اباذر کریمی پنابندانی، عضو آکادمی علوم اروپا و متخصص هوش مصنوعی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است: «سواد هوش مصنوعی به این معنا نیست که مدیر کارخانه یا مهندس تولید الزاماً برنامهنویس یا متخصص یادگیری ماشین شود. یک فعال صنعتی باید بداند هوش مصنوعی چه کاری میتواند انجام دهد، چه کاری نمیتواند انجام دهد، چه دادهای برای آن لازم است و در کدام بخش کسبوکار استفاده از آن ارزش اقتصادی واقعی ایجاد میکند.
یک مدیر صنعتی دارای سواد هوش مصنوعی باید بتواند از خود بپرسد: آیا میتوان خرابی این دستگاه را قبل از وقوع پیشبینی کرد؟ آیا دادههای تولید میتوانند به کاهش ضایعات کمک کنند؟ آیا میتوان مصرف انرژی را هوشمندتر مدیریت کرد؟ آیا کنترل کیفیت را میتوان با بینایی ماشین دقیقتر کرد؟ و آیا بخشی از فرآیندهای اداری، فروش، انبار یا زنجیره تأمین قابلیت هوشمندسازی دارند؟
این نوع نگاه، نقطه آغاز تحول هوشمند در صنعت است.
در مقابل، نبود سواد هوش مصنوعی دو خطر دارد. نخست اینکه سازمان اساساً فرصتهای این فناوری را نبیند و از رقبا عقب بماند. خطر دوم شاید جدیتر باشد: مدیر تحت تأثیر تبلیغات، برای پروژههایی هزینه کند که نه داده مناسب دارند، نه مسئله مشخصی را حل میکنند و نه بازگشت سرمایه قابل اندازهگیری دارند.
بنابراین آموزش هوش مصنوعی به صنعتگران نباید به معرفی چند ابزار یا آموزش چند دستور محدود شود. این آموزش باید شامل شناخت قابلیتها و محدودیتهای هوش مصنوعی، تشخیص مسائل قابل حل، اهمیت داده، امنیت و محرمانگی اطلاعات، ارزیابی اقتصادی پروژهها و نحوه همکاری با شرکتهای فناوری باشد.
ما برای هوشمندسازی صنعت، پیش از خرید سختافزار، نرمافزار و سامانههای هوش مصنوعی، به مدیران و کارشناسانی نیاز داریم که بدانند چرا، کجا و چگونه باید از این فناوری استفاده کنند.
تحول هوشمند صنعت از خرید هوش مصنوعی آغاز نمیشود؛ از سواد هوش مصنوعی مدیران و نیروی انسانی آغاز میشود.
اگر قرار است صنایع ما در اقتصاد آینده رقابتپذیر باقی بمانند، آموزش سواد هوش مصنوعی به صنعتگران، مدیران تولید، مهندسان و کارشناسان باید از یک برنامه آموزشی جانبی به بخشی از برنامه توسعه منابع انسانی سازمانها تبدیل شود.»
انتهای پیام
