به گزارش ایسنا، گاهی برای دیدن ظرافت یک هنر، لازم نیست به یک بنای عظیم یا یک فرش چند صد متری نگاه کرد؛ کافی است یک شیء به طول کمی بیش از ۲۰ سانتیمتر را در دست گرفت که سطح آن با لایههایی از رنگ، طلا و نقش پوشیده شده و در گوشهوکنار آن، روایتهایی از طبیعت، انسان، تاریخ و فرهنگ دیده میشود. قلمدانهای لاکی ایرانی از همین دستهاند؛ اشیائی کوچک اما سرشار از مهارت، که در دورههای مختلف به یکی از عرصههای مهم نقاشی و تزیینات لاکی در ایران تبدیل شدند و نمونههایی از آنها امروز در موزههای معتبر جهان نگهداری میشود.
یکی از نمونههای شاخص این هنر در موزه متروپولیتن نیویورک قرار دارد؛ قلمدانی ساختۀ «فتحالله شیرازی»، هنرمند ایرانی فعال در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی. این اثر که در سال ۱۲۹۹ هجری قمری برابر با ۱۸۸۱ ـ ۱۸۸۲ میلادی ساخته شده، حدود ۲۲ سانتیمتر طول دارد و از کاغذ فشرده ساخته شده است که روی آن نقاشی، تذهیب و لاککاری انجام شده است. موزه متروپولیتن این اثر را در رده هنرهای لاکی ثبت کرده است.

«فتحالله شیرازی» از هنرمندان شناختهشده نقاشی لاکی دوره قاجار بود و گل و مرغ از شاخصترین ویژگیهای آثار او به شمار میرفت. در قلمدان موجود در موزه متروپولیتن، نقوش گل و پرنده روی زمینهای طلایی اجرا شده و تضاد رنگهای طلایی و سیاه، جلوهای ویژه به سطح اثر داده است. نکته جالب درباره همین قلمدان، کتیبه فارسی آن است؛ نوشتهای که نشان میدهد اثر به سفارش یک حامی غیرسلطنتی ساخته شده است. این موضوع نشان میدهد که اگرچه «فتحالله شیرازی» ارتباط نزدیکی با دربار داشت، اما سفارشهای خصوصی نیز دریافت میکرد.
نمونه دیگری از آثار «فتحالله شیرازی» نیز در موزه متروپولیتن نگهداری میشود؛ قلمدان و جعبه عینکی که به اواسط قرن نوزدهم میلادی تعلق دارد. این قلمدان با همان شیوه معروف گل و مرغ تزئین شده و رنگهای کرم، طلایی و سیاه در آن به کار رفته است. کتیبهای در قسمت بالایی و پایینی درِ قلمدان، نشان میدهد که این اثر برای کامرانمیرزا، سومین پسر ناصرالدینشاه قاجار، ساخته شده است. این اثر نیز در مجموعه هنر اسلامی همین موزه قرار دارد.

اما قلمدان در ابتدا صرفاً یک شیء تزیینی نبود. همانطور که از نام آن پیداست، وظیفه اصلی آن نگهداری قلمهای مورد استفاده برای نوشتن بود، اما به مرور، بهویژه در دورههای متأخر، سطح کوچک آن به بستری برای نمایش هنر نقاشی تبدیل شد. هنرمند میتوانست روی بدنهای باریک، مجموعهای از تصاویر و نقوش را اجرا کند و از شیء کاربردی، اثری هنری بسازد. به همین دلیل، قلمدان را میتوان یکی از نمونههای روشن پیوند کاربرد و زیبایی در صنایع دستی ایران دانست.
در قرنهای هجدهم و نوزدهم میلادی، تولید اشیاء لاکی در ایران رونق قابل توجهی پیدا کرد. موزه متروپولیتن در معرفی یکی از قلمدانهای ایرانی خود توضیح میدهد که اشیاء لاکی در این دوره به کالاهایی مطلوب و حتی نشانهای از جایگاه اجتماعی تبدیل شده بودند. این آثار برای دربار و طبقات مرفه سفارش داده میشدند، در بازار به فروش میرسیدند و حتی به خارج از ایران صادر میشدند. هنرمندان لاکی نیز به سبک شخصی خود اهمیت میدادند و بسیاری از آنها آثارشان را امضا و تاریخگذاری میکردند.

تکنیک لاکی نیز خود بخش مهمی از این هنر است. بسیاری از قلمدانهای ایرانی از کاغذ فشرده ساخته میشدند؛ مادهای که امکان شکلدهی به بدنهای سبک و نسبتاً مقاوم را فراهم میکرد. پس از آماده شدن بدنه، سطح آن با لایههای مختلف پوشش داده میشد و سپس نقاشی و تزیینات روی آن اجرا میشد. در نمونههای نفیس، استفاده از طلا، رنگهای متنوع و خطوط بسیار ظریف، سطح قلمدان را به یک بوم نقاشی کوچک تبدیل میکرد. موزه متروپولیتن نیز نمونههای متعدد خود را با عنوان «کاغذ فشرده، نقاشیشده، طلاکاریشده و لاککاریشده» ثبت کرده است.
اما جذابیت قلمدانهای ایرانی تنها به گل و مرغ محدود نمیشد. هنرمندان قاجار موضوعات بسیار متنوعی را روی این اشیاء به تصویر میکشیدند؛ از چهره شخصیتهای تاریخی و مذهبی و صحنههای ادبی و حماسی گرفته تا منظره، شکار، حیوانات، زنان و مردان و حتی تصاویر متأثر از هنر اروپا. مجموعه قلمدانهای قاجاری موزه بریتانیا نمونه روشنی از این تنوع است؛ در میان آنها قلمدانهایی با تصویر پرندگان و پروانهها، داستانهای مذهبی، پرتره شخصیتهای روحانی، صحنههای عاشقانه و حتی مناظر اروپایی دیده میشود.

