیای ایران پراکنده میشوند، بلکه نیازمند «کنشگری مدیریت شهری» است؛ به این معنا که مدیریت شهری باید ضربآهنگهای پرشتاب شهر را در جاهایی که ضرورتی ندارد، به سکون و تأمل وادارد تا زمینه تعامل، همکاری و افزایش تحمل مردم فراهم شود.
این استاد دانشگاه عنوان کرد: این همان چیزی است که امروزه در نظریات اندیشمندانی چون هانری لوفور درباره توسعه فضاهای عمومی نیز میبینیم و جانمایه تفکرات کنشگری مدیریت شهری همین است.
وی ادامه داد: حال این پرسش پیش میآید که با توجه به تجربهای که در آن غریبهها به برادران همسفر و حتی میزبانانی چون ساکنان مسیر در عراق به نزدیکترین عزیزان انسان تبدیل میشوند، این تغییر نگرش چگونه میتواند در تعاملات روزمره یک زائر با همسایه یا همکارش بازتولید شود؛ این دقیقاً همان چالش گسست اجتماعی و فردگرایی در شهرهای امروزی است.
فرجی تاکید کرد: انسان بر اساس نظریات جامعهشناسی، خواه گماینشافت یا گزلشافت، و بنابر نظریه ابنخلدون، موجودی اجتماعی است و فردگرایی صرف در ذات او نیست؛ با وجود نفوذ فناوری و سلبریتیها، اندیشههای دینی نیز همواره بر «یدالله مع الجماعت» و مشورت تأکید داشتهاند، اما مسئله اینجاست که این روحیه جمعی نباید صرفاً در پیامهای تبلیغاتی و بیلبوردی خلاصه شود، بلکه باید در طراحی فضاهای شهری تجلی پیدا کند.
وی افزود: بسیاری از تضادهای میان همسایگان، محصول سیستم طراحی تحمیلی دهه چهل و فضاهای لیبرالیستی است که میراث محلههای سنتی ما را از بین برد؛ جالب آنکه نظریهای مدرن چون «واحد همسایگی» کلارنس پری، به طرز شگفتانگیزی با باورهای اسلامی همخوانی دارد پس اگر بناست روحیه همکاری و ایثار تسری یابد، پیش و بیش از هر توصیه اخلاقی، این فرمت و فضای شهری است که میتواند چنین رفتاری را بازتولید کند.
این استاد دانشگاه توضیح داد: در ادامه بحث شبکههای اجتماعی فراملی شکلگرفته در اربعین، که از آن به عنوان یک «شهر جهانی» یاد کردهایم، این سؤال مطرح است که این شبکه فراتر از یک سفر مذهبی، چه پتانسیلی برای تبدیل شدن به سرمایهای ماندگار در زندگی شغلی، تحصیلی و فرهنگی افراد دارد.
وی ادامه داد: باید بگویم تمامی افرادی که این تجربه را داشتهاند، آن را زیستی خاص توصیف میکنند، مشابه آنچه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بهعنوان یک الگوی تعاملی ناب از آن روایت میکنند؛ ما با بررسی این روایتها دریافتیم که میتوان از این بستر برای توسعه اندیشههایی فراتر از مسائل ملی بهره برد.
فرجی اظهار کرد: نمونه عینی و ماندگار آن، همان نگاه برادرانهای است که افراد با خود به ارمغان میآورند و هرچند ممکن است وجوه منفی هم وجود داشته باشد، اما قطعاً وجوه مثبت آن غلبه دارد.
وی افزود: اگر بپرسید پیشنهاد نهایی کتاب «الگوی سرمایه اجتماعی شهری مبتنی بر جریان اربعین» برای تسری این سرمایه به مناسبات اجتماعی کلانشهرها چیست و یک زائر عادی برای نهادینه کردن رفتارهای مبتنی بر ایثار، اولین گام عملی را چه باید بداند، پاسخ را باید در نگاه کتاب به اربعین بهمثابه ابزاری در برنامهریزی و مدیریت شهری جست.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: باور ما این است که در هزاره سوم و به واسطه گسستهای اجتماعی، نیازمند عنصری فرازمینی و پیونددهندهایم؛ برنامهریزی شهری مدرن که روزگاری شهر را ماشینی صرف و دارای نظمی خشک و شطرنجی میدید، حتی در کشورهای اسلامی نیز تأثیرات منفی خود را گذاشت، چنانکه اسلامآباد پاکستان با طراحی معمار یونانی، دوکسیادیس، نمونه آن است و خود او بعدها اعتراف کرد بهترین فرمت برای شهرهای اسلامی، همان بافت سنتی پیشین آنهاست.
وی ادامه داد: از این رو، یک شهر اسلامی پایدار، بیش از هر چیز نیازمند یک طراحی پایدار و بازگشت به خویشتن است؛ همان رخدادی که در قالب معماری پستمدرن و انسانمحور در کشورهای پیشرو نیز رخ داد.
فرجی در پایان اضافه کرد: بنابراین، عصاره کتاب ما پرداختن به الگوی تعاملات محلهای و مشارکت است و طبیعی است که گام اول یک زائر برای نهادینه کردن این رفتارها، نه صرفاً مرور یک خاطره خوب، بلکه تبدیل شدن به یک کنشگر فعال در بستر همان فضای شهری است که میتواند روحیه مشارکت و همبستگی را زنده نگه دارد.
انتهای پیام

