دوتار که بخشی از هویت فرهنگی ساکنان خراسان محسوب میشود در دهههای اخیر وضعیت به گونهای دیگر پیش رفته است. گسترش فزاینده موسیقیهای وارداتی، تغییر ذائقه شنیداری مخاطبان و نبود حمایت کافی از هنرمندان بومی، موجب شده که این میراث گرانبها به تدریج جایگاه خود را از دست بدهد. این وضعیت به ویژه در میان نسل جوان بیشتر دیده میشود؛ نسلی که به دلیل دسترسی آسان به سبکهای متنوع موسیقی خارجی، کمتر به سمت یادگیری سازهای محلی و آشنایی با مقامهای بومی میرود.
موسیقی مقامی خراسان، پیش از این با تکیهبر تلاش چهرههای شاخصی مانند عثمان محمدپرست، محمدحسین یگانه، حاج قربان سلیمانی و استادانی همچون پورعطایی و شریفزاده به حیات خود ادامه داده بود. این هنرمندان با سالها تلاش، بخش مهمی از این میراث را ثبت و به نسلهای بعد منتقل کردند؛ اما اکنون ادامه این مسیر با تردید جدی مواجه است.
یک پژوهشگر موسیقی مقامی، در خصوص جایگاه ساز دوتار، ساختار فنی این ساز و چالشهای جدی که موسیقی بومی خراسان رضوی با آن روبروست گفت: بیتوجهی به ریشههای موسیقایی و ورود بیرویه الگوهای فرهنگی وارداتی، میراثی را که با تلاش استادان این عرصه شکل گرفته، به سوی نابودی میبرد.
حسن عابدینی در گفت و گو با ایسنا با اشاره به تاریخچه و گستره جغرافیایی ساز دوتار اظهار کرد: این ساز یکی از مهمترین و کهنترین ابزارهای موسیقایی در ایران است. در واقع دوتار طی سالیان متمادی در مناطق وسیعی از کشور، به ویژه در شرق، جنوب و شمال خراسان، استان مازندران و همچنین در مناطق ترکمننشین نواخته شده است.
وی اظهار کرد: دوتار امروزه همچنان به عنوان یکی از سازهای موسیقایی معاصر ایران شناخته میشود و هنر ساخت آن در میان اقوام مختلف ایرانی به خصوص خراسان رضوی رواج دارد و به عنوان بخشی از هویت موسیقایی این منطقه شناخته میشود.

عابدینی بیان کرد: موسیقی مقامی خراسان رضوی، میراثی گرانبهاست که با خوندل و تلاشهای بیوقفه هنرمندانی چون عثمان محمدپرست، محمدحسین یگانه، حاج قربان سلیمانی، استاد پورعطایی، استاد شریفزاده، استاد سمندری و بسیاری دیگر شکل گرفته است؛ اما متأسفانه این گنجینه فرهنگی امروز در معرض یک خطر خاموش قرار دارد.
وی، با انتقاد از بیتوجهی به این هنر بومی و عدم حمایتهای عملی از نوازندگان و پژوهشگران موسیقی مقامی، خاطرنشان کرد: زمانی که نهادهای فرهنگی و جامعه به جای حمایت از ریشههای اصیل خود، به سمت الگوهای وارداتی و مدرنیسمهای بیمحتوا حرکت کنند، پیوندی که میان نسل جدید و میراث فرهنگی منطقه وجود داشت، گسسته میشود.
این پژوهشگر موسیقی مقامی به ورود گسترده موسیقیهای وارداتی و تغییر سلیقه شنیداری جامعه اشاره کرد و گفت: این روند باعث شده است جایگاه موسیقی مقامی در میان جوانان به شدت کاهش یابد.
وی تأکید کرد: موسیقی دوتار و ترانههای بومی خراسان، صرفاً یک تفریح موسیقایی نیستند، بلکه حامل هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی منطقه هستند. جایگزینی این هنر با سبکهای بیگانه، نه تنها یک فقدان در حوزه موسیقی، بلکه ضربهای شدید به هویت قومی و ملی است.
عابدینی افزود: امروز شاهد هستیم که بسیاری از نسل جوان به جای یادگیری ساز دوتار و شناخت مقامهای پیچیده محلی، به دنبال سبکهای موسیقایی هستند که هیچ ریشه فرهنگی در منطقه ما ندارند. اگر این روند تداوم یابد، موسیقی مقامی تنها در کتابخانهها، موزهها و آرشیوها باقی خواهد ماند و روح زنده آن که باید در کوچهها و روستاها جاری باشد، برای همیشه از بین خواهد رفت.
چالشهای آموزشی و نبود برنامههای جامع
وی در ادامه به نبود برنامههای آموزشی منسجم اشاره و اظهار کرد: دوتار نباید تنها به صورت تجربی و در محیطهای محدود یاد گرفته شود بلکه برای نجات این هنر، باید آموزشهای اصولی دوتار در مراکز فرهنگی و آموزشی گسترش یابد تا نسل جدید با تکنیکهای صحیح نوازندگی و تاریخچه غنی این ساز آشنا شوند.
این پژوهشگر موسیقی مقامی با انتقاد از رویکردهای سطحی در برگزاری برخی رویدادها گفت: بسیاری از جشنوارههای محلی صرفاً جنبه نمایشی دارند و به جای آنکه بستری برای تبادل تجربه میان استادان قدیمی و هنرجویان جوان باشند، به نمایشهای کوتاهمدت تبدیل شدهاند. ما به جشنوارههایی نیاز داریم که زنجیره انتقال دانش موسیقی مقامی را تقویت کنند و راهی برای تبدیل شدن هنرجویان به استادانی باشند که بتوانند این هنر را به نسلهای بعد منتقل کنند.

وی با اظهار تأسف از اینکه هنوز هم برخی مخالف ترویج این هنر ارزشمند که ریشه در تاریخ ما دارد در سطح جامعه هستند، اظهار کرد: برای جلوگیری از نابودی موسیقی خراسان رضوی، باید رویکردی جامع و چندبعدی اتخاذ شود.
راهکارهای نجات موسیقی مقامی از فراموشی
عابدینی، برای نجات موسیقی مقامی از فراموشی نیز ایجاد مراکز تخصصی آموزش دوتار با متدهای مدرن اما با محتوای اصیل، حمایت مالی و معنوی از نوازندگان پیر و اساتید موسیقی مقامی برای ثبت آثارشان، گنجاندن موسیقی مقامی در برنامههای آموزشی مدارس منطقه برای آشنایی زودهنگام کودکان با هویت موسیقایی خود و برگزاری محافل موسیقایی در روستاها و شهرهای کوچک برای بازگرداندن دوتار به محیط طبیعیاش را ضروری دانست.
وی تأکید کرد: شناساندن جایگاه هنرمندان پیشکسوت که با تلاش خود این موسیقی را زنده نگه داشتند، اولین و مهمترین قدم برای بازگشت به ریشههاست.
این پژوهشگر موسیقی مقامی خاطرنشان کرد: دوتار تنها یک تکه چوب و سیم نیست، بلکه صدای تاریخ، غمها، شادیها، باورها و فرهنگ مردم خراسان است. حفظ این ساز و موسیقی آن، وظیفهای است که بر دوش تمامی فعالان فرهنگی، هنری و مسئولان منطقه قرار دارد تا اجازه ندهند این میراث در برابر هجمه فرهنگهای وارداتی تسلیم شود.
وی، تأکید کرد: اگر امروز برای نجات موسیقی مقامی اقدام نشود، در آیندهای نزدیک با خلأ هویتی شدیدی روبرو خواهیم شد که جبران آن بسیار دشوار خواهد بود و صدای دوتار تنها به خاطرهای تبدیل خواهد شد که زمانی در کوهپایهها و دشتهای خراسان طنینانداز بود.
صنعت سازسازی
عابدینی در ادامه با بیان اینکه در صنعت سازسازی، به طور کلی سازها به دو دسته یکتکه و ترکهای تقسیم میشوند، گفت: دوتار عموماً از یک کاسه ساخته میشود که جنس آن از چوب توت یا گردو است و دستهای دارد که از چوب زردآلو یا عناب تهیه میشود.
این پژوهشگر موسیقی مقامی توضیح داد: سازهایی نظیر رباب، تار، دوتار و تنبک معمولاً به صورت یک تکه ساخته میشوند، در حالی که سازهایی مانند سه تار، عود و کمانچه به صورت ترکهای تولید میگردند.
وی همچنین لیست چوبهای پرکاربرد در ساخت سازها را به ترتیب توت، گردو، زردآلو، عناب و افرا برشمرد و خاطرنشان کرد: برای تزیینات ظریف و ارتقای کیفیت ساز، از چوبهای خاصی مانند آبنوس و همچنین مواد طبیعی نظیر شاخ و استخوان حیوانات استفاده میشود که هرکدام تأثیر خاصی بر صدای ساز و زیبایی بصری آن دارند.
انتهای پیام

