میزگردی با حضور سه تن از فعالان دغدغهمند و باسابقه تشکلهای مردمنهاد استان قزوین با هدف بررسی عمیق مشکلات، موانع، و چالشهای پیشروی این نهادهای مدنی برگزار شد. در این نشست که در دفتر ایسنا برگزار شد و در این میزگرد حاضران به روایت داستان شکلگیری، اوج و افول فعالیتهای مشارکتی خود پرداختند و از فرسایش اعتماد اجتماعی، تغییر نسلی پس از کرونا، نگاه ابزاری مدیران، مشکلات ساختاری و بروکراتیک و فقدان بازخورد مؤثر از سوی مسئولین بهعنوان مهمترین موانع یاد کردند. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این میزگرد است.
حدیث باقری، از پیشکسوتان حوزه محیطزیست و بنیانگذار نخستین تشکلهای زیستمحیطی در منطقه الموت، با بازخوانی مسیر فعالیت خود به ایسنا گفت: از سال ۱۳۹۰ با دغدغه حفظ طبیعتِ بکر الموت و مشاهده چالشهای زیستمحیطی منطقه، وارد این عرصه شدم. ما جمعی از دغدغهمندان بودیم که با تشکیل یکی از اولین گروههای مردمنهاد منطقه، سالها فعالیت مستمر و مؤثری را رقم زدیم.
وی با اشاره به تغییر استراتژی فعالیتهای این تشکل در گذر زمان، افزود: در سالهای ابتدایی، تمرکز ما بر پاکسازی مناطق از زباله بود؛ اما بهتدریج به این نتیجه رسیدیم که این اقداماتِ مقطعی، راهکار پایداری نیست. از این رو، تمرکز خود را بر آموزش و فرهنگسازی در مدارس و مساجد معطوف کردیم. تا پیش از دوران کرونا، روند مشارکتها بسیار دلگرمکننده بود و شاهد همگرایی خوبی در جامعه محلی بودیم.
تغییر پارادایم در مطالبهگری و مشارکت اجتماعی
این فعال زیستمحیطی با بیان اینکه دوران پس از کرونا نقطه عطفی در رفتارهای اجتماعی ایجاد کرد، ادامه داد: گویا تاریخ فعالیتهای ما به قبل و بعد از کرونا تقسیم میشود. متأسفانه پس از آن دوران، نگاه جامعه به محیطزیست دچار تغییر شد. انگار طبیعت به ارث پدریِ همگان تبدیل شده است؛ نگاهی که به خود اجازه میدهد هرگونه دخل و تصرفی را در طبیعت روا بداند.
باقری با ابراز نگرانی از کوچک شدن دایره مشارکتهای اجتماعی خاطرنشان کرد: تا قبل از کرونا، فراخوانهای ما با استقبال گسترده ۴۰ تا ۵۰ نفر همراه بود؛ مردمی که حتی با وسیله نقلیه شخصی خود در هر شرایطی حاضر میشدند، اما بهمرور این مشارکت به ۱۰ و سپس به ۴ نفر تقلیل یافت و در نهایت، تشکل ما به دلیل کاهش انگیزه و پراکندگی اعضا از هم پاشید.
فشار اقتصادی؛ عامل اصلی دلسردی فعالان
وی در پایان با اشاره به ریشههای اجتماعی این بیانگیزگی، تصریح کرد: فشار مشکلات اقتصادی جامعه، ذهنها را چنان درگیر معیشت کرده که دیگر رمقی برای فعالیتهای داوطلبانه باقی نمانده است. وقتی از افراد برای کار تشکیلاتی دعوت میکنیم، با این پاسخ مواجه میشویم که «برای تأمین زندگی مجبورم آخر هفته هم کار کنم». به عبارت سادهتر، شرایط سخت معیشتی باعث شده است که بسیاری از نیروهای دلسوز و فعال جامعه، انگیزه خود را برای نجات طبیعت از دست بدهند.

مدیران از تشکلها برای پر کردن برنامههایشان استفاده میکنند
این فعال محیط زیست ضمن اشاره به اینکه مردم از مشارکت فاصله گرفتهاند، عنوان کرد: ایرادی که من همیشه به مسئولین میگیرم این است که آنها از تشکلها برای پر کردن برنامههایشان استفاده میکنند، گویا تشکلها به ابزاری برای مسئولین تبدیل شدند، تنها کاری که میکنند این است که به ما زنگ میزنند که هفته فلان است، مراسم و برنامه داریم، سعی کنید حتماً با چند نفر در این مراسم حاضر شوید، در حالی که ما قبلاً خودمان جمع میشدیم و کارهای خودجوش انجام میدادیم، اما شرایط اجتماعی فعالان را دلسرد کرده است. ما امروز در جامعه دچار فرسایش اعتماد اجتماعی و حتی مرگ اعتماد اجتماعی شده و مردم را از دست دادهایم. اکنون نه تنها در محیطزیست، بلکه در کارهای خیریه هم همینطور شده است. کسی که خودش کارمند با حقوق پایه است و در این شرایط اقتصادی با دارا بودن ۲ یا ۳ بچه مستأجر است و هزار نوع درگیری فکری و اقتصادی دارد، چطور میخواهد در کارهای اجتماعی مشارکت کند؟
باقری در ادامه بیان کرد: من اکنون تبدیل به یک ارتش تکنفره شدهام و افتخار میکنم که موفق شدهام حداقل در روستای خودمان، در خصوص حفاظت و نگهداری از محیط زیست فرهنگسازی کنم، امروز من با افتخار میگویم که شاید روستای ما تنها روستای بدون پسماند در استان باشد، چرا که هیچ مخزن زبالهای نداریم و همه میدانند که اگر چیزی میخورند، مسئولیت پسماندش با خودشان است، یا نباید آن را بخورند یا خودشان باید فکری به حال پسماندش کنند.
این فعال اجتماعی تصریح کرد: بنده در سالهای گذشته برای دانشآموزان در مدارس روستایی کارگاههای آموزشی میگذاشتم، اما اکنون دیگر دانشآموزان با وجود گوشیهای هوشمند و فضای مجازی، حوصله شرکت در کارگاه و یا رغبت برای حضور در مشارکتهای اجتماعی را ندارند، باید با متخصصان حوزه نوجوان و جوان جلساتی در این خصوص گذاشت و چارهای اندیشید که چطور میتوان نسل جدید را ترغیب به حضور در مشارکتهای اجتماعی کرد.
وی در خصوص حمایتهای مسئولین گفت: هر زمان چیزی از مسئولین خواستیم، انصافاً در حد حمایتهای معنوی همیشه با ما همراه بودهاند و یا اگر مکانی برای برگزاری جلسه خواستهایم در اختیارمان قرار دادهاند، اما ما دیگر آدمی را کنار خودمان نداریم که بخواهیم فعالیتهای اجتماعی کنیم، چرا که آدمها بهدلیل مشکلات اقتصادی از مشارکتهای اجتماعی فاصله گرفتهاند و بین مردم و حاکمیت فاصله افتاده است.
روایت یکی از فعالان حوزه سلامت اجتماعی و سبک زندگی
در ادامه این میزگرد، ولی صفارها یکی از فعالان حوزه سلامت اجتماعی و سبک زندگی که تشکل خود را در حوزه ورزش ثبت کرده است، به مشکلات ساختاری و بروکراتیک اشاره کرد و گفت: ما یک سازمان مردمنهاد و سمن ورزشی و دغدغهمند بودیم که روی سبک زندگی فعال شکل گرفته و در حوزه سلامت اجتماعی و سبک زندگی فعالیت داریم، تقریباً جزو نخستین سمنهایی بودیم که در حوزه ورزش ورود کردیم، از زمان تأسیس سازمان ملی جوانان تاکنون با رویکرد کاهش هزینههای خانوادهها و بالا بردن سطح آمادگی جسمانی افراد فعالیت داریم، اما مدلهای کاری ما تغییر کرده و گاهی بهعنوان هیئتهای ورزشی فعالیت کردهایم.
وی در ادامه به سه بُعد اصلی مشکلات سمنها اشاره کرد و گفت: در خصوص بُعد اجتماعی سمنها باید گفت که فضای اجتماعی در دورههای مختلف تغییر کرده و نیازهای اجتماعی مردم عوض شده است، در حالی که سمنها مانند هیئتهای مذهبی که ریشه در فرهنگ ما دارد، با نیت کمکهای عامیانه شکل گرفتهاند، اما متأسفانه امروز دچار ساختارمندی افراطی و دستوپاگیر شدهایم.
این فعال اجتماعی تصریح کرد: در خصوص بُعد ساختاری سمنها هم باید گفت که فرآیند ثبت تشکلها، پیچیده، هزینهبر و سرشار از نظارتهای دستوپاگیر است. در خصوص بُعد سیاسی هم با تغییر هر دولت، نگاه سیاسی به سمنها تغییر میکند، یک دولت میآید و بر ارتقای آنها تأکید دارد، اما دولت بعدی میگوید که این سیستم را قبول ندارد؛ این موضوعات باعث میشود فعالان اجتماعی مجبور شوند مدل کاری خود را با سلیقه مدیرانِ وقت تنظیم کنند و از اهداف اصلی خود فاصله بگیرند.

سمنها به پیمانکاران فرهنگی و اجتماعی مدیران تبدیل شدهاند
وی ضمن اشاره به اینکه مدیران همواره شعارهای خوبی در زمینه حمایت از سازمانهای مردمنهاد میدهند و میگویند ما بازوی اجرایی آنها هستیم، افزود: یکی از معضلات اصلی این است که سمنها به نوعی به پیمانکاران فرهنگی و اجتماعی مدیران تبدیل شدهاند، یعنی ما باید طرحها و ایدههای خودمان را با سلیقه مدیران همسو کنیم، گویا نیازهای سازمانهای مردمنهاد با نیازهای مدیران گره میخورد، اینها آزادی عمل سازمانهای مردمنهاد را سلب میکند، برای مثال یک سال شعار ازدواج و فرزندآوری میدهند، تمام اعتبارات به آن حوزه میرود و اگر شما طرحی خارج از این بدهید، به آن توجهی نمیشود، یک سال شعار دیگری میدهند و به بقیه موضوعات توجهی نمیشود.
