سپاهان اصفهان در روزهای پایانی اردیبهشت ۱۴۰۵ در فهرست باشگاههای دریافتکننده مجوز حرفهای قرار نگرفت؛ درحالیکه استقلال، پرسپولیس، تراکتور، گلگهر، آلومینیوم و چادرملو موفق به دریافت مجوز شدند. علت اصلی ناکامی سپاهان ناکامی در بارگذاری بهموقع مدارک، بهویژه صورتهای مالی و گزارش حسابرسی بود.
منوچهر نیکفر، مدیرعامل باشگاه سپاهان نیز در توضیح رسمی خود تأیید کرد که صورتهای مالی باشگاه بدون گزارش حسابرسی در سامانه بارگذاری شده و بهدلیل نبود گزارش حسابرسی، مجوز صادر نشده است. وی در عین حال شرایط جنگی، بمباران مجتمع فولاد مبارکه و دشواری دسترسی به اسناد را از عوامل پیچیدهشدن فرآیند دانسته بود.
با این وجود روایت تازه هدایت ممبینی، ماجرا را از زاویه دیگری روشن میکند؛
هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون فوتبال در توضیح علت صادرنشدن مجوز حرفهای سپاهان اظهار کرد: با آغاز جنگ و فریزشدن مسابقات، مهلتهای مربوط به فرآیند صدور مجوز همچنان وجود داشته است. در چهارم خرداد نامه مربوط به موضوع ارسال شد و در ۱۰ خرداد نیز نامه کمیته صدور مجوز حرفهای که کمیتهای مستقل از فدراسیون است، برای طی مراحل نهایی ارسال شد.
وی درباره سپاهان مشخصاً گفته است که این باشگاه در پنجره زمانی تعیینشده نتوانسته مدارک مورد نیاز، ازجمله صورتهای مالی، را به موقع بارگذاری کند.
با این حال، نکته مهم در اظهارات ممبینی آنجاست که وی برخلاف یک روایت صرفاً اداری، شرایط جنگی فولاد مبارکه را نیز قابل درک دانسته است؛ چرا که به گفته دبیرکل، مجتمع فولاد مبارکه در جریان جنگ آسیب جدی دیده بود و مسئولان باشگاه توضیح داده بودند که کارکنان بخش مالی امکان دسترسی به اسناد و انتقال آنها برای بارگذاری را نداشتهاند.
از سوی دیگر، حسابرس مستقل نیز برای بررسی و تأیید صورتهای مالی به زمان نیاز داشته و در نهایت این فرآیند به مهلت مقرر نرسیده است. این بخش از روایت دبیرکل فدراسیون در واقع نشان میدهد که اصل مشکل سپاهان، نه نداشتن مدارک، بلکه نرسیدن مدارک به مرحله نهایی بارگذاری و تأیید در مهلت مقرر بوده است.
جنگ؛ دلیل قابل فهم، اما نه لزوماً رافع مسئولیت
دفاع از سپاهان از این منظر قابل فهم است؛ حمله به فولاد مبارکه، بهعنوان مالک و حامی اصلی باشگاه، شرایطی غیرعادی ایجاد کرد و دسترسی به برخی اسناد را دشوار ساخت. حتی مدیرعامل باشگاه نیز بعدها اعلام کرد که گزارش حسابرس با ۴۸ ساعت تأخیر آماده شد، اما در آن زمان سامانه بسته شده بود و امکان ارسال مدارک وجود نداشت.
با این وجود مسئله اصلی جای دیگری است. مجوز حرفهای فرآیندی نیست که باشگاهها در چند روز پایانی مهلت به سراغ آن بروند. این پرونده مجموعهای از الزامات مالی، حقوقی، زیرساختی، اداری و مدیریتی دارد که از ماهها قبل باید برای آن برنامهریزی شود. بنابراین حتی اگر پذیرفته شود که جنگ روند نهایی کار را مختل کرده، این پرسش همچنان پابرجاست که چرا پرونده سپاهان تا روزهای پایانی به نقطهای نرسید که وقوع یک اتفاق خارج از برنامه، کل فرآیند را با خطر مواجه کند؟
ضمن اینکه کمیته صدور مجوز حرفهای در ماههای پیش از موعد نهایی، درباره نواقص مدارک به باشگاهها هشدار داده بود. سپاهان مدارک را داشت، اما بهموقع ارائه نکرد؛ اینجا باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد، چرا که نداشتن مدارک و نداشتن امکان بارگذاری مدارک در مهلت مقرر بایکدیگر مغایرت دارند.