این تأثیرپذیری از هنر اروپا نیز خود بخشی از داستان هنر قاجار است. نمونههایی با الهام از نمونههای اروپایی، نقاشی شده است. این آثار نشان میدهد هنرمندان ایرانی در دوره قاجار، در کنار حفظ سنتهای تصویری ایرانی، عناصر تازهای را نیز وارد هنر خود کردند.
در نمونههای دیگر، قلمدان به بستری برای روایت تاریخ ایران تبدیل میشد. یکی از آثار موزه متروپولیتن، قلمدانی متعلق به اوایل قرن نوزدهم میلادی است که صحنهای از نبرد شاه اسماعیل صفوی با ازبکها را به تصویر کشیده و احتمال داده شده است که اثر متعلق به میرزا بابا، نقاش دربار قاجار، یا یکی از هنرمندان نزدیک به او باشد. در بخشهای دیگر این قلمدان نیز صحنههای شکار، اسبسواران و مناظر طبیعت دیده میشود.

این تنوع موضوعی نشان میدهد قلمدان تنها یک ظرف برای نگهداری ابزار نوشتن نبود، بلکه به نوعی آرشیو تصویری کوچک تبدیل شده بود. هنرمند میتوانست تاریخ، ادبیات، طبیعت، باورها و حتی تحولات فرهنگی زمانه خود را روی سطحی بسیار محدود ثبت کند. در نتیجه، مطالعه یک قلمدان لاکی میتواند اطلاعاتی درباره ذوق هنری، پوشش، معماری، چهرهها، روایتهای ادبی و حتی ارتباط فرهنگی ایران با دیگر کشورها در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم این هنر، اهمیت امضا و هویت هنرمند است. در بسیاری از هنرهای سنتی، نام سازنده اثر به اندازه خود اثر برجسته نیست، اما در نقاشی لاکی ایران، هنرمندان گاه با امضا و تاریخگذاری، هویت خود را روی اثر ثبت میکردند. موزه متروپولیتن نیز در معرفی قلمدانهای لاکی ایرانی بر همین موضوع تأکید کرده است؛ هنرمندان لاکی به سبک شخصی خود افتخار میکردند و آن را با امضا و تاریخ مشخص میکردند.

حتی در یک قلمدان کوچک، اجرای چنین نقاشیهایی به مهارت بسیار بالایی نیاز داشت. سطح باریک و کشیده قلمدان، برخلاف یک صفحه تخت، امکان اجرای ساده نقاشی را محدود میکرد. هنرمند باید نقش را با توجه به انحنا و ساختار بدنه طراحی میکرد و در عین حال، جزئیات را چنان ظریف اجرا میکرد که در فاصلهای چند سانتیمتری قابل مشاهده باشند. استفاده از خطوط نازک، سایهروشن، طلا و رنگهای مختلف باعث میشد سطح کوچک قلمدان عملاً به یک تابلوی نقاشی تبدیل شود.
نمونههای موجود در موزه بریتانیا نیز گستره این هنر را بهخوبی نشان میدهد. این موزه مجموعهای از قلمدانهای قاجاری را در اختیار دارد که برخی از آنها به قرن نوزدهم میلادی مربوط هستند و با کاغذ فشرده، لاک و نقاشی ساخته شدهاند. یکی از این آثار که در سالهای ۱۹۰۷ـ ۱۹۰۸ میلادی ساخته شده، به احتمال زیاد در اصفهان تولید شده و تصویری از یک درویش در کنار پرندگان، حیوانات و مناظر اروپایی دارد.

قلمدانهای لاکی در واقع نمونهای روشن از توانایی صنایعدستی ایران در تبدیل یک وسیله روزمره به یک اثر هنری هستند. شئایی که برای نگهداری قلم ساخته شده بود، به دست هنرمند به سطحی برای نقاشی، روایت و تزیین تبدیل شد، آنچنان که قرنها پس از ساخت، ارزش آن نه فقط به کاربرد اولیهاش، بلکه به نقاشی، تکنیک، امضا و داستانی وابسته است که بر بدنه آن نقش بسته است.
امروز وقتی نمونهای از این قلمدانها در موزههای بزرگی چون موزه متروپولیتن نیویورک یا موزه بریتانیا قرار گرفته است، در واقع تنها یک شیء کوچک در ویترین دیده نمیشود، آنچه پیش روی مخاطب قرار دارد، بخشی از تاریخ هنر ایرانی است که در ابعادی کوچک، مجموعهای از مهارتهای طراحی، نقاشی، لاککاری، طلاکاری و ساخت بدنه را در کنار یکدیگر جمع کرده است. قلمدان لاکی از همین منظر، یکی از نمونههای قابل توجه نبوغ ایرانی در پیوند دادن کاربرد، هنر و روایت است.
انتهای پیام