در ادامه، هر سه فعال اجتماعی به بحث مشترک درباره چالشهای پیش روی سمنها پرداختند. حدیث باقری، پیشکسوت محیطزیست و مؤسس یکی از نخستین تشکلهای زیستمحیطی در الموت اظهار کرد: مدیران بالادستی باید تمام تلاش خود را بر این موضوع معطوف کنند که اعتماد و امید را به جامعه برگردانند تا شرایط فعلی اصلاح شود، متأسفانه مسئولین ما به محض اینکه روی میز و صندلی مدیریتی مینشینند، نگاهشان تغییر میکند.
وی افزود: مدیران باید شرایط کار را به نحوی برای سازمانهای مردمنهاد فراهم کنند که آنها بتوانند آمار مشارکتهای اجتماعی را بالا ببرند، از سوی دیگر مدیران باید نه تنها تجارب موفق مدیران پیش از خود را بررسی کنند، بلکه باید تجارب موفق دنیا را هم ببینند و از آنها بیاموزند.
باقری خاطرنشان کرد: مدیر بودن سخت است، اگر کسی از خودش نمیبیند، نباید مدیریت را قبول کند، خیلی سخت است که در شرایط فعلی بخواهیم آمار مشارکتهای اجتماعی را مانند گذشته بالا ببریم و کار مفید و مؤثر انجام دهیم.
وی تأکید کرد: باید بررسی کرد که چرا آدمهایی که روزگاری وقت و هزینه برای فعالیتهای اجتماعی میگذاشتند، امروز از این فضا فاصله گرفتهاند؟ بنده واقعاً به مشارکت باور دارم و معتقدم حتی کارهای کوچک هم حاصل فعالیت جمعی هستند، باید کاری کنیم که افراد را دوباره برای کارهای مشارکتی دور هم جمع کنیم و مجدد امید و اعتماد از بین رفته را به جامعه برگردانیم، ما مردمان خیلی خوبی داریم، بیاییم از این سرمایه اجتماعی به نحو احسن و همدلانه استفاده کنیم.

مطالبهگری خطرات خاص خودش را دارد
این فعال اجتماعی در خصوص موضوع مطالبهگری خاطرنشان کرد: در حوزه کاری ما، همواره باید بحث مطالبهگری وجود داشته باشد، این مطالبهگری گاهی برای ما خطرآفرین بوده است، مثلاً وقتی میخواستند در منطقه حفاظتشده و بدون پیوست زیست محیطی جاده احداث کنند، ما زنجیره انسانی تشکیل دادیم و اعتراض کردیم، اما لودر آوردند و بدون توجه به ما کارشان را کردند. یا برای مثال در خصوص نیروگاه شهید رجایی، بارها خواستیم زنجیره انسانی تشکیل دهیم اما از بالا دستور دادند که چنین کاری نکنید. حتی یکبار مسئول وقت محیطزیست به ما گفت که بیخیال شوید، گاز نداریم، نیروگاه ناچار است مازوت بسوزاند، یعنی از ما خواستند که ورود نداشته باشیم و مطالبهگری نکنیم.
برای نسل جدید برنامه نداریم
باقری تأکید کرد: متأسفانه با تغییر دولتها، نگاهها به سازمانهای مردمنهاد هم تغییر میکند، اگر دولتی روی کار بیاید که با طیف سیاسی ما سازگاری نداشته باشد، عملاً ما به مدت ۴ سال حذف خواهیم شد. از سوی دیگر گویا سازمانهای مردمنهاد حتماً باید صرفاً در راستای شعار سال حرکت کنند، یک سال بنده طرحی را در راستای توانمندسازی زنان روستایی داشتم، اما چون شعار سال ازدواج و فرزندآوری بود طرح ما علیرغم مزیتهایی که داشت، عملاً به حاشیه رفت و دیگر حتی به هیچ جلسهای دعوت نشدم تا اینکه مدیران تغییر کردند و باز هم مدیران طیف سیاسی ما روی کار آمدند!
وی درباره ارتباط با نسل جدید عنوان کرد: بنده با نسل جدید یعنی دهه هشتادیها و نودیها ارتباط مؤثری ندارم، آنها در فضای مجازی بزرگ شدهاند و اطلاعاتشان فراتر از سنشان است، نسل جدید مثل ما نیست که با حرف و سخنرانی جذب شود، آنها نیاز به محتوای بهروز و جذاب در فضای مجازی دارند و ما متأسفانه در این حوزه برنامهای نداریم.
مدیران ما از تجارب مدیران پیش از خود استفاده نمیکنند
ولی صفارها یکی از فعالان حوزه سلامت اجتماعی و سبک زندگی که تشکل خود را در حوزه ورزش ثبت کرده است نیز گفت: متأسفانه مدیران ما از تجربیات مدیران قبلی استفاده نمیکنند و همه دوست دارند کار را از صفر شروع کنند، در حالی که اگر هر مدیری بخواهد همه مسیر را خودش تجربه کند، هیچ پیشرفتی حاصل نمیشود، تنها چیزی که باعث میشود جوامع رو به پیشرفت باشند، این است که از تجربیات یکدیگر استفاده کنیم، هم سازمانهای مردمنهاد و هم دولتمرادن باید از تجربیات گذشتگان استفاده کنند، ما باید یک بانک تجربه داشته باشیم تا مدیران جدید از اشتباهات قبلیها درس بگیرند و هزینه آزمونوخطا را نپردازند، اما متأسفانه دولتمردان ما گویا فقط نقاط منفی مدیران قبل از خود را میبینند!
وی خاطرنشان کرد: تجربیات اشتباه مدیران باید ثبت و ضبط شود تا مدیران بعدی همان تجربیات را تکرار نکنند، اما متأسفانه یاد گرفتهایم به جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک کنیم، بنده یک داروخانه را پیدا کردم که راهکاری پیدا کرده بود تا یکی از داروهای تحریمی را در شرایط جنگی وارد کشور کند، و آن دارو را به قیمت آزاد در داروخانهاش میفروخت. من به مسئولین گفتم این داروخانه راهکار دور زدن تحریمها را پیدا کرده و میتواند دارو وارد کند، از تجربیات و ظرفیت او استفاده کنید، فردا دیدیم رفتهاند آن داروخانه را پلمب کردهاند!
صفارها ضمن گلایه از نگاه ابزاری و استفاده تشریفاتی از سمنها، بیان کرد: گاهی قوانین ما آنقدر محدودکننده و سختگیرانه است که دست و پای مدیران را میبندد و آنها را خلع سلاح میکند، از سوی دیگر متأسفانه در بسیاری از موارد، مدیران از سمنها فقط برای پر کردن برنامههای خود و گرفتن عکسهای یادگاری استفاده میکنند، بعد از جلسه یک لوح به فعالین اجتماعی میدهند و همه چیز تمام میشود، اما هیچ بازخورد عملی نسبت به مطالبات سمنها وجود ندارد، گویا نمیخواهند به سازمانهای مردمنهاد فرصت کار بدهند.
این فعال اجتماعی تصریح کرد: از سوی دیگر، سازمانهای مردمنهاد دورههای پیشین هم گاهی کارنامه خوبی ندارند و فضای کاری خود را به سمت سیاسی شدن پیش بردهاند، به همین دلیل دستگاههای مختلف حساس شدهاند و دیگر با ما تعامل نمیکنند.

وی با اشاره به اهمیت شبکهسازی در شورای توسعه تسکلها، خاطرنشان کرد: متأسفانه برخی سمنها یا خیریهها گویا به جای ارائه خدمات، میخواهند با هدف کسب درآمد وارد کار شوند، ما در شورای توسعه جلوی ثبت اینها را میگیریم. ما در شورای توسعه سعی میکنیم ضمن وصل کردن سمنها به هم و هدفدار کردن آنها، شبکهسازی کنیم، چرا که بسیاری از آنها از وجود یکدیگر بیخبرند، برای مثال یک سمن در حوزه سرطان برای افراد زیر ۳۰ سال کار میکند و سمن دیگری برای افراد بالای ۳۰ سال کار میکند. اینها وقتی با هم آشنا و هماهنگ شوند، ظرفیتشان چند برابر میشود، اما متأسفانه این شبکهسازی هنوز به شکل مؤثری اتفاق نیفتاده است.
صفارها ضمن گلایه به افزایش صدور مجوزها بدون دارا بودن کیفیت فعالیت، تأکید کرد: متأسفانه رویکردی که حاکمیت در پیش گرفته است، صدور مجوز برای بالا بردن سطح مشارکتهای اجتماعی است، به این معنا که متأسفانه وزارتخانهها از استانها میخواهند تا جایی که میتوانند مجوز سمن صادر کنند تا آمار مشارکت بالا برود، یعنی اگر برای مثال سازمان ایکس سالانه مجوز پنج سمن را ثبت نکند، در ارزیابیها رتبه پایین میگیرد، این باعث شده که مجوزها بهصورت قارچی صادر شوند، اما برای مثال از ۷۵ سمن ثبت شده در استانداری، ممکن است به تعداد انگشتان یک دست هم سازمان فعال مردمنهاد نداشته باشیم. ما در شورای توسعه تلاش میکنیم این روند را اصلاح کنیم و فقط به کسانی مجوز دهیم که هدف مشخصی دارند یا آنها را به مجموعههای بزرگتر متصل کنیم.
مدیران به سمنها نگاه تشریفاتی دارند
علیرضا نوروزی، مدیرعامل یکی از مؤسسات خیریه با انتقاد از نگاه تشریفاتی برخی مدیران به سمنها، خاطرنشان کرد: خیلی وقتها در جلسات، سمنها فقط برای پر کردن صندلیهای خالی دعوت میشوند و در نهایت یک لوح و حکم میگیرند و میروند، یعنی فقط زینتالمجالس هستند، اما هدف اصلی که همان تأثیرگذاری واقعی است، انجام نمیشود. در حالی که در همه جای دنیا سمنها بازوی توانمند دولتها هستند، یعنی دولتها ۹۰ درصد راه را میروند و ۱۰ درصد باقیمانده را سمنها با مشارکت مردمی تکمیل میکنند، اما در کشور ما برعکس شده است، انگار ۹۰ درصد کار بر عهده سمنهاست و دولتها همان ۱۰ درصد را هم درست انجام نمیدهند، در حالی که انجام خیلی از کارها اصلا پول نمیخواهد و برخی مشکلات صرفا با دستورالعمل حل میشوند، اما گاهی حتی مسئولین نمیخواهند از مشکلات چیزی بشنوند، شاید هم مشکلات را میدانند و عمداً دنبال حل آنها نیستند!
نوروزی خاطرنشان کرد: البته مدیرانی را هم داریم که پیوسته کار و فعالیت میکنند، منکر وجود چنین مدیرانی نیستیم، اگر مدیران و کارمندان را مانند یک زنجیره در نظر بگیریم، اگر در وسط این زنجیره هر کس دست دیگری را رها کند، این زنجیره قطع خواهد شد، یعنی برای حل مشکلات همه باید دست به دست هم بدهند، همه باید برای حل مشکلات دست در دست هم دهیم و همت کنیم تا جامعه جای بهتری برای زندگی خودمان و آیندگان شود.
وی با اشاره به تغییر رفتار برخی مدیران پس از رسیدن به مسئولیت و قدرت، گفت: مدیران هم جزو همین مردم هستند، اگر جامعه ما جای بهتری برای زندگی کردن باشد، همین مدیر و فرزندانش هم در چنین جامعهای زندگی بهتری را خواهند داشت، اما متأسفانه گویا انگیزهای برای بهبود اوضاع نیست، باید بدانیم هر چقدر مشکلات جامعه حل نشود، روی هم انبار شده و مشکلات بزرگتری را میسازند، من مدیری را میشناسم که قبل از مدیر شدن، بسیار مردمی و صمیمی بود و با سمنها ارتباط نزدیک داشت و میگفت ما باید سازمانهای مردمنهاد را بهعنوان الگو در ساختارهای مدیریتی ببینیم، اما به محض اینکه پشت میز مدیریت نشست، رفتارش ۱۸۰ درجه تغییر کرد و حتی زورش میآمد جواب سلام ما را بدهد، من خودم در دفتر مؤسسه، عمداً میز و صندلی ندارم، چون از تأثیرات منفی آن میترسم، چرا که معتقدم صندلی آدمها را تغییر میدهد.
مدیران ما بلد نیستند کار گروهی انجام دهند
در ادامه این میزگرد صفارها اظهار کرد: در برخی موارد قوانین آنقدر دست و پا گیر هستند که مدیران ما از ترس قوانین و پاسخگوییهای ثانویه، ترجیح میدهند کاری را انجام ندهند، از سوی دیگر متأسفانه مدیران ما علیرغم اینکه خوب شعار میدهند، بلد نیستند کار گروهی انجام دهند.
وی افزود: مدیران ما انگار فقط خودشان را قبول دارند و منیت دارند، اصلاً تلاش نمیکنند از تجارب مدیران قبلی استفاده کنند، گویا صرفاً بهدنبال تخریب هم هستند و دوست دارند تمامی آزمون و خطاها را خودشان انجام دهند، تا آنها آزمون و خطایشان را انجام دهند دوره مدیریتشان هم تمام میشود و کارها بر زمین میماند، گویا روی یک سیکل معیوب افتادهایم که فقط درجا میزنیم.
این فعال اجتماعی خاطرنشان کرد: جامعه ما در حال تغییر است، این تغییر را همه ما لمس کردهایم، هر کجا اجتماع داشتهایم، نتیجه کار مثبت بوده و بازخورد خوبی داشته است، سازمانهای مردمنهاد همان اجتماعهای کوچکی هستند که میتوانند دور هم جمع شوند و بازخوردهای مثبت و بزرگی داشته باشند، باید کمک کنیم این اجتماعها هدفدار باشند.
صفارها تأکید کرد: متأسفانه گویا جای هنجارها و نابهنجاریها در جامعه در حال عوض شدن است، باید از ظرفیت سازمانهای مردمنهاد استفاده کنیم تا آسیبهای اجتماعی در حوزههای مختلف را کاهش دهیم.
مدیران باید فعالانه به حرفهای سازمانهای مردمنهاد گوش دهند
نوروزی اظهار کرد: گوش دادن فعال مدیران به حرف سمنها، بدون پیشداوری و بهانههای همیشگی از قبیل «بودجه نداریم» یا «امکان ندارد» از جمله مطالبات ماست، جامعهشناسی دقیق مناطق و استفاده از متخصصان محلی برای حل مشکلات، به جای کپیبرداری کورکورانه از تجارب سایر استانها از دیگر مطالبات است، شبکهسازی مؤثر میان سمنها جهت کاهش موازیکاری و افزایش همافزایی لازم و ضروری است، استفاده از ظرفیت فضای مجازی برای جذب نسل جوان با تولید محتوای خلاقانه و بهروز یکی دیگر از ضروریات است.
وی ضمن اشاره به اینکه برخی مدیران به چشم مزاحم به سازمانهای مردمنهاد نگاه میکنند، عنوان کرد: ما در اردیبهشت ماه جلسهای با کارگروه سلامت داشتیم، مشکلات حوزه سلامت استان را احصا کردیم و برای آنها پیشنهاد و راهکار ارائه دادیم، اما سه ماه است که پشت درب دفتر یکی از مسئولین ماندهایم و هیچ پاسخی نمیگیریم، در عین حال طی هفتههای گذشته رئیس آن یک بیانیه طولانی در خصوص اهمیت وجود سازمانهای مردمنهاد و تکریم آنها منتشر کرد! چطور میتوان هم سازمانهای مردمنهاد را قبول داشت، هم به حرفهای آنان اهمیتی نداد؟

این فعال اجتماعی ضمن اشاره به اینکه پیش پا افتادهترین خواسته و مطالبه سمنها، شنیدن حرف آنان توسط مسئولین است، عنوان کرد: نگاه دولتمردان به مسائل و مشکلات، کاملاً متفاوت از نگاه سازمانهای مردمنهاد است، نگاه برخی مسئولان صرفاً این است که بودجه نیست و نمیشود کار کرد! این دیدگاهها باید تغییر کنند.
وی اظهار کرد: یکی از بزرگترین تشکلها در طول تاریخ کشور در زمان جنگ تحمیلی اتفاق افتاد، تشکلی که در آن، مردم ما با همدلی و اتحاد از این مرز و بوم پاسداری کردند، بسیج مردمی موفق شد جنگ تحمیلی را با دست خالی به نفع ایران به پایان برساند، اگر بخواهیم کارهای تشکلها را نادیده گرفته، آنها را کمرنگ جلوه داده و فعالیتهایشان را زیر سؤال ببریم، خیانت بزرگی به آیندگان کردهایم.
نوروزی یادآور شد: همه ما جزو مردم همین جامعه هستیم، مسئولی که امروز پشت میز مینشیند، دیروز یک شهروند عادی بوده است، وقتی جامعه سالمتر و شادابتری بسازیم، همه ما از آن بهرهمند میشویم، سمنها سفره نیکی پهن کردهاند که هر مسئول میتواند یک لقمه از آن بردارد و برای آیندگان، یادگاری بگذارد، اما اگر دستبهدست هم ندهیم و به جای همدلی، بهدنبال منافع سیاسی، شخصی و گروهی باشیم، همچنان در همان غارهای ابتدایی تاریخ خواهیم ماند و آیندگان از ما خواهند پرسید که چرا این شهد گوارای مشارکت و همدلی را از ما دریغ کردید؟ بیایید امروز پاسخی شایسته برای آن روز آماده کنیم.
به گزارش ایسنا، مسئولان باید به تشکلها به چشم یک همیار و بازوی اجرایی نگاه کنند، اما این در حالی است که برخی از مسئولین تشکلها را مزاحم میپندارند. نگاه تشکلی در ایران وجود داشته است و هیئتهای مذهبی و حتی بسیج مردمی و حضورشان در جنگ هشت ساله نمونهای از فعالیتهای تشکلی است، بنابراین استفاده حداکثری از ظرفیت تشکلها در بسیاری از موارد میتواند راهگشا باشد.
انتهای پیام