صفارها خاطرنشان کرد: وقتی یک جوان برای فعالیت وارد مجموعهای میشود، باید به او آنقدر هدف داد که با توجه به شرایط جامعه بتواند برای خود درآمدزایی کند، این اتفاق در سمنها رخ نمیدهد، اما در هیئتهای ورزشی چنین اتفاقی رخ میدهد و جوانان انگیزه میگیرند، به همین دلیل ما از مدل سمن به مدل هیئتهای ورزشی تغییر رویه دادهایم.
وی تأکید کرد: متأسفانه برخی مدیران گویا میترسند از اعتبارات دولتی استفاده کنند، این یکی از معضلات موجود است، تمام مدیران در دستگاههای دولتی تلاش میکنند اعتبارات دولتی را جذب کنند، اما در حوزه مشارکتها تلاش میکنند اعتبارات را دفع کنند، چون باید پس از جذب پاسخگو باشند، طی این چند سال مدیرانی در حوزه جوانان کار کردهاند، اما بعد با انواع برچسبها از آن حوزه خارج شدهاند.
روایت مدیرعامل یک مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
در ادامه این میزگرد علیرضا نوروزی، مدیرعامل یکی از مؤسسات خیریه گفت: مشکلات سازمانهای مردمنهاد قابل حل است، اما متأسفانه گوش شنوایی برای شنیدن این مشکلات وجود ندارد، جلساتی با مسئولین جهت پیگیری مشکلات برگزار شده، اما متأسفانه فاقد خروجی بوده است.
وی ادامه داد: ما حدود ۱۵ سال قبل، مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان را در قزوین تأسیس کردیم، با کودکانی که در بخش خون بیمارستان قدس درمان میشدند آشنا شدیم و دیدیم که هیچ حامی جدی و مؤثری ندارند، یکی از اهداف و دغدغههایمان این بود به جایی برسیم که خانوادهها به جز رنج بیمارداری، دغدغه دیگری نداشته باشند. از سال ۱۳۹۶ به این هدف دست پیدا کردیم و با افتخار اعلام میکنیم که درمان سرطان برای کودکان مبتلا به این بیماری هیچ هزینهای ندارد و تمام هزینههای درمان، دارو، آزمایش، ایابوذهاب، بستههای معیشتی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، فیزیوتراپی و کمکهزینه تحصیل، توسط مردم و از طریق مؤسسه پرداخت میشود.

این فعال اجتماعی بیان کرد: در حال حاضر حدود ۳۵۰ پرونده فعال داریم و تعداد بیماران تقریباً ۱۰ برابر سالهای اولیه شده است، از دو سال پیش، سن خدمات را از ۱۸ به ۳۰ سال افزایش دادیم و بیماران زیر ۳۰ سال را پوشش میدهیم، نکته جالب این است که مؤسسه ما هیچ کارمند حقوقبگیری ندارد و بیش از ۱۲۰ نفر از پرسنل، کاملاً داوطلبانه فعالیت میکنند.
نوروزی با اشاره به انگیزه اصلی خود، عنوان کرد: خیلیها از من میپرسند نفع شما از این کار چیست؟ چرا وقت و زمانتان را میگذارید؟ من برای آنها یک مثال میزنم و میگویم وقتی آدم و حوا از بهشت به زمین تبعید شدند، خداوند آرامش را از آنها گرفت و در بهشت نگه داشت؛ ما از صبح تا شب کار میکنیم و پول در میآوریم تا با آن پول برای خودمان آرامش بخریم، اما در مؤسسه خیریه، با این فعالیت داوطلبانه، مستقیم به همان آرامش میرسیم، من در زندگیام طوفانهای بزرگی را پشتسر گذاشتهام، اما با آرامشی که از این کار گرفتهام، توانستهام از همه آنها عبور کنم، این حس خوب وقتی ادامهدار خواهد بود که ثمرهاش را ببینید، متأسفانه وقتی مدیران و قوانین این حس را از فعالان اجتماعی میگیرند، انگیزه مشارکت از بین میرود.
این فعال اجتماعی در خصوص جذب نیروهای جدید برای خیریه تأکید کرد: همین که ما بتوانیم حال خوب خود از کار خیر را به مخاطبان انتقال دهیم، این باعث میشود افراد جدیدی جذب مؤسسه ما شوند، نوع نگرش نوجوانان و جوانان تغییر کرده است، باید با توجه به نوع نگرشی که دارند، جذبشان کنیم.
ادامه این میزگرد را در روزهای بعد در ایسنا دنبال کنید.
انتهای پیام
