مهدی مقاری در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت:
وقتی شعلههای جنگ فروکش میکند، اولین چیزی که نیاز به بازسازی دارد، اقتصاد نیست، بلکه «تصویر» یک کشور است. در این میدان جدید، گردشگری بهعنوان حساسترین و در عینحال تأثیرگذارترین صنعت، در کانون بازسازی قرار میگیرد. تجربهٔ کشورهای درگیر بحران و آمارهای جهانی نشان میدهد که بیتوجهی به این صنعت در دوران پساجنگ، بهمعنای از دست دادن فرصتی طلایی برای جهش اقتصادی و اعتبار بینالمللی است.
اقتصاد در سایهٔ تهدید
هزینههای جنگ برای صنعت گردشگری منطقهٔ خاورمیانه نجومی است؛ بهگونهای که شورای جهانی سفر و گردشگری، تخمین زده است درگیریها روزانه دستکم ۶۰۰ میلیون دلار به این بخش در منطقه آسیب زده است. در ایران، این خسارت بسیار ملموس است: ۱۶۴ اثر تاریخی و فرهنگی شامل موزههایی چون کاخ گلستان و سعدآباد آسیب دیدهاند و هتلها با اشغال تکرقمی دستوپنجه نرم میکنند.
این اعداد فقط آمار نیستند؛ آنها بهمعنای بیکاری هزاران راهنمای گردشگر، تعطیلی آژانسهای مسافرتی و رکود در بخش صنایعدستی هستند که پیش از این، بخش مهمی از اشتغال و درآمدزایی کشور را بر عهده داشتند.
فرصت طلایی بازسازی
اما در دل همین ویرانیها، فرصتهای استراتژیکی نهفته است. سوریه که پس از ۱۴ سال جنگ داخلی، صنعت گردشگری خود را از صفر شروع میکند، با ایجاد «پلیس گردشگری» و جذب سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیون دلاری در پروژههای عظیم توریستی، نشان داده است که عزم جدی برای احیای این صنعت دارد. مقامات سوری بهدرستی میدانند که سرمایهگذاران بینالمللی تا وقتی نتوانند یک کشور را از نزدیک ببینند، حاضر به سرمایهگذاری در آن نمیشوند.
ایران نیز با هدف جذب سالانهٔ ۱۵ میلیون گردشگر، برنامههای تحریک تقاضای داخلی و تمرکز بر بازارهای همسایه را در دستور کار قرار داده است. اما این مسیر نیازمند رویکردی فراتر از اقدامات مقطعی است.
الزامات راهبردی
بازسازی تصویر، مهمتر از بازسازی بناها
چالش اصلی ایران در دوران پساجنگ، میدانی نیست؛ رسانهای و تصویری است. تصویر بینالمللی مخدوششده از ایران، مانعی جدی برای جذب گردشگر بهشمار میرود. راهکار، طراحی کمپینهای رسانهای هوشمندانه و چندزبانه با محوریت «ایران؛ امن، معنوی، پایدار» و استفاده از ظرفیت گردشگری سلامت، زیارت و میراثفرهنگی است.
دیپلماسی گردشگری، محور قدرت نرم
میراثفرهنگی و گردشگری، رکن رکین قدرت نرم هر کشوری هستند. بازتعریف این ظرفیتها با نگاه فرابخشی و آمایشمحور، ضرورتی ملی برای بازسازی هویت ایرانی‑اسلامی و تحقق توسعهٔ پایدار مبتنی بر خلاقیت بهشمار میرود.
انعطافپذیری و نوآوری
دبی که در جریان جنگهای منطقهای، هتلها را تعطیل و بازسازی کرد و رویدادهای بزرگ را به تعویق انداخت، نشان داد که تابآوری صنعت گردشگری در گرو برنامهریزی بلندمدت و مستقل از بحرانهای مقطعی است. استفاده از فناوریهای مجازی برای حفظ میراث تخریبشده و جذب گردشگر نیز راهبردی کارآمد است که تا زمان بازسازی فیزیکی، ارتباط با مخاطبان جهانی را حفظ میکند.
پل عبور از بحران
دوران پساجنگ، زمان سیاهنمایی یا انفعال نیست؛ زمان اقدام قاطع و هوشمندانه است. گردشگری میتواند پل عبور از بحران بهسوی بازسازی باشد؛ بهشرط آنکه دولتها و بخش خصوصی با درک عمق فرصتها، سرمایهگذاری در زیرساختها، تسهیل صدور روادید، بازاریابی هدفمند و بازتعریف روایت ملی را در اولویت قرار دهند. آینده از آنِ کشورهایی است که بدانند تصویر یک سرزمین، ارزشی به اندازهٔ نفت و گاز دارد.
انتهای پیام
