چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۸:۵۱
منبع: روابط عمومی فیلم
فیلمی برای بازخوانی یک فاجعه میراثی

فیلمی برای بازخوانی یک فاجعه میراثی

«فعالیت‌های مارسل دیولافوآ و رومن گیرشمن در محوطه شوش در شکل‌گیری مطالعات باستان‌شناسی این محوطه سهم علمی داشته‌ است اما شیوه‌های کاوش و مناسبات حاکم بر باستان‌شناسی در دوره فعالیت آنان، در مواردی به تخریب گسترده بناها، از بین رفتن لایه‌های باستان‌شناختی و خروج شمار زیادی از آثار از ایران انجامیده است.»

به گزارش ایسنا، طبق گزارش رسیده، این جملات بخشی از صحبت‌های پژمان مظاهری‌پور فیلم‌سازی است که در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران برای نشستی با محوریت نمایش و گفت‌وگو درباره دو مستندش «دیولافوآ» و «گیرشمن»، محصول سال ۱۴۰۲ حاضر شده بود.

این دو فیلم بخشی از مجموعه‌ای درباره تاریخ مطالعات و کاوش‌های باستان‌شناسی در ایران هستند و به فعالیت باستان‌شناسان فرانسوی در محوطه باستانی شوش در دوره قاجار و پهلوی می‌پردازند. فیلم‌ها پس از نمایش، زمینه‌ساز گفت‌وگویی درباره تاریخ باستان‌شناسی، سرنوشت آثار کشف‌شده در شوش، شیوه‌های کاوش در گذشته، وضعیت امروز میراث فرهنگی و نقش جامعه در حفاظت از آن شدند.
فیلمی برای بازخوانی یک فاجعه میراثی
مظاهری‌پور در ابتدای نشست درباره انگیزه خود از ساخت این مجموعه توضیح داد:« فیلم‌ها بخشی از یک مجموعه چندقسمتی هستند که تاریخ مطالعات باستان‌شناسی در ایران را از منظر خود باستان‌شناسان روایت می‌کند؛ نه صرفاً با هدف معرفی محوطه‌های تاریخی، بلکه برای نشان دادن اینکه این محوطه‌ها چگونه شناسایی شدند، چگونه مورد کاوش قرار گرفتند و در ادامه چه سرنوشتی پیدا کردند».

به گفته او، دو قسمت نمایش‌داده‌شده به فعالیت‌های مارسل دیولافوآ و رومن گیرشمن در شوش اختصاص دارند. هر دو چهره در شکل‌گیری مطالعات باستان‌شناسی این محوطه سهم علمی داشته‌اند، اما شیوه‌های کاوش و مناسبات حاکم بر باستان‌شناسی در دوره فعالیت آنان، در مواردی به تخریب گسترده بناها، از بین رفتن لایه‌های باستان‌شناختی و خروج شمار زیادی از آثار از ایران انجامیده است.

مظاهری‌پور با اشاره به حضور باستان‌شناسان و کاوشگران خارجی در شوش توضیح داد که بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های اولیه با هدف کشف و انتقال اشیای تاریخی انجام می‌شد و در بسیاری موارد، معماری و لایه‌های باستان‌شناختی در جریان حفاری‌ها آسیب می‌دید.

او با اشاره به وضعیت کنونی محوطه گفت: «تنها ۲۰ درصد شوش کاوش شده و ۸۰ درصد آن هنوز ناشناخته مانده؛ اما متأسفانه همان ۲۰ درصد نیز با روش‌های غیرعلمیِ آن دوران، آسیب جدی دیده اند!».

از مفهوم ایران تا تاریخ حضور انسان در فلات ایران
مظاهری‌پور در ادامه بحث را از مفهوم «ایران» و پیشینه حضور انسان در فلات ایران آغاز و تأکید کرد که یافته‌های باستان‌شناسی دائماً در حال تغییر و تکمیل تصویر ما از گذشته هستند و سابقه حضور گونه‌های انسانی در این سرزمین بسیار قدیمی‌تر از تاریخ شکل‌گیری ایران به معنای سیاسی و امروزی آن است.

به گفته‌ی او، یافته‌های حوزه پارینه‌سنگی در سال‌های اخیر اطلاعات تازه‌ای درباره حضور انسان در این منطقه فراهم کرده‌اند و همین مسئله نشان می‌دهد که شناخت تاریخ ایران را نمی‌توان صرفا به چند هزار سال اخیر محدود کرد! از این منظر، «شوش» نیز نه یک محوطه منفرد و جداافتاده، بلکه بخشی از تاریخ طولانی حضور انسان و شکل‌گیری تمدن در فلات ایران است. اهمیت شوش از همین گستردگی زمانی و تاریخی ناشی می‌شود؛ محوطه‌ای که شناخت آن می‌تواند به درک بخش‌های مختلفی از تاریخ و تمدن ایران کمک کند.

