دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۸:۲۵
ابراهیم متقی: طولانی شدن هر نوع جنگ و رقابت دیپلماتیک ما را در وضعیت فرسایش قرار می‌دهد

«73 سال دشمنی آمریکا با ملت ایران»؛ بازخوانی کودتای 28 مرداد

ابراهیم متقی: طولانی شدن هر نوع جنگ و رقابت دیپلماتیک ما را در وضعیت فرسایش قرار می‌دهد

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران معتقد است؛ اگر هر نوع جنگ، منازعه و رقابت سیاسی و دیپلماتیکی را خیلی طولانی کرده و در وضعیت فرسایش قرار بگیریم، در آینده چالش‌های بیشتری برای خودمان به وجود می‌آید. به این دلیل که مقاومت هم حدی دارد، امروز ما نیازمند چهار الگوی رفتاری؛ «تولید قدرت برای مقابله با تهدیدات»، «مقاومت»، «انعطاف پذیری دیپلماتیک» و «ارائه خدمات به گروه ها و ساخت اجتماعی» هستیم.

به گزارش ایسنا، ابراهیم متقی در سخنانی در نشست «73 سال دشمنی آمریکا با ملت ایران» رویداد بازخوانی کودتای 28 مرداد 1332 با طرح این سوال که «چرا اصلا این کودتا شکل گرفت» گفت: ما در نظام بین‌الملل یک ساختار قدرت داریم، کشورهای فرادست، کشورهای فرودست، کشورهای حاشیه‌ای و کشورهای جهان سوم. عموما منطق قدرت ایجاب می‌کرد که قدرت‌های بزرگ صاحب سرمایه، تکنولوژی، نیروی نظامی‌ و شبکه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی در تفکر آن‌ها کنترل داشته باشند. همانگونه که در فضای سیاسی در داخل یک کشور حکومت از حاکمیت همه جانبه برخوردار است، تفکر قدرت‌های بزرگ این است که کنترل آن‌ها بر جهان باید ماهیت فراگیر داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه «ایالات متحده در یک دوران تاریخی رویکردی انزوا گرایانه داشت اما بعد از سال ۱۸۹۸ به‌تدریج وارد حوزه سیاست جهانی شد،» اظهار کرد: اما سیاست آمریکا زمانی در فضای کودتا خود را نشان داد که یکی از قدرت‌های بزرگ جهانی شده بود.

این استاد دانشگاه بیان کرد: در نگاه نظریه پردازان رئالیست جدید مثل مرشایمر، تاکید بر این است که ذات سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ ماهیت تهاجمی دارد. در واقع به این نکته اشاره دارد که نظام بین‌الملل آنارشیک است یعنی فضای کنش سیاسی همانند منطق جنگل می‌ماند و قدرت‌های بزرگ مثل حیوانات گوشت خوار هستند.

وی با اشاره به نگاه دکتر مصدق به تحولات بین‌المللی و سیاسی گفت: مصدق هم همین وضعیت را داشت، گرایش به ایالات متحده پیدا کرد و تصور داشت که رویکرد ایالات متحده در سال ۱۹۵۲ و 1953 همان رویکرد ۱۹۱۸، 1919 و 1920 است. تفکر مصدق این بود که باید از اتحاد شوروی و انگلیس فاصله گرفت، به همین دلیل بود که بحث مربوط به ملی سازی نفت جنوب و نفت شمال مورد توجه واقع شد، در واقع دو رویکرد بنیادین در فضای اجتماعی کشورهای پیرامونی وجود داشت، یکی ملی‌سازی منابع و دوم ناسیونالیسم که هر دوی اینها ایدئولوژی‌ها و نیروهای بالنده‌ای بودند، اما ذهن زمامداران ما در آن مقطع زمانی در این قالب قرار نداشت که ذات قدرت‌های بزرگ، تهاجمی است. 

متقی با تاکید بر این‌که کودتا یکی از ابزارهای سیاست تهاجمی است، گفت: از سال ۱۹۵۲ که روابط ایران با ترومن و همچنین با آمریکا بسیار سازنده و همکاری جویانه بود، سیا، شبکه‌های اطلاعاتی و امنیتی‌اش را فعال می‌کرد و بحث اصلی آن تضادهایی بود که در ساخت اجتماعی ایران وجود داشت، سیا قصد داشتند فضایی را به وجود آورد که توده‌ای‌ها، مذهبی‌ها و ناسیونالیست‌ها با یکدیگر درگیر شوند، لذا در این فضا محیط داخلی در وضعیت آشوب قرار گرفت، تحریم‌های اقتصادی تاثیر خود را به جا گذاشت و در نتیجه کودتا توانست در یک فضای مساعدی به انجام برسد.

این استاد دانشگاه در ادامه در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که چه شد که آمریکایی‌ها پذیرفتند کودتا کنند، زیرا بسیاری معتقدند که مصدق در تلاش بود کشور را در اختیار توده‌ای‌ها قرار دهد اما چه اتفاقی افتاد که آیزنهاور عملیات را پذیرفت؟ گفت: نکته اول این است که میان قدرت‌های بزرگ عموماً یک نوع توافق وجود دارد، فکر می‌کنم که آمریکا و انگلیس در یک دوران تاریخی در وضعیت رویارویی قرار داشتند، منطق کنش رفتاری قدرت‌های بزرگ حتی در وضعیت موجود مبتنی بر همکاری و رقابت است، در آن دوران نیز این وضعیت وجود داشت، یعنی ایالات متحده نقش موازنه‌دهنده بر عهده داشت و بازی سازی اقتصادی می‌کرد. فراموش نکنیم نظام سرمایه‌داری در یک دوران تاریخی مبتنی بر قراردادهای استعماری متکی بر انحصار بود و نگاه ایالات متحده هم این بودکه در نظام سرمایه‌داری حضوری پویا داشته باشد، به همین دلیل قراردادی که با عربستان در سال 1932 می‌بندد الهام گرفته از همان وضعیت و فضا است، بنابراین آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها به‌عنوان قدرت‌های بزرگ منطق‌شان برای کنترل منابع کشورهای دیگر یکسان است اما این‌که آن را چگونه کنترل کنند مساله‌ای متفاوت است.

وی تصریح کرد: زمانی که کودتا شکل گرفت؛ اتحاد شوروی واکنش جدی نشان نداد، تمامی کتاب‌هایی که در این ارتباط نوشته شده بیانگر این است که شبکه‌های حزب توده نسبت به کودتا واقف بودند، اما این‌که بگویند منتظر بودیم مصدق به ما دستور دهد، در منطق کنش قدرت‌های بزرگ و سیستم‌های اطلاعاتی قرار نداد، و بالعکس اتحاد شوروی تمایل داشت که با یک حکومت کودتایی کار کند. 

متقی اظهار کرد: ایالات متحده به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی پس از جنگ دوم جهانی، نسبت به اقتصاد و ساخت حکومتی ایران حساس است، لذا نکته‌ای که وجود دارد این است که کارگزاران حکومتی ایران اگر خواسته باشند در فضای مخالف و مقابله جویانه با نظم مسلط جهانی باشند در وضعیت مقابله قرار می‌گیرند؛ در حالی که مصدق در آن دوران تاریخی درصدد بود که ملی‌سازی کند.

وی در ادامه با اشاره به رویکرد ساموئل هانتینگتون مبنی بر اینکه «در زمان کودتا توانستیم با کمتر از 100 هزار دلار یک کودتا را در تهران راه بندازیم، اما امروز اگر خواسته باشیم تغییر رژیم را در ایران شکل دهیم، ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه دارد و از طرف دیگر ۳۰۰ هزار نیروی نظامی باید به کار بگیریم،» افزود: این مسأله نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی یک استحکام ساختاری در برابر نظام استکبار پیدا کرد. استحکام ساختاری نیز تحت تاثیر دو مولفه‌ای است که به نوعی دکتر زرشناس به آن اشاره داشت یکی جامعه بسیج شده، ملت مبعوث شده و دوم ساختار قدرت و قابلیت‌هایی که ما احساس تهدید کردیم و از تاریخ عبرت گرفتیم. 

این استاد دانشگاه در پایان اظهار کرد: اگر هر نوع جنگ، منازعه و رقابت سیاسی و دیپلماتیکی را خیلی طولانی کرده و در وضعیت فرسایش قرار بگیریم، در آینده چالش‌های بیشتری برای خودمان به وجود می‌آید.

وی درباره چرایی فرسایش در مدت زمان طولانی گفت: به هر حال مقاومت هم حدی دارد، فشار هم گسترده و حداکثر است. ما نیازمند چهار الگوی رفتاری هستیم؛ «تولید قدرت برای مقابله با تهدیدات»، «مقاومت»، «انعطاف‌پذیری دیپلماتیک» و «ارائه خدمات به گروه‌ها و ساخت اجتماعی»، بنابراین گذار از بحران بر اساس عبرت‌های دوران تهدید، کودتا، فشار نظامی و سیاسی ضرورت آن را برای ما اجتناب ناپذیر کرده است.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان