سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۰:۰۰
آیا جهان به یک خیزش علیه سیاست تکبر و تحقیر ترامپ نیاز ندارد؟

وزیر خارجه اسبق لبنان نوشت

آیا جهان به یک خیزش علیه سیاست تکبر و تحقیر ترامپ نیاز ندارد؟

وزیر خارجه اسبق لبنان در بررسی بن‌بست دونالد ترامپ در قبال ایران و تنگه هرمز، نوشت: رئیس‌جمهور آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره میان ۲ گزینه تشدید تنش و دستیابی به توافقی که بتواند آن را پیروزی جلوه دهد، گرفتار شده است؛ که پیامدهای هر دو گزینه به ضرر او خواهد بود.

به گزارش ایسنا، «عدنان منصور» وزیر خارجه اسبق لبنان در یادداشتی تحلیلی در روزنامه «البناء» نوشت: پس از پایان مهلت ۶۰ روزه آتش‌بس میان ایران و آمریکا و در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، سه ماه دیگر با انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره روبه‌رو است، خود را در برابر گزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر می‌بیند: دو جنگ و تحریم‌های شدید واشنگتن علیه تهران نتوانسته‌اند ایران را به تسلیم وادارند و آن را مجبور کنند تنگه هرمز را برخلاف خواست خود باز کند.

منصور نوشته است: ترامپ که به اعمال فشارهای اقتصادی و محاصره شدید دریایی علیه ایران تهدید کرده، تصور می‌کرد از این طریق به اهداف خود دست خواهد یافت، در حالی که گزینه نظامی را نیز باز نگه داشته بود؛ چه این گزینه به معنای جنگی محدود باشد و چه جنگی گسترده. بن‌بست ترامپ در تنگه هرمز به هسته اصلی مشکل تبدیل شده است، زیرا حرکت کشتیرانی در تنگه همچنان تقریباً به‌طور کامل متوقف و عبور از آن همچنان امکان‌پذیر نیست؛ مادامی که ایران بازگشایی تنگه را به برآورده شدن شروط خود و اجرای یادداشت تفاهم با ۱۴ بند آن مرتبط می‌داند.

در ادامه این نوشتار آمده است: ترامپ و کسانی که پشت سر او قرار دارند، تصور می‌کنند با فشار شدید بر اقتصاد ایران و اعمال تحریم‌های بیشتر می‌توانند رهبری ایران را مجبور به باز کردن تنگه کند. این سیاست در برابر موضع ثابت ایران عملی نشد و تنگه همچنان به‌عنوان یک عامل قدرت در دست تهران باقی ماند. ادامه بسته ماندن تنگه، با وجود تحریم‌های ترامپ علیه ایران، برای او نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته است.

دیپلمات سابق لبنانی گفته است: این مشکل در افزایش قیمت نفت و ایجاد فشار تورمی بر اقتصاد آمریکا نمود پیدا کرد؛ موضوعی که خشم بخش‌های اقتصادی متعددی در آمریکا را برانگیخت، خسارت‌های مالی بزرگی به آن‌ها وارد کرد و متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس، آسیا و اروپا را نیز تحت فشار قرار داد. شکست ترامپ در باز کردن تنگه و به زانو درآوردن ایران، از سوی مخالفان او از نظر سیاسی مورد بهره‌برداری قرار گرفت تا بگویند ترامپ با این جنگ کار را به جایی رساند که تنگه تقریباً به‌طور کامل بسته شد!

وی افزوده است: این واقعیت برای ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به مسأله‌ای تلخ و بسیار حساس تبدیل شده است، زیرا قیمت سوخت در آمریکا به‌شدت افزایش یافته، در حالی که ترامپ از آمریکایی‌ها می‌خواهد افزایش قیمت بنزین را به‌عنوان بهایی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بپذیرند!! اما آیا ترامپ پس از ناکامی در تحقق اهداف خود علیه ایران از طریق محاصره و تحریم‌های اقتصادی، به سمت تشدید تنش نظامی خواهد رفت تا دستاوردی «درخشان» و پیروزی بر ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به ثبت برساند؟ ترامپ ممکن است در کوتاه‌مدت به یک دستاورد رسانه‌ای دست یابد، اما در بلندمدت با یک مشکل انتخاباتی روبه‌رو خواهد شد. اگر ترامپ سومین ماجراجویی خود را با آغاز جنگ علیه ایران انجام دهد و نتواند تنگه هرمز را به‌طور پایدار باز کند، چه خواهد شد؟! در آن صورت، تشدید نظامی به جای آنکه معیار قدرت باشد، نشانه شکست فاجعه‌بار خواهد بود؛ از این رو، ترامپ افکار عمومی آمریکا را برای پذیرش ایده جنگی طولانی و پرهزینه آماده می‌کند و معتقد است محاصره آمریکا می‌تواند در سایه ناکام ماندن مذاکرات، «برای مدت نامحدود» ادامه یابد؛ به‌ویژه اینکه تکبر ترامپ او را به سمت دستیابی به یک «پیروزی» سوق می‌دهد، فارغ از سطح و میزان آن، تا آن را به آمریکایی‌ها ارائه و به‌عنوان یک دستاورد تاریخی تبلیغ کند!

به عقیده منصور، از این رو، ترامپ در پی توافقی است که بتواند آن را برای افکار عمومی به‌عنوان پیروزی آمریکا و «شکست ایران» جلوه دهد. توافقی صلح‌آمیز که در نتیجه محاصره، تحریم‌ها و تهدید نظامی در جریان مذاکرات حاصل شود و از طریق میانجی‌ها به ایران منتقل شود، به جای آنکه عملیات نظامی بزرگی انجام بگیرد. اینجاست که تناقض در سخنان و اظهارات ترامپ آشکار می‌شود؛ زمانی از صلح سخن می‌گوید و زمانی دیگر از محاصره و تهدید به تشدید نظامی. اما ایران به هیچ‌وجه آماده نیست بدون تحقق اهداف و برآورده شدن مطالباتش، تنگه را باز کند؛ زیرا تنگه همچنان قوی‌ترین برگ در میان برگ‌های در اختیار تهران است. اگر ترامپ می‌خواهد جنگ با باز شدن تنگه پایان یابد، ایران در مقابل آن خواهان تضمین‌هایی برای پایان جنگ، پایان تحریم‌ها، آزادسازی پول‌ها و دارایی‌های مسدودشده خود و پرداخت غرامت‌ها پیش از باز کردن تنگه است! چه کسی نخستین گام را برخواهد داشت و ابتدا عقب‌نشینی خواهد کرد و پس از آن بهای سیاسی سنگینی خواهد پرداخت؟!

دیپلمات لبنانی گفته است: آیا انتخابات میان‌دوره‌ای که چند ماه دیگر برگزار خواهد شد، ترامپ را به اجتناب از جنگ و حفظ وضعیت کنونی تا زمان برگزاری انتخابات سوق خواهد داد؟! این به معنای ادامه تورم، افزایش قیمت سوخت و افزایش زیان‌های اقتصادی خواهد بود؛ مسأله‌ای که ترامپ و حزب جمهوری‌خواه او را در برابر یک بن‌بست سیاسی بزرگ قرار خواهد داد. از این رو، ترامپ اخیراً لحن سیاسی خود را تشدید کرد و از امکان اعلام تنگه هرمز به‌عنوان «سرزمین آمریکا» سخن گفت، در حالی که ایران تأکید دارد که تنها تهران است که درباره باز یا بسته بودن آن تصمیم می‌گیرد؛ به این ترتیب، کنترل تنگه به بخشی از جنگ تبدیل شده است. تنگه هرمز اکنون از یک مشکل خارجی به یک مشکل انتخاباتی داخلی آمریکا تبدیل شده است. بن‌بست واقعی که ترامپ در آن گرفتار شده این است که او می‌خواست ایران را به عقب‌نشینی وادار کند و این کشور را به پذیرش خواسته‌های خود مجبور سازد، اما ایران تنگه هرمز را به اهرم فشاری علیه خود آمریکا تبدیل کرد. این در حالی است که کنگره اخیراً قطعنامه‌ای را در حمایت از پایان دادن به اقدامات خصمانه با ایران تصویب کرده است؛ اقدامی که نوعی «توبیخ» نادر از سوی کنگره به شمار می‌رود. این بدان معناست که اگر ترامپ به جنگی باز و گسترده برای ماه‌ها با هدف سرنگونی نظام ایران یا اشغال سرزمین‌هایی متوسل شود، از نظر حقوقی و سیاسی برای او دشوار خواهد بود که بگوید عملیات نظامی موقت و در چارچوب اختیارات رئیس‌جمهوری است. در اینجا کنگره از اختیارات قانونی خود در زمینه تأمین مالی، قانون‌گذاری و اختیارات جنگ استفاده خواهد کرد تا ترامپ را به عقب‌نشینی وادار کند.