شوش؛ از کشف محوطه تا شکل‌گیری دانش باستان‌شناسی
یکی از محورهای اصلی گفت‌وگو، تاریخ کاوش‌های باستان‌شناسی در شوش بود. مظاهری‌پور تاکید کرد که مساله اصلی فیلم‌های او صرفا معرفی آثار تاریخی نیست، بلکه تلاش برای نشان دادن مسیر شکل‌گیری دانش باستان‌شناسی و چگونگی کشف و شناخت محوطه‌های تاریخی است.

از نگاه او، هرچه جامعه جزئیات بیشتری درباره یک محوطه، یک بنا یا یک تمدن بداند، ارزش آن را بهتر درک خواهد کرد و در نتیجه امکان شکل‌گیری حساسیت اجتماعی نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی نیز افزایش خواهد یافت.
تجربه ساخت فیلم در شوش
بخش دیگری از نشست به تجربه ساخت فیلم در شوش اختصاص داشت. مظاهری‌پور با اشاره به این که فیلم‌برداری در دوران همه‌گیری کرونا انجام شده بود ، درباره دشواری‌های تصویربرداری در محوطه‌ای سخن گفت که بخش زیادی از سازه‌های آن از میان رفته و تنها بقایای معماری و لایه‌های تاریخی آن باقی مانده است.

او استفاده از تصاویر هوایی و پهپاد را یکی از امکانات مهم در ساختار بصری فیلم دانست و توضیح داد که این تصاویر امکان ارائه نمایی کلی از محوطه و آثار حفاری‌های گذشته را فراهم کرده‌اند؛ امکانی که به مخاطب اجازه می‌دهد وضعیت امروز شوش و گستره محوطه را در ارتباط با تاریخ کاوش‌های آن مشاهده کند.

پژمان مظاهری‌پور همچنین بر اهمیت قرار دادن وقایع تاریخی در کنار اتفاقات معاصر تأکید کرد. به گفته او، در فیلم تلاش شده است رخدادهای مربوط به کاوش و انتقال آثار شوش در کنار وقایع مهم تاریخ معاصر ایران قرار بگیرد تا مخاطب بتواند هم‌زمانی این رویدادها را درک کند؛ از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران گرفته تا جنگ‌ها و رویدادهای بین‌المللی.

از نگاه این کارگردان ، توجه جامعه به بحران‌های سیاسی و اجتماعی روزمره گاهی باعث می‌شود اتفاقات مربوط به میراث فرهنگی از نظر دور بماند؛ در حالی که میراث فرهنگی نیز همواره در بستر همین تحولات تاریخی و اجتماعی قرار داشته است.

از «شیءمحوری» تا «پژوهش‌محوری» در باستان‌شناسی
در ادامه، وضعیت کنونی شوش و ظرفیت‌های باستان‌شناختی آن مورد بحث قرار گرفت. مظاهری‌پور با اشاره به اینکه بخش محدودی از این محوطه تاکنون مورد کاوش قرار گرفته است، بر ضرورت استفاده از روش‌های علمی و مطالعات جدید تأکید کرد.

او در این بخش سه رویکرد «شیءمحور»، «محوطه‌محور» و «پژوهش‌محور» را از یکدیگر تفکیک کرد. به اعتقاد او، رویکرد پژوهش‌محور نباید تنها به کشف اشیا محدود شود، بلکه باید به شناخت تمدن، جامعه، زیست و انسان در گذشته بپردازد.
 

حفاری غیرمجاز، قاچاق و مسئله «نجات» میراث فرهنگی
بخش دیگری از گفت‌وگو به حفاری‌های غیرمجاز و قاچاق آثار تاریخی اختصاص داشت. مظاهری‌پور با اشاره به تفاوت شرایط امروز با دوره فعالیت باستان‌شناسان خارجی گفت که امروز بخشی از تهدید علیه میراث فرهنگی از سوی افرادی صورت می‌گیرد که خود را ایرانی و حتی «نجات‌دهنده» آثار می‌دانند.
او این نگاه را حاصل فقدان شناخت و آگاهی کافی درباره مفهوم میراث فرهنگی دانست و تاکید کرد که نگهداری یک اثر در یک موزه معتبر، حتی اگر خارج از مرزهای ایران باشد، با نابودی، قاچاق یا فروش غیرقانونی آن تفاوت اساسی دارد.