سپاهان مدعی نبود که اساساً صورتهای مالی یا اسناد مورد نیاز را در اختیار ندارد. مسئله این بود که صورتهای مالی هنوز به تأیید حسابرس نرسیده بود و بخشی از اسناد نیز در شرایط جنگی در اختیار باشگاه قرار نگرفته بود. بنابراین، توضیح «جنگ» بخشی از زنجیره اتفاقات را روشن میکند، اما نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی تمام پرسشها درباره مدیریت فرآیند صدور مجوز باشد.
بهخصوص اینکه سپاهان باشگاهی است که در سالهای گذشته بارها این فرآیند را با موفقیت و خیلی زودتر از سایر باشگاهها پشتسر گذاشته و اساساً با الزامات مجوز حرفهای بیگانه نیست.
اعتراض، استیناف و در نهایت CAS
پس از اعلام ناکامی در صدور مجوز، سپاهان اعتراض خود را به کمیته استیناف برد. کمیته استیناف در چند جلسه پرونده را بررسی کرد، اما در نهایت اعتراض باشگاه مورد پذیرش قرار نگرفت و رأی کمیته صدور مجوز حرفهای تأیید شد. سپاهان سپس مسیر دیگری را دنبال کرد و مدارک خود را برای بررسی به AFC فرستاد. با این حال، کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز اعلام کرد مرجع صدور مجوز، فدراسیون فوتبال ایران است و پیگیری موضوع باید از مسیر فدراسیون انجام شود.
در مرحله بعد، باشگاه پرونده را به دادگاه حکمیت ورزش (CAS) برد. طبق اعلام نیکفر، جلسه رسیدگی برگزار شده و باشگاه منتظر رأی این دادگاه است.
نکته قابل توجه این است که مدیران سپاهان از چند ماه قبلتر از موعد نهایی، درگیر فرآیند اخذ مجوز حرفهای بودند و طبیعتاً میدانستند صورتهای مالی و گزارش حسابرسی از ارکان اصلی پرونده هستند. از همینرو، نمیتوان همه ماجرا را صرفاً به جنگ و آسیب فولاد مبارکه تقلیل داد.
جنگ بدون تردید شرایطی استثنایی ایجاد کرد و حتی روایت دبیرکل نیز نشان میدهد که فدراسیون این شرایط را درک کرده است. اما یک باشگاه حرفهای باید برای اتفاقات پیشبینینشده نیز حاشیهامن داشته باشد. وقتی فرآیندی چندماهه تا روزهای پایانی به مرحله تعیینکننده میرسد، وقوع یک بحران میتواند کل پرونده را تحت تأثیر قرار دهد.
از همین منظر، توضیح جنگ میتواند علت تأخیر نهایی را توضیح دهد، اما الزاماً مسئولیت مدیریتی در قبال آمادهسازی بهموقع پرونده را از بین نمیبرد.
یک ناکامی بزرگتر از یک نقص اداری
اهمیت این پرونده برای سپاهان تنها به از دست دادن یک مجوز محدود نشد. ناکامی در دریافت مجوز حرفهای عملاً حضور این تیم در رقابتهای آسیایی را تحت تأثیر قرار داد و باشگاهی که در جدول لیگ برتر در موقعیتی قرار گرفته بود که سهمیه آسیایی برایش متصور بود، در نهایت بهدلیل همین پرونده از مسیر آسیایی کنار رفت. بدین ترتیب، فاصله میان «قابل فهم بودن شرایط» و «قابل توجیه بودن نتیجه» بسیار مهم است.
شرایط جنگی فولاد مبارکه قابل فهم و دشواری دسترسی به اسناد نیز قابل فهم است؛ تأخیر حسابرس نیز میتواند در چنین شرایطی اتفاق بیفتد، اما برای باشگاهی در اندازه سپاهان، با ساختار اداری و تجربه چندینساله در پرونده مجوز حرفهای، انتظار میرود فرآیند به گونهای مدیریت شود که یک بحران در روزهای پایانی، مجوز و سهمیه آسیایی را از بین نبرد.
در نهایت، جنگ میتواند بخشی از دلیل ناکامی سپاهان را توضیح دهد، اما نمیتواند تمام پاسخ باشد؛ چراکه مسئولیت مدیریت یک فرآیند چندماهه، حتی در شرایط غیرعادی، همچنان بر عهده باشگاه است. همین نقطه است که روایت دبیرکل، دفاع مدیران سپاهان و واقعیت پرونده را به هم میرساند؛ سپاهان احتمالاً قربانی شرایطی استثنایی شد، اما این به معنای آن نیست که همه مسئولیت از دوش مدیران باشگاه برداشته شود.
انتهای پیام