جواد نوائیان رودسری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اولین روزنامهای که در شهر مشهد منتشر شد، اظهار کرد: نخستین روزنامهای که در شهر مشهد منتشر شد و بهتبع آن، نخستین روزنامه استان خراسان نیز بهشمار میرود، «جریده ادب» نام داشت. مدیرمسئول این جریده، ادیبالممالک فراهانی نام داشت که در حدود سال ۱۲۸۱ هجری شمسی، در مشهد و در دفتری واقع در پشت مدرسه دو درب، آن را به چاپ رساند و انتشار آن برای مدتی تداوم یافت. این روزنامه در دورهٔ مظفرالدینشاه و پیش از وقوع انقلاب مشروطه منتشر میشد؛ اما با وقوع انقلاب مشروطه، بر تعداد مطبوعات فعال در شهر مشهد به شدت افزوده شد.
وی افزود: در میان مطبوعاتی که در این دوره منتشر شدند، هفتهنامه «خورشید» به مدیرمسئولی میرزا علیآقای تبریزی و همچنین روزنامه «نوبهار» ملکالشعرای بهار که ابتدا «بهار» نام داشت و سپس به «نوبهار» تغییر عنوان داد، از ارزش محتوایی فوقالعادهای برخوردار بودند. البته نشریات دیگری نیز در مشهد، بیرجند و دیگر شهرها انتشار مییافتند، اما بهاندازهٔ این دو، کارایی و تأثیرگذاری نداشتند. در دوران استبداد صغیر که از سال ۱۲۸۷ تا ۱۲۸۸ به طول انجامید، شهر مشهد شاهد انتشار یک روزنامهٔ زیرزمینی موسوم به «روزنامه خراسان» بود که مدیرمسئولان آن سیدحسین اردبیلی بودند و ملکالشعرای بهار و نیز شیخاحمد بهار، بخشی از مقالات و نوشتارهای این روزنامه را تحریر میکردند.
این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر اینکه بعدها این روزنامه در مردادماه ۱۲۸۸ و با پیروزی مشروطهخواهان در تهران تعطیل شد و بهجای آن، روزنامه «توس» به مدیرمسئولی میرمرتضی رویین منتشر شد که دوام بیشتری داشت، تصریح کرد: میرمرتضی موسوی مشهور به رویینتن، صاحب چاپخانه طوس در بالاخیابان بود که روزنامهٔ خود را نیز به همین نام منتشر کرد. در دورهٔ پهلوی اول، شمار معتنابهی روزنامه و برخی مجلات در مشهد منتشر میشدند که بیشتر آنها قالبی سالنامهای داشتند. خود روزنامه «خراسان» نیز در چاپخانهٔ خراسان به صورت سالنامه منتشر میشد. همچنین روزنامهای به نام «خراسانی» در سال ۱۳۱۲ داشتیم که مرحوم طباطبایی برای انتشار آن اقدام کرد، اما در این راه ناکام ماند.
نوائیان گفت: اما در دورهٔ پهلوی دوم، شهر مشهد بهویژه در اواخر دههٔ ۱۳۲۰ تا اوایل دههٔ ۱۳۴۰، شاهد شکوفایی گستردهٔ مطبوعاتی بود؛ بهگونهای که بیش از ۴۰ عنوان روزنامه و مجله در مشهد منتشر میشد که این امر در نوع خود بیسابقه و بسیار تأثیرگذار بود. طبیعتاً برخی از این مجلات به محافل ملی راه مییافتند و تعداد بسیار محدودی نیز به محافل بینالمللی ورود پیدا میکردند. در این میان، روزنامههایی همچون «آفتاب شرق» و «خراسان» خوانندگان بیشتری داشتند و مطالبشان بیشتر دنبال میشد. کما اینکه روزنامهٔ خراسان در همین برههٔ تاریخی تا اوایل دههٔ ۱۳۵۰، مصاحبههای بینالمللی ترتیب داد؛ ازجمله با حسنالبکر، رئیسجمهور وقت عراق، مصاحبهای انجام داد که در روزنامهٔ خود منتشر کرد.
وی با بیان اینکه میتوان گفت مطبوعات دههٔ ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ در مشهد از شکوفایی ویژهای برخوردار بودند، بیان کرد: هرچند بحث افزایش شمارگان و تیراژ، موضوعی جدا از محتوای آنهاست. در این دوره، بهویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد و با تشدید سانسور، عموم مطبوعات خراسان تغییر رویکردی اساسی از مسائل سیاسی به مسائل اجتماعی دادند. بدینمعنا که این مطبوعات بهجای ورود به فضای سیاسی و حاکمیتی که برایشان دردسرآفرین بود، به فعالیتهای اجتماعی روی آوردند و گامهای مهمی نیز در این زمینه برداشتند. اما بهطبع، این رویکرد اجتماعی باعث شد از رقابت در عرصهٔ ملی بازبمانند؛ با اینکه در این دوره شاهد انتشار مجلات رنگی در مشهد هستیم، اما آن تأثیرگذاری موردانتظار در سطح ملی چندان حاصل نشد.
این پژوهشگر تاریخ خاطرنشان کرد: این روند در دوران پس از انقلاب اسلامی بهگونهای بنیادین دگرگون شد. روزنامهٔ خراسان از سال ۱۳۷۶ به یک روزنامهٔ کشوری و سراسری تبدیل شد. در میانههای دههٔ ۶۰ نیز روزنامه «قدس» که متعلق به آستان قدس رضوی بود، به صورت کشوری منتشر شد و عملاً خراسان وارد فضای مطبوعاتی ملی شد. این واقعه، نقطهعطفی در تاریخ مطبوعات استان خراسان و شهر مشهد محسوب میشود. به این ترتیب، نوعی فضای گفتمانی باز شکل گرفت و بر پایهٔ همین فضا بود که این روزنامهها به نقشآفرینی و پیگیری سوژههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سطح ملی پرداختند.
نوائیان با اشاره به اینکه همان میزان که این روزنامهها، بهویژه خراسان، به سوژههای ملی ورود کردند و فضا را به سوی فعالیتهای ملی گشودند، به همان نسبت از نگاه به داخل استان نیز محروم ماندند و کمتر به فضای دروناستانی پرداختند، گفت: هرچند روزنامهٔ خراسان ضمیمهای برای خراسان رضوی ایجاد کرد و روزنامه قدس نیز چنین کرد، اما دیگر آن گزارشهای ناب و سوژههای پیگیرانهای که در دورهٔ محلیبودن این روزنامهها دنبال میشد، کمتر مورد توجه قرار گرفت؛ نه اینکه کاملاً قطع شود، بلکه کمرنگتر شد.
وی تصریح کرد: بیتردید روزنامهٔ خراسان دورهٔ مشروطه و شخص ملکالشعرای بهار و سیدحسین اردبیلی شاخصترین چهرههای روزنامهنگاری این خطه هستند. البته نباید از یاد برد که در روزگاری نهچندان دور، افرادی همچون دکتر علیشریعتی، پرویز خرسند، استاد شفیعی کدکنی و تعداد دیگری از مفاخر ادبی و ملی ایران، در شهر مشهد و در روزنامههای این شهر قلم میزدند و انتخاب از میان این افراد کار سادهای نیست.
انتهای پیام