میراث فرهنگی در برابر جنگ و بحران
در ادامه گفت‌وگو، بحث به آسیب‌های واردشده به میراث فرهنگی در جریان جنگ رسید. فرانک آرتا با اشاره به سخنان دکتر صالحی امیری، وزیر میراث، گردشگری و صنایع دستی گفت: «در جنگ رمضان ۱۴۹ بنای تاریخی آسیب دیدند» . همچنین او آسیب واردشده به «چهلستون» و «تالار آیینه» را دلخراش توصیف کرد.

مظاهری‌پور در ادامه این بحث، به سخنی از دکتر شهریار عدل درباره زلزله بم اشاره کرد: «تاریخ حرکت می‌کند، ما هیچ‌گاه در این زمان متوقف نمی‌شویم. این هم اتفاقی است که برای این بنا افتاده، بخشی از تاریخ این بناست» .

او با استفاده از این نگاه آن را به وضعیت کاخ گلستان نیز تعمیم داد. به گفته او، آسیبی که به یک بنا وارد شده، می‌تواند بخشی از تاریخ آن بنا محسوب شود؛ مسئله اصلی این است که بنا استحکام‌سازی، حفظ و نگهداری شود.
-آموزش، هنر و کاهش گسست تاریخی
یکی دیگر از موضوعات مطرح‌شده در نشست، نقش آموزش و هنر در ایجاد آگاهی عمومی بود.فرانک آرتا با اشاره به تجربه فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی در موزه هنرهای معاصر تهران، بر اهمیت ایجاد ارتباط میان مخاطب و آثار هنری و تاریخی تأکید کرد.

از نگاه او، چنین ارتباطی می‌تواند به‌تدریج از گسست فرهنگی و تاریخی بکاهد و حساسیت نسل جدید را نسبت به میراث خود افزایش دهد.
میراث فرهنگی؛ میراث مشترک بشری
در ادامه، بحث میان دو فیلم و مسئله میراث فرهنگی در شرایط جنگ و بحران پیوند خورد. مظاهری‌پور میراث فرهنگی را بخشی از میراث مشترک بشری دانست و بر اهمیت قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی در حفاظت از آن تأکید کرد.

او نقش مردم را نیز اساسی دانست و گفت هرچه جامعه آگاه‌تر باشد، امکان تشخیص اطلاعات نادرست، مطالبه‌گری و حفاظت از میراث فرهنگی نیز بیشتر خواهد شد.
 

سینمای مستند و تبدیل ناخودآگاه جمعی به آگاهی
در پایان نشست، بر اهمیت سینمای مستند و دیگر اشکال هنری در ایجاد این آگاهی تاکید شد. از نگاه حاضران، حفاظت از میراث فرهنگی تنها وظیفه نهادهای رسمی نیست و جامعه، هنرمندان، پژوهشگران، رسانه‌ها و موزه‌ها نیز در این مسیر نقش دارند. سینمای مستند در این میان می‌تواند نقشی فراتر از ثبت یک رویداد یا معرفی یک محوطه داشته باشد. فیلم می‌تواند واقعیت‌ها را ثبت کند، پرسش ایجاد کند و بخشی از آنچه در ناخودآگاه جمعی جامعه وجود دارد را به سطح آگاهی بیاورد؛ به‌خصوص در موضوعاتی که به‌دلیل فاصله زمانی یا فشار مسائل روزمره، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

در این نشست، تاریخ کاوش‌های شوش تنها به‌عنوان بخشی از گذشته باستان‌شناسی ایران مطرح نشد، بلکه خود به موضوعی برای بازاندیشی درباره شیوه شناخت، حفاظت و روایت میراث تبدیل شد.
از روش‌های کاوش باستان‌شناسان خارجی و خروج آثار گرفته تا حفاری‌های غیرمجاز، قاچاق، آسیب‌های ناشی از جنگ و بحران، نقش موزه‌ها و اهمیت آموزش عمومی، همه در نهایت به یک پرسش مشترک بازمی‌گردند: جامعه امروز چگونه باید با گذشته خود مواجه شود؟
پاسخ ارائه‌شده در این نشست، بیش از هر چیز بر شناخت و آگاهی استوار بود. میراث فرهنگی زمانی می‌تواند زنده بماند که جامعه آن را بشناسد، ارزش آن را درک کند و نسبت به سرنوشتش حساس باشد. از این منظر، شناخت تاریخ نه صرفاً مقدمه‌ای برای پژوهش درباره گذشته، بلکه یکی از پیش‌شرط‌های حفاظت از آن در زمان حال است.

انتهای پیام 

 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری