واقعیت این است که همه فروشندگان انگیزه یکسانی ندارند. برخی با هدف تأمین هزینه خدمات زیبایی مانند کاشت ابرو یا لمینت مو دست به این کار میزنند و برخی دیگر، تحت فشار مشکلات اقتصادی، فروش مو را راهی برای کسب درآمد میبینند. با این حال، خرید و فروش بخشی از بدن که سالها نمادی از زیبایی، هویت و اعتمادبهنفس زنان بوده، تنها یک معامله ساده نیست؛ معاملهای که میتواند ابعاد روانشناختی، اجتماعی و حتی حقوقی قابل تأملی داشته باشد. در این گزارش، نگاهی به زوایای مختلف این پدیده و پیامدهای آن خواهیم داشت.
موهایم را برای تامین هزینههای شخصی فروختم
یک دختر جوان که تجربه فروش مو را دارد در گفتوگو با ایسنا گفت: موهایم را فروختم برای این که پول داشته باشم و بتوانم برای خودم چیزی بخرم.
وی افزود: در آن لحظه احساس ناراحتی چندانی نداشتم و به چشم یک معامله ساده به آن نگاه میکردم اما وقتی آرایشگر موهایم را از ته زد و یک موی پسرانه کج و کوله برایم باقی گذاشت، تازه متوجه شدم چه کردهام.
این دختر جوان ادامه داد: دو سال تمام طول کشید تا موهایم دوباره قد بکشند و از آن حالت پسرانه خارج شوند، آن روزها از نگاههای مردم واهمه داشتم؛ حس میکردم همه میدانند موهایم را فروختهام و این فکر، آزاردهندهترین بخش ماجرا بود و امروز هم وقتی موهای بلند دیگران را میبینم، افسوس میخورم و شدیداً پشیمانم.
وی گفت: در آن زمان پنج میلیون تومان در ازای فروش موهایم گرفتم؛ پولی که نه آنقدر زیاد بود که مشکلاتم را حل کند و نه آنقدر کم که مرا از انجام این کار پشیمان کند.
انگیزهام از فروش، فشار مشکلات مالی نبود
فروشنده دیگری در گفتوگو با ایسنا تجربهاش را اینطور روایت کرد: من موهای خود و دختر هفت سالهام را فروختم و با پولش برایش یک تخت خواب نو خریدم؛ برخلاف بسیاری انگیزهام از این فروش مشکلات مالی نبود بلکه دخترم به تازگی مدرسه میرفت و شستوشو و نگهداری از موهای بلندش برایش دشوار شده بود از طرفی خودم نیز هیچگاه به موی بلند علاقهی چندانی نداشتم.
وی افزود: به همین دلیل با خودم گفتم به جای اینکه موها را کوتاه کنیم و دور بریزیم، چرا نفروشیم؟ هم کارمان راحتتر میشود و هم از فروش آن پولی به دست میآید که به کارمان میآید و این تصمیم برایم هرگز سخت نبود؛ بلکه یک معامله ساده و کاملاً ک