محمدعلی نوبخت مشاور استاندار مازندران و تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی که به مناسبت روز پزشک در اختیار ایسنا قرار داده است نوشت: جامعه همچون موجودی زنده، گاه دچار آسیب، ناهماهنگی و بیماری میشود. جامعه مجموعهای از انسانها با خواستها، منافع، ارزشها و نگرشهای متفاوت است و طبیعی است که در چنین مجموعهای، تعارض و ناسازگاری پدید آید.
کار سیاست، نه انکار این دردها و نه پنهان کردن آنها، بلکه شناخت، تشخیص و اصلاح آنها در حد توان و امکانات موجود است. سیاستمدار خردمند، پیش از آنکه نسخه بنویسد، باید جامعه را معاینه کند؛ صدای مردم را بشنود، نشانههای آشکار و پنهان آسیبهای اجتماعی و مشکلات اقتصادی را ببیند و میان بیماریهای ریشهای و عوارض سطحی تمایز قائل شود.
همانگونه که طبیب، یک علامت ظاهری را با ریشه بیماری اشتباه نمیگیرد، سیاستمدار نیز نباید مشکلات عمیق و ریشهدار جامعه را با مسائل روزمره و فرعی یکی بداند. در این نگاه، سیاستمدار بیش از آنکه وعدهدهنده باشد، باید تشخیصدهنده و چارهاندیش باشد.
جامعه به گفتارهای تسکیندهنده و وعدههای توخالی نیاز ندارد؛ به سیاستی نیازمند است که واقعیت را همانگونه که هست ببیند، فاصله میان امر واقع و امر مطلوب را بشناسد و برای کاهش این فاصله، برنامهای روشن و عملی داشته باشد.
مردمفریبی، درست در نقطه مقابل این نوع سیاستورزی قرار میگیرد. مردمفریب، به جای درمان ریشهای، مُسکن عرضه میکند؛ به جای پذیرش واقعیت، جهانی خیالی میسازد و با وعدههای بزرگ و راهحلهای ساده برای مسائل پیچیده، جامعه را برای مدتی از درد واقعی غافل میکند. اما هیچ بیماری جدی با مُسکن دائمی درمان نمیشود.
سیاستورزی سالم، نیازمند صداقت در تشخیص، شجاعت در تصمیم و صبوری در درمان است. همانگونه که پزشک بدون شناخت دقیق بیماری نمیتواند درمانی مؤثر ارائه دهد، سیاستمدار نیز بدون شناخت جامعه، فرهنگ، اقتصاد، مطالبات مردم و ریشههای آسیبهای اجتماعی، نمیتواند نسخهای کارآمد برای آینده بنویسد.
از این منظر، سیاستمدار موفق کسی نیست که صرفاً خوب سخن بگوید؛ بلکه کسی است که خوب ببیند، خوب بشنود، درست تشخیص دهد و بهموقع اقدام کند. گاهی درمان نیازمند اصلاحی تدریجی است و گاهی به جراحی جدی نیاز دارد؛ اما در هر دو حالت، تصمیم باید بر پایه شناخت، عقلانیت و مسئولیتپذیری باشد، نه هیجان، فرصتطلبی و تغییر مواضع به اقتضای شرایط.
همانگونه که سلامت فردی تنها به سلامت یک عضو محدود نمیشود، سلامت جامعه نیز صرفاً با حل یک مشکل اقتصادی یا اجتماعی محقق نخواهد شد.
درد و رنج، امید و ناامیدی، شادی و سعادت از فرد به جمع منتقل میشوند و در سطح جامعه صورتی جمعی پیدا میکنند. از این رو، سیاستمدار باید علاوه بر درمان عوارض، به سلامت روحی، اخلاقی و سرمایه اجتماعی جامعه نیز بیندیشد. شاید از همینجا بتوان به معنای عمیقتری از «سیاست به مثابه طبابت» رسید؛ سیاستورزی واقعی، تلاش برای کاهش رنج انسانها، افزایش امید اجتماعی و گشودن افقهای تازه برای زندگی جمعی است. و چه نیکوست که در روز پزشک، از پزشکانی سخن بگوییم که دامنه رسالتشان میتواند از درمان تن فراتر رود؛ پزشکانی که دانش، تجربه و شناخت خود را در عرصه مدیریت و سیاست نیز به کار میگیرند تا دردهای جامعه را بهتر بشناسند و برای درمان آنها راهی عقلانی و انسانی بیابند.
روز پزشک، روز پاسداشت دانش، تشخیص و درمان است؛ و چه زیباست آنگاه که این سه، در خدمت مردم و در مسیر ساختن جامعهای سالمتر، امیدوارتر و برخوردارتر از عقلانیت قرار گیرد. روز پزشک بر همه پزشکان شریف و فرهیخته، بهویژه پزشکانی که طبابت را با خدمت به جامعه پیوند زدهاند، مبارک باد.
انتهای پیام