در ادامه این نوشتار گفته شده، اما در حالی که قیمت نفت همچنان افزایش می‌یابد، رأی‌دهنده آمریکایی متضرر می‌شود و نظرسنجی‌های افکار عمومی به دغدغه و مشکلی واقعی برای او تبدیل شده‌اند؛ پس از آنکه نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند دو سوم آمریکایی‌ها با جنگ مخالف هستند، برای ترامپ آسان است که به جنگی باز و گسترده متوسل شود؟! اگر تنگه هرمز برای ماه‌ها بسته بماند، در آن صورت محاصره به منزله جنگی طولانی خواهد بود. اما آیا جنگ طولانی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به سود ترامپ خواهد بود، در حالی که او پیش از برگزاری انتخابات به یک «دستاورد تاریخی» نیاز دارد؟ این دستاورد لزوماً نباید نظامی باشد، بلکه می‌تواند توافقی باشد که ایران را به باز کردن تنگه وادار کند؟! با ادامه وضعیت کنونی، ایران می‌گوید تنگه هرمز تحت کنترل این کشور است، در حالی که ترامپ ادعا می‌کند ما کنترل کامل هرمز را در اختیار داریم؛ اما در هر دو حالت، تنگه همچنان بسته است، اقتصادهای جهان آسیب می‌بینند و شرایط معیشتی در آمریکا و اروپا دشوارتر می‌شود. ترامپ چاره‌ای جز خروج از بن‌بستی که خود را در آن گرفتار کرده، ندارد و این امر از طریق درک مطالبات ایران و ارائه امتیازاتی امکان‌پذیر است؛ امتیازاتی که نتیجه رفتار رئیس‌جمهور یک قدرت بزرگ باشد که روزی تصور می‌کرد با استفاده از قدرت و سیاست تحمیل واقعیت می‌تواند آن را بر همه اعمال کند و هر کاری که می‌خواهد انجام دهد، حتی اگر تمام جهان را در برابر یک نظام بین‌المللی مبتنی‌بر اصل قدرت، نه اصول حقوق بین‌الملل، قرار دهد. ترامپ در اینجا کنترل نظامی موقت آمریکا را به مشروعیت سیاسی دائمی تبدیل کرد و همین امر او را در سیاست ناموجه و نامتوازن خود بیش از پیش، پیش برد؛ سیاستی که موجب شگفتی کشورهای جهان شد، هنگامی که او در صفحه رسمی خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نقشه رسمی تنگه هرمز را با عبارت «سرزمین جدید آمریکا» منتشر کرد!

پس از پایان آتش‌بس چه چیزی در انتظار منطقه است؟

به نوشته منصور، ترامپ پس از ناکامی در جنگ از «شدیدترین عملیات اقتصادی ویرانگر که تاکنون علیه هر کشوری اتخاذ شده است» سخن گفته و ایران را به «جنگ اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بی‌سابقه» تهدید کرده است. ترامپ تمام کشورهای جهان را تهدید کرده است اگر از طریق مؤسسات مالی، شرکت‌ها و فرودگاه‌های خود از ایران حمایت کنند، با «پیامدهای اقتصادی عظیم» روبه‌رو خواهند شد! ترامپ با این تصمیم یکجانبه، سازمان ملل، شورای امنیت آن و جامعه بین‌المللی را به شکلی آشکار و صریح نادیده گرفته و تمامی کشورهای جهان را ملزم به پایبندی به تصمیم خود کرده است، بی‌آنکه به حاکمیت کشورها و جایگاه آن‌ها اعتنایی داشته باشد! 

وی در ادامه آورده است: جنگ اقتصادی ترامپ چیزی جز مقدمه‌ای برای یک جنگ نظامی گسترده‌ نیست. ایران می‌داند که طرف آمریکایی و اسرائیلی در تلاش هستند به «لحظه صفر» برسند؛ لحظه‌ای که دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، حمله نظامی که ترامپ و نتانیاهو می‌خواهند از طریق آن پیش از انتخابات به یک پیروزی نمادین دست یابند و دوم، ایجاد آشوب و تنش مسلحانه در داخل ایران که با حمله نظامی درهم آمیخته شود. ایران آمادگی پنهان و عمیقی برای این «لحظه صفر» دارد و معتقد است آرامش کنونی، آرامش پیش از طوفان است. تهران مصمم است در صورت آغاز رویارویی، به یک پیروزی قاطع برسد که به جنگ‌های آینده پایان دهد.

منصور در پایان نوشته است: سیاستی که رئیس‌جمهور آمریکا دنبال می‌کند جهان نمونه‌ای مشابه را به خود ندیده است، پس از جنگ اقتصادی علیه ایران چه چیزی در انتظار جهان است؟ پس از آنکه ترامپ جهان را وادار کرده سر فرود آورند و سکوت کنند، دستورات او را اجرا کنند، در حالی که سازمان ملل با تمام ساختار خود در حاشیه قرار گرفته است! آیا «حاکمیت» و «کرامت» کشورهای جهان به یک خیزش جهانی علیه سیاست تکبر و تحقیر نیاز ندارد؟

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان