محمد بیرانوند ۲۵ مرداد در کارگروه جغرافیا و گردشگری بنیاد ایرانشناسی لرستان که با موضوع تنگه هرمز برگزار شد، با اشاره به مفهوم ژئوپلیتیک اظهار کرد: ژئوپلیتیک به مطالعه رقابت قدرتها برای تسلط بر مناطق مختلف و بهرهگیری از ظرفیتهای جغرافیایی و فناوری برای دستیابی به قدرت میپردازد. ژئوپلیتیک را میتوان به سرمایه تشبیه کرد؛ همانگونه که سرمایه پویاست و همواره در جستوجوی فرصتهای جدید برای بهرهوری است، قدرت نیز در عرصه ژئوپلیتیک به دنبال یافتن موقعیتهای مناسب برای افزایش نفوذ و تأمین منافع خود است.
اهمیت تنگهها در معادلات ژئوپلیتیکی
این دکترای جغرافیای سیاسی با اشاره به اهمیت موقعیتهای جغرافیایی و پدیدههای طبیعی، بیان کرد: زمانی که از اهمیت ژئوپلیتیکی منطقهای مانند تنگه هرمز سخن میگوییم، منظور موقعیتی است که به دلیل جایگاه خاص جغرافیایی خود از ارزش راهبردی برخوردار شده است.
بیرانوند ادامه داد: تنگههایی مانند هرمز، مالاگا، بابالمندب، جبلالطارق، دوور و برینگ پدیدههایی طبیعی هستند، در حالی که کانالهایی مانند سوئز و پاناما به دست انسان ساخته شدهاند؛ با این حال، اهمیت هر دو گروه به موقعیت مکانی و نقشی که در ارتباط میان مناطق مختلف ایفا میکنند، بازمیگردد.
وی با اشاره به سابقه تاریخی حضور قدرتهای خارجی در خلیج فارس گفت: پیش از کشف نفت در ایران در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی، پرتغالیها بر جزیره هرمز و بندر گمبرون که بعدها بندرعباس نام گرفت، تسلط داشتند و شاه عباس صفوی در سال ۱۶۲۲ میلادی این منطقه را آزاد کرد.
این پژوهشگر افزود: پرتغالیها حدود یک قرن بر خلیج فارس حاکم بودند و پس از آنها هلندیها و سپس انگلیسیها به قدرتهای مهم دریایی در منطقه تبدیل شدند.
نقش بریتانیا و آمریکا در تحولات نفتی ایران
بیرانوند با اشاره به تحولات پس از جنگ جهانی دوم اظهار کرد: در دوره جدید، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم و استقلال شیخنشینهای عربی، ایالات متحده آمریکا نیز به عنوان یک قدرت جهانی وارد معادلات منطقه شد.
وی درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گفت: در این کودتا، بریتانیا یکی از بازیگران اصلی در برابر ایران بود و شرکت نفت بریتیش پترولیوم نقش مهمی داشت؛ چراکه امتیاز نفتی دارسی و قراردادهای بعدی، زمینه نفوذ گسترده این کشور در صنعت نفت ایران را فراهم کرده بود.
این دکترای جغرافیای سیاسی ادامه داد: بر اساس مطالعات ایرواند آبراهامیان و اسناد منتشرشده از سوی وزارت خارجه آمریکا و سازمان اطلاعات مرکزی این کشور، ایالات متحده نیز در نهایت با بریتانیا همراه شد و یکی از نگرانیهای مهم آن، تبدیل شدن ملی شدن صنعت نفت ایران به الگویی برای سایر کشورهای نفتخیز در فضای دوقطبی جنگ سرد بود.
تنگه هرمز؛ کارت طلایی ایران
بیرانوند در ادامه با تأکید بر اهمیت تنگه هرمز در اقتصاد و امنیت انرژی جهان، گفت: برخی تحلیلگران، بهویژه در روسیه، معتقدند ایران میتواند از تنگه هرمز بهعنوان یک «کارت طلایی» و ابزار مهم ژئوپلیتیکی استفاده کند. در کوتاهمدت، اهمیت تنگه هرمز بسیار بالاست و جایگزین مناسبی برای آن وجود ندارد، اما در بلندمدت باید تحولات مربوط به مسیرهای انتقال انرژی را نیز در نظر گرفت.
این دکترای جغرافیای سیاسی تصریح کرد: طرحهایی مانند خط انتقال نفت فجیره در امارات متحده عربی و مسیرهای انتقال نفت عربستان از شرق این کشور به بندر ینبع در دریای سرخ میتوانند در بلندمدت بخشی از وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهند، اما تحقق این مسیرها به معنای بیاهمیت شدن فوری تنگه هرمز نیست.
تنگه هرمز؛ ویژگیهای جغرافیایی و موقعیت راهبردی
بیرانوند با تشریح ویژگیهای جغرافیایی تنگه هرمز اظهار کرد: این تنگه آبراهی هلالیشکل با طول حدود ۱۸۷ کیلومتر بوده و موقعیت آن میان ایران و عمان، اهمیت ویژهای به آن بخشیده است. ویژگیهای بستر تنگه، حاصل فرآیندهای طبیعی و زمینشناختی منطقه است و شرایط عمق آب در بخشهای مختلف باعث شده مسیرهای کشتیرانی از محدودههای مشخصی عبور کنند.
این پژوهشگر با اشاره به جزایر واقع در محدوده تنگه گفت: جزیره لارک یکی از نقاط مهم ایران در دهانه تنگه هرمز است و در باریکترین بخش تنگه، فاصله میان جزیره لارک و جزیره قین کبیر عمان حدود ۲۱ مایل دریایی، معادل حدود ۳۸ کیلومتر، است.
حقوق ایران در تنگه هرمز و قوانین بینالمللی
این دکترای جغرافیای سیاسی درباره نحوه تعیین دریای سرزمینی گفت: برای تعیین دریای سرزمینی، از خط مبدأ استفاده میشود که در امتداد پایینترین حد جزر آب ترسیم میشود.
وی با اشاره به تاریخچه حقوق دریاها افزود: در دورههای گذشته، نظریههایی مانند تعیین محدوده دریایی بر اساس برد توپ مطرح بود، اما با توسعه فناوریهای نظامی و تغییر شرایط، این مبنا دیگر کاربرد خود را از دست داد و حقوق بینالملل دریاها به تدریج چارچوبهای جدیدی پیدا کرد.
بیرانوند با اشاره به کنوانسیونها و نشستهای بینالمللی حقوق دریاها اظهار کرد: در روند شکلگیری حقوق مدرن دریاها، نشستهای مختلفی برگزار شد و در نهایت قواعدی درباره دریای سرزمینی، آبهای بینالمللی و حقوق عبور کشتیها شکل گرفت.
وی درباره وضعیت تنگه هرمز گفت: ایران و عمان به عنوان کشورهای ساحلی تنگه، در چارچوب حقوق بینالملل دریاها قرار دارند و موضوعاتی مانند حق عبور و حقوق کشورهای ساحلی باید بر اساس قواعد بینالمللی مورد بررسی قرار گیرد.
انسداد دائمی تنگه هرمز با منافع ایران سازگار نیست
این دکترای جغرافیای سیاسی با اشاره به بحث انسداد تنگه هرمز گفت: از منظر منافع ملی، انسداد دائمی تنگه هرمز نمیتواند راهکار مناسبی برای ایران باشد؛ زیرا ایران خود نیز به امنیت کشتیرانی و جریان تجارت در خلیج فارس و دریای عمان وابسته است.
وی افزود: صادرات و واردات ایران به مسیرهای دریایی وابستگی قابل توجهی دارد و هرگونه ناامنی گسترده در این منطقه میتواند علاوه بر کشورهای دیگر، منافع اقتصادی ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بیرانوند ادامه داد: بنابراین باید میان استفاده از ظرفیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز در شرایط خاص و ایجاد یک انسداد دائمی تفاوت قائل شد.
ایران؛ کشوری با ظرفیتهای گسترده ژئوپلیتیکی
وی با اشاره به موقعیت ایران در جهان گفت: ایران از نظر وسعت سرزمینی و جمعیت در میان کشورهای بزرگ جهان قرار دارد و از ذخایر قابل توجه نفت، گاز و مواد معدنی برخوردار است.
این پژوهشگر افزود: موقعیت جغرافیایی ایران، دسترسی به آبهای آزاد، قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی شرق و غرب و همجواری با تعداد زیادی از کشورها، ظرفیتهای قابل توجهی برای ایفای نقش در معادلات منطقهای و بینالمللی در اختیار کشور قرار داده است.
بیرانوند تصریح کرد: موضوعاتی مانند منابع مشترک، حق آب، پناهندگان، گروههای تروریستی، مرزها و دسترسی کشورهای محصور در خشکی به آبهای آزاد، همگی از مسائل مهم ژئوپلیتیکی محسوب میشوند.
رقابت قدرتها از زمین تا فضا
این دکترای جغرافیای سیاسی با بیان اینکه رقابت قدرتها دیگر محدود به سطح زمین نیست، گفت: قدرتهای جهانی امروز علاوه بر رقابت بر سر منابع و موقعیتهای زمینی و دریایی، به دنبال گسترش حضور خود در حوزههایی مانند فضا و حتی کره ماه و مریخ هستند. بنابراین ژئوپلیتیک امروز را نمیتوان صرفاً با جغرافیای سنتی توضیح داد و فناوری، اقتصاد، اطلاعات و ظرفیتهای فضایی نیز به عناصر مهم قدرت تبدیل شدهاند.
ایران؛ چهارراه حوادث تاریخی
بیرانوند با اشاره به موقعیت تاریخی ایران اظهار کرد: ایران به دلیل ویژگیهای جغرافیایی، تاریخی و تمدنی خود همواره در چهارراه حوادث منطقه و جهان قرار داشته است. قدرتهای دریایی مانند پرتغال، هلند و انگلستان و قدرتهای زمینی مانند روسیه در دورههای مختلف برای افزایش نفوذ خود در ایران تلاش کردهاند و همین موقعیت جغرافیایی، همواره ایران را در معرض رقابت قدرتها قرار داده است.
این دکترای جغرافیای سیاسی گفت: موقعیت جغرافیایی ایران در کنار منابع طبیعی و انسانی گسترده، در مقاطع مختلف تاریخی به یک عامل مهم در شکلگیری تحولات سیاسی و امنیتی تبدیل شده است.
جغرافیا، نخستین بستر قدرت و جنگ
وی با اشاره به نقش جغرافیا در راهبردهای نظامی قدرتها بیان کرد: از دید برخی استراتژیستها، جغرافیا نخستین بستری است که در خدمت جنگ قرار میگیرد و شناخت موقعیت جغرافیایی میتواند بر نحوه طراحی عملیات نظامی تأثیرگذار باشد.
بیرانوند ادامه داد: نمونههای تاریخی مختلفی وجود دارد که نشان میدهد زیرساختهای حیاتی، رودخانهها، سدها و منابع آب در جریان جنگها هدف قرار گرفتهاند و همین مسئله نشان میدهد که جغرافیا چگونه میتواند به ابزار قدرت و فشار تبدیل شود.
وی با اشاره به نقش مردم و ساختارهای حاکمیتی در شرایط بحرانی گفت: وسعت سرزمینی، منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی و مهمتر از همه، انسجام و آگاهی مردم میتوانند در کنار توان نیروهای نظامی، تابآوری یک کشور را در برابر تهدیدهای خارجی افزایش دهند.
ناامنی؛ عامل تغییر مسیرهای حملونقل
این پژوهشگر درباره آثار ناامنی در منطقه بر حملونقل بینالمللی گفت: افزایش ناامنی در خلیج فارس میتواند مسیرهای هوایی و دریایی را تحت تأثیر قرار دهد و موجب انتقال بخشی از ترافیک به مسیرهای جایگزین شود.
وی افزود: در چنین شرایطی، مسیرهایی مانند تنگه مالاکا که تحت حاکمیت و مدیریت کشورهای سنگاپور، مالزی و اندونزی قرار دارد، میتوانند اهمیت بیشتری در شبکه حملونقل جهانی پیدا کنند.
پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه
بیرانوند با اشاره به حضور نظامی آمریکا در منطقه اظهار کرد: پس از انقلاب اسلامی ایران، ایالات متحده حضور نظامی خود را در منطقه تقویت کرد و بحرین به یکی از مهمترین مراکز حضور نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس تبدیل شد.
وی افزود: وجود پایگاههای نظامی قدرتهای خارجی در منطقه، بخشی از معادلات امنیتی خلیج فارس و تنگه هرمز را شکل داده و طبیعتاً در تحلیل ژئوپلیتیکی منطقه باید مورد توجه قرار گیرد.
مزیت جغرافیایی ایران؛ عاملی برای افزایش تابآوری
این دکترای جغرافیای سیاسی با اشاره به مزیتهای جغرافیایی ایران گفت: اگر ظرفیتهای جغرافیایی ایران را در نظر نگیریم، نمیتوان بسیاری از تحولات و میزان تابآوری کشور در برابر بحرانها را تحلیل کرد.
وی افزود: ایران از جمله کشورهایی است که با تعداد زیادی از کشورها مرز مشترک دارد و این ویژگی از یک سو فرصتهای اقتصادی و ارتباطی ایجاد میکند و از سوی دیگر میتواند زمینهساز افزایش منازعات و اختلافات مرزی و منطقهای شود.
بیرانوند تأکید کرد: ژئوپلیتیک در دنیای امروز ترکیبی از جغرافیا، قدرت، فناوری، اقتصاد و توان انسانی است و ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای گسترده خود، همچنان یکی از بازیگران مهم معادلات منطقهای و جهانی محسوب میشود؛ بنابراین شناخت دقیق این ظرفیتها و بهرهگیری هوشمندانه از آنها میتواند در تأمین منافع ملی نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
انتهای پیام

