مهرداد امیری در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: برای انتقال مفاهیم دینی، باید از آموزش سطحی به سمت تحول هستیشناختی حرکت کرد و در این صورت است که باور میتواند در جان انسان به حضوری عاشقانه تبدیل شود.
وی افزود: اگر بخواهیم مفاهیم دینی از سطح یک «آموزش» صرف فراتر بروند، ناگزیر باید شیوه مواجهه با دین را تغییر دهیم. در این نگاه، دین نه صرفاً کتابی برای خواندن، بلکه مسیری برای شدن و نه انباشتی از گزارهها، بلکه تحولی در اعماق هستی انسان است.
معرفت دینی؛ فراتر از انباشت اطلاعات
این دکترای معارف دانشگاه اسلامی با اشاره به مفهوم معرفت حضوری در فلسفه اسلامی، بیان کرد: در فلسفه اسلامی، معرفت حقیقی از جنس «علم حضوری» است؛ دانشی که با دگرگونی نفس و وجود انسان حاصل میشود، نه صرفاً با افزایش و تکثیر معلومات.
امیری ادامه داد: بر این اساس، مفاهیم دینی نباید تنها به عنوان موضوعاتی برای شناخت نظری مطرح شوند، بلکه باید به گونهای ارائه شوند که زمینه دگرگونی وجودی انسان را فراهم کنند.
وی استفاده از زبان داستان، مَثَل و تمثیل را در این زمینه مؤثر دانست و گفت: یکی از زبانهای کارآمد برای انتقال مفاهیم عمیق دینی، زبان داستان و تمثیل است. قرآن کریم نیز از مثل برای انتقال حقیقت استفاده کرده است؛ به این معنا که حقیقت را در جان مخاطب مینشاند و صرفاً به بیان انتزاعی و فرمایشی اکتفا نمیکند.
فاصله میان باور و عمل از کجا ناشی میشود؟
عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان، درباره ریشه فاصله میان باور و عمل نیز اظهار کرد: در حکمت سینوی و صدرایی، عمل صرفاً زاییده باور نیست، بلکه برآمده از «ملکه نفسانی» و «انگیزش وجودی» انسان است.
وی افزود: بنابراین فاصلهای که گاهی میان گفتار و کردار برخی افراد مشاهده میشود، لزوماً ناشی از ضعف شناخت نیست، بلکه میتواند از ضعف در قوای شهوت و غضب و غلبه وهم بر عقل سرچشمه بگیرد.
امیری ادامه داد: این همان چیزی است که میتوان از آن با عنوان «جهل مرکب» یا «غفلت وجودی» یاد کرد؛ وضعیتی که مانع تبدیل علم نظری به حکمت عملی میشود.
وی با تأکید بر اهمیت تربیت صحیح، گفت: ریشه این مسئله را باید در تربیت قوای نفسانی جستوجو کرد و تا زمانی که این ریشه اصلاح نشود، میان باور و عمل فاصله وجود خواهد داشت. بنابراین، صرف افزایش محتوای آموزشی و اطلاعات دینی نمیتواند به تنهایی تضمینکننده رفتار دینی باشد.
خانواده؛ نخستین خانه تمرین محبت و عدالت
این دکترای معارف دانشگاه اسلامی در ادامه با اشاره به نقش خانواده در شکلگیری باور و رفتار دینی، گفت: از منظر فلسفه سیاسی فارابی، هر نهادی غایت وجودی ویژهای دارد و خانواده نیز پیش از آنکه صرفاً نهادی برای انتقال ارزشها باشد، نخستین خانه تمرین محبت و عدالت است.
امیری افزود: کودک پیش از آنکه مفاهیم انتزاعی را بیاموزد، در خانواده با مفهوم محبت، همدلی و نوعدوستی مواجه میشود و در همین محیط، بنیادهای اخلاقی در وجود او شکل میگیرد.
وی تصریح کرد: انسان پیش از آنکه بسیاری از مفاهیم را به صورت نظری بیاموزد، در خانواده تمرین عاشق شدن، محبت کردن و رعایت دیگری را تجربه میکند. بنابراین، اگر خانواده نتواند این تجربه عاطفی و اخلاقی را به درستی شکل دهد، انتقال بسیاری از مفاهیم دینی در مراحل بعدی نیز با دشواری مواجه خواهد شد.
مدرسه باید پرسشگر باشد نه حافظ متون
عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان با اشاره به نقش مدرسه در تربیت دینی، اظهار کرد: مدرسه نیز باید به جای تأکید صرف بر حفظ متون، به تمرین تفکر تأملی بپردازد و دانشآموز را به پرسش درباره چرایی هستی و مسائل بنیادین زندگی عادت دهد.
وی افزود: این رویکرد، ریشه در روش سقراطی دارد و در فلسفه اسلامی نیز میتوان آن را در قالب جدل و برهان دنبال کرد. مدرسهای که ذهن پرسشگر تربیت کند، در واقع زمینه شکلگیری تفکر را فراهم کرده است.
امیری ادامه داد: در چنین مدرسهای، دانشآموز صرفاً دریافتکننده پاسخهای آماده نیست، بلکه خود به دنبال پرسش و کشف معنا میرود. در این شرایط، تفکر میتواند به منزلی برای ایمان تبدیل شود و تعقل نیز میتواند در مسیر رشد معنوی انسان قرار گیرد.
دانشگاه؛ مجمع حکما، نه مرکز تبلیغ
این عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان درباره جایگاه دانشگاه در حوزه معارف دینی نیز گفت: دانشگاه نباید صرفاً مرکز ترویج دین باشد، بلکه باید «مجمع حکما» باشد؛ جایی که معارف دینی بتوانند با عقل برهانی و علوم جدید وارد گفتوگویی انتقادی و عمیق شوند.
وی تأکید کرد: وظیفه دانشگاه در این زمینه، تحلیل مفهومی و دفاع عقلانی از مباحث است، نه تبلیغ مستقیم. در چنین فضایی است که دین میتواند با زبانی استوار و خردپذیر، در برابر پرسشهای جدید پاسخهایی درخور ارائه کند.
امیری در ادامه افزود: اگر دانشگاه بتواند این گفتوگوی میان دین، عقل و علوم جدید را شکل دهد، ایمان نیز میتواند در قامت خرد و فهم عقلانی بازآفرینی شود و به جای مواجهه شعاری، با پرسشهای واقعی نسل جدید ارتباط برقرار کند.
عبور از آموزش القایی به پرسش و گفتوگو
این استاد دانشگاه در ادامه به راهکارهای عملی برای تحقق این رویکرد اشاره کرد و گفت: نخستین گام، تغییر روشهای آموزش از «القای محتوا» به سمت «پرسش و گفتوگو» است. باید مسیر کشف معنا را برای مخاطب باز کنیم تا فرد خود در فرآیند فهم و دریافت معنا مشارکت داشته باشد.
وی افزود: در گام بعد باید از ابزارهای نوین ارتباطی و آموزشی مانند انیمیشن، پادکست، بازی و اپلیکیشن استفاده کنیم و محتوای دینی را متناسب با نیاز و زبان نسل امروز تولید و عرضه کنیم.
امیری با تأکید بر ضرورت حضور فعال در فضای مجازی، اظهار کرد: نمیتوان انتظار داشت نسل امروز با ابزارها و شیوههای گذشته با مفاهیم دینی ارتباط برقرار کند. فضای مجازی بخشی از زیست روزمره نسل جدید است و باید در این فضا حضوری فعال، هوشمندانه و محتوایی داشته باشیم.
بازآفرینی آموزههای دینی در متن زندگی اجتماعی
عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان با اشاره به ضرورت رویکرد پیشگیرانه در حوزه آسیبهای اجتماعی، گفت: بر اساس آموزههای قرآن، باید ایمان، تقوا، نماز، امر به معروف، نهی از منکر، انفاق و برادری دینی را به عنوان سازوکارهایی برای مصون ماندن جامعه از آسیبهایی مانند فردگرایی و خشونت مورد توجه قرار دهیم.
وی افزود: این مفاهیم نباید صرفاً در سطح توصیههای نظری باقی بمانند، بلکه باید در بافت زندگی اجتماعی بازآفرینی شوند تا مردم بتوانند آثار و کارکرد آنها را در زندگی روزمره خود تجربه کنند.
امیری تأکید کرد: اگر قرار است مفاهیم دینی در جامعه اثرگذار باشند، باید از حاشیه باورها به متن زندگی انسانها منتقل شوند؛ یعنی دین از یک مجموعه اطلاعات و گزارههای نظری فراتر رفته و به تجربهای زنده، عقلانی، اخلاقی و اجتماعی تبدیل شود.
انتهای پیام
