مسعود زارع خبرنگار و فعال رسانه طی یادداشتی به مناسبت فرا رسیدن ۱۷ مرداد روز خبرنگار نوشت: همیشه گفتهاند خبرنگار، چشم بیدار جامعه و راوی تاریخ است. این تعبیر اگرچه درست است اما کمتر کسی از سختیهای این روایت سخن میگوید. تاریخ آنگونه که روایت میشود در ذهن جامعه ماندگار میشود و خبرنگار نخستین کسی است که باید میان حقیقت و شایعه، واقعیت و هیاهو، مرز روشنی ترسیم کند. این مسئولیت امروز، در عصر شبکههای اجتماعی و گردش بیوقفه اطلاعات، سنگینتر از گذشته شده است.
امروز دیگر کمبود اطلاعات مسئله اصلی نیست، بلکه فراوانی اطلاعات و دشواری تشخیص حقیقت از میان انبوه روایتهای متناقض، بزرگترین چالش است. سرعت انتشار خبر گاهی از دقت پیشی میگیرد و رقابت برای «اول بودن» جای مسئولیت برای «درست بودن» را میگیرد. در چنین شرایطی سرمایه واقعی یک خبرنگار نه سرعت بلکه اعتبار و اعتماد مخاطب است، سرمایهای که به آسانی به دست نمیآید و با یک اشتباه ممکن است از بین برود.
از سوی دیگر تحولات فناوری و ظهور هوش مصنوعی شکل تولید محتوا را دگرگون کرده است. این ابزارها میتوانند در جمعآوری اطلاعات، پردازش دادهها و حتی نگارش متن کمککننده باشند، اما هنوز نمیتوانند جای قضاوت حرفهای، مسئولیتپذیری، اخلاق رسانهای و تجربه میدانی یک خبرنگار را بگیرند. خبرنگاری صرفاً کنار هم چیدن واژهها نیست؛ فهم واقعیت، راستیآزمایی، شناخت زمینهها و پاسخگویی در برابر افکار عمومی، بخش جداییناپذیر این حرفه است.
با این همه اگر از آرمانها فاصله بگیریم و به واقعیت تحریریهها نگاه کنیم تصویر چندان امیدوارکننده نیست. طی سالهای اخیر بسیاری از رسانهها زیر فشار مشکلات اقتصادی، کاهش درآمدهای تبلیغاتی و افزایش هزینهها، روزهای سختی را پشت سر گذاشتهاند. نتیجه این وضعیت را خبرنگاران با تمام وجود لمس کردهاند؛ قراردادهای کوتاهمدت، امنیت شغلی اندک، حقوقی که تناسبی با هزینههای زندگی ندارد و دغدغههایی که گاه مجال تمرکز بر کار حرفهای را از آنان میگیرد.
واقعیت این است که خبرنگاری تنها یک شغل نیست که بتوان آن را با معیارهای معمول سنجید. خبرنگار در بحران، حادثه، انتخابات، سیل، زلزله یا هر رخداد مهم دیگری پیش از بسیاری از افراد در صحنه حاضر میشود و آخرین نفری است که آنجا را ترک میکند. اما همین فرد گاهی برای ابتداییترین حقوق صنفی، بیمه مناسب، امنیت شغلی یا آینده حرفهای خود با مشکلات فراوان روبهرو است. این تناقض سالهاست که وجود دارد و هنوز راهحلی جدی برای آن دیده نمیشود.
البته نباید از مسئولیت خود جامعه رسانهای نیز غافل شد. حفظ استانداردهای حرفهای، پایبندی به اخلاق، پرهیز از انتشار اخبار تأییدنشده و تقویت اعتماد عمومی، ضرورتی است که بیش از گذشته اهمیت دارد. رسانهای که اعتماد مخاطب را از دست بدهد، حتی با پیشرفتهترین ابزارها نیز نمیتواند نقش اثرگذار خود را ایفا کند.
روز خبرنگار اگر قرار است فراتر از یک مناسبت نمادین باشد، باید فرصتی برای بازنگری در وضعیت رسانه و خبرنگاران باشد. تجلیل، ا رزشمند است؛ اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، فراهم کردن شرایطی است که خبرنگار بتواند بدون دغدغه معیشت، با امنیت شغلی و با تکیه بر استقلال حرفهای، رسالت خود را انجام دهد. رسانه قوی، بدون خبرنگار توانمند و خبرنگار توانمند، بدون حداقلهای معیشتی و حمایتهای صنفی، معنای واقعی پیدا نخواهد کرد.
در پایان، روز خبرنگار را به همه همکارانم در رسانههای کشور تبریک میگویم؛ به آنان که شاید نامشان کمتر دیده شود، اما هر روز بیهیاهو، بخشی از حافظه امروز را برای فردای این سرزمین ثبت میکنند. امیدوارم روزی برسد که شأن و جایگاه خبرنگار، تنها در پیامهای تبریک خلاصه نشود و این حرفه، متناسب با نقش مهمی که در آگاهیبخشی، مطالبهگری و تقویت اعتماد عمومی دارد، از امنیت، حمایت و منزلتی درخور برخوردار باشد.
انتهای پیام

