مجید دشتگرد در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش دانشگاهها و مراکز پژوهشی در حکمرانی مطلوب و ارتقاء توان و قدرت ملی، اظهار کرد: تحولات و دگرگونیهای علمیِ عصر مدرن بهویژه انقلاب صنعتی، پیوندی ناگسستنی و عمیق میان مدیریت سیاسی جامعه و نهادهای علمی - دانشگاهی برقرار کرده است. این همافزایی روزافزون، بازتابدهنده این واقعیت است که حکمرانی در دنیای معاصر به حوزهای کاملاً تخصصی بدل شده است. از همین رو، دانشگاهها و مراکز پژوهشی را میتوان شالوده اصلی تحقق حکمرانی مطلوب و ارتقای توان و قدرت ملی جوامع به شمار آورد.
وی افزود: برای هر اندیشمند علوم اجتماعی کاملاً مشهود است که علم سرچشمه قدرت ملی و تدبیر صحیح امور جامعه محسوب میشود. برای نمونه، آبرامو ارگانسکی، واضع نظریه انتقال قدرت، بهدرستی علم و صنعت را مبنای بلوغ قدرت دولتها در نظام بینالملل معرفی میکند و آن را موتور اصلی ترقی و تعالی کشورها میداند. مراکز علمی و دانشگاهی از دو مسیر به پیشرفت جوامع یاری میرسانند: نخست از طریق ارتقای بنیادهای صنعتی و اقتصادی و دوم به واسطه هدایت هوشمندانه و جهتدهی درست به سیاستها.
این عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به نقش دانشگاهها در شرایط بحرانی، تصریح کرد: این نقشآفرینی نه تنها در شرایط عادی بلکه در وضعیت عدم تعادل و بروز بحرانهای پیچیده نیز صادق است. در وضعیتهای بحرانی، دانشگاهها و نهادهای علمی با ارائه توصیههای راهبردی، راهحلهای عملیاتی و ابداع ابزارهای تازه نقشی حیاتی در مهار فجایع ایفا میکنند. همگان بهخاطر داریم که پروژه منهتن که ستون فقرات آن را دانشمندان و مراکز علمی تشکیل میداد، چگونه متفقین را در جنگ جهانی دوم به پیروزی رساند. نمونهای بهروزتر نیز بحران جهانی کرونا است که در نهایت با تکیه بر تخصص و دانش پزشکان و پژوهشگران مهار شد.
دشتگرد با تأکید بر ضرورت همسویی نخبگان سیاسی و علمی، ادامه داد: با این حال، باید توجه داشت که تحقق تمامی این ظرفیتها منوط به همسویی نخبگان سیاسی و علمی در یک مسیر واحد است؛ بهگونهای که صاحبان قدرت و دارندگان دانش به درکی مشترک و هماهنگ از مدیریت صحیح جامعه دست یابند. این همافزایی اگرچه کلید پیشرفت است؛ اما برای کشورهای در حال توسعه بهدلیل پیچیدگیهای ساختاری و نهادی همواره با دشواریهای فراوانی همراه بوده است.
تحریمها و محدودیتهای بینالمللی؛ مانعی بر ارتباط دانشگاههای ایران با شبکه جهانی دانش
وی درباره تأثیر تحریمها و فشارهای بینالمللی بر ارتباط دانشگاههای ایران با شبکه جهانی دانش، اظهار کرد: در عصر کنونی، علم ماهیتی کاملاً جهانی پیدا کرده و هیچ مرکز علمیای بدون نگاه فرامرزی نمیتواند به تعالی برسد. متأسفانه، جامعه علمی ایران سالهاست که از ارتباط فعال با شبکه جهانی دانش دور مانده است. تحریمها و فشارهای بینالمللی که ریشه در سیاستهای تقابلی غرب دارد، دانشگاههای ایران را در انزوا قرار داده و مانع از تعامل عادی آنها با سایر مراکز علمی شده است. این وضعیت، نه تنها دسترسی به منابع پژوهشی را محدود کرده، بلکه فرصت نمایش ظرفیتهای علمی کشور در عرصه جهانی را نیز کاهش داده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: حل این مشکل، بیش از آنکه در اختیار دانشگاهها باشد به تصمیمهای کلان سیاست خارجی بستگی دارد. با توجه به سلطه گسترده آمریکا بر بسیاری از نهادهای علمی بینالمللی، در کوتاهمدت بهترین مسیر، گسترش همکاری با کشورهای همسو و بهویژه جنوب جهانی و یا آن دولتهای غربی است که با ایالات متحده دچار شکاف منافع شدهاند. در بلندمدت نیز اصلاح و تعدیل برخی اصول سیاست خارجی میتواند راهگشای تعامل دوباره با نظام علمی جهان باشد.
دشتگرد درباره چگونگی ایجاد تعادل میان استقلال علمی کشور و تداوم ارتباطات علمی جهانی، تصریح کرد: در عصر حاضر، سخن گفتن از استقلال کامل علمی کاری دشوار و تا حد زیادی غیرواقعبینانه است؛ چراکه علم و کارکردهای اجتماعی آن ماهیتی جهانی یافتهاند و رشد و تعالی مراکز علمی در سراسر جهان در گرو تعامل و همافزایی اندیشهها در سطحی بینالمللی است. ازاینرو، آنچه میتوان بدان اذعان کرد استقلال نسبی دانشگاهها در بستر ارتباطات جهانی است.
وی با اشاره به تأثیر مناسبات سیاسی دولتها بر پیوندهای علمی، افزود: همچنین باید توجه داشت که پیوندهای علمی بهشدت از مناسبات سیاسی دولتها در نظام بینالملل تأثیر میپذیرند و تفکیک کامل این دو حوزه از یکدیگر ممکن نیست. در شرایط بحرانی و بهویژه در موقعیتهای جنگی، دیپلماسی علمی بیش از هر زمان دیگری در معرض جهتگیریهای سیاسی و راهبردی قرار میگیرد. در چنین شرایطی، دولتها معمولاً به حفظ و تداوم همکاریهای علمی با کشورهایی روی میآورند که منافع مشترکی با آنها دارند. این تعاملات، افزون بر تقویت همکاریهای راهبردی، میتواند در رفع مسائل و چالشهای ناشی از بحران جاری نیز اثربخش باشد. نمونه بارز این رویکرد، مأموریت تیزارد (Tizard Mission) در جریان جنگ جهانی دوم است که با همکاری کانادا، بریتانیا و آمریکا شکل گرفت و نقش مؤثری در افزایش توان نظامی بریتانیا در برابر آلمانها ایفا کرد.
انتهای پیام
