پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۹
منبع: نمایندگی خراسان رضوی
وقتی پسماندهای ساختمانی، روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند

وقتی پسماندهای ساختمانی، روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند

خراسان رضوی (ایسنا) - روان‌پزشکان و متخصصان سلامت محیط هشدار می‌دهند که انباشت نخاله‌های ساختمانی در معابر شهری، فراتر از یک آلودگی بصری، عاملی قدرتمند برای افزایش استرس، اضطراب و فرسایش سرمایه روانی شهروندان است.

متخصص روانپزشکی و مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه، گفت: با گسترش بی‌رویه ساخت‌وسازها در کلان‌شهرها و توسعه افقی و عمودی شهرها، مسئله مدیریت پسماندهای ساختمانی (نخاله‌ها) به یکی از چالش‌های جدی و روزمره شهروندان تبدیل شده است.

حمید دانایی در گفت و گو با ایسنا بیان کرد: آنچه در نگاه نخست شاید تنها یک مشکل زیست‌محیطی یا مهندسی به نظر برسد، از منظر روانشناسی محیطی و سلامت عمومی، دارای ابعادی بسیار عمیق‌تر و آسیب‌زا است. انباشت طولانی‌مدت کیسه‌های سیمان، آجرهای خرد شده، توده‌های شن و ماسه و فلزات بازیافتی در حاشیه خیابان‌ها، پیاده‌روها و ورودی محلات، نه‌ تنها زیبایی بصری شهر را زیر سؤال می‌برد، بلکه به عنوان یک استرسور محیطی مداوم، بر ساختار روانی و عاطفی ساکنان این مناطق تأثیر مخرب می‌گذارد.

این استاد دانشگاه در تشریح این پدیده تأکید کرد: شهر را نباید صرفاً یک سازه فیزیکی و مجموعه‌ای از بتن و آهن دانست، بلکه شهر یک محیط روانی پویا است که مستقیماً با ذهن و روح انسان در ارتباط است. مغز انسان موجودی است که به طور مداوم در حال دریافت، پردازش و تفسیر نشانه‌ها از محیط پیرامون خود است.

وی خاطرنشان کرد: وقتی فردی از خیابانی عبور می‌کند که با کوهی از نخاله‌های ساختمانی و زباله‌های عمرانی مواجه است، مغز او به جای دریافت آرامش، سیگنال‌های هشدار دهنده‌ای را دریافت می‌کند. این تصویر به صورت ناخودآگاه پیامی مبنی بر بی‌نظمی، از هم گسیختگی و فقدان کنترل را به مرکز پردازش مغز می‌فرستد.

دکتر دانایی اظهار کرد: این وضعیت فعال‌سازی مداوم سیستم هشدار ناخودآگاه، مستقیماً بر سطح هورمون‌های استرس در بدن تأثیر می‌گذارد. مطالعات علمی در حوزه روانشناسی محیطی و سلامت روان شهری نشان داده‌اند که محیط‌های شلوغ، به‌ هم‌ریخته و دارای آلودگی بصری بالا، با افزایش سطح کورتیزول (هورمون استرس) در بدن همراه است.

وی گفت: افزایش کورتیزول می‌تواند منجر به بروز علائم متعددی نظیر اضطراب مزمن، خستگی ذهنی، تحریک‌پذیری و اختلال در خواب شود. در مقابل، فضاهای شهری که منظم، پاک و دارای عناصر طبیعی نظیر فضای سبز باشند، محرک‌های مثبتی برای مغز محسوب شده و با تقویت تولید دوپامین و سروتونین، حس آرامش و رضایت را در شهروندان ایجاد می‌کنند.

این استاد دانشگاه افزود: این یافته‌ها در مطالعات جمعیت‌شناختی متعددی در شهرهای بزرگ دنیا تأیید شده و رابطه مستقیمی میان کیفیت محیط فیزیکی و سلامت روان ساکنان آن‌ها نشان داده است.

وی ادامه داد: بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته، آسیب‌های روانی ناشی از پسماندهای ساختمانی از چهار کانال مشخص و مجزا به ذهن انسان نفوذ می‌کند که هر کدام مکانیسم اثرگذاری متفاوتی دارند.

دانایی اظهار کرد: کانال نخست، آلودگی بصری و بار شناختی است. مغز انسان توانایی پردازش محدودی دارد و مجبور است انرژی زیادی را صرف فیلتر کردن و نادیده گرفتن تصاویر ناخوشایند و به‌هم‌ریخته بکند. این فرآیند که به آن بار شناختی می‌گویند، به مرور زمان منجر به خستگی مفرط مغز می‌شود. وقتی فرد مدام مجبور است توجه خود را از محیط آشفته منحرف کند، ظرفیت ذهنی او برای انجام کارهای روزمره و خلاقیت کاهش می‌یابد.

وی خاطرنشان کرد: کانال دوم، کاهش حس امنیت و تعلق محلی است. رها شدن پسماندهای ساختمانی در یک محله، پیامی ناخودآگاه و تلخ را به ساکنان منتقل می‌کند؛ این حس که مکان زندگی فرد نه‌ تنها توسط مسئولان شهری بلکه حتی توسط همسایگان و پیمانکاران مورد بی‌احترامی قرار گرفته، منجر به تقویت حس طردشدگی، خودکم‌بینی محلی و دل‌زدگی از محل سکونت می‌شود. این دل‌زدگی می‌تواند ریشه در گسست اجتماعی و کاهش همبستگی بین شهروندان یک محله باشد.

مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه، بیان کرد: کانال سوم، افزایش ترس و خطر درک‌ شده است. نخاله‌های ساختمانی اغلب با خطرات فیزیکی پنهان و آشکار همراه هستند. لبه‌های تیز آجر و شیشه، میل‌گردهای برآمده و احتمال ریزش توده‌های شن و خاک، محیطی ناامن ایجاد می‌کند. این وضعیت به‌ ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیر مانند کودکان، سالمندان و زنان باردار نگرانی شدیدی را ایجاد می‌کند. ترس از آسیب فیزیکی، اضطراب محیطی را در این گروه‌ها به شدت بالا برده و باعث می‌شود در خروج از خانه یا استفاده از فضاهای عمومی اجتناب کنند.

وی اظهار کرد: کانال چهارم و بسیار مهم، الگوسازی منفی اجتماعی یا همان پدیده پنجره‌های شکسته است. نظریه‌های جامعه‌شناسی محیطی بیان می‌کنند که بی‌نظمی در محیط، شرایط برای رفتارهای ناهنجار دیگر فراهم می‌کند.

دانایی افزود: وقتی شهروندانی می‌بینند که نخاله‌ها و زباله‌ها روزها در خیابان رها شده و کسی اقدامی برای پاکسازی آن نمی‌کند، احتمال اینکه خود نیز دست به ریختن زباله، تخریب اموال عمومی یا بی‌احترامی به فضای مشترک بزنند، افزایش می‌یابد. این چرخه معیوب، نظم اجتماعی را تخریب کرده و شهر را به فضایی خصمانه تبدیل می‌کند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: تأثیر این عوامل بر تمامی افراد یکسان نیست. کودکانی که در حال رشد هستند، سالمندانی که دارای مشکلات حرکتی و شنیداری هستند و از بینایی‌شان کاسته شده، زنان باردار که حساسیت روانی و جسمی بالاتری دارند و افرادی که پیش‌تر مبتلا به اختلالات اضطرابی یا افسردگی هستند، بسیار بیشتر تحت تأثیر منفی این محیط‌های آشفته قرار می‌گیرند و احتمال تشدید بیماری‌های روانی آن‌ها بسیار بالاتر است.

وی در خصوص راهکارهای رفع این چالش‌ها گفت: در سطح سیاست‌گذاری کلان، الزام قانونی سخت‌گیرانه برای پیمانکاران ساختمانی ضروری است. پیمانکاران باید ملزم به نصب کانتینرهای استاندارد در ابتدای پروژه شده و دریافت پایان کار مشروط به تکمیل فرآیند پاکسازی محوطه و جمع‌آوری نخاله‌ها باشد.

دانایی افزود: همچنین، نظارت فعال شهرداری و محیط‌زیست از طریق گشت‌های زنده و هوشمند و اعمال جریمه‌های سنگین و بازدارنده برای رها کردن پسماند در معابر عمومی، گامی اساسی در پیشگیری از این معضل است.

وی تاکید کرد: علاوه بر اقدامات دولتی، مشارکت شهروندان و مدیریت محلی نیز حیاتی است. شهروندان می‌توانند با استفاده از سامانه‌های هوشمند شهری، تخلفات مربوط به رها شدن نخاله‌ها را گزارش دهند و با مطالبه‌گری مسالمت‌آمیز، فشار عمومی را بر مدیریت شهری برای بهبود وضعیت افزایش دهند. همچنین شوراهای اسلامی شهر و معتمدین محله‌ها می‌توانند با اولویت‌بندی پاکسازی نقاط حساس مانند اطراف مدارس، مساجد و پارک‌ها، نقش پیشگامی در ایجاد الگوی رفتاری مثبت ایفا کنند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها