دکتر عباس ناصری در حاشیه سفر به گیلان در گفتوگو با خبرنگار ایسنا در خصوص مهمترین اولویت جهاددانشگاهی در شرایط فعلی کشور اظهار کرد: اگر بخواهیم شرایط امروز کشور را با اهداف و فلسفه وجودی جهاددانشگاهی پیوند بزنیم، به اعتقادم مهمترین اولویت، بازآرایی ظرفیتهای جهاددانشگاهی برای حل مسائل واقعی و اولویتدار کشور است؛ جهاددانشگاهی از ابتدا با یک منطق متفاوت شکل گرفت، قرار نبود صرفا یک مجموعه دانشگاهی یا پژوهشی دیگر به مجموعههای موجود اضافه شود. ایده اصلی این بود که میان دانشگاه و نیازهای واقعی کشور یک پیوند مؤثر ایجاد شود و دانش و فناوری در خدمت پیشرفت کشور و حل مسائل جامعه قرار گیرد. این هدف امروز نیز همچنان موضوعیت دارد، اما باید متناسب با شرایط جدید کشور بازخوانی و بهروز شود.
وی افزود: امروز با مسائل پیچیدهای در حوزههایی مانند امنیت غذایی، آب، انرژی، محیط زیست، سلامت، فناوریهای نوین، اشتغال دانشآموختگان، اقتصاد دانشبنیان و سرمایه اجتماعی مواجه هستیم. در کنار این مسائل، موضوعات فرهنگی و اجتماعی نیز اهمیت ویژهای دارند؛ چراکه پیشرفت پایدار صرفا با توسعه فناوری و اقتصاد محقق نمیشود و نیازمند تقویت سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، هویت ملی، گفتوگوی اجتماعی و مشارکت نسل جوان است. جهاددانشگاهی از این منظر یک مزیت مهم دارد؛ چراکه مأموریت آن صرفا پژوهشی یا فناورانه نیست و از ابتدا ترکیبی از علم، فرهنگ، آموزش و حل مسئله را دنبال کرده است. بنابراین امروز نیز باید بتواند این ابعاد را در کنار یکدیگر قرار دهد.
جهاددانشگاهی باید به بدنه دانشگاه بازگردد
معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی با بیان اینکه البته تحقق هدف مذکور نیازمند یک پیششرط مهم و آن انسجام درونی و برنامهمحوری است، گفت: جهاددانشگاهی امروز مجموعهای گسترده از واحدها، پژوهشگاهها، پژوهشکدهها و مراکز خدمات تخصصی است. این گستردگی زمانی به مزیت تبدیل میشود که ظرفیتهای مختلف در قالب برنامههای مشترک و پروژههای ملی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
ناصری با بیان اینکه در یک سال گذشته نیز تلاش کردهایم همین رویکرد را دنبال کنیم و با مشارکت واحدهای سازمانی، برنامههای شاخص و ظرفیتساز را متناسب با مأموریت، اهداف و توان هر مجموعه طراحی و برای آنها نظام پایش و ارزیابی تعریف کنیم، ادامه داد: این مسیر میتواند جهاددانشگاهی را از فعالیتهای پراکنده به سمت برنامههای قابل سنجش، دارای خروجی مشخص و متصل به نیاز کشور هدایت کند. به بیان دیگر اولویت امروز ما این است که جهاددانشگاهی به یک شبکه ملی حل مسئله تبدیل شود؛ شبکهای که در آن دانش، تجربه، نیروی انسانی، زیرساخت، ظرفیت فرهنگی و ارتباطات واحدهای مختلف در خدمت مسائل کشور قرار گیرد.

معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی در پاسخ به این سوال که جهاددانشگاهی چطور میتواند ارتباط خود را با دانشگاهها و نسل جوان تقویت کند؟ تصریح کرد: واقعیت این است که عنوان «جهاد دانشگاهی» بدون ارتباط زنده و مستمر با دانشگاه و دانشجو، بخشی از معنای خود را از دست میدهد. جهاددانشگاهی باید با قدرت بیشتری به بدنه دانشگاه بازگردد؛ البته نه صرفا با برگزاری چند برنامه فرهنگی، آموزشی یا پژوهشی، بلکه با ایجاد فرصت واقعی برای حضور، مشارکت و اثرگذاری دانشجویان.
وی با اشاره به اینکه دانشجوی امروز با دانشجوی دهههای گذشته تفاوت دارد. نسل جدید، مطالبهگر، فناور، شبکهای و متأثر از تحولات سریع اجتماعی و جهانی است، بیان کرد: بنابراین اگر بخواهیم با این نسل ارتباط مؤثر برقرار کنیم، نمیتوانیم صرفا با الگوهای ارتباطی گذشته با او مواجه شویم. باید برای او فرصت یادگیری، تجربه، ایدهپردازی، کار گروهی، کارآفرینی، فعالیت فرهنگی و اثرگذاری اجتماعی فراهم کنیم. از این منظر، دانشگاه فقط محل انتقال دانش نیست؛ محیط شکلگیری هویت، گفتوگو، مسئولیتپذیری اجتماعی و مشارکت مدنی نسل جوان نیز هست. جهاددانشگاهی میتواند در این حوزه نقش مهمی ایفا کند و بخشی از فعالیتهای فرهنگی خود را بر اساس نیازهای واقعی نسل جدید بازطراحی کند.
لزوم مشارکت و نقش آفرینی دانشجویان در طراحی و اجرای برنامههای جهاددانشگاهی
به گفته ناصری، در حوزه علمی و فناورانه نیز باید بتوانیم با دانشگاهها پروژههای مشترک تعریف کنیم، مسائل واقعی دستگاههای اجرایی و صنایع را به دانشگاه منتقل کنیم، دانشجویان را در پروژههای واقعی مشارکت دهیم و مسیر مشخصی از «ایده» تا «پژوهش»، «نمونه اولیه»، «تجاریسازی» و «کسبوکار» ایجاد کنیم. در حوزه فرهنگی نیز همین منطق باید حاکم باشد؛ یعنی دانشجو صرفا مخاطب برنامه فرهنگی نباشد، بلکه در طراحی، تولید و اجرای فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی نقش داشته باشد.
معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی گفت: این همان نقطهای است که جهاددانشگاهی میتواند مزیت خود را نشان دهد؛ زیرا میتواند میان دانشگاه، صنعت، جامعه و نهادهای فرهنگی ارتباط برقرار و دانش را از مرحله تولید تا مرحله ایجاد اثر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنبال کند.
وی در پاسخ به این سوال که چگونه میتوان نقش جوانان و دانشجویان را در جهاددانشگاهی افزایش داد؟ تاکید کرد: معتقدم اگر بخواهیم برای جوانان نقش تعریف کنیم، نباید صرفا از آنها به عنوان «مخاطب» برنامههای جهاددانشگاهی یاد کنیم؛ باید آنها را شریک و کنشگر بدانیم. این تغییر نگاه بسیار مهم است.
ناصری ادامه داد: دانشجویان باید در طراحی و اجرای بخشی از برنامههای جهاددانشگاهی حضور داشته باشند. میتوان شوراها و شبکههای دانشجویی تخصصی ایجاد کرد، ایدههای دانشجویان را به پروژه تبدیل کرد، برای تیمهای دانشجویی فرصت حضور در طرحهای فناورانه، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی فراهم کرد و از دانشجویان مستعد برای فعالیت در پروژههای ملی بهره گرفت.
وی گفت: در حوزه فرهنگی نیز باید زمینهای ایجاد کنیم که دانشجویان بتوانند مسائل فرهنگی و اجتماعی دانشگاه را خودشان شناسایی کنند و برای آنها راهحل ارائه دهند. اگر قرار است درباره هویت، سرمایه اجتماعی، گفتوگو، مسئولیت اجتماعی یا مسائل فرهنگی نسل جوان صحبت کنیم، طبیعی است که خود جوانان باید در فرآیند شناخت مسئله و طراحی راهحل حضور داشته باشند.
معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی افزود: از سوی دیگر، جهاددانشگاهی باید مسیر مشخصی برای شناسایی، توانمندسازی و پرورش استعدادها داشته باشد. یکی از مسائل کشور این است که بسیاری از دانشجویان مستعد، مسیر مشخصی برای تبدیل استعداد خود به تجربه حرفهای پیدا نمیکنند لذا جهاددانشگاهی میتواند این حلقه مفقوده را تکمیل کند، یعنی دانشجو وارد مجموعه شود، در یک پروژه واقعی تجربه کسب کند، مهارت بیاموزد، با صنعت و دستگاه اجرایی ارتباط پیدا کند و در صورت داشتن ایده و توانمندی، امکان تبدیل آن ایده به یک فعالیت جدی برایش فراهم شود.
رابطه جهاددانشگاهی با دولت و مجلس باید مسئلهمحور شود
ناصری ادامه داد: بنابراین به جای اینکه بگوییم «برای جوانان چه کاری انجام دهیم؟»، باید سؤال کنیم که «چگونه جوانان را در حل مسائل کشور شریک کنیم؟»؛ به اعتقاد من، این تغییر زاویه نگاه یکی از مهمترین الزامات آینده جهاددانشگاهی است؛ زیرا جوانان نه فقط سرمایه آینده این نهاد، بلکه بخشی از ظرفیت امروز آن برای نوآوری، تحول و بازتعریف ارتباط جهاددانشگاهی با جامعه هستند.
وی در پاسخ به این سوال که مهمترین مطالبه جهاددانشگاهی از دولت و مجلس چیست؟ بیان کرد: مطالبه ما از دولت و مجلس را میتوان در یک عبارت اینگونه خلاصه کرد که جهاددانشگاهی به عنوان یک ظرفیت ملی برای حل مسئله اعتماد کنند و امکان نقشآفرینی مؤثر این نهاد را فراهم کنند. این مطالبه صرفا به معنای افزایش اعتبارات نیست. البته تأمین مالی پایدار برای پروژههای علمی، فناورانه، آموزشی و فرهنگی اهمیت دارد، اما مهمتر از آن، ایجاد سازوکارهایی است که اجازه دهد جهاددانشگاهی در جایی که توان تخصصی دارد، بدون گرفتار شدن در فرآیندهای زائد و دستوپاگیر اداری، وارد فرآیند حل مسئله شود.
این مقام مسئول با بیان اینکه جهاددانشگاهی طی دهههای گذشته نشان داده است که میتواند در حوزههایی که کشور به فناوری یا دانش بومی نیاز دارد، وارد میدان شود و بخشی از نیازها را پاسخ دهد، تصریح کرد: امروز نیز انتظار داریم این ظرفیت در حوزههایی مانند پژوهشهای کاربردی، فناوریهای راهبردی، اقتصاد دانشبنیان، آموزشهای مهارتی، سلامت، محیط زیست، فرهنگ، اشتغال و حل مسائل منطقهای و ملی بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، جهاددانشگاهی نیز باید در مقابل این مطالبه، مسئولیت خود را بپذیرد. نمیتوانیم صرفا بگوییم ظرفیت داریم؛ باید نشان دهیم این ظرفیت چه مسئلهای را حل میکند، چه هزینهای دارد، چه زمانی به نتیجه میرسد و چه ارزش اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی ایجاد میکند.
وی تاکید کرد: بنابراین رابطه جهاددانشگاهی با دولت و مجلس باید از یک رابطه صرفا حمایتی به یک رابطه مسئلهمحور، شفاف و مبتنی بر نتیجه تبدیل شود. ما انتظار داریم جهاددانشگاهی در فرآیند تصمیمسازی کشور بیشتر دیده شود و در مقابل نیز جهاددانشگاهی باید با ارائه پیشنهادهای دقیق، کارشناسی و قابل اجرا، این اعتماد را تقویت کند.
جهاددانشگاهی با بستههای مسئلهمحور وارد فرآیند تصمیمسازی شود
ناصری در پاسخ به این سوال که برای نقشآفرینی پررنگتر جهاددانشگاهی در پروژههای ملی، چه برنامهای در معاونت هماهنگی و امور مجلس دنبال میکنید؟، گفت: معاونت هماهنگی و امور مجلس در این زمینه دو مأموریت مکمل دارد؛ نخست تقویت هماهنگی و انسجام درون جهاددانشگاهی و دوم تقویت ارتباط جهاددانشگاهی با نهادهای سیاستگذار، دولت و مجلس.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم در پروژههای ملی نقشآفرینی کنیم، ابتدا باید بدانیم دقیقا چه ظرفیتهایی در داخل جهاددانشگاهی داریم. به همین دلیل برنامههای شاخص و ظرفیتساز واحدهای سازمانی را طراحی کردیم تا هر واحد بر اساس مأموریت، مزیت و ظرفیت خود، برنامههای مشخص و قابل ارزیابی داشته باشد.
معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی گفت: گام بعدی، ایجاد پیوند میان این برنامههاست. ممکن است یک مسئله ملی نیازمند توان چند واحد، پژوهشگاه، پژوهشکده یا سازمان تخصصی باشد. در چنین شرایطی نباید هر مجموعه به صورت جداگانه عمل کند؛ باید یک تیم ملی جهاددانشگاهی برای حل آن مسئله شکل بگیرد. این نگاه فقط در حوزه فناوری و پژوهش نیست. در حوزه فرهنگی نیز میتوان از ظرفیت شبکه سازمانها و مراکز فرهنگی جهاددانشگاهی برای طراحی و اجرای برنامههای ملی استفاده کرد. جهاددانشگاهی در طول فعالیت خود مجموعهای از تجربههای فرهنگی، رسانهای، آموزشی و اجتماعی را شکل داده و این ظرفیت میتواند در مواجهه با مسائل فرهنگی و اجتماعی کشور نیز به کار گرفته شود.

وی ادامه داد: از سوی دیگر، در حوزه ارتباط با مجلس و دولت، تلاش ما این است که جهاددانشگاهی از حالت معرفی صرف ظرفیتها خارج شود و با ارائه بستههای مشخص مسئلهمحور وارد فرآیند تصمیمسازی شود؛ یعنی به نماینده مجلس، وزارتخانه یا دستگاه اجرایی بگوییم مسئله چیست، راهحل پیشنهادی جهاددانشگاهی چیست، چه ظرفیتهایی برای اجرای آن داریم، منابع مورد نیاز چیست و چه خروجی مشخصی میتوانیم ارائه کنیم. در واقع، زبان ارتباط ما با دستگاههای سیاستگذار باید زبان مسئله، راهحل، شاخص عملکرد، زمانبندی و نتیجه باشد.
ناصری تصریح کرد: در همین چارچوب، یکی از رویکردهای مورد تأکید ما استفاده از ظرفیت علمی، فرهنگی و تخصصی جهاددانشگاهی در فرآیندهای تصمیمسازی کشور است. جهاددانشگاهی میتواند حلقه اتصال مؤثری میان دانشگاه، جامعه، صنعت، دولت و مجلس باشد و این ظرفیت باید به شکل نظاممندتری فعال شود.
جهاددانشگاهی گیلان ظرفیتهای قابل توجهی برای حل مسائل منطقهای و ملی دارد
معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی در خصوص مهمترین ظرفیتها و مسائل جهاددانشگاهی استان گیلان اظهار کرد: گیلان از استانهایی است که جهاددانشگاهی در آن ظرفیتهای قابل توجهی برای ایفای نقش در مسائل منطقهای و حتی ملی دارد. یکی از مهمترین مزیتهای جهاددانشگاهی گیلان، برخورداری از پژوهشکده محیط زیست و ظرفیتهای علمی مرتبط با محیط زیست، منابع طبیعی و مسائل اکولوژیک است.
وی ادامه داد: گیلان در کنار برخورداری از ظرفیتهای طبیعی، کشاورزی، فرهنگی و اجتماعی ارزشمند، با مسائل جدی نیز مواجه است؛ از مدیریت پسماند و آلودگی منابع آب گرفته تا مسائل مرتبط با کشاورزی، تغییرات اقلیمی، حفاظت از منابع طبیعی و توسعه پایدار بنابراین محیط زیست در گیلان یک موضوع حاشیهای نیست، بلکه یکی از مسائل اصلی توسعه استان است.
معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی بیان کرد: در کنار این موضوعات، فرهنگ و هویت بومی گیلان نیز یک ظرفیت مهم است. جهاددانشگاهی میتواند در حوزههایی مانند صنایع فرهنگی و خلاق، گردشگری فرهنگی، معرفی میراث فرهنگی و ظرفیتهای بومی، آموزش و توانمندسازی جوانان و توسعه کسبوکارهای فرهنگی نیز نقشآفرینی کند. این ظرفیتها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که بتوانیم میان فرهنگ بومی، دانش دانشگاهی و اقتصاد محلی ارتباط ایجاد کنیم. اینجاست که جهاددانشگاهی میتواند از پژوهش صرف عبور کند و وارد زنجیره پژوهش، فناوری، آموزش، فرهنگ، تجاریسازی و توسعه کسبوکار شود.
وی افزود: برای مثال در حوزه کشاورزی میتوان روی فناوریهای افزایش بهرهوری، فرآوری محصولات، گیاهان دارویی، صنایع غذایی، کاهش ضایعات و ایجاد زنجیره ارزش محصولات بومی استان تمرکز کرد؛ در حوزه محیط زیست نیز پژوهشکده محیط زیست جهاددانشگاهی میتواند به یک مرجع حل مسئله محیط زیستی در شمال کشور تبدیل شود و ظرفیت علمی و کارشناسی خود را در اختیار دستگاههای اجرایی استان قرار دهد. در حوزه سلامت نیز ظرفیتهایی بهویژه در زمینه سرطان، ناباروری، فناوریهای سلامت و آموزش و پیشگیری برای همکاری میان جهاددانشگاهی و دانشگاه علوم پزشکی گیلان وجود دارد.
آینده جهاددانشگاهی در گرو خدمت به نیازهای واقعی کشور است
ناصری بیان کرد: اما نکته مهم این است که برای جهاددانشگاهی گیلان نباید صرفا فهرستی از پروژهها تعریف کنیم. پیشنهاد مشخص من این است که استان چند مسئله اولویتدار و دارای اثر ملی را انتخاب کند و جهاددانشگاهی گیلان برای آنها برنامه جامع ارائه دهد. برای نمونه میتوان چند محور را در اولویت قرار داد: محیط زیست و پسماند؛ کشاورزی، امنیت غذایی و زنجیره ارزش محصولات بومی؛ سلامت و فناوریهای مرتبط با نیازهای استان و در کنار آنها فرهنگ، صنایع خلاق و سرمایه اجتماعی. در این میان، ارتباط با دانشگاههای استان و مشارکت دانشجویان نیز باید تقویت شود. گیلان دارای ظرفیت علمی و انسانی ارزشمندی است و جهاددانشگاهی میتواند میان این ظرفیت علمی و مسائل واقعی استان یک پل مؤثر ایجاد کند.
معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی گفت: پیشنهاد میکنم که جهاددانشگاهی گیلان برای هر یک از مسائل اولویتدار استان، یک بسته مسئلهمحور تدوین کند؛ در این بسته مشخص شود مسئله دقیقا چیست، چه ظرفیت علمی، فناورانه و فرهنگی برای حل آن وجود دارد، چه دستگاههایی باید مشارکت کنند، منابع مالی از چه محلهایی قابل تأمین است و خروجی پروژه طی یک، سه و پنج سال چه خواهد بود. اگر این اتفاق بیفتد، جهاددانشگاهی گیلان از یک مجموعه دارای ظرفیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی، به یک بازیگر مؤثر در توسعه همهجانبه استان تبدیل خواهد شد.
وی تاکید کرد: در نهایت، اعتقاد ما این است که آینده جهاددانشگاهی در گرو آن است که ظرفیتهای آن در خدمت نیازهای واقعی کشور قرار گیرد. جهاددانشگاهی زمانی میتواند جایگاه خود را در دهههای آینده تثبیت کند که دانشگاه را بشناسد، مسائل کشور را بشناسد، با نسل جوان گفتوگو کند، به فرهنگ و هویت جامعه توجه داشته باشد و بتواند میان علم، فرهنگ، جامعه، دولت و مجلس ارتباطی مؤثر و نتیجهبخش برقرار کند. جهاددانشگاهی از ابتدا بر این باور شکل گرفت که میتوان میان دانش و عمل، دانشگاه و جامعه، علم و فرهنگ پیوند ایجاد کرد. به اعتقاد من، همین فلسفه میتواند مبنای نقشآفرینی جهاددانشگاهی در آینده کشور باشد.
انتهای پیام
