روز خبرنگار، یادآور مجاهدت خاموش اما بیوقفه کسانی است که قلم و دوربین را به سلاح آگاهی بدل کردهاند؛ مردان و زنانی که در طوفانهای رسانهای و پیچهای تاریک عملیات روانی، چراغ حقیقت را بر دوش میکشند. در عصری که دشمنان ایران اسلامی، با بهرهگیری از جنگ ترکیبی، میدان نبرد را از سنگرهای فیزیکی به فضای ذهن و باور جامعه کشاندهاند، نقش خبرنگاران از یک وظیفه حرفهای فراتر رفته و به تکلیفی راهبردی برای مصونسازی افکار عمومی بدل شده است. جنگ رمضان، که تنها یکی از جلوههای این تهاجم همهجانبه بود، نشان داد چگونه دشمن با تکنیکهایی نظیر وارونهسازی واقعیت، بزرگنمایی اختلافات، القای ناامیدی و تحریف روایتهای مقاومت، میکوشد ستونهای اعتماد ملی را سست کند؛ اما در این میدان نابرابر، خبرنگاران متعهد با تکیه بر تعهد اخلاقی و عشق به سرزمین خود، پادزهر این سموم را در قالب گزارشهای مستند، تصاویر بیآلایش و تحلیلهای شفاف ارائه دادند.
با این حال، آنچه جایگاه این قشر را فراتر از یک منصب رسانهای به نمایش میگذارد، عشق وصفناپذیری است که آنان را در سختترین شرایط به سوی سوژههای دشوار میکشاند. عکاسان خبری که در میان دود و خون، زیبایی مقاومت را شکار میکنند؛ خبرنگاران جنگدیدهای که با هر تهدید و توهین، راستی را فریاد میزنند؛ و گزارشگرانی که برای یک ثانیه حقیقت، از خواب و امنیت خود میگذرند، تجلیگاه عشقی مقدساند؛ عشق به ایران، عشق به انسانیت و عشق به کلمهای که میتواند تاریکی را بشکافد. از همین رو، با فاطمه قصابی، مدرس دانشگاه جامع علمیکاربردی اصفهان و عضو انجمن سوادرسانهای ایران به گفتوگو نشستیم تا شاید با بیان گوشهای از نقش این جهادگران مخلص در آگاهیبخشی جامعه و مبارزه با عملیات روانی دشمن در روزهای جنگ رمضان، بتوانیم به سهم خود، قدردان تلاشهایشان باشیم:
ایسنا- رسانهها و خبرنگاران در جنگ اخیر چگونه روایتهای تحریفشده و عملیات روانی دشمن را شناسایی و خنثی کردند و خبرنگار حرفهای در این شرایط چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
بر خود لازم میدانم روز خبرنگار را به تمامی فعالان حوزه خبر، آگاهیبخشی و عرصه رسانه تبریک عرض کنم. بیتردید در جنگ ترکیبی و شناختی اخیر که با آن مواجه هستیم و بهنوعی دشمن با تمام توان خود علیه ثبات و امنیت ملی ایران وارد میدان شده است، خبرنگاران میتوانند نقش سربازان خط مقدم جهاد تبیین را ایفا کنند و این نقش را نیز در این مدت بهدرستی انجام دادهاند.
خبرنگارانی که در این فضا حضور داشتند، افرادی متعهد بودند که تلاش کردند بر مبنای اصل جهاد تبیین و با تکیه بر«زندهبینی میدانی»، بهجای اتکا به خرده روایتهای رسانهای دشمن، بهصورت مستقیم به سراغ منابع موثق و مسئولان محلی بروند. در همین چارچوب، وقتی خبرنگار به محل اعزام میشد، میکوشید با انتشار تصاویر و ویدیوهای مستند از نقاط مختلف کشور، شکاف میان روایت واقعی و روایت جعلی را آشکار کند و بر همین اساس، آنچه دشمن نشان میداد و آنچه در واقعیت جریان داشت را برای مخاطب از یکدیگر تفکیک سازد. شاید بتوان بهطور کلی گفت که بصیرت و هوشیاری سیاسی از مهمترین ویژگیهای خبرنگار در چنین شرایطی است؛ چرا که در فضایی متفاوت از شرایط معمول، باید بتواند ماهیت و شیوه عملیات دشمن را تشخیص دهد.
ویژگی دیگر، تخصص در راستیآزمایی است؛ به این معنا که خبرنگار بتواند منابع و مستندات موجود را ردیابی و صحت آنها را بررسی کند. افزون بر این، چنین خبرنگاری باید از شجاعت و تعهد اخلاقی برخوردار باشد. بههرحال، سخن از منافع ملی است و اگر خبرنگار رسالت حرفهای خود را بهدرستی ایفا کند، منافع ملی را بر اخبار زرد و جنجالی مقدم میداند.
ویژگی دیگری که در این شرایط باید مورد توجه قرار گیرد، صبر و سرعتی است که باید همگام با یکدیگر پیش بروند؛ یعنی خبرنگار نه آنقدر عجله کند که زمینه بروز اشتباه فراهم شود و نه آنقدر تعلل داشته باشد که از صحنه عقب بماند. اگر یک خبرنگار، جدا از ویژگیهای کلی، همین چند مورد را نیز مدنظر قرار دهد، میتواند خبرنگاری موفق در عرصه جنگ باشد.
دشمن در جنگ اخیر از چه شگردهای رسانهای برای اثرگذاری بر افکار عمومی استفاده کرد و خبرنگاران چگونه میتوانند این ترفندها را برای مردم آشکار کنند؟
دشمن وارد یک جنگ تمامعیار شده است. شاید بتوان گفت که از یک پازل پیچیده رسانهای بهره گرفته و تمامی تکنیکها، از جمله شایعهسازی، اخبار جعلی، تقطیع محتوا و... را به کار بسته است. بهعنوان مثال، شایعه فروپاشی نظام جمهوریاسلامیایران را مطرح کرد. استفاده از تصاویر جعلی، قدیمی یا جابهجایی مکانی در برخی تصاویر را نیز شاهد بودیم. در تقطیع محتوا، برخی جملات امیدبخش از زبان مسئولان حذف و موضوعات حاشیهای برجسته میشدند.
نمونه دیگر، فضاسازی روانی از طریق بزرگنمایی بود. بهعنوان مثال، اعتراضاتی که در اقلیت قرار داشتند، بزرگ جلوه داده میشدند و ناامیدی که از سوی برخی مردم دیده میشد، به شکلی گسترده القا میشد. در چنین وضعیتی، خبرنگاری که آگاه باشد و با تکنیکهای رسانهای دشمن آشنایی داشته باشد، میتواند از روشهای مختلفی بهره بگیرد.
یکی از این روشها، «تحلیل محتوای معکوس» است؛ یعنی خبرنگار تناقضهایی را که دشمن بیان میکند و ممکن است در لایههای مختلف رسانهای وجود داشته باشد، شناسایی کرده و درباره آنها اطلاعرسانی کند. راهکار دیگر میتواند استفاده از نرمافزارهای تشخیص تصاویر دستکاریشده و آموزش نحوه بهکارگیری این ابزارها به مردم باشد. در زمانهای دیگر نیز، هنگامی که حواشی پررنگ میشدند، از این روش استفاده کردهایم.
برگزاری میزگردهای تخصصی با کارشناسان امنیتی نیز از دیگر راهکارهاست؛ کارشناسانی که درباره فضاها، نقشهها و فعالیتهای مربوطه توضیح دهند و از سوی دیگر، با بهرهگیری از «سوادرسانهای انتقادی»، به مردم نشان دهند که هر خبری که با منافع ملی همسو نیست، نیازمند توقف و بازبینی دقیق است. خبرنگار در همین زمینه میتواند سوادرسانهای انتقادی را از منظر خبری برای مردم بسط دهد. در این روش انتقادی، صرفاً نقد مطرح نیست، بلکه تأکید بر بیان فواید و نکات مثبت در کنار نکات منفی است تا براساس مجموع این موارد بتوان تصمیم گرفت و به نتیجه رسید.
با توجه به سرعت انتشار اخبار در شبکههای اجتماعی، چگونه میتوان میان سرعت اطلاعرسانی و صحت خبر تعادل برقرار کرد تا رسانهها در دام عملیات روانی دشمن نیفتند؟
آفت اصلی که در عصر شبکههای اجتماعی با آن مواجه شدهایم، اولویت دادن به قابلیت همهگیری(وایرال شدن) بر درستی خبر است. برای برقراری این تعادل، خبرنگاران و رسانههای ما باید بتوانند دو قانون را که میتوان از آنها بهعنوان قوانین طلایی یاد کرد، رعایت کنند. قانون نخست، تثبیت دو منبع مستقل است؛ یعنی اگر خبر حساس است، تلاش شود تأیید آن از دو مرجع رسمی یا معتبر داخلی دریافت و سپس منتشر شود. اگر این اتفاق رخ ندهد، ممکن است آن تثبیت به مرور زمان از بین برود. قانون دوم، برچسبزنی بر اخبار تأییدنشده است. به این معنا که اگر خبری هنوز قطعیت ندارد، اما به دلیل اهمیت موضوع باید منتشر شود، حتماً برچسب «در دست بررسی» یا «تأیید اولیه» در تیتر و لید آن درج شود تا مخاطب متوجه باشد که موضوع هنوز به قطعیت کامل نرسیده است.
در رسانههای داخلی میتوان دبیرخانهای تحت عنوان «دبیرخانه فوری راستیآزمایی» ایجاد کرد تا براساس آن، تحریریهها با در نظر گرفتن شرایط و فضای عملیات روانی دشمن، در نهایت درباره اعتبار لازم خبر برای انتشار تصمیمگیری کنند.
جنگ اخیر چه درسهایی برای ارتقای سواد رسانهای خبرنگاران و تقویت نقش رسانهها در جنگهای شناختی آینده داشت و چه اقداماتی باید در اولویت قرار گیرد؟
شاید بتوان بهطور کلی سه درس اساسی از تجربه جنگ رمضان را مدنظر قرار داد. نخست، نیاز به راهاندازی گروههای واکنش سریع رسانهای است. این گروهها موظفاند در کمتر از ۱۰ دقیقه نسبت به بررسی و پاسخگویی به شبهاتی که دروغ هستند اقدام کنند و درباره صحت یا رد آنها توضیحات لازم را ارائه دهند. دوم، تقویت عمودی سوادرسانهای از سطح دانشگاه تا فضای مجازی است. به این معنا که خبرنگاران، علاوهبر داشتن دانش روزنامهنگاری کلاسیک، با علوم شناختی، روانشناسی، حوزه ارتباطات و ابزارهای هوش مصنوعی آشنا شوند و بهنوعی بتوانند این دانش را نیز آموزش دهند. نکته سوم، مردمیسازی جهاد تبیین است؛ به این معنا که خبرنگاران صرفاً وظیفه ندارند موضوعات را مطرح کنند، بلکه باید از میان نخبگان و اقشار مختلف جامعه، خبرنگاران افتخاری داشته باشیم تا شبکه اعتمادسازی اجتماعی گسترش پیدا کند و اثرگذاری آن در جامعه مشاهده شود. در این راستا، باید اقداماتی انجام شود؛ از جمله تدوین منشور جنگ شناختی برای رسانهها، تشکیل قرارگاههای دائمی در سازمانهای مختلف برای مقابله با اخبار جعلی، سرمایهگذاری روی سکوهای(پلتفرمها) بومی و از بین بردن فضای انحصاری خبر در دست دشمن.
نکته حیاتی و پراهمیتی که لازم میدانم بر آن تأکید ویژه داشته باشم، رسالت امیدآفرینی و آرامشبخشی خبرنگاران است. در میانه این آشفتهبازار اطلاعات، خبرنگار دیگر صرفاً انتقالدهنده خام اطلاعات نیست، بلکه مفسر امنیت و ترسیمکننده افق روشن است. در این جنگ روانی که دشمن به دنبال بزرگنمایی مشکلات روزمره و تبدیل آنها به بحرانهایی برای نظام است، وظیفه یک خبرنگار میتواند انعکاس صادقانه معایب و انتقادات سازنده، بیان دستاوردهای عظیم مقاومت و وحدت ملی و اقتدار دفاعی کشور باشد؛ همه اینها را در کنار یکدیگر روایت کند تا مخاطب بداند ایرانزمین قویتر از آن است که با چند شایعه، ثباتش خدشهدار شود. خبرنگاران امروز، چشمهای بیدار یک ملت هستند و بیش از هر زمان دیگری به خبرنگاران بصیر، متخصص و البته امیدآفرین نیاز داریم تا بتوانیم در میدان نبرد روایتها، پرچم ایران را برافراشته نگه داریم.
انتهای پیام